دوران ترکان جوان و مشروطه‌خواهان ایرانی

دوره جوانان ترک، از ۱۹۰۸ تا فروپاشی عثمانی در ۱۹۱۸، شاهد رویارویی مستقیم تمام روندهای قرن گذشته بود. به آشفتگی‌های موجود، پیشنهادهایی برای شکل‌های جدید هویت فرهنگی و سیاسی افزوده شد که با ایدئولوژی غالب عثمانی‌گرایی در تضاد بود. وضعیت در ایران نیز به همان اندازه پرآشوب بود، زیرا کشور با انقلاب، جنگ داخلی و اشغال خارجی روبه‌رو شد. رویدادهای خاورمیانه در پس‌زمینه تغییرات نظم بین‌المللی جدید رخ می‌داد؛ نظمی که هم وعده‌هایی برای منطقه به همراه داشت و هم خطراتی جدی. یکی از جنبه‌های امیدوارکننده این نظم جدید، ظهور ژاپن به‌عنوان یک قدرت نظامی مدرن بود. در کمتر از پنجاه سال، ژاپن از جامعه‌ای فئودالی و غیرمتمرکز به ملتی یکپارچه و پیشرفته از نظر فناوری تبدیل شد، به‌طوری که نهادهایی را بنیان نهاد که در هسته موفقیت‌های اروپایی قرار داشتند: یک قانون اساسی (۱۸۸۹) و یک ارتش مدرن.
وضعیت جدید ژاپن با پیروزی قاطع آن بر روسیه در جنگ 1905-1904  تأیید شد؛ پیروزی‌ای که به‌طور گسترده‌ای به‌عنوان نماد پیروزی آسیا بر اروپا جشن گرفته شد. الگوی ژاپن برای فعالان اصلاح‌طلب در خاورمیانه، هم منبع حسادت و هم الهام بود؛ بسیاری از آنان، آن را نشانه‌ای از آنچه ممکن بود -و در واقع آنچه لازم بود- می‌دانستند، اگر قرار بود سلطه اروپا به چالش کشیده شود. در فضای سیاسی متحول اروپا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، تحولات در نظام اتحادهای بین‌المللی زنگ خطری برای رهبران عثمانی و ایرانی به صدا درآورد و ضرورت اصلاحات نظامی را بیش از پیش آشکار ساخت. قدرت‌یابی فزاینده آلمان و واکنش بریتانیا نسبت به این تحول، از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده تغییرات در توازن قدرت به‌ شمار می‌آمدند. آلمان در چهارچوب اتحاد سه‌گانه‌ای که توسط بیسمارک در سال ۱۸۸۲ تکمیل شده بود، با اتریش، مجارستان و ایتالیا پیمانی دفاعی منعقد کرد؛ اتحادی که تا آغاز جنگ جهانی اول پابرجا ماند. در واکنش به این اتحاد، فرانسه در سال ۱۸۹۴ با روسیه پیمان اتحاد امضا کرد. بریتانیا که تا آن زمان از ورود به اتحادهای قاره‌ای پرهیز می‌کرد، با افزایش رقابت صنعتی و دریایی از سوی آلمان، ناگزیر شد سیاست سنتی انزواطلبانه خود را بازنگری کند. نتیجه این تغییر رویکرد، توافقی غیررسمی میان بریتانیا و فرانسه بود که در سال ۱۹۰۴ تحت عنوان توافق دوستانه شکل گرفت. این توافق، منازعات استعماری دیرینه میان دو کشور را خاتمه داد: فرانسه سیطره بریتانیا بر مصر را به رسمیت شناخت و در مقابل، بریتانیا نیز موقعیت ممتاز فرانسه در مراکش را پذیرفت. این اتحاد دوجانبه در سال ۱۹۰۷ با برقراری تفاهم میان بریتانیا و روسیه، به اتحاد سه‌گانه گسترش یافت. تفاهمنامه انگلستان-روسیه عمدتاً بر حل منازعات دیرپای دو کشور در آسیای میانه، بویژه ایران، متمرکز بود. بر اساس این توافق، ایران به حوزه‌های نفوذ تقسیم شد: شمال کشور تحت سلطه روسیه، جنوب‌شرقی آن در حوزه نفوذ بریتانیا و منطقه مرکزی به‌طور رسمی بی‌طرف اعلام شد. با این حال، هرگاه منافع قدرت‌های مذکور ایجاب می‌کرد، بی‌طرفی منطقه مرکزی نیز به‌راحتی نقض می‌شد. این تحولات نه‌تنها اهمیت فزاینده خاورمیانه در سیاست قدرت‌های جهانی را نشان داد، بلکه حاکی از آن بود که قدرت‌های منطقه‌ای مانند ایران و عثمانی ناگزیر از بازنگری در ساختار نظامی و دیپلماتیک خود بودند تا بتوانند در برابر روند سلطه‌جویانه خارجی مقاومت کنند.
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و دو
 - شماره نه هزار و سی و دو - ۰۲ خرداد ۱۴۰۵