نماد خرمشهر

کتاب جهان‌آرا روایتی است از تدبیر و حضور میدانی فرماندهی که مسیر آزادسازی خرمشهر را هموار کرد

مریم شهبازی
گروه کتاب

امروز، در تلاقی با سالروز آزادسازی خرمشهر، نام شهید سیدمحمدعلی جهان‌آرا بیش از هر زمان دیگری در متن تاریخ این شهر طنین‌انداز می‌شود. کتاب «جهان‌آرا» به قلم علی‌ اکبری مزدآبادی، روایتی مستند از نقش کلیدی این فرمانده در دفاع و استمرار عملیات‌های منتهی به آزادسازی خرمشهر ارائه می‌دهد. جهان‌آرا که فرماندهی سپاه خرمشهر را در سخت‌ترین روزهای محاصره بر عهده داشت، با سازماندهی نیروهای مدافع در شرایطی که امکانات به حداقل رسیده بود، هسته اصلی ایستادگی در برابر پیشروی بعثی‌ها را شکل داد؛ فرماندهی که در روزهای سیاه محاصره، راه آزادی خرمشهر را هموار کرد اما پیش از تماشای ثمره حماسه‌سازی‌اش به قافله شهدا پیوست. همین جای خالی بود که به نوای ماندگار «ممد نبودی ببینی» جان داد؛ سروده‌ای از جواد عزیزی که اولین‌بار با صدای حسین فخری بر مزارش خوانده شد و یک سال بعد نیز با اجرای غلام کویتی‌پور به حافظه جمعی‌مان پیوست. این کتاب که از سوی انتشارات مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران منتشر شده، با اتکا به خاطرات خانواده و همرزمان شهید، تصویر روشنی از تدبیر و حضور میدانی او در عملیات‌های مرتبط با آزادسازی خرمشهر ترسیم می‌کند.
  از تولد تا شهادت
در کتاب «جهان‌آرا» با عنوان فرعی «جستارهایی از زندگی و خاطرات شهید سیدمحمدعلی جهان‌آرا» هر یک از همرزمان و خواهران شهید، از نگاه خود به شرح بخشی از زندگی این فرمانده فقید و سرشناس دوران دفاع مقدس اول پرداخته‌اند. فصلی از کتاب هم به صغری اکبرنژاد، همسر شهید جهان‌آرا تعلق دارد که به تفصیل روایتی از زندگی مشترک‌شان را شرح داده است. مزدآبادی در یادداشت ابتدایی کتاب از کار مشترک و گزارش‌های هدایت‌الله بهبودی و مرتضی سرهنگی (گفت‌وگو با همسر شهید جهان‌آرا) که در دوهفته‌نامه «کمان» منتشر شده‌اند به عنوان یکی از جرقه‌های مهم و ابتدایی شکل‌گیری این اثر یاد کرده است.
کتاب «جهان‌آرا» پنج فصل دارد؛ فصل اول با عنوان «به روایت همرزمان» شامل مقاطع ولادت، نوجوانی، مبارزات قبل از انقلاب اوست، همچنین ماجرای عضویت و فعالیت جهان‌آرا در گروه‌های حزب‌الله و منصورون و مطالبی درباره نقش او به عنوان فعال سیاسی و انقلابی در وقایعی چون پیروزی انقلاب و حوادث پس از آن به خصوص غائله خلق عرب، ناامنی‌های قبل از جنگ، آغاز جنگ و مقاومت ۴۴ روزه مدافعان خرمشهر، اتفاقات پس از سقوط خرمشهر و روایت شهادت را دربرمی‌گیرد. این فصل که مفصل‌ترین قسمت کتاب را تشکیل می‌دهد، با گفته‌های سیدمرتضی نعمت‌زاده، پسرعموی غیرهمنام جهان‌آرا آغاز می‌شود که توصیفی است از سال‌های کودکی، فضای خانواده، محله زندگی‌ و شروع فعالیت‌های سیاسی‌اش. یادداشت‌هایی که به فعالیت‌های او در این گروه‌ها پرداخته‌اند، در کنار شرح اقدامات شهید جهان‌آرا، برخی اتفاقات و قسمتی از تاریخچه گروه‌های مذکور را نیز ترسیم کرده‌اند. شهید علی شمخانی، همرزم شهید جهان‌آرا در یادداشت «یک لیوان آب»، ماجرای همراهی‌اش با جهان‌آرا برای ترور انقلابی یکی از افسران رژیم پهلوی را موقع عضویت‌شان دراین گروه شرح داده؛ آنجا که موقع عملیات، شمخانی جرأت شلیک پیدا نمی‌کند، جهان‌آرا اسلحه را از دستش می‌گیرد و بعد از شلیک چند تیر سوار موتور می‌شوند و با آرامش محل را ترک می‌کنند: «برعکس من که پر از نگرانی بودم، او با خونسردی موتور را روشن کرد و قبل از هر اتفاقی، گاز موتور را گرفت و از محل دور شدیم. جالب اینکه وقتی به کیوسک نگهبانی سر کوچه رسیدیم، محمد موتور را نگه داشت. دیگر داشتم از ترس منفجر می‌شدم که محمد خیال خودکشی به سرش زده؟ اما او با آرامش به نگهبان گفت: آقا، ‌آب‌ داری بدی بخوریم؟ نگهبان مقداری آب به او داد. با آرامش نوشید و دوباره حرکت کرد.»
جهان‌آرا که خیلی زود وارد فعالیت‌های سیاسی- انقلابی می‌شود، در همان سال‌ها ‌مسئولیت نشریه درون‌گروهی «فجر» را نیز به عهده می‌گیرد، دورانی که زندگی دشواری را برای او رقم می‌زند که از جمله‌اش می‌توان به چندین سال سکونت مخفیانه در شهرهای مختلف برای پرهیز از آنکه ساواک ردش را بزند، اشاره کرد. در این فصل روایتی از خواهر شهید، سیدفاطمه جهان‌آرا هم درج شده، او بعد از ارائه توضیحاتی درباره اوضاع و احوال خانواده و اصالت والدین و اینکه چند خواهر و برادر هستند، نکاتی درباره فعالیت‌های سیاسی محمد و دیگر برادرانش، علی و محسن و تعقیب‌وگریزهای ساواک برای دستگیری‌شان نوشته است. نکته جالب توجه درباره یادداشت‌های فصل یک، تلاشی است که هرکدام از همرزمان، دوستان و نزدیکان شهید جهان‌آرا در شناساندن گوشه‌ای از شخصیت او به مخاطبان به خرج داده‌اند و امکانی برای آشنایی معرفی هرچه بیشترش به خوانندگان به خرج داده‌اند.

  روایت همسر شهید جهان‌آرا
فصل دوم با عنوان «به روایت همسر»، در نتیجه مصاحبه با صغری اکبرنژاد، همسر شهید جهان‌آرا شکل گرفته است که شامل روایاتی درباره زندگی‌اش، ازدواج با جهان‌آرا، مهاجرت به خرمشهر، بازگشت به تهران و حوادث مقاطع مختلف را تا زمان شهادت جهان‌آرا شامل می‌شود. او روایت زندگی‌اش را از خانواده خود آغاز کرده و نکاتی درباره حال و هوای محیطی که در آن تربیت یافته و چگونگی آشنایی‌اش با شهید جهان‌آرا برای خواننده بازگو کرده است؛ اکبرنژاد از بدو ورود به دانشگاه مسیر فعالیت‌های سیاسی- انقلابی را در پیش می‌گیرد. همسر جهان‌آرا که از حاضران همیشگی در کلاس‌های تفسیر قرآن فخرالدین حجازی بوده، به پیشنهاد حجازی به دیدار محمد جهان‌آرا، به عنوان گزینه‌ای برای ازدواج می‌رود. «با او جلوی کیوسک سیگارفروشی نزدیک دانشگاه تهران قرار گذاشتم تا باهم صحبت کنیم. آن روز داخل کیفم پر از اعلامیه بود. همان جا بود که مأمورین از یک پژو سفید ریختند بیرون و هر دوی ما را دستگیر کردند.» و در خلال آن حبس شش ماهه، اولین آشنایی‌اش با خانواده جهان‌آرا 
رقم می‌خورد. 
سطرهای برخی مطالب این فصل سیاه شده‌اند که در پی‌نوشت در توضیح چرایی‌اش آمده «با نظر خانم صغری اکبرنژاد حذف شد» شاید به این دلیل که اگر به نظر خواننده برخی مطالب گنگ آمدند، دلیل آن مشخص باشد و به پای بی‌توجهی نویسنده گذاشته نشود. همراه با یادداشت‌هایی که برای آشنایی بیشتر خواننده با شهید رزم‌آرا در کتاب آمده‌اند، می‌توان با برخی اتفاقات سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و فعالیت‌های انقلابیون برای سرنگونی رژیم پهلوی نیز آشنا شد. از شهید جهان‌آرا، دست‌نویس‌هایی در قالب یک سررسید به جا  مانده است؛ یادداشت‌هایی که از ۵ دی ۱۳۵۹ آغاز می‌شود و تا ۶ بهمن همان سال ادامه پیدا می‌کند که تا زمان شهادت در ۵ مهر یک سال بعد وقفه‌ای چندماهه را نشان می‌دهد. اینکه چرا در آن چندماه، جهان‌آرا دست از نوشتن می‌کشد معلوم نیست، آن‌طور که نویسنده در کتاب آورده، در اصل اثر نیز پارگی یا بریدگی‌هایی وجود ندارد که براساس آن بتوان گفت کسی صفحات بعدی را از بین برده است. متن این یادداشت‌ها، فصل سوم، «روزنویس‌ها» را تشکیل می‌دهد؛ یادداشت‌هایی که در ۶۴ صفحه از یک سررسید از سوی شهید ثبت شده‌اند. جهان‌آرا در این یادداشت‌ها در کنار بیان شرایط روحی‌ خود به ثبت اقدامات روزانه جنگی و برخی مراودات خود با دیگر فرماندهان و مسئولان نظامی دوران دفاع مقدس نیز پرداخته
 است. فصل چهارم کتاب «مصاحبه‌ها و یادداشت‌ها» شامل دو مصاحبه جهان‌آرا می‌شود که اولی تلویزیونی و با حضور مهدی کیانی، فرمانده وقت سپاه آبادان، حجت‌الاسلام عراقی، حاکم شرع و رئیس دادگاه انقلاب اسلامی آبادان و خرمشهر و تیزمغز، دادستان انقلاب اسلامی آبادان انجام شده است و دومی که شامل مصاحبه‌ رادیویی 
او می‌شود.  موضوع مصاحبه اول پیرامون تحرکات و اقدامات خرابکارانه گروهک مجاهدین خلق موسوم به منافقین بوده که سال ۱۳۶۰ در واحد تبلیغات سپاه آبادان انجام شده، گفت‌وگوی رادیویی نیز همان سال در خلال جلسه دونفره مجری برنامه با شهید جهان‌آرا درباره وقایع جنگ تحمیلی ثبت و پخش شده است. در کنار انتشار متن کامل این دو مصاحبه، دستنوشته‌های پراکنده شهید و همچنین وصیت‌نامه او نیز آمده است. «اسناد و تصاویر» عنوان پنجمین فصل و بخش پایانی کتاب است که شامل مروری بر اسناد، مدارک و تصاویر به جا مانده از جهان‌آرا و برخی یاران شهیدش می‌شود. تصویر وصیت‌نامه دست‌نویس شهید جهان‌آرا نیز در این فصل در معرض دید خوانندگان کتاب 
قرار گرفته است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و سه
 - شماره نه هزار و سی و سه - ۰۳ خرداد ۱۴۰۵