نمایشنامه در اتاق درمان

بخشی از پیشگفتار مارتین برگمن

فروید و سایر روانکاوان پیشرو به این نتیجه رسیده بودند که فهمیدن ناخودآگاه یک نویسنده، کلیدی برای ورود به آثارش است. اما فلسفه پشت کتاب من این نیست. هر کسی که شکسپیر می‌خواند لزوماً به جنبه ناخودآگاه اثر او علاقه‌مند نیست چیزهای دیگری هم در آثار شکسپیر وجود دارد که جلب توجه کند، برای مثال می‌توان مطالعه فرانک کرمود از زبان شکسپیر را نام برد. نگاه روانکاوانه تنها یکی از روش‌های خوانش شکسپیر است، اما کمک خاص خودش را می‌کند.
همان طور که کنسرت‌ها از فعل و انفعالات سازهای موسیقی زیادی پدید می‌آیند، بنابراین فهم ما از شکسپیر نیز با به‌کارگیری رویکردهای مختلف غنی‌تر می‌شود. در روانکاوی باور بر این است که نویسندگان خلاق نیاز دارند کشمکش‌های درونی‌شان را در آثارشان هم آشکار و هم انکار کنند. آنها رسوباتی در آثارشان به جا می‌گذارند که اگر دقت کنیم، می‌توانند عناصر سازنده‌ای باشند که جنبه‌هایی از ناخوداگاه را آشکار می‌کنند...
تفاوت‌ها و شباهت‌های مشخصی بین جست‌وجوی ناخودآگاه در نمایشنامه‌های شکسپیر و یک ساعت جلسه روانکاوی، وجود دارد. معمولاً بیماران روانکاوی به صورت آگاهانه می‌خواهند روانکاو آنها را بشناسد اما همچنین به صورت ناخودآگاه در این امر مقاومت می‌ورزند. سپس روانکاوان بیمار را ترغیب به «تداعی آزاد» می‌کنند. در این زمان معجزه‌ای کوچک رخ می‌دهد: همان‌طور که بیماران در جریان تداعی آزاد قرار می‌گیرند، روانکاوانِ شنونده، چیزی بیش از آنچه بیمار تصور می‌کند که انتقال می‌دهد، به دست می‌آورند. اگر ما به روشی مشابه به نمایشنامه‌ای گوش دهیم آن وقت می‌توان نمایشنامه‌ای از شکسپیر را همچون پیامی رمزی خواند و فهم آن را آموخت.
حالا باید علت اینکه یک نمایشنامه تفسیرهای متفاوتی را در روانکاوان مختلف برمی‌انگیزد شرح دهم. چنین تفاوت‌هایی برای کاستن از اعتبار روند روانکاوی و غیرعلمی دانستن آن به کار گرفته می‌شد اما این حقیقت ندارد. همان‌طور که داشتن اتفاق نظر در مورد درون‌مایه ناخوداگاه نمایشنامه به این معنا نیست که بهترین تفسیر از یک نمایشنامه ارائه شده است. این امر در مورد حرفه روانکاوی هم صدق می‌کند. اگر روایت هر بیمار را گروهی از روانکاوان بشنوند، در همه آنها واکنشی یکسان صورت نمی‌گیرد. تمامی روانکاوان از فروید آموخته‌اند که به روایت بیماران‌شان گوش بسپارند و در عین حال چیزهای بیشتری را بشنوند، چیزهایی که بیماران‌شان از گفتن آنها بیم دارند و از بیان‌شان اجتناب می‌کنند. آنها به آنچه دلیل احساس گناه یا اضطراب بیماران‌شان است و آنچه مدام تکرار می‌شود و خیلی چیزهای ناگفته دیگر، گوش می‌دهند. اما مهم‌تر از همه روانکاوان به ارتباطاتی که بیماران‌شان قادر به برقراری‌شان نیستند و به گسست‌هایی که در روایت‌شان وجود دارد، گوش می‌دهند. با فاش شدن هر یک از اینها برای بیمار، ممکن است احساس قدردانی، خشم یا مخالفت او برانگیخته شود. در اکثر موارد نتیجه این امر عمق بخشیدن به روند روانکاوی است.
متن، بر خلاف بیمار تحت روانکاوی، پاسخی نمی‌دهد اما همان‌طور که متن پنهانی‌های خود را آشکار می‌کند، تفسیر آن یا تصدیق می‌شود یا رد. گوش دادن روانکاوانه را تنها تا حدی می‌توان به دانشجو یاد داد. وقتی روانکاوان به بیمار گوش می‌دهند تنها تا حدی می‌توانند بر آموخته‌هاشان تکیه کنند؛ از طرفی دیگر آنها به آنچه بیمار در آنها برمی‌انگیزد نیز گوش می‌دهند و این به شخصیت هر روانکاو بستگی دارد. یک تفسیر روانکاوانه معمولاً از تلاقی دو ایده که بیمار از آنها بی‌خبر است شکل می‌گیرد اما برخی از این تلاقی‌ها معنای غنی‌تری نسبت به سایر دارند. مطالعات روانکاوانه بسیاری از نمایشنامه‌های شکسپیر در دست است و در این کتاب به برخی از آنها رجوع کرده‌ام. اما کنار هم قرار دادن چند نمایشنامه، همان کاری که من کرده‌ام، یک منفعتی دارد و آن این است که ارجاع متقابل میان چند نمایشنامه می‌تواند سرنخی باشد برای فاش ساختن ارتباط ناخودآگاهی که یک نمایشنامه به تنهایی نمی‌تواند معلوم کند.
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و دو
 - شماره نه هزار و سی و دو - ۰۲ خرداد ۱۴۰۵