در حافظه موقت ذخیره شد...
جنایتی که به خاطر بدگویی از پدر رخ داد
به گزارش خبرنگار حوادث «ایران» 29 مرداد سال گذشته زنی میانسال در تماس با پلیس از ناپدید شدن خواهرش خبر داد و گفت: «خواهرم مهوش به تنهایی زندگی میکند. دو روز از او بیخبربودم. امروز به مقابل خانهاش آمدم اما در را باز نکرد. نگهبان ساختمان گفت دو روز قبل، زن جوانی را دیده که سوار ماشین خواهرم از خانه خارج شده است. زن جوان به نگهبان گفته که مهوش شهرستان است و خودش سوئیچ ماشین را داده تا خودرو را برایش به شهرستان ببرد. اما اگر خواهرم قصد رفتن به شهرستان داشت به من خبر میداد و از طرفی بوی نامطبوعی از خانهاش به مشام میرسد و خیلی نگرانم.»
بهدنبال تماس زن میانسال، مأموران پلیس پس از هماهنگی با بازپرس جنایی راهی محل شدند و با ورود به خانه بوی تعفن از زیر تخت و داخل جعبهای به مشام میرسید. با باز کردن جعبه، آنها با جسد زن میانسال در حالی مواجه شدند که شالی دور گردنش پیچیده شده بود. متخصصان پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی اعلام کردند.
جسد به دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد و در ادامه تحقیقات خواهر مقتول گفت: «خواهرم مهوش دوستی به نام اکرم داشت که در شهرستان زندگی میکرد اما دختر اکرم به خانه خواهرم رفت و آمد داشت. من به او مشکوکم.»
با اطلاعاتی که خواهر مقتول در اختیار تیم تحقیق قرار داد، چند روز بعد دختر جوان دستگیر شد و به قتل اعتراف کرد و گفت: «هر بار که مهوش مرا میدید در رابطه با پدرم حرفهای نامربوط میزد و فحاشی میکرد. روز حادثه وقتی به خانه مهوش رفتم او دوباره در رابطه با پدرم بد گفت. من هم عصبانی شدم و با شالی که دور گردنش بود او را کشتم. ترسیده بودم و نمیدانستم چکار کنم. جسد را داخل جعبهای گذاشتم و زیر تخت جا دادم. بعد هم سوئیچ ماشین او را برداشتم و از خانه خارج شدم.» با تکمیل تحقیقات، باتوجه به درخواست خواهر مهوش که تنها اولیای دم مقتول است، بازپرس جنایی کیفرخواست دختر جوان را صادر کرد و او بزودی در دادگاه کیفری استان پای میز محاکمه خواهد رفت.

