۲ شرط برای بخشش قاتل مرد نویسنده
گروه حوادث: مرضیه همایونی/ کاشت 100 نهال به نام مقتول و پخش نذورات بین نیازمندان، شروطی بود که خانواده مرد نویسنده برای قاتل پدرشان در نظر گرفتند.
به گزارش «ایران»، اواخر خرداد سال 1400 وکیل میانسالی به کلانتری در یکی از شهرهای مرکزی کشور رفت و خبر از ناپدید شدن موکلش داد:«موکلم نویسنده و نمایشنامه نویس است و از زمانی که همسرش فوت کرده و بچههایش برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتهاند، به تنهایی زندگی میکند. چند روزی است که خبری از او ندارم و با خودم گفتم شاید برای دیدن فرزندانش به خارج از کشور رفته است، تا اینکه روز گذشته بچههایش با من تماس گرفتند و اعلام کردند چند روزی است از پدرشان بیخبر بوده و نگران او هستند.»
رد پای مرد خدمتکار
با شکایت وکیل پایه یک دادگستری، تحقیقات برای یافتن مرد نویسنده آغاز شد و کارآگاهان با مجوز قضایی وارد خانه خسرو شدند. گرچه خانه مرتب بود اما نبود تابلوفرشهای روی دیوار و چند تخته فرش داخل خانه، نشان میداد از خانه سرقت شده است. در ادامه تحقیقات، تیم جنایی پی برد دلار و طلاهای مرد نویسنده نیز به سرقت رفته است. بدین ترتیب فرضیه قتل او روی میز تحقیق قرار گرفت و در ادامه مشخص شد تنها کسی که به خانه مرد میانسال رفت و آمد داشته، مرد خدمتکاری به نام هومن بوده که از زمان ناپدید شدن خسرو او نیز به محل کارش نرفته است. از آنجایی که احتمال میرفت مرد خدمتکار در ماجرای ناپدید شدن نقش داشته باشد، دستور بازداشت او صادر شد.
زمانی که کارآگاهان پلیس به سراغ هومن رفتند، مشخص شد او خانهاش را تغییر داده و شبانه از آن محل نقل مکان کرده است. فرار هومن، احتمال دست داشتن او در جنایت را پررنگ کرد و در نهایت کارآگاهان موفق شدند مرد جوان را بازداشت کنند.
بیماری همسر
هومن در نهایت لب به اعتراف گشود:«همسرم مریض بود و به خاطر تأمین هزینه درمانش دست به هر کاری زدم. در مدتی که در خانه خسرو کار میکردم، متوجه شدم وضع مالی خوبی دارد و گاهی هم داستانی مینویسد و در صفحه اینستاگرامی یا در وبلاگش منتشر میکند و گاهی هم نمایشنامه برای بازیگران تئاتر مینویسد. چندباری به خسرو از مشکلاتم گفتم و او هم تا حدودی کمک کرد اما این کمکها برای من که باید هزینههای سنگینی پرداخت میکردم، هیچ بود تا اینکه به فکر سرقت از خانهاش افتادم.»
او ادامه داد:«شب حادثه زمانی که او خواب بود به سراغ گاوصندوقش رفتم اما ناگهان خسرو را دیدم که در چهارچوب در ایستاده و مرا نگاه میکند. من که چشمم به دلارها و طلاهای او افتاده بود، دیگر نمیتوانستم راهی که رفتهام را بازگردم و برای همین او را خفه کردم و جسد را داخل پتویی پیچانده و در بیابانهای اطراف دفن کردم. بعد هم مقداری از وسایل خانه را سرقت کردم. از آنجایی که او به تنهایی زندگی میکرد و فرزندانش خارج از کشور بودند، بعید میدانستم کسی پیگیر ناپدید شدن او شود.»
دو شرط برای بخشش
با اعتراف متهم و پس از بازسازی صحنه جنایت، پرونده تکمیل شد و او در دادگاه کیفری استان پای میز محاکمه رفت. وکیل فرزندان مقتول به درخواست آنها، خواستار اشد مجازات برای قاتل شد و دادگاه نیز رأی بر قصاص صادر کرد. پس از تأیید حکم، در اولین جلسه صلح و سازش بار دیگر وکیل اولیای دم در جلسه حضور پیدا کرد، اما در کمال ناباوری با پیشنهاد عجیب و شوکهکنندهای از سوی او مواجه شد.
وکیل میانسال گفت:«موکلانم از درخواست قصاص چشمپوشی کردهاند. آنها گفتند چون در مدتی که هومن خدمتکار پدرشان بوده، واقعاً از او راضی بوده است، رضایت پدرشان قبل از مرگ و از طرفی نیاز مالی هومن به خاطر درمان همسرش باعث شد آنها از قصاص او گذشت کنند، اما برای بخشش دو شرط بیان کردهاند؛ موکلانم از قاتل میخواهند تا 100 اصله نهال به یاد و نام پدرشان در مناطقی که درختها قطع شده و خاک آنجا رو به فرسودگی است با هماهنگی سازمانهای مربوطه بکارد. در روز پدر و سالگرد مرگ پدرشان نیز به مناطق محروم و دورافتاده برود و برای او نذری بدهد.»
هومن هم بدون معطلی شروط آنها را پذیرفت و پرونده برای صدور حکم از جنبه عمومی به دادگاه کیفری استان ارجاع شد تا مرد زندانی برای بار دوم محاکمه شود.

