«ایران» ابعاد مختلف پدیده مصرفگرایی را بررسی میکند
اصلاح الگوی مصرف گامی حیاتی در مسیر توسعه پایدار
سمیه افشین فر
گروه اجتماعی
اصلاح الگوی مصرف استفاده عاقلانه، بهینه و مسئولانه از منابع، کالاها و خدمات است. در این مفهوم، هدف این نیست که مردم از مصرف کالاهای ضروری صرفنظر کنند، بلکه هدف این است که بهتر، درستتر و بدون اسراف مصرف کنند. این موضوع، هم به اقتصاد خانواده کمک میکند و هم برای منافع اجتماعی و زیستمحیطی جامعه مؤثر است. اما این مسأله از دید جامعهشناسی اهمیت دارد چون به نظر جامعهشناسان مصرف فقط یک رفتار فردی نیست؛ بلکه یک پدیده اجتماعی است. شیوه مصرف افراد تحت تأثیر خانواده، رسانهها، طبقه اجتماعی، فرهنگ و حتی تبلیغات قرار دارد. اگر الگوی مصرف در جامعه نادرست باشد، پیامدهایی مثل اسراف، چشموهمچشمی، نابرابری و فشار اقتصادی بهوجود میآید. در سالهای اخیر، مسأله مصرف صحیح و پرهیز از اسراف، بیش از گذشته مورد توجه صاحبنظران و مسئولان قرار گرفته است. افزایش هزینههای زندگی، محدود بودن منابع طبیعی و گسترش فرهنگ مصرفگرایی، باعث شده است موضوع «اصلاح الگوی مصرف» به یکی از بحثهای مهم اجتماعی تبدیل شود. در شرایط اقتصادی کنونی، اصلاح الگوی مصرف از یک توصیه صرف اقتصادی به یک ضرورت اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است. صاحبنظران معتقدند، تغییر نگرش در نحوه مصرف کالاها و خدمات، میتواند تأثیرات شگرفی بر بهبود وضعیت اقتصادی خانوارها و حفظ منابع ملی داشته باشد.
روحالله ساعی جامعه شناس و استاد دانشگاه با بیان این مطالب و تشریح ابعاد مختلف این پدیده، به «ایران» میگوید: «مصرف، فراتر از یک نیاز اولیه، یک رفتار اجتماعی است که تحت تأثیر عوامل متعددی چون فرهنگ، رسانه، طبقه اجتماعی و تبلیغات شکل میگیرد. زمانی که الگوی مصرف جامعه به سمت تجملگرایی، رقابتهای بیمورد و اسراف سوق پیدا میکند، پیامدهای نامطلوبی همچون فشار اقتصادی بر خانوادهها، نابرابریهای اجتماعی و تخریب محیطزیست بروز پیدا میکند.»
او، آموزش را کلید اصلاح این الگو میداند و میگوید: «نهاد خانواده و نظام آموزشی، از ارکان اصلی شکلگیری فرهنگ مصرف صحیح هستند. آموزش صرفهجویی، پرهیز از خرید کالاهای غیرضروری و آشنایی با ارزش واقعی منابع از دوران کودکی، میتواند نسلی آگاه و مسئولیتپذیر را تربیت کند.»
آموزش از خانواده شروع میشود
ساعی در مورد مهمترین عوامل مصرفگرایی در جامعه توضیح میدهد: «در این زمینه عوامل مهمی مانند تبلیغات گسترده و گاهی اغراقآمیز، رقابتهای اجتماعی و چشموهمچشمیها از اهمیت برخوردارند، همچنین ضعف آموزش فرهنگی در خانواده، مدرسه و الگوگیری از سبک زندگی تجملگرایانه و نبود آگاهی درباره ارزش منابع و پیامدهای اسراف از مهمترین عوامل در این زمینه هستند.» این جامعهشناس با تأکید بر اهمیت نقش خانواده میگوید: «خانواده مهمترین نهاد تربیتی است. اگر والدین خودشان صرفهجو، منظم و مسئولانه رفتار کنند، فرزندان هم همین الگو را یاد میگیرند. آموزش از خانه شروع میشود؛ مثلاً با مدیریت درست هزینهها، پرهیز از خریدهای غیرضروری و احترام به نعمتها، خانوادهها میتوانند رفتار درست را در کودکان هم نهادینه کنند.» او در مورد نقش جوانان معتقد است: «جوانان میتوانند با آگاهی، الگوگیری درست و رفتار مسئولانه نقش مؤثری داشته باشند. آنها میتوانند در مدرسه، دانشگاه و فضای مجازی درباره مصرف درست فرهنگسازی کنند، از خریدهای غیرضروری پرهیز و به جای ظاهرگرایی، به کیفیت و نیاز واقعی توجه کنند.» این جامعه شناس برای رسیدن به اصلاح الگوی مصرف، راهکارهایی مانند آموزش فرهنگ مصرف درست از کودکی، تقویت ارزشهای سادهزیستی، کاهش تبلیغات مصرفگرا، حمایت از تولید داخلی، استفاده مسئولانه از منابع انرژی و آب، ترویج الگوهای موفق در خانواده و رسانهها را پیشنهاد میکند و میگوید: «اصلاح الگوی مصرف یعنی حرکت به سوی زندگی آگاهانه، متعادل و مسئولانه؛ راهی که هم به رفاه فردی کمک کرده و هم آینده جامعه را تضمین میکند.»
ساعی همچنین به نقش رسانهها اشاره میکند و میگوید: «رسانهها میتوانند با تولید محتوای هدفمند و ترویج سبک زندگی ایرانی- اسلامی، در جهت مقابله با فرهنگ مصرفگرایی و تشویق به استفاده بهینه از منابع گام بردارند.» او معتقد است رسانهها نقش بسیار مهمی دارند، چون میتوانند فرهنگ مصرف درست را ترویج کنند یا برعکس، مصرفگرایی را گسترش دهند. اگر رسانهها برنامههایی درباره صرفهجویی، تولید ملی، محیطزیست و سبک زندگی ساده تولید کنند، تأثیر زیادی بر جامعه خواهند داشت. ساعی در پاسخ به این سؤال که آیا اصلاح الگوی مصرف فقط به مسائل اقتصادی مربوط میشود، میگوید: «این موضوع ابعاد اخلاقی، فرهنگی و زیستمحیطی هم دارد. مثلاً صرفهجویی در آب و برق فقط کاهش هزینه نیست، یا جلوگیری از اسراف در مواد غذایی، هم اخلاقی است و هم به کاهش ضایعات کمک میکند. توجه به همه این موارد در حقیقت توجه به مسئولیت اجتماعی هم هست.»
تغییر الگوی مصرف
به معنی کاهش سطح رفاه نیست
ساعی همچنین بر لزوم توجه به تولیدات داخلی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی تأکید میکند و میگوید: «تغییر الگوی مصرف به معنای کاهش سطح رفاه نیست، بلکه به معنای استفاده هوشمندانه و مؤثر از منابع است. این موضوع، هم به اقتصاد خانوار و هم به پایداری اشتغال و تولید ملی کمک میکند.»

