درباره اقدام کیهان کلهر در حمایت از کسب‌وکارهای هنری

کنشگری مسئولانه یک هنرمند

رضا صائمی
دبیر گروه فرهنگی


استاد کیهان کلهر، نوازنده برجسته کمانچه در پی برقراری اینترنت بین‌المللی در کشور، از تبلیغ و حمایت کسب‌وکار اهالی فرهنگ و هنر به مدت ۸۸ روز در حساب رسمی خود در اینستاگرام خبر داد. او با اعلام این خبر نوشت: «دست در دست هم دلیلی بسازیم برای دلگرمی ایجاد انگیزه در کار و زندگی یکدیگر.» بدون شک این اقدام مصداقی شریف از کنشگری اجتماعی و مسئولانه یک هنرمند است که می‌تواند به مثابه یک الگوی فرهنگی مورد توجه اهالی فرهنگ و هنر قرار گرفته و حتی به یک پویش اجتماعی در دوران پساجنگ تبدیل شود. مسعود پزشکیان رئیس‌جمهوری هفته پیش گفته بود که شعار «بزن که خوب میزنی» را به «بساز که خوب می‌سازی» تبدیل کنیم. 
اقدام کیهان کلهر مصداق این ایده در حوزه کسب‌وکارهای هنری است که می‌تواند روح امید و انگیزه را در کالبد اصحاب فرهنگ و هنری که در دوران جنگ رمضان دچار خسارت شدند  برانگیزد.
 واقعیت این است که در جهان رسانه‌ای و دیجیتالی معاصر که اینترنت بیش از هر زمان دیگری به زیرساختی حیاتی برای زندگی حرفه‌ای و اجتماعی شهروندان تبدیل شده است، هر اقدامی که به تقویت ارتباط میان فعالان فرهنگی و مخاطبانشان کمک کند، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در چنین فضایی، اعلام حمایت کیهان کلهر از کسب‌وکارهای اهالی فرهنگ و هنر و اختصاص بخشی از ظرفیت رسانه‌ای صفحه رسمی خود برای معرفی و تبلیغ آن‌ها، اقدامی قابل توجه است. در چنین شرایطی، استفاده از اعتبار و نفوذ اجتماعی یک چهره شناخته‌ شده برای حمایت از دیگران، می‌تواند نمونه‌ای از مسئولیت‌پذیری مدنی و حرفه‌ای باشد. به عبارتی دیگر اقدام کیهان کلهر را می‌توان فراتر از یک حرکت تبلیغاتی دانست؛ این تصمیم پیامی روشن درباره اهمیت حمایت متقابل در جامعه فرهنگی دارد. در زمانی که بسیاری از فعالان این حوزه برای ادامه فعالیت خود به دیده‌شدن و ارتباط با مخاطبان نیاز دارند، چنین ابتکارهایی می‌تواند امیدبخش باشد و دیگر چهره‌های شناخته‌ شده را نیز به مشارکت در حمایت از جامعه فرهنگی تشویق کند. فرهنگ و هنر زمانی شکوفا می‌شوند که شبکه‌ای از همدلی و همکاری میان اعضای آن شکل بگیرد.  شاید ارزشمندترین جنبه این اقدام نیز یادآوری همین حقیقت باشد: اینکه موفقیت فردی، زمانی معنا و اثر بیشتری پیدا می‌کند که در خدمت رشد و حمایت از دیگران قرار گیرد. ضمن اینکه این اقدام را می‌توان نوعی «ایثار فرهنگی» دانست؛ البته به این معنا که یک هنرمند بخشی از سرمایه نمادین و اعتبار اجتماعی خود را در اختیار دیگران قرار می‌دهد. هنگامی که او تصمیم می‌گیرد از این سرمایه اجتماعی برای معرفی و حمایت از کسب‌وکارها و فعالیت‌های فرهنگی دیگران استفاده کند، در واقع بخشی از توجهی را که می‌توانست صرفاً معطوف به خود او باشد، به جامعه بزرگ‌تر فرهنگ و هنر اختصاص می‌دهد. در روزگاری که سرمایه اجتماعی به یکی از مهم‌ترین دارایی‌های افراد تبدیل شده است، بخشیدن بخشی از این سرمایه به دیگران، شکلی از بخشندگی و ایثار محسوب می‌شود؛ ایثاری که نه از جنس مال و ثروت، بلکه از جنس اعتبار، نفوذ و اعتماد عمومی است. از این منظر، اقدام کلهر تنها یک حرکت حمایتی نیست، بلکه نمونه‌ای از مسئولیت اجتماعی هنرمند در قبال جامعه فرهنگی است؛ مسئولیتی که می‌تواند الگویی برای دیگر چهره‌های اثرگذار نیز باشد.