استاد دانشگاه تهران در گفت‌و‌گو با «ایران» عنوان کرد

اختلال اینترنت، بلای جان اقتصاد دیجیتال

در سال‌های اخیر اینترنت به یکی از زیرساخت‌های اصلی زندگی روزمره، آموزش، کسب‌وکار و توسعه فناوری تبدیل شده است. با این حال، اختلال‌ها و محدودیت‌های اینترنتی در مقاطع مختلف، پرسش‌هایی را درباره آثار آن بر اقتصاد دیجیتال، فعالیت شرکت‌های فناوری، دانشگاه‌ها و کاربران ایجاد کرده است. در همین حال، مباحثی مانند حکمرانی فضای مجازی، شکل‌گیری ساختارهای جدید تنظیم‌گری و طرح‌هایی مانند اینترنت پرو نیز در فضای سیاست‌گذاری کشور مطرح شده‌اند؛ موضوعی که فعالان اکوسیستم فناوری چندان دل خوشی از آن ندارند و معتقدند اینترنت اضطراری تنها در مواقع بحران برای کسب و کارها کارآمد است و در درازمدت هرگز نمی‌تواند نیاز جامعه را برطرف کند. درباره پیامدهای اختلال اینترنت و برخی رویکردهای مطرح در سیاست‌گذاری فضای مجازی با دکتر حیدر ربیعی، استاد دانشگاه تهران و فعال در حوزه فناوری به گفت‌و‌گو نشستیم که در ادامه می‌خوانید.

محبوبه ستارزاده
گروه علم و فناوری

از نگاه شما به عنوان یک فعال حوزه فناوری و استاد دانشگاه، قطعی یا اختلال اینترنت در جنگ رمضان و ادامه دار شدن آن، چه تأثیری بر اکوسیستم فناوری و اقتصاد دیجیتال کشور گذاشته است؟
اینترنت امروز صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست بلکه زیرساخت اصلی اقتصاد دیجیتال محسوب می‌شود. هرگونه قطعی یا اختلال گسترده در آن بلافاصله روی کسب‌وکارهای آنلاین، خدمات ابری، شرکت‌های استارتاپی، پلتفرم‌های حمل‌ونقل، تجارت الکترونیکی، فعالیت فریلنسرها و حتی شرکت‌های سنتی که به خدمات آنلاین وابسته شده‌اند، اثر می‌گذارد. گزارش‌های مختلف نهادهای بین‌المللی و همچنین فعالان صنفی داخلی در سال‌های اخیر هم نشان می‌دهد اختلالات طولانی اینترنت می‌تواند زیان اقتصادی قابل توجهی ایجاد کند. برای مثال در برخی برآوردهای بین‌المللی که درباره اختلال‌ اینترنت در کشورهای مختلف انجام شده، خسارت‌های اقتصادی روزانه، گاه به ده‌ها میلیون دلار می‌رسد. در داخل کشور نیز اتحادیه‌ها و انجمن‌های حوزه فناوری بارها اعلام کرده‌اند که در دوره‌های اختلال شدید، بخشی از کسب‌وکارهای آنلاین با کاهش درآمد، توقف خدمات یا حتی تعطیلی مواجه شده‌اند. بنابراین مسأله اینترنت دیگر فقط یک موضوع فنی نیست بلکه مستقیماً با اشتغال، سرمایه‌گذاری و رشد اقتصاد دیجیتال ارتباط دارد.

این قطعی ومحدودیت، وضعیت اشتغال را چگونه تغییر داده است؟
حوزه فناوری اطلاعات یکی از معدود بخش‌هایی است که در سال‌های گذشته توانسته فرصت‌های شغلی جدیدی ایجاد کند. بسیاری از جوانان در حوزه‌هایی مانند برنامه‌نویسی، تولید محتوا، بازاریابی دیجیتال، طراحی محصول، فریلنسینگ و صادرات خدمات نرم‌افزاری فعالیت دارند. وقتی اینترنت با اختلال یا محدودیت مواجه می‌شود، بخشی از این فعالیت‌ها در عمل امکان ادامه کار پیدا نمی‌کند. برخی گزارش‌های صنفی در سال‌های گذشته نشان داده‌اند که بخشی از نیروهای متخصص یا به سمت مهاجرت شغلی و فیزیکی حرکت کرده‌اند یا فعالیت خود را در بازارهای خارجی کاهش داده‌اند. بدیهی است که در چنین شرایطی، برخی کسب‌وکارهای کوچک آنلاین که عمدتاً توسط جوانان اداره می‌شوند بیشترین آسیب را می‌بینند، زیرا سرمایه و تاب‌آوری مالی کمتری دارند. بنابراین پایداری اینترنت مستقیماً با حفظ سرمایه انسانی در کشور ارتباط دارد.
موضوع فقط اشتغال نیست. قطعی اینترنت، به دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی نیز آسیب می‌زند. این مراکز برای دسترسی به پایگاه‌های علمی، همکاری‌های بین‌المللی و اجرای پروژه‌های تحقیقاتی، بشدت به اینترنت پایدار و آزاد وابسته هستند. بسیاری از منابع علمی، دیتاست‌ها، ابزارهای توسعه نرم‌افزار و پلتفرم‌های پژوهشی در بستر اینترنت جهانی قرار دارند. وقتی دسترسی با اختلال یا کندی مواجه می‌شود، در عمل روند تحقیق و آموزش نیز آسیب می‌بیند. در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، علم داده و مهندسی نرم‌افزار، دسترسی به منابع بین‌المللی، مخازن کد و سرویس‌های پردازشی اهمیت حیاتی دارد. هرچه دسترسی پایدارتر و باکیفیت‌تر باشد، امکان رقابت علمی دانشگاه‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان نیز بیشتر خواهد بود.

قطعی اینترنت چگونه می‌تواند بر رشد و توسعه فناوری هوش مصنوعی در کشور تأثیرگذار باشد؟
به طور کلی توسعه هوش مصنوعی به سه عامل مهم داده، زیرساخت پردازشی و دسترسی به دانش و ابزارهای جهانی وابسته است. بخش مهمی از ابزارهای توسعه هوش مصنوعی، کتابخانه‌های نرم‌افزاری، مدل‌ها و مقالات علمی در بستر اینترنت جهانی منتشر می‌شوند. علاوه بر این، بسیاری از پروژه‌های هوش مصنوعی نیازمند همکاری‌های بین‌المللی، دسترسی به دیتاست‌های بزرگ و استفاده از زیرساخت‌های ابری هستند. وقتی دسترسی به اینترنت با محدودیت مواجه شود، سرعت توسعه پروژه‌ها کاهش پیدا می‌کند و فاصله فناوری با کشورهای پیشرو بیشتر می‌شود. بنابراین برای پیشرفت در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی که در جهان بشدت دنبال می‌شود، اینترنت پایدار و باکیفیت یک ضرورت زیرساختی محسوب می‌شود. جنگ رمضان در عمل جنگ فناوری و هوش مصنوعی بود و اگر می‌خواهیم در این زمینه از دیگران عقب نمانیم، حتماً باید موارد محدودکننده توسعه این فناوری را از میان برداریم.

به‌تازگی ستاد ویژه «ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» به منظور استقرار حکمرانی یکپارچه، منسجم و کارآمد و تنظیم‌گری فضای مجازی به ریاست دکتر عارف، معاون اول رئیس‌جمهوری تشکیل شده است. به نظر شما چنین ساختاری چه نقشی می‌تواند در بهبود وضعیت موجود داشته باشد؟
بی شک اصل ایجاد یک نهاد هماهنگ‌کننده در حوزه حکمرانی دیجیتال، می‌تواند اقدام مثبتی باشد، زیرا مسائل فضای مجازی چندبخشی هستند و دستگاه‌های مختلفی در آن نقش دارند. اگر چنین ستادی بتواند نقش هماهنگی میان نهادهای مختلف، سیاست‌گذاری مبتنی بر داده و گفت‌وگو با بخش خصوصی را تقویت کند، می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری‌ها کمک کند. یکی از مهم‌ترین نیازهای این حوزه، کاهش تصمیم‌های مقطعی و حرکت به سمت سیاست‌های پایدار و قابل پیش‌بینی است. حضور نمایندگان بخش خصوصی، دانشگاه‌ها و متخصصان فناوری در فرآیند تصمیم‌سازی نیز می‌تواند کمک کند تا سیاست‌ها واقع‌بینانه‌تر و اجرایی‌تر باشند.

دیدگاه شما درباره طرح‌هایی مانند اینترنت «پرو» چیست؟
در بسیاری از کشورها اصل دسترسی عمومی به اینترنت به عنوان یک زیرساخت پایه پذیرفته شده است. طرح‌هایی مانند اینترنت سفید یا اینترنت پرو، معمولاً با هدف مدیریت دسترسی یا ارائه خدمات خاص به برخی گروه‌ها مطرح می‌شوند. با این حال تجربه جهانی نشان می‌دهد که ایجاد اینترنت چندسطحی می‌تواند چالش‌هایی ایجاد کند، از جمله افزایش نابرابری دسترسی، پیچیدگی در اجرا و کاهش نوآوری در اکوسیستم دیجیتال. اقتصاد دیجیتال زمانی رشد می‌کند که دسترسی به زیرساخت اینترنت برای همه فعالان اقتصادی، دانشگاه‌ها و کاربران با کیفیت مناسب فراهم باشد.

پس چه راهکارهای فنی یا سیاستی می‌تواند به بهبود وضعیت موجود کمک کند؟
بسیاری از متخصصان معتقدند به جای تمرکز بر محدودسازی دسترسی، بهتر است سیاست‌ها بر توسعه زیرساخت، افزایش سرعت و پایداری شبکه، ارتقای امنیت سایبری و حمایت از پلتفرم‌های بومی رقابت‌پذیر متمرکز شود. معتقدم که چند مسیر عملی می‌تواند در این زمینه مؤثر باشد. اول توسعه زیرساخت‌های ارتباطی پرسرعت مانند فیبر نوری و افزایش ظرفیت شبکه بین‌الملل تاکیفیت و پایداری اینترنت برای کاربران و کسب‌وکارها افزایش یابد. دوم ایجاد چهارچوب‌های شفاف تنظیم‌گری تا فعالان اقتصادی بتوانند با پیش‌بینی‌پذیری بیشتری سرمایه‌گذاری کنند. سومین مورد هم تقویت امنیت سایبری و آموزش سواد دیجیتال برای کاربران است چراکه بسیاری از نگرانی‌های مرتبط با فضای مجازی، با افزایش آگاهی و ابزارهای امنیتی، قابل مدیریت است و دیگر نیازی به اعمال محدودیت‌های اینچنینی و قطع طولانی مدت اینترنت نیست. چهارمین مسیر عملی هم حمایت از نوآوری و شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی در کنار حفظ ارتباط با اکوسیستم جهانی فناوری است. ترکیب این اقدامات می‌تواند به توسعه پایدار اقتصاد دیجیتال کمک کند بدون آن‌که دسترسی عمومی به اینترنت محدود شود.

اختلال و قطع اینترنت بر سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی در حوزه فناوری نیز تأثیرگذار بوده است؟
بله قطعاً. سرمایه‌گذاری در حوزه فناوری بشدت وابسته به پیش‌بینی‌پذیری محیط کسب‌وکار است. وقتی زیرساخت اصلی این حوزه یعنی اینترنت با عدم ثبات مواجه باشد، ریسک سرمایه‌گذاری افزایش پیدا می‌کند. سرمایه‌گذاران خطرپذیر معمولاً به دنبال اکوسیستمی هستند که دسترسی پایدار به بازار، مشتری و زیرساخت فنی داشته باشد و هرگونه محدودیت‌های طولانی در دسترسی، می‌تواند باعث تعویق تصمیم‌های سرمایه‌گذاری یا انتقال سرمایه به حوزه‌های کم‌ریسک‌تر شود. در نتیجه، تقویت ثبات زیرساخت ارتباطی می‌تواند نقش مهمی در جذب و حفظ سرمایه در اقتصاد دیجیتال داشته باشد.

در ماجرای محدودیت در دسترسی به اینترنت، شاید بتوان گفت کسب‌وکارهای کوچک و خانگی بیش از همه آسیب دیده‌اند. نظر شما چیست؟
بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک و خانگی در سال‌های اخیر ازطریق شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های آنلاین شکل گرفته‌اند و حتی وزیر ارتباطات هم در آماری به فعالیت حدود 10 میلیون نفر بر بستر فضای مجازی اشاره کرده بود. این کسب‌وکارها معمولاً حاشیه سود محدودی دارند و تاب‌آوری مالی آنها بسیار پایین‌تر از شرکت‌های بزرگ است. در شرایط اختلال اینترنت، این گروه بیشترین آسیب را می‌بیند، زیرا امکان فروش، ارتباط با مشتری و دریافت پرداخت آنلاین برای آنها مختل می‌شود. از منظر عدالت اقتصادی، حمایت از این گروه و تضمین دسترسی پایدار آنان به اینترنت، اهمیت زیادی دارد و با توجه به اینکه یکی از حلقه‌های مهم زنجیره اقتصاد دیجیتال محسوب می‌شوند باید برای رفع نیاز حیاتی آنان یعنی دسترسی به اینترنت پایدار تلاش کرد.

برخی می‌گویند شبکه‌های اجتماعی داخلی جایگزین مناسبی برای نمونه‌های خارجی است بنابراین کسب و کارهای کوچک می‌توانند با ورود به این پلتفرم‌ها سودآوری خود را حفظ کنند. اساساً توسعه پلتفرم‌های بومی می‌تواند جایگزین وابستگی به خدمات خارجی شود؟
توسعه پلتفرم‌های بومی می‌تواند بخشی از راهکار تقویت اقتصاد دیجیتال باشد، به شرطی که بر پایه رقابت‌پذیری، کیفیت خدمات و اعتماد کاربران شکل بگیرد. تجربه جهانی نشان می‌دهد که موفقیت پلتفرم‌ها بیشتر از آن‌که ناشی از اجبار باشد، نتیجه کیفیت، نوآوری و تجربه کاربری مناسب است. بنابراین حمایت از پلتفرم‌های داخلی در کنار حفظ تعامل با اکوسیستم جهانی می‌تواند به رشد متوازن کمک کند وگرنه ایجاد انحصار یا محدودسازی انتخاب کاربران در بلندمدت، معمولاً باعث کاهش نوآوری می‌شود و هرگز نتیجه مورد نظر حاصل نمی‌شود. نمی‌توان فروشنده آنلاین را به اجبار به پلتفرم داخلی هدایت کرد ولی در آنجا خبری از مشتری نباشد و اختلال‌های زیاد و ناتوانی در ارسال عکس، فیلم و... برای آنها دردسرساز شود.
از منظر حقوق شهروندی و اعتماد عمومی، چنین سیاست‌های مرتبط با اینترنت چه پیامدهایی دارد؟
اعتماد عمومی یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی در فضای دیجیتال است. کاربران زمانی از خدمات آنلاین استفاده گسترده می‌کنند که نسبت به پایداری، امنیت و حفظ حریم خصوصی خود اطمینان داشته باشند. سیاست‌هایی که با شفافیت اطلاع‌رسانی و با مشارکت ذی‌نفعان تدوین شوند، معمولاً اعتماد بیشتری ایجاد می‌کنند. هرچه فرآیند تصمیم‌گیری شفاف‌تر و قابل توضیح‌تر باشد، همراهی عمومی نیز بیشتر خواهد بود.

چه تجربه‌های بین‌المللی می‌تواند برای بهبود حکمرانی فضای مجازی در کشور الهام‌بخش باشد؟
بسیاری از کشورها تلاش کرده‌اند میان امنیت، توسعه اقتصادی و آزادی دسترسی تعادل برقرار کنند. تجربه‌هایی مانند تنظیم‌گری مبتنی بر ریسک، گفت‌وگوی مستمر با بخش خصوصی، حمایت از نوآوری و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پرسرعت بخشی از این راهکارهاست. در برخی کشورها، شوراهای مشورتی متشکل از نمایندگان دولت، صنعت و دانشگاه به تصمیم‌سازی کمک می‌کنند تا سیاست‌ها واقع‌بینانه و متوازن باشند. بهره‌گیری از تجربه‌های موفق بین‌المللی و بومی‌سازی آنها می‌تواند به کاهش خطاهای سیاستی کمک کند.

چه اقدام کوتاه‌مدتی می‌تواند بیشترین اثر مثبت را بر اکوسیستم فناوری داشته باشد؟
در کوتاه‌مدت، افزایش ثبات و کیفیت دسترسی به اینترنت مهم‌ترین اقدام است، زیرا اثر مستقیم بر فعالیت روزمره کسب‌وکارها دارد. اطلاع‌رسانی شفاف درباره تغییرات سیاستی، گفت‌وگو با تشکل‌های صنفی و پرهیز از تصمیم‌های ناگهانی نیز می‌تواند به کاهش نگرانی فعالان این حوزه کمک کند. حتی ایجاد یک کانال رسمی برای دریافت بازخورد از اکوسیستم فناوری می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری‌ها کمک کند.

 

بــــرش

در مجموع چه توصیه‌ای برای سیاست‌گذاران در حوزه اینترنت و فضای مجازی می‌توانید داشته باشید تا با کمترین مشکلات، بیشترین بهره وری را از فضای مجازی داشته باشیم؟

مهم‌ترین نکته این است که باور کنند اینترنت امروز بخشی از زیرساخت توسعه کشور محسوب می‌شود؛ مشابه برق، حمل‌ونقل یا انرژی. هر سیاستی که در این حوزه اتخاذ می‌شود باید اثر آن بر اقتصاد دیجیتال، اشتغال جوانان، آموزش و نوآوری در نظر گرفته شود. گفت‌وگوی مستمر میان دولت، بخش خصوصی، دانشگاه‌ها و جامعه فناوری می‌تواند به تصمیم‌های متوازن‌تر کمک کند. هدف نهایی باید ایجاد فضایی امن، پایدار و قابل اعتماد برای فعالیت کاربران و کسب‌وکارها باشد تا کشور بتواند از ظرفیت‌های اقتصاد دیجیتال به شکل کامل بهره ببرد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سی و دو
 - شماره نه هزار و سی و دو - ۰۲ خرداد ۱۴۰۵