ارزیابی دوران سلطنت عبدالحمید
دوران سلطنت عبدالحمید، پرسش آینده مسیحیان در امپراطوری عثمانی را با وضوح بیشتری مطرح کرد. درعین حال، سرکوبگری سیاسی دوران او، مسلمانان عرب را نیز تحت تأثیر قرار داد؛ بهویژه گروهی از روزنامهنگاران، اندیشمندان و سیاستمداران نوظهور که توانسته بودند از فرصتهای آموزشی فراهمشده در دوران نهضت بهرهمند شوند. انجمنهای ادبی بیروت به تدریج چندمذهبیتر شدند و مباحثی درباره میراث مشترک عربها و این ایده که همبستگی میان عربزبانان از وفاداری صرف به پیوندهای مذهبی مهمتر است، شکل گرفت. ایده میهنپرستی، یا عشق به یک سرزمین مشخص بهعنوان عامل همبستگی اجتماعی نیز رواج یافت. عربهای مسیحی، بهعنوان اعضای یک اقلیت محدود، انگیزه ویژهای برای ترویج مفهوم برابری براساس معیارهای غیرمذهبی داشتند، اما جذابیت احساس مشترک عرببودن، مسلمانان را نیز جذب میکرد. این جریان فرهنگی هرگز به یک جنبش ملیگرایانه و استقلالطلبانه بدل نشد و احساسات ریشهدار هویتی فرقهای را از میان نبرد. با این حال، موجب افزایش آگاهی جامعه عرب از تمایز و دستاوردهای تاریخی خود شد و در نتیجه، به عنوان چالشی تازه برای سیستم عثمانی عمل کرد؛ بیداری عربی، بهطور غیرمستقیم، پرسشی جدی درباره نظم و مشروعیت امپراطوری ایجاد کرد.
نتیجهگیری
با نزدیک شدن به قرن بیستم، نظم مستحکم عثمانی-اسلامی در خاورمیانه که زمانی پایدار به نظر میرسید، به دلیل واکنشهای متنوع اجزای اصلی خود نسبت به چالش سلطه اروپایی، به تدریج بیثبات شد. آگاهی فزایندهای در میان جامعه اسلامی شکل گرفت که برای حفظ خود، باید در درون سنتهای خود راهی برای احیا بیابد، وگرنه در معرض فراموشی و افول قرار خواهد گرفت. در مرکز این روند، حمایتهایی را از سوی گروههایی از جامعه عثمانی که از اصلاحات اداری آسیب دیده بودند، جلب کرد و حداقل در ابعاد سیاسی پاناسلامیسم، توسط جمالالدین اسدآبادی نیز تأیید شد. در مصر تحت اشغال بریتانیا، احساسات ملیگرایانه و خواستههای استقلال سیاسی با میراث فرهنگی اسلامی کشور که از طریق اندیشههای اصلاحطلبانه محمد عبده تداوم یافته بود، درهم آمیخت. در مرزهای قبیلهای، جریانهایی که توسط وهابیها، سنوسیها و گروههای مشابه شکل گرفته بود، همچنان امواج ناامنی ایجاد میکرد و فساد محلی و نفوذ اروپایی را به چالش میکشید و برنامههای خود را بهعنوان راهحلهای ممکن برای مشکلات جامعه ارائه میداد. در قلب مناطق عربی، نهضت بیداری فرهنگی عربهای مسیحی، که مسلمانان عرب را نیز جذب میکرد، یادآوری میکرد که نقش مرکزی عربها در شکلگیری یکی از بزرگترین تمدنهای تاریخ چه بوده است. توطئهگران جوان ترک که در سال ۱۹۰۹ عبدالحمید را سرنگون کردند، کوشیدند یک راهحل واحد را بر این روندهای متنوع تحمیل کنند؛ اما در این مسیر، این نیروها را با یکدیگر در تضاد قرار دادند و بهطور غیرمستقیم، زمینه را برای فروپاشی سیستم عثمانی در خاورمیانه فراهم کردند.

