فعالان سیاسی در گفتوگو با «ایران» با اشاره به مذاکرات پایان جنگ تأکید کردند
ضرورت اعتماد به تصمیم سازان
در هنگامههای حساس تاریخ، مهمترین پشتوانه کشور نه صرفاً قدرت نظامی و نه فقط توان دیپلماتیک است بلکه اعتماد عمومی به سازوکار تصمیمسازی و انسجام ملی است. امروز کشور در شرایطی قرار گرفته که تحولات میدانی، تحرکات سیاسی و مذاکرات فشرده، همگی درهمتنیده و بخشی از یک مسیر واحد هستند. در چنین وضعیتی بیش از هر زمان دیگری باید به تصمیمسازان کشور و تیم مذاکرهکننده اعتماد کرد و اجازه داد مسئولان در چهارچوب منافع ملی، مأموریت خود را پیش ببرند. واقعیت آن است که تجربه تحولات اخیر منطقه نشان داده میدان و مذاکره دو مسیر جداگانه و متضاد نیستند؛ همانگونه که خیابان و افکار عمومی نیز در نقطهای بیرون از این معادله قرار ندارند. امروز میدان، مذاکره و خیابان سه ضلع یک راهبرد واحدند که در نهایت باید در مسیر تأمین منافع ملی حرکت کنند. چرا که آنچه در عرصه میدانی رخ میدهد بر روند گفتوگوها اثر میگذارد و آنچه بر میز مذاکره دنبال میشود، بر فضای عمومی و شرایط کشور تأثیر مستقیم دارد. از همین رو مدیریت این سه حوزه نیازمند هماهنگی، تدبیر و نگاه کلان است؛ نگاهی که طبیعتاً در سطوح عالی تصمیمگیری کشور دنبال میشود. بنابراین در چنین شرایطی، دامن زدن به دعواهای سیاسی و رقابتهای جناحی نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند بلکه میتواند به انسجام ملی آسیب بزند و هزینه آن را نه یک جریان و جناح سیاسی بلکه کل کشور میپردازد. امروز زمان آن نیست که هر برنامه سیاسی و از جمله مذاکرات ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ، دستمایه جدالهای فرسایشی شود یا منافع جریانی بر منافع ملی ترجیح داده شود. تیم مذاکرهکننده صرفاً یک مجموعه اجرایی محدود نیست؛ تصمیمات در فرآیندی چندلایه، با بررسیهای کارشناسی و در چهارچوب سیاستهای کلان اتخاذ میشود. ایران امروز بیش هر چیز به آرامش، اطمینان و همدلی نیاز دارد. چرا که کشور در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار گرفته است. عبور از این پیچ تاریخی بیش از هر چیز به سرمایهای به نام اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد به تصمیم سازان، اعتماد به مسیرهای رسمی و اعتماد به اینکه منافع ملی فراتر از هر ملاحظه سیاسی و جناحی قرار دارد. امروز بیش از همیشه باید اجازه داد مسئولان کار خود را انجام دهند چرا که موفقیت در میدان، مذاکره و حتی حفظ آرامش اجتماعی زمانی حاصل میشود که همه در یک مسیر حرکت کنند.
دیپلماسی جزئی از فرآیند مقاومت ملی است
حسین مرعشی
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی
آنچه مسلم است، هیچ جنگی بدون رسیدن به نقطه مذاکره خاتمه پیدا نمیکند. حتی خونینترین و ویرانگرترین جنگهای تاریخ نیز سرانجام با گفتوگو، توافق و مصالحه پایان یافتهاند. در سالهای اخیر نیز جنگ غزه با وجود خسارتهای سنگین انسانی و ویرانی گسترده، در نهایت رژیم اسرائیل را ناچار کرد که به سمت مذاکره و گفتوگو حرکت کند. مذاکره بخشی از مبارزه و جزئی از فرآیند مقاومت ملی است لذا نباید اصل گفتوگو را زیر سؤال برد. گفتوگو، چه با حضور میانجی و چه بدون میانجی، بخشی از روند دفاع از منافع ملی محسوب میشود. مسأله اصلی، چگونگی مذاکره و دستیابی به نتیجهای است که حقوق کشور را تأمین کند.
ایران امروز در موقعیتی قرار دارد که با وجود برتری طبیعی و نظامی آمریکا در مقاطع مختلف تاریخی، توانسته است شرایطی ایجاد کند که آمریکا و اسرائیل ناچار به پذیرش آتشبس شوند. اکنون بیش از آنکه ایران به توافق و مصالحه نیاز داشته باشد، طرف مقابل نیازمند کاهش تنش و رسیدن به تفاهم است. نمونه روشن این مسأله، شرایط تنگه هرمز است. جایی که به گفته برخی تحلیلگران، جهان در برابر قدرت ایران ناچار به عقبنشینی شده است. آمریکاییها با وجود تلاشهای فراوان، نتوانستند اجماع بینالمللی لازم را برای باز کردن تنگه هرمز ایجاد کنند. نه کشورهای اروپایی و نه کشورهای آسیایی حاضر نشدند در این مسیر با واشنگتن همراه شوند.
حتی فرماندهان ارتش آمریکا نیز در جلسات کنگره به صراحت اعلام کردند که منطقه خلیج فارس بهشدت ناامن و پرتنش است و امکان اقدام نظامی مؤثر برای باز کردن تنگه وجود ندارد. این مسأله نشاندهنده قدرت بازدارندگی ایران و توان کشور در دفاع از منافع، حیثیت و شرافت ملی است. همین قدرت میتواند در مذاکرات نیز به پشتوانهای مهم برای دستیابی به حقوق ایران تبدیل شود. در چنین شرایطی، انتظار میرود مذاکرهکنندگان بتوانند از ظرفیتهای ایجادشده بهره بگیرند و حقوق کشور را تثبیت کنند. پس از آن نیز باید مسیر جبران خسارتهای ناشی از جنگ و بازسازی توان اقتصادی و زیرساختی کشور دنبال شود.
در این میان، اختلاف دیدگاهها درباره روند مذاکرات میتواند بر فضای تصمیمگیری اثر بگذارد. البته اغلب جریانها و افرادی که در عرصه سیاسی حضور دارند، با وجود تفاوتنظرها، از سر دلسوزی برای ایران و جمهوری اسلامی سخن میگویند. با این حال، تفاوت در میزان تجربه، واقعبینی و تحلیل شرایط میتواند به برداشتهای متفاوتی منجر شود.
آنچه امروز اهمیت دارد، این است که نیروهای نظامی و رزمندگان توانستهاند یک پیروزی میدان و سیاسی مهم رقم بزنند و اکنون وظیفه مذاکرهکنندگان است که این دستاورد سیاسی را در عرصه دیپلماسی تثبیت کنند.
آهنگ واحد میدان، خیابان و دیپلماسی
سیدمحمد حسینی
وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی
این روزها در کنار تهدیدهایی که از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی مطرح میشود، همزمان بحث مذاکره و احتمال توافق نیز بهطور جدی در محافل سیاسی و رسانهای جریان دارد. آمریکاییها از احتمال رسیدن به توافق سخن میگویند و طبیعی است که تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ایران نیز با آمادگی کامل روند تحولات را دنبال کند. اما آنچه برای افکارعمومی جهان روشن است، این واقعیت است که آغازگر این جنگ، آمریکا و رژیم صهیونیستی بودهاند؛ جنگی که حتی در داخل آمریکا نیز منتقدان فراوانی داشت و بسیاری این پرسش را مطرح کردند که ایران تهدید فوری برای واشنگتن نبوده، پس چرا باید مردم آمریکا هزینه جنگی را بپردازند که بیش از هر چیز به سود رژیم صهیونیستی تمام میشود؟ در چنین شرایطی بحث مذاکره از همان روزهای ابتدایی مطرح شد اما تجربههای گذشته و بیاعتمادی ناشی از بدعهدیهای مکرر آمریکا باعث شد جمهوری اسلامی ایران با احتیاط بیشتری وارد این مسیر شود. نگرانی اصلی این بود که کشور دوباره در چرخهای تکراری از فشار، مذاکره، آتشبس و بازگشت دوباره به تنش گرفتار شود؛ وضعیتی که نهتنها امنیت پایدار ایجاد نمیکند بلکه میتواند فضای بلاتکلیفی را بر کشور حاکم سازد. در ادامه، پیشنهادها و شروط مختلفی مطرح شد اما آنچه اهمیت داشت حفظ منافع ملی و جلوگیری از تکرار تجربههای گذشته بود. با این حال در جریان مذاکرات نیز مشخص شد که برخی رویکردهای گذشته همچنان ادامه دارد و تلاش میشود در میز مذاکره، اهدافی دنبال شود که در میدان تقابل محقق نشده بود. همین مسأله موجب شد تیم مذاکرهکننده با قاطعیت از مواضع خود دفاع کند. اما نکتهای که نباید از آن غفلت کرد، مسأله اعتماد به تیم مذاکرهکننده و سازوکار تصمیمگیری در کشور است. تیم مذاکرهکننده صرفاً یک مجموعه محدود اجرایی نیست، بلکه تصمیمات در سطوح عالی و با بررسیهای دقیق اتخاذ میشود و مسئولان ارشد کشور نیز در این روند حضور و نقش دارند. از همین رو مردم انتظار دارند همانگونه که تاکنون از منافع ملی دفاع شده، در ادامه نیز همین مسیر با دقت و حساسیت دنبال شود. از سوی دیگر، مردم طی ماههای اخیر هزینههای سنگینی را تحمل کردهاند و مطالبه جدی آنها این است که سرنوشت این روند بهصورت روشن مشخص شود. جامعه نمیخواهد دوباره در فضای فرسایشی مذاکرههای بینتیجه و تنشهای تکرارشونده گرفتار شود. همین مطالبه عمومی، مسئولیت تیم مذاکرهکننده را سنگینتر میکند. در این میان، نقش هدایت و نظارت عالی کشور نیز اهمیت ویژهای دارد. تجربه نشان داده در بزنگاههای حساس، مسیرها با دقت رصد شده و هرجا لازم بوده تذکرات و جهتگیریهای لازم ارائه شده است. این مسأله برای بخش مهمی از جامعه، نوعی اطمینان خاطر ایجاد میکند که روند مذاکرات خارج از چهارچوب منافع ملی حرکت نخواهد کرد. در نهایت، مسأله اصلی صرفاً انجام مذاکره یا عدم مذاکره نیست؛ آنچه اهمیت دارد این است که هر گفتوگویی باید در چهارچوب عزت، منافع و حقوق ملت ایران صورت گیرد.
وحدت ملی؛ خط قرمز روزهای دشوار
احمد حکیمیپور
دبیرکل حزب اراده ملت
اعتماد به تصمیمسازان و مدیران کشور در شرایط حساس و بحرانی یک ضرورت انکارناپذیر است. تجربههای تاریخی نشان داده زمانی که کشوری درگیر فشارهای بیرونی، تهدیدها و شرایط جنگی میشود، مهمترین سرمایه آن نه تجهیزات و امکانات، بلکه انسجام ملی و اعتماد عمومی است. خوشبختانه امروز نشانههای ارزشمندی از این همبستگی و وحدت را در میان مردم شاهد هستیم؛ سرمایهای اجتماعی که میتواند پشتوانهای بزرگ برای عبور از بحرانها باشد. با این حال در چنین شرایطی برخی رفتارهای سیاسی نگرانیهایی را ایجاد میکند. ممکن است عدهای بخواهند از هر فرصت و رخداد برای تسویهحسابهای سیاسی و رقابتهای جناحی استفاده کنند؛ رویکردی که نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند بلکه وحدت فرماندهی، هماهنگی در تصمیمگیری، انسجام میدان و دیپلماسی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. در حالی که موفقیت کشور در چنین شرایطی نیازمند همگرایی و حرکت هماهنگ همه ارکان است بنابراین ایجاد حاشیه و اختلاف میتواند مسیر را با چالشهای جدی روبهرو کند. هر چند در این زمینه بارها هشدار و تذکر داده شده است. از دلسوزان کشور گرفته تا مسئولان و حتی عالیترین سطوح مدیریتی، بارها بر ضرورت حفظ انسجام و پرهیز از رفتارهای تفرقهآمیز تأکید کردهاند. با وجود این، گاهاً شاهد برخی مواضع و اقدامات هستیم که فضای عمومی را از مسائل اصلی منحرف کرده و آرامش و اطمینانی را که لازمه استمرار مسیر و موفقیت کشور است، خدشهدار میکند. واقعیت این است که در شرایط کنونی، میدان و دیپلماسی دو مسیر جدا از هم نیستند؛ بلکه مکمل یکدیگرند و در چهارچوب راهبردهای کلان نظام و منافع ملی حرکت میکنند. دستیابی به اهداف ملی نیازمند هماهنگی میان همه بخشها و اجتناب از ایجاد دوگانههای غیرضروری است. نقد و دلسوزی البته امری ارزشمند و ضروری است، اما اگر از سر خیرخواهی و دغدغه ملی مطرح میشود، باید در چهارچوب منافع عمومی و با پرهیز از التهابآفرینی صورت گیرد. از سوی دیگر، اگر برخی رفتارها فراتر از نقد دلسوزانه باشد و عملاً در مسیر برهم زدن آرامش عمومی یا ایجاد شکاف حرکت کند، طبیعی است که نهادهای مسئول و دستگاههای مرتبط وظیفه دارند در چهارچوب قانون به مسئولیتهای خود عمل کنند. چرا که منافع ملی و وحدت اجتماعی موضوعی نیست که بتوان با آن مماشات کرد. در روزهای حساس، حفظ انسجام ملی یک انتخاب نیست؛ ضرورتی برای عبور موفق از بحرانهاست.
هدایت میدان و دیپلماسی تحت مدیریت عالی نظام
محمدکاظم انبارلویی
عضو شورای مرکزی مؤتلفه اسلامی
تحولات منطقه در هفتههای اخیر نشان داده است که نبرد نظامی و مذاکرات سیاسی، دو عرصه جدا از هم نیستند، بلکه هر یک ادامه دیگری به شمار میآیند. در این چهارچوب، مذاکره بخشی از میدان نبرد و نبرد نظامی نیز بخشی از روند مذاکرات تلقی میشود. تجربه سال گذشته و دو رویارویی نظامی با ایران نیز از نگاه برخی تحلیلگران، نشانهای از بیاعتمادی عمیق جمهوری اسلامی به آمریکاست. چراکه واشنگتن هر زمان در عرصه میدانی با بنبست روبهرو شده، تلاش کرده از مسیر گفتوگو و مذاکره شرایط را به سود خود تغییر دهد.در این میان، ارزیابیها حاکی از آن است که جمهوری اسلامی ایران با دستاوردهایی که در دو نبرد گذشته به دست آورده، توانسته طرف مقابل را در موقعیتی قرار دهد که ناچار به درخواست آتشبس و بازگشت به میز مذاکره شود. بر همین اساس، تحلیلگران معتقدند میدان و دیپلماسی بهصورت همزمان در مدیریت عالی نظام هدایت میشود و ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود، تلاش میکند توازن میان قدرت نظامی و تحرکات سیاسی را حفظ کند.به باور ناظران، آمریکا و متحدانش در مذاکرات اخیر کوشیدهاند آنچه را در عرصه نظامی به دست نیاوردهاند، از طریق فشار سیاسی و دیپلماتیک دنبال کنند اما هوشمندی تیم مذاکرهکننده ایرانی مانع تحقق این اهداف شده است. در همین حال، طی بیش از دو هفته گذشته، منطقه در شرایطی نزدیک به یک رویارویی گسترده قرار داشته و تحرکات نظامی و سیاسی دو طرف نیز این وضعیت را تشدید کرده است.برخی معتقدند آمریکاییها به دلیل نرسیدن به اهداف مورد نظر خود، با طرح درخواست برخی کشورهای حوزه خلیج فارس برای تعویق درگیریها، در پی خرید زمان هستند تا بتوانند شرایط جدیدی را طراحی کنند. از این منظر، واشنگتن پس از ضرباتی که دریافت کرده، اکنون در موضع ضعف قرار دارد و به دلیل دور از دسترس بودن اهدافش در هرگونه درگیری احتمالی آینده، تلاش میکند فرصت لازم برای بازسازی و تکمیل برنامههای خود را به دست آورد.در تحلیل سناریوهای پیش رو نیز گفته میشود که در صورت وقوع درگیری جدید، احتمال افزایش عملیات تروریستی و حمله به زیرساختها وجود دارد، هرچند به اعتقاد برخی کارشناسان، تدابیر امنیتی و آمادگیهای داخلی ایران، دستیابی به این اهداف را دشوار کرده است. همچنین از نگاه این تحلیلها، ایران در نبرد احتمالی آینده از ظرفیتها و ابزارهای تازهای بهره خواهد گرفت و همین مسأله میتواند ابعاد درگیری را فراتر از منطقه گسترش دهد.همزمان، پیامها و رایزنیهای دیپلماتیک میان طرفین ادامه دارد و برخی نشانهها از عقبنشینی آمریکا نسبت به بخشی از خواستههای پیشین حکایت میکند. با این حال، به دلیل بیاعتمادی موجود، این تغییر مواضع هنوز برای جمهوری اسلامی قابل اتکا تلقی نمیشود و مذاکرات همچنان در چهارچوب شروط اعلامشده از سوی ایران دنبال میشود.بر اساس این دیدگاه، تا زمانی که مطالبات و شروط ایران محقق نشود، توافقی در کار نخواهد بود. در عین حال، اگر طرف مقابل این شروط را بپذیرد، میتوان چشماندازی برای پایان تنشها و حرکت به سوی توافق نهایی متصور شد.

