«ایران» از آسیبهای جنگ و محدودیت اینترنت بر فروش صنایع دستی روستایی گزارش میدهد
دختران « شازدهعبدالله» به کلاس درس بر میگردند؟
نادر نینوایی
گروه زیستبوم
دختران عشایر روستای صعبالعبور «شازده عبدالله» در خوزستان پس از سه سال تلاش برای ادامه تحصیل و درآمدزایی از طریق بافتههای سنتی، حالا به دلیل قطعی اینترنت، محدودیتهای فضای مجازی و توقف فروش آنلاین، بار دیگر خطر ترک تحصیل و بازگشت به کارهای سخت دامداری را پیش رو دارند.
ماجرای دختران
روستای شازده عبدالله
«شرمین نادری»، کنشگر حوزه مسئولیت اجتماعی در تشریح اقداماتی که برای کمک به دختران عشایر و روستایی در خوزستان صورت گرفته به «ایران» گفت: «از حدود سه سال قبل حرکتی اجتماعی برای کمک به دختران منطقه «شازده عبدالله» در خوزستان آغاز شد. درواقع گروه «روستاتیش» با هدف توسعه روستایی اقدامی را آغاز کردند؛ سعی بر این بود که محصولی از درون روستا تولید شده و اقدام به فروش آن کرده و بعد با سود حاصل از فروش به توسعه روستا و منطقه کمک شود و به تعبیری آتشِ روستا(روستا تیش) روشن نگه داشته شود.»
وی افزود: «شازده عبدالله روستایی عشایری و بسیار صعبالعبور است و راه دسترسی به آن در برخی فصول بسیار دشوار و حتی در برخی مقاطع ناممکن است. دخترانی که در این روستا بودند با مینا کامران (کنشگر اجتماعی و از بانیان روستاتیش) که در منطقه حضور یافته بود، صحبت کرده و اعلام کردند، بسیار علاقهمند به ادامه تحصیل و کتابخوانی هستند. به این ترتیب گروه «مهربانی» که گروهی برای ترویج کتاب است، وارد عمل شد. این گروه از تهران و سراسر ایران کتابهای اهدایی را جمعآوری کرده و در اختیار مردم مناطق روستایی یا شهری کمبرخوردار قرار میدهد و در همین راستا کتابهایی نیز برای منطقه شازده عبدالله ارسال شد.»
این کنشگر اجتماعی ادامه داد: «در یکی از سفرهایی که «مینا کامران» به منطقه شازده عبدالله داشت، متوجه شد یکی از دختران این منطقه بسیار کتابخوان بوده و حتی خودش یک کتابخانه در چادر عشایری برپا کرده است. در نتیجه مصاحبتهای بعدی، خانم کامران دریافت که این دختر بسیار علاقهمند به ادامه تحصیل است اما از آنجا که به عنوان یک زن در این منطقه به عنوان بخشی از بازوی کار خانواده به حساب میآید و همه خانواده عشایر به سبب کار فشرده، دامداری و تقسیم کار ملزم به فعالیت هستند، این امکان وجود ندارد که بتواند ادامه تحصیل دهد. خانم کامران برای چند سال به شکل مداوم با این خانواده در ارتباط بود و حتی در ییلاق و قشلاقهای آنها حضور یافت و متوجه شد، یکسری دستبافتههای سنتی توسط اهالی این خطه بافته میشود که بندهای باریک و منگولهداری هستند و احتمالاً نظایر آن را دیده باشید. در ادامه با گروه طراحی محصول «روستاتیش» روی این بافتها کار شد و توانستند از آنها بند عینک، کمربند و بند کیف تولید کنند. به این ترتیب یک اتفاق عالی افتاد و زمینهای فراهم شد تا زنان روستایی در کنار کارهای روزمره، شروع به بافتن این بند عینکها کنند. سال گذشته نیز یکی از شرکتهای شناختهشده کشور بیش از هزار سفارش برای خرید محصول از این روستا ارائه داد که یک موفقیت کلیدی محسوب میشد. در نتیجه پدران و والدین این دختران روستایی به فعالیتهای دخترانشان علاقهمند شدند و با ادامه تحصیل آنها نیز موافقت کردند.»
وی افزود: «در ادامه با فعالیت گروههای کنشگر، هزینه سرویس بچهها نیز تأمین و امکان دسترسی دختران به مدرسه فراهم شد. حتی کتابهایی به مدرسه ارسال شد و با فعالیت شهروندان ایرانی که در راستای مسئولیت اجتماعی خود تلاش میکردند، امکان تحصیل فرزندان منطقه شازده عبدالله فراهم شد و شرایط مالی اهالی تا حدودی بهبود یافته و دستخوش تغییرات مثبتی شد.»
سریال تمامنشدنی
در حالی که فعالیت دختران عشایر منطقه شازده عبدالله به شکل مطلوبی پیش میرفت و درآمدزایی از فروش بافتههای سنتی از یکسو و امکان ادامه تحصیل دختران از سوی دیگر فراهم شده بود اما بحرانهای ماههای گذشته، روند فروش محصولات هنری و درآمدزایی عشایر از این محل را متوقف کرد.
نادری، کنشگر حوزه مسئولیت اجتماعی در تشریح چالشهای به وجود آمده، گفت: «همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا آنکه حوادث دیماه و پس از آن جنگ روی داد. در ادامه محدودیتهای اینترنت، دسترسی نداشتن کاربران به فضای مجازی و محدود شدن امکان فروش آثار بر بستر اینترنت، چالشهایی جدی ایجاد کردند. دسترسی پایین کاربران به اینترنت و مشکلات و محدودیتهای موجود در نهایت باعث شد که فروش دستبافتههای سنتی دختران عشایر شازده عبدالله به صفر برسد. در نتیجه این شرایط قبل از عید نوروز به این نتیجه رسیدیم که ادامه فعالیت «روستاتیش» ممکن نیست.»
وی افزود: «برای عبور از این شرایط سعی کردیم با حضور در برنامه «اکنون» و انجام تبلیغات و اتصال به اینترنت با هزینههای گزاف و توئیت کردن و پیام دادن تلاش کنیم با مردم در داخل و خارج از کشور ارتباط برقرار کنیم و از آنها بخواهیم که کمک کنند تا (با ازسرگیری فروش محصولات) توسعه روستایی اتفاق بیفتد. تلاش داریم با این اقدامات شرایطی را فراهم کنیم تا کسی که در مناطق روستایی زندگی میکند امکان برخورداری از آموزش را داشته باشد. دسترسی محدود به اینترنت هم برای کنشگران در تهران و هم برای فعالان در روستاها و از جمله در روستای شازده عبدالله محدود شده و شرایط سختی به وجود آمده بود.»
خطر از دست رفتن فرصت
ادامه تحصیل دختران عشایر
این کنشگر حوزه مسئولیت اجتماعی با اشاره به اینکه تحت تأثیر این شرایط ممکن است حتی امکان ادامه تحصیل دختران در روستای شازده عبدالله از دست برود، گفت: «احتمالش خیلی زیاد است که دختران امکان تحصیل را تحت تأثیر شرایط موجود از دست بدهند. باید توجه داشت که کار تسهیلگری باید همواره تداوم داشته باشد و تسهیلگری یک فعالیت دائمی شمرده میشود. تسهیلگر باید شرایط مالی و اقتصادی روستا را بهبود بخشد تا اهالی بتوانند تا حدودی از کار طولانیمدت روزانه رها شوند و به تحصیل بپردازند. باید توجه داشت، زمانی که ما به عنوان تسهیلگر دستمان از کمک به فروش و درآمدزایی کوتاه باشد، مشکل ایجاد شده و چرخه درآمدزایی روستا مختل میشود. از سوی دیگر باید توجه داشت که به شکل سنتی همواره فروش صنایع دستی در ماههای منتهی به پایان سال افزایش مییافته و اصل درآمدزایی در مقطع منتهی به نوروز بوده است. معمولاً در این مقطع با فراهم شدن امکان فروش حضوری و نیز با افزایش فروش اینترنتی، شرایط مالی بهبود مییافت اما با پیش آمدن حوادث مختلف در چند ماه گذشته در عمل امکان فروش شب یلدا، عید نوروز و فرصتهای اصلی فروش و درآمدزایی برای اهالی روستا از بین رفت.»
وی ادامه داد: «زمانی که فروش به صفر رسیده و درآمد روستاییان به یکباره تنزل مییابد، انگیزه خانوادهها برای اجازه دادن به فرزندان جهت پیگیری کار هنری و تحصیل نیز کاهش مییابد. در نتیجه خانوادهها برای آنکه شرایط اقتصادی خود را تأمین کنند، فرزندانشان را در مشاغل دیگر به کار میگیرند و فرصت تحصیل بچهها نیز در این شرایط محدود میشود. به نظرم این شرایط موجب میشود که خیلی از دختران و کودکان به مرور ترکتحصیل کنند. باید بگویم که به شخصه فقط این مورد وریسبافی در شازده عبدالله را نمیبینیم؛ روستای «کهنانی کش» در سیستان و بلوچستان هم در سالهای گذشته از تسهیلگری مشابهی برخوردار شده و امکان رفتن دختران به مدرسه فراهم شده بود، اما تحت تأثیر این شرایط ادامه درآمدزایی اهالی این روستا نیز محدود و حتی شاید متوقف شود. در این منطقه هم کمکهایی انجام شد و توانستیم یک اقامتگاه (بومگردی)، کتابخانه و یک مدرسه در این منطقه ساخته شد و شرایط کمی تغییر کرد.»
این کنشگر حوزه مسئولیت اجتماعی در پاسخ به این پرسش که درخواست شما برای بهبود شرایط از مسئولان امر چیست، گفت: «در شرایط کنونی درخواست ما تأمین اینترنت و رفع محدودیتهای فضای مجازی است. شاید امروز محصولات مردم محلی از صد منطقه (کمبرخوردار) ایران در «روستاتیش» به فروش گذاشته شده که تداوم فروش مستلزم تأمین اینترنت و رفع محدودیتهاست. به نظرم کمکهای مقطعی و مستقیم مالی به تنهایی پاسخگو نیست و برای تأمین پایدار نیازهای جوامع محلی و کمتر برخوردار نیاز است که امکان فروش محصولات مردم محلی برقرار شود. به عبارت دیگر کنشگران اجتماعی ترجیح میدهند به جای آنکه به شکل مستقیم پول گرفته و به اهالی بدهند، چرخه اقتصادی شکل گرفته احیا شده و ادامه پیدا کند.»
این گزارش قبل از اتصال اینترنت بر اساس مصوبه ستاد ویژه دولت تهیه شده است و حالا به نظر می رسد بخش زیادی از دغدغه کنشگران اجتماعی و اهالی روستای شازده عبدالله برطرف یا کم شده است.

