جنگهای بیپایان، نشانه شکست است
محمدمحسن فایضی
کارشناس مسائل فلسطین
«آنچه اهمیت دارد جنگ ابدی است.» این را نداف ایال تحلیلگر مشهور اسرائیلی در یادداشتش برای روزنامه یدیعوت احارونوت در توصیف وضعیت انتخاباتی اسرائیل بهکار میبرد. او با مرور برخی رفتارهای انتخاباتی نتانیاهو و دیگر شخصیتهای اسرائیلی پیش از انتخابات کنست نتیجه میگیرد که در اسرائیل نه وضعیت انتخابات و نه شعارهای کمپینهای انتخاباتی و نه مناظرهها مهم نیستند؛ آنچه مهم است جنگ است. برای مثال ترور یحیی عیاش در 1996 توسط شیمون پرز، حمله به عراق در 1981 توسط مناخیم بگین تا اقدامات نتانیاهو پیش از انتخابات 2015 علیه برجام را مثال میزند.
او نتیجه میگیرد: «در بهترین حالت، رهبران ما در تفکیک منافع رژیم و منافع شخصی خود مشکل دارند و در بدترین حالت، نمیخواهند این دو را جدا کنند. این وضعیت نتانیاهو است: برای او بقای شخصیاش منافع اسرائیل است.»
نداف ایال میگوید همین سیاست موجب شده است بخشی از مقامات ارشد اسرائیل به سادگی به جنگ بیپایان معتاد شوند. دکترین امنیتی بن گوریون، از جمله جنگهای سریع، برای آنها کاملاً غریبه است. او تأکید دارد سیاستمداران کنونی اسرئیل این مسأله را نمیفهمند که جنگ بیپایان نشانه شکست است.
عاموس یادلین، ژنرال شناخته شده اسرائیلی که فرماندهی آمان و مرکز مطالعات امنیت ملی اسرائیل را هم در کارنامه دارد، با تکرار همین هشدار گفته است: «اسرائیل در مسیر چندجانبهای از فرسایش است که امنیتش را تهدید میکند... جستوجو برای حذف کامل و نهایی همه تهدیدات به روشهای نظامی در میدانهای مختلف خطرناک است. دو سال جنگ با حماس – ضعیفترین و کوچکترین دشمن اسرائیل – ثابت کرده است که توانایی اسرائیل برای حذف کامل تهدیدات با روشهای صرفاً نظامی بسیار محدود است.»
یادلین و نداف ایال هر دو بر یک مسأله مشترک یعنی تمایل نتانیاهو به جنگهای بیپایان تأکید دارند و آن را ناشی از تلفیقی از اشتباه راهبردی در کنار دخیل شدن منافع انتخاباتی میدانند. وضعیت از سوی آنان ناشی از یک فهم سیاسی است که در پروندههای لبنان، غزه و ایران است. نتانیاهو از نظرسنجیها میداند که مردم خسته شدهاند؛ اما از سوی دیگر مشاورانش به او خواهند گفت که جنگ همیشه راستگرایان را تقویت میکند و قدرت انتخاباتی او را افزایش میدهد.
تحلیلگران اسرائیلی معتقدند تداوم جنگ از 7 اکتبر، ضربهای راهبردی به تل آویو است که این راهبرد اشتباه، امنیت رژیم را برای دهههای آتی در خطر جدی موجودیتی قرار خواهد داد و بهواسطه نبود هیچ مسیر روشن در آینده برای توقف جنگها، این مسأله خطرناکتر هم خواهد بود.

