احمدرضا عباسی، کارآفرینی که با میل و کاموا باغبانی میکند
ون گلهای بافتنی
مرجان قندی
گروه گزارش
ون سفیدرنگی گوشه خیابان پارک شده، در عقبش که باز میشود، دنیایی از رنگ و نخ و گلهای بافتنی چشم را پر میکند. آفتاب روی گلبرگهای کاموایی میافتد؛ آفتابگردان، رز، لاله و گلهایی که انگار قرار نیست هیچوقت پژمرده شوند. میان این باغ کوچک دستساز، پسری جوان نشسته که میلهای بافتنی در دستانش نرم و روان میچرخند و نخها را با حوصله و عشق بهم گره میزند. انگار او باغبانی است که در یک ون، باغی ساخته و با صبر و حوصله از گلهایش مراقبت میکند. برای همین هم نام خودش را «باغبان گلهای بافتنی» گذاشته است. او معتقد است هنر با زندگیاش در هم تنیده است و هر گل، آرامآرام میان انگشتانش جان میگیرد.
احمدرضا عباسی، ۲۸ ساله و فارغالتحصیل رشته روانشناسی است. او درباره مسیر ورودش به دنیای هنر و راهاندازی کسب و کارش میگوید: «برای بیان برخی از احساسات درونیام همیشه دنبال راهی میگشتم و در نهایت فهمیدم این راه هنر است که باید خودم آن را کشف کنم که در چه زمینهای میتوانم آن را بروز بدهم.»
او با این توضیح که یک سال است بافتنی را یاد گرفته و قبل از آن هیچ چیزی از این هنر بلد نبوده است، میگوید: «پیش از ورود به این حوزه در زمینه دکوراسیون داخلی و ساخت کابینت فعالیت داشتم، اما یک حادثه مسیر زندگی کاریام را تغییر داد. به دلیل آسیب شدیدی که هنگام کار به زانویم وارد شد، دیگر قادر به ادامه شغل قبلیام نبودم و حدود شش ماه حتی نمیتوانستم راه بروم.»
همان دوران سخت و طولانی نقاهت نقطه آغاز مسیر جدیدش شد. عباسی در این باره میگوید: «همان روزهایی که روی تخت بودم، به دلیل علاقه شدیدی که به بافتنی پیدا کرده بودم، تصمیم گرفتم آن را بهصورت آنلاین یاد بگیرم. برای شروع، در دورههای آموزشی آنلاین شرکت کردم و به تدریج مهارتهای لازم را در این زمینه به دست آوردم.»
عباسی درباره اینکه چطور به دنیای بافتنی علاقمند شد، میگوید: «چند سال در شهر ازمیر ترکیه زندگی میکردم و آنجا بهطور اتفاقی نمایشگاه بافتنی دیدم که در مترو برگزار میشد. همان نمایشگاه اتفاقی بود که من را نسبت به خلق آثار بافتنی علاقهمند کرد. همیشه از افرادی که آثار هنری و دستساز تولید میکردند برای خودم خرید میکردم و حتی برای هدیه دادن هم سراغ کارهای هنری آنها میرفتم.»
مشاغل زنانه و مردانه ندارد
عباسی درباره شکلگیری ایده ون و فروش تولیدات گلهای بافتنی میگوید: «بعد از پایان خدمت سربازیام، در مهرشهر کرج ساکن شدم و همیشه گلهایی که در سطح شهر میدیدم توجهام را جلب میکرد و حس خوبی به من میداد. همین علاقه به گلها و زیبایی آنها کمکم ذهنم را درگیر کرد تا به این ایده رسیدم. همزمان با آسیبدیدگی پایم و روزهایی که ناچار بودم دوران درمان را روی تخت بگذرانم، تصمیم گرفتم از فرصتی که دارم استفاده کنم، آموزش بافتنی ببینم و گلها را به شکلی جاودانه خلق کنم.»
عباسی، بافتنی را فقط یک هنر یا شغل نمیداند، او میگوید: «اوایل بافتنی برایم بیشتر یک علاقه و سرگرمی بود تا یک شغل. بافتن به من آرامش میدهد و بهترین تراپی است. اما کم کم به این فکر افتادم که میتوانم از بافتنی کسب درآمد هم داشته باشم؛ بهنظرم مشاغل، بخصوص کارهای هنری و حتی بسیاری از حرفههای دیگر، زنانه و مردانه ندارند و هر کسی میتواند آنها را به بهترین شکل انجام بدهد.»
بهگفته او، بسیاری از مخاطبانش در بخش نظرات و پیامها بارها تأکید کردهاند که هنر و علاقه مرز جنسیتی نمیشناسد و هر فردی میتواند در مسیری که دوست دارد، فعالیت کند. او توضیح میدهد: «بارها در صفحه کاریام در شبکههای اجتماعی نظرسنجی گذاشتهام و از مردم درباره این موضوع سؤال کردهام. تعداد زیادی، حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر، در این نظرسنجیها شرکت کردند و در ۹۹ درصد مواقع مردم هم همین نظر را داشتند.»
عباسی درباره نقش خانواده و اطرافیانش در مسیر هنریاش میگوید: «خانوادهام از تصمیمی که برای خلق آثار هنری گرفتم بسیار خوشحال شدند و همیشه در این مسیر همراه و حامی من بودهاند. همه اعضای خانوادهام تلاش میکنند آثارم را به دیگران معرفی کنند و همیشه مشوقم باشند.»
او درباره انتخاب نام «باغبان گلهای بافتنی» برای خودش میگوید: «تمام گلهایی که میبافم با عشق و دقت زیادی ساخته میشوند و وقتی برای اولین بار تعداد زیادی گل را کنار هم قرار دادم، حس یک باغبان را داشتم که ماهها از گلهایش مراقبت کرده و حالا آنها با زیبایی کنار هم دیده میشوند. همین حس باعث شد عنوان «باغبان» را برای خودم انتخاب کنم؛ نامی که ارتباط مستقیمی با حالوهوای آثارم دارد.»
عباسی از نخستین تجربه فروش محصولاتش میگوید: «از همان روزهای اول احساس میکردم که مردم از گلهای بافتنی استقبال میکنند. اولین کارهایی که تولید کرده بودم خیلی زود از طریق فضای مجازی به فروش رسید و همین اتفاق انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر به من داد. بعد از فروش اولین کارهایم مطمئن شدم که مسیر درستی را انتخاب کردهام.»
عباسی میگوید: «هر کار هنری، زحمت و مخاطبان خاص خودش را دارد و بهنظر من کار هر هنرمندی واقعاً قابل احترام است. مردم با عشق از من خرید میکنند و وقتی برق شادی را در چشمهای مشتریهایم میبینم، تمام خستگی از تنم بیرون میرود.»
به گفته او، گلهای بافتنی مخاطبان زیادی دارند، عباسی در این باره توضیح میدهد: «راز محبوبیت این گلها این است که جاودانه هستند و مثل گل طبیعی زود از بین نمیروند.»
عباسی معتقد است؛ طبیعی بودن کارهایی که میبافد نتیجه پرهیز از کپیکاری است. او در این باره میگوید: «راز طبیعی بودن این گلها این است که آنها را کورکورانه مونتاژ نمیکنم. از طراحیها ایده میگیرم اما در هر کار تغییرات زیادی میدهم.»
او با اشاره به اینکه داستانهای احساسی زیادی پشت سفارشهایی که میگیرد، وجود دارد، توضیح میدهد: «بیشتر این داستانها را از متنهایی که مشتریها میخواهند روی کارت دستهگلها قرار بگیرد متوجه میشوم. برخی از این سفارشها بسیار خاص و تأثیرگذار هستند. مثلاً افرادی که در کشورهای دیگر زندگی میکنند، از طریق من برای خانوادههایشان در ایران گل هدیه میفرستند. این کار برای خود من هم حس بسیار خوبی دارد، چون میتوانم واسطهای برای انتقال محبت و احساس میان افراد باشم.»
عباسی معتقد است هنرهای دستساز در دنیای امروز، نقشی فراتر از یک محصول یا وسیله تزئینی دارند. او میگوید: «در دنیایی که بسیاری از مفاهیم کمرنگ میشوند، عشق و هنر راه نجات ماست. هنرهای دستساز مانند معجزهای هستند که میتوانند روح انسان را تازه کنند و حس زندگی را دوباره به افراد بازگردانند. این هنرها به ما فرصت میدهند حتی برای چند دقیقه هم که شده از فضای ماشینی و شتابزده امروز فاصله بگیریم.»
عباسی تأکید میکند که ارزش اصلی آثار دستساز در احساسی است که در آنها جریان دارد؛ احساسی که باعث میشود مخاطب ارتباطی عمیقتر و انسانیتر با اثر برقرار کند. او میگوید: «وقتی کسی یک کار دستساز میخرد، در واقع صبر، حوصله، آزمون و خطا و عشقی را که پشت آن کار بوده میبیند و همین موضوع به آن ارزش بیشتری میدهد. یکی دیگر از ویژگیهای مهم این نوع هدیهها قابلیت شخصیسازی آنهاست. افراد میتوانند براساس سلیقه یا علاقه کسی که میخواهند به او هدیه بدهند، سفارش خاصی ثبت کنند؛ برای مثال شخصیت مورد علاقه او یا گلی با رنگ و طرح دلخواهش بافته شود. همین آزادی انتخاب و امکان شخصیسازی باعث میشود افراد از هدیهای که تهیه میکنند رضایت بیشتری داشته باشند. بسیاری از مردم با خرید این آثار، به نوعی از هنرمندان و هنرهای دستساز هم حمایت میکنند.»
حامی کارآفرینان
او به یکی از برنامههای اصلی برای کسب و کارش در آینده اشاره میکند و میگوید: «سفر به شهرهای مختلف با همین ون و ثبت سفرنامه «بافتنی» ایدهای است که امیدوارم بتوانم آن را در آینده عملی کنم. البته ایده اصلیام برای کارم فراتر از اینهاست؛ از اول قصد داشتم این ون را به «کافه ون گلهای بافتنی» تبدیل و فضایی صمیمی را درست کنم که هنرمندان بتوانند در آن دور هم جمع شوند، قهوه بنوشند، بافتنی ببافند و تجربههایشان را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. حتی تجهیزات موردنیاز این کافه را هم تهیه کرده بودم، اما شرایط موجود باعث شد این طرح فعلاً اجرایی نشود. اما امیدوارم در آینده بتوانم این ایده را هم عملی کنم.»
عباسی با بیان اینکه یکی از اهداف اصلیاش ایجاد فرصت شغلی برای دیگر هنرمندان بوده است، میگوید: «پیش از محدودیتهای اینترنتی، تلاش میکردم آثار هنرمندان دیگر را هم معرفی و برای فروش آنها کمک کنم، اما با محدود شدن اینترنت و کمرنگ شدن فعالیتهایم در فضای مجازی این روند متوقف شد و بسیاری از افرادی که با من همکاری داشتند متأسفانه بیکار شدند. اما امیدوارم در آینده دوباره بتوانم این مسیر را ادامه دهم و از هنرمندان بیشتری حمایت کنم.»
عباسی میگوید: «بزرگترین آرزویم برای آینده فقط گسترش کسبوکار شخصیام نیست، من دوست دارم وقتی در آینده به پشت سرم نگاه میکنم، صدها فرصت شغلی را ببینم که ایجاد کردهام. یکی دیگر از هدفهایم آموزش هنر بافتنی و کمک به هنرمندان جوان برای رسیدن به استقلال مالی است. دوست دارم افراد زیادی با امید و انگیزه وارد این مسیر شوند و بتوانند از طریق هنر خود کسب درآمد کنند.»
برش
آسیب جنگ تحمیلی به کسب و کارهای اینترنتی
این هنرمند جوان معتقد است آثارش محدود به قشر یا گروه سنی خاصی نیست و افراد مختلف با سلیقهها و سنین متفاوت با آن ارتباط برقرار میکنند. بسیاری از مشتریان پس از خرید همچنان صفحه او را دنبال میکنند و از کارهایش حمایت میکنند. عباسی میگوید: «روزهای جنگ و محدودیت اینترنت تأثیر زیادی بر کار او و بسیاری از هنرمندانی که کسب و کار اینترنتی داشتند، گذاشته است. در این دوران فقط افرادی که از قبل من را میشناختند برای حمایت سفارشی ثبت میکردند. با وجود این شرایط، فقط عشق به بافتنی و حمایت مردم باعث شد دوباره انگیزه بگیرم و کارم را ادامه دهم. حتی اگر محدودیت اینترنت همین الان هم برداشته شود، ماهها زمان میبرد تا دوباره صفحات کاری ما دیده شوند. درآمدم در این مدت یکباره کاهش پیدا کرد و این مسأله من و دیگر هنرمندان را متضرر کرد.»
این هنرمند جوان معتقد است وضعیت بازار صنایع دستی و محصولات بافتنی تا حد زیادی به شرایط دسترسی به اینترنت وابسته است. او میگوید: «وقتی اینترنت محدودیت نداشته باشد، تمرکز ما بیشتر روی تولید است، چون فروش از طریق فضای مجازی بهخوبی انجام میشود.»

