ایران‌شناسی برای کودکان ضرورتی بدون جایگزین

دکتر نورالله مرادی
کارشناس و پژوهشگر رسانه

سال ۱۳۷۵ هجری خورشیدی، در خیابان فردوسی، کوچه شهید شاهچراغی، دفتر مجله کیهان بچه‌ها، جلسه‌ای با سردبیر وقت مجله، شادروان امیرحسین فردی داشتم. در آن جلسه با ایده« چگونه بچه‌ها را با ایران‌شناسی آشنا کنیم و چگونه از این طریق دوست داشتن ایران را به علاقه‌مندی بی‌پایان بچه‌ها تبدیل کنیم؟» وارد بحث شدیم. یک ساعتی صحبت کردیم و نتیجه آن جلسه به «بنیانگذاری ایران شناسی برای کودکان» منجر شد. برای عملی‌سازی آن هم قرار شد در هر شماره مجله دو صفحه راجع به ایران شناسی بنویسم. چند روزی گذشت تا زاویه دید لازم را برای نوشتن پیدا کردم. هر هفته یک موضوع ایران شناسی را انتخاب می‌کردم و با زبان داستانی، قصه آن‌ را تعریف می‌کردم. در آن سال‌ها قصه‌های بسیاری از سرزمین مان ایران را برای بچه‌ها گفتم. از تخت جمشید، گنبد سلطانیه، نظامیه‌ها، حافظ، سعدی و...
صفحات ایران شناسی در کیهان بچه‌ها حسابی گل کرد و مخاطب خودش را پیدا کرد اما دغدغه‌های دیگر زندگی فرصت استمرار آن را از من گرفت و بعد از چند سال نتوانستم ادامه دهم. هنوز هم افسوس می‌خورم که چرا آن کار بنیادین را ادامه ندادم. اما آنچه باعث شد این خاطره را تعریف کنم ضرورت آموزش و توجه دادن به مباحث هویتی و ایران شناسی در سنین کودکی ست. در ادامه جستار نکاتی را خواهم گفت.
چرا ایران شناسی مهم است؟ و چرا برای کودکان مهم‌تر.ما در عصری زندگی می‌کنیم که فرآیند «جهانی‌سازی»، به شکلی بی‌رحمانه در حال یکسان‌سازی الگوهای ذهنی کودکان است. کودک ایرانی امروز، پیش از آنکه با رستم، امیرکبیر، شهیدهمت یا شهید تنگسیری آشنا شود، با قهرمانان خیالی ساخته کمپانی‌های اسطوره‌سازی آن‌سوی مرزها آشنا می‌شود. این گسست و هژمونی رسانه‌ای، آغازگر «مهاجرتی عاطفی» است؛ مهاجرتی که در ذهن و جان کودک رخ می‌دهد.
ایران‌شناسی برای کودک، نه صرفاً اطلاعات تاریخی، بلکه یک «سپر فرهنگی» است. وقتی کودکان بدانند بر شانه‌های چه تمدنی ایستاده‌اند، در طوفان رسانه‌ها دچار «احساس حقارت» نمی‌شوند و می‌آموزند که «ایرانی بودن» نه یک اتفاق جغرافیایی، بلکه یک امتیاز تاریخی است.
باید گفت ایران‌شناسی، یکی از زیرساختی‌ترین اقدامات برای صیانت از جغرافیای ایران و روان نسل‌های آینده است. اولین ثمره این شناخت، ایجاد علاقه به وطن و امنیت روانی است. در جهانی که ارزش‌ها با شتابی سرسام آور دگرگون می‌شوند، هویت ملی برای کودک حکم «لنگر» را دارد. اگر کودکان ریشه‌های عمیق خویش را بشناسند، در سنین بالاتر در طوفان بحران معنا، قامت خم نمی‌کنند و استوار و مقاوم برای سربلندی کشور نهایت همت خویش را به کار خواهند بست.
دومین مزیت، مصونیت در برابر خود کم بینی است. ریشه بسیاری از انفعال‌های اجتماعی، در این پندار باطل نهفته است که «ما توان برتری نداریم». اما وقتی کودک با چشمان خویش می‌بیند و به این ادراک می‌رسد که نیاکان او هزار سال پیش، اولین دانشگاه‌های جهان (نظامیه‌ها) را بنا کردند و نبوغ ابن‌سینا و خیام مرزهای دانش را درنوردید، «اراده معطوف به توانستن» در او احیا می‌شود. این آگاهی، اعتمادبه‌نفس ملی را از سطح شعار به ساحت «شخصیت» می‌برد.
برای آنکه «ایران‌شناسی» از بایگانی، به زیست‌جهان کودکان منتقل شود، به دستگاه‌های متولی مخصوصاً آموزش و پرورش و بنیادهایی نظیر ایران شناسی، چهار محور ذیل پیشنهاد می‌شود:
محورِ اول؛ روایت‌گری هویت‌ساز: تبدیل واقعه به قصه. ایران باید به عنوان یک «موجود زنده و تپنده» که در طول تاریخ طولانی‌اش دچار تلاطم‌های بسیار شده است اما جانش همواره واحد و یکتا مانده، روایت شود.
محور دوم؛ پیوند حسی: در عصر چیرگی تصویر، باید فرزند زمانه خویش بود. استفاده از فناوری‌های نوین برای روایت رازهای کهن، ضرورتی انکارناپذیر است. ایران‌دوستی باید به سرشت کودک ایرانی نفوذ کند.
محور سوم؛ الگوسازی اصیل: معرفی مفاخر به مثابه ابرقهرمانان خرد و وطن دوستی. معرفی چهره‌های هم عصرخودمان مثل: شهید طهرانی مقدم، شهید تنگسیری، شهید لاریجانی یا قهرمانان دلاوری نظیر سیدمجید موسوی یا دانشمندان هسته‌ای یا ورزشکاران دلاوری مانند پهلوان وزنه‌برداری علیرضا یوسفی یا هنرمندانی نظیر محسن چاووشی و برنو بدستان لر و فرزندان خردسال شان و....
محور چهارم؛ مسئولیت و نگهبانی: تبدیل «دانش» به «کنش». کودک نباید تماشاگر شکوه گذشته باشد؛ او باید خود را «نگهبان میراث» بداند. این پیوند عاطفی است که حس تعلق را ساخته و فردایی پر از امید را در ذهن او ترسیم می‌کند همین امر باعث می‌شود او کوشش مضاعفی را برای سهیم شدن در آینده درخشان کشورش انجام دهد.
اما باید دانست که ایجاد فضای هویتی با برنامه‌ریزی عالمانه ایجاد می‌شود؛ با تک جرقه‌ها و اقدامات مقطعی علاقه به وطن ساخته نمی‌شود، هویت محصول «استمرار هوشمندانه» است. عشق به میهن با بخشنامه‌های اداری و دستورالعمل‌‌ها تولید نمی‌شود؛ این کیمیا تنها با «جاذبه» و «هنر» خلق می‌شود. سرمایه‌گذاری روی ایران‌شناسی کودکان، هوشمندانه‌ترین و کم‌هزینه‌ترین نوع سرمایه‌گذاری برای «امنیت ملی» است. کسی که خانه‌اش را بشناسد و زیبایی‌های پنهان و آشکار آن را با تمام وجود حس کند، این میراث هزارساله را ارزان نخواهد فروخت.
بعد از پیروزی‌های شگرف جوانان مان در مقابل همه قدرت‌های استعمارگر در نبردهای اخیر، وظیفه تاریخی ماست که ایران را دوباره برای فرزندانمان «ترجمه» کنیم. باید ایران را از قفسه کتابخانه‌ها بیرون کشید و به خلوت اتاق بچه‌ها، به میان بازی‌هایشان و به ژرفای رویاهایشان برد. ما نیازمند نسلی هستیم که خود را «صاحب‌خانه» بداند، نه «مستأجری ناامید». نسلی که درک کند اگر دیواری از این بنای کهن ترک خورده است، وظیفه او «مرمت» است، نه «مهاجرت».
وقت آن است که دوباره برای کودکانمان قصه بگوییم؛ قصه سرزمینی که نامش «ایران» است و تقدیر بلندش، در دستان کوچک امروز آن‌ها، محکم و استوار رقم خواهد خورد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و نه
 - شماره نه هزار و سی و نه - ۱۲ خرداد ۱۴۰۵