دو تحلیل گر مسائل سیاسی پاسخ دادند
بعثت خیابانی را چگونه تبدیل به انسجام اجتماعی پایدار کنیم؟
همبستگی ملی و پیوند میان خیابان و میدان در جریان جنگ رمضان، تنها یک واکنش مقطعی به شرایط بحرانی نبود، بلکه بهعنوان سرمایهای اجتماعی توانست نقش تعیینکنندهای در تقویت انسجام داخلی و برهم زدن محاسبات دشمن ایفا کند. اکنون پرسش اصلی این است که چگونه میتوان این دستاورد را از یک تجربه کوتاهمدت به ظرفیتی پایدار برای آینده کشور تبدیل کرد؛ ظرفیتی که فراتر از عرصه دفاع، در مسیر توسعه، مشارکت عمومی، پیشرفت اقتصادی و تقویت سرمایه اجتماعی به کار گرفت و به «جهاد اقتصادی پساجنگ» معنا بخشید. در همین رابطه روزنامه ایران با رحمتالله بیگدلی، عضو شورای مرکزی حزب جمهوریت ایران اسلامی و عباس سلیمی نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران و تحلیلگر مسائل سیاسی گفتوگو کرده است.
الهام یوسفی
گروه سیاسی
رحمت الله بیگدلی، عضو شورای مرکزی حزب جمهوریت ایران اسلامی:
همبستگی را به جهاد اقتصادی پساجنگ تبدیل کنیم
یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ رمضان، حضور فعال مردم در صحنه و همبستگی میان خیابان و میدان بود. به نظر شما چگونه میتوان این دستاورد را تثبیت و از آن به نفع منافع ملی بهرهبرداری کرد؟
همبستگی ملی که اکنون یک سرمایه اجتماعی است در مقابله با تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی محاسبات دشمن را به هم زد و به دفاع موفق نیروهای مسلح و مدیریت دولت و حاکمیت نهایت کمک را کرد. باید این دستاورد را به سرمایهای برای پیشرفت بلندمدت کشور تبدیل کنیم. این همبستگی نباید فقط در زمان تهدید خارجی فعال شود، بلکه باید به یک الگوی پایدار تعامل مردم با حکومت و نیروهای مسلح تبدیل شود. به نظر من راههای عملی برای نیل به این هدف مهم عبارتند از:
نهادینهسازی مشارکت مدنی: ایجاد یا تقویت سازوکارهای قانونی و داوطلبانه برای حضور مردم در مسائل دفاعی مثل رزمندگان مردمی، پدافند غیرعامل مردمی یا حتی گروههای محلی حفاظت از زیرساختها. تجربه زنجیرههای انسانی ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ را میتوان به یک الگوی دائمی تبدیل کرد، نه فقط برای جنگ.
تقویت اعتماد متقابل: شفافیت در تصمیمگیریها، گزارشدهی منظم به مردم و پاسخگویی مسئولان. وقتی مردم احساس کنند خیابان واقعاً شنیده میشود و نظرشان در میدان اثر دارد، همبستگی عمیقتر و پایدارتر میشود.
فرهنگسازی آموزشی: در مدارس، دانشگاهها و رسانهها، این تجربه نه به عنوان حماسه صرف، بلکه به عنوان درس شهروندی و مسئولیت جمعی باید آموزش داده شود. نسل جوان باید بفهمد که دفاع از وطن فقط موشک و تانک نیست؛ حفظ انسجام اجتماعی و مشارکت مدنی هم بخشی از آن است.
تبدیل سرمایه دفاعی به سرمایه توسعهای: بهترین بهرهبرداری، هدایت این انرژی به سمت صلح، رفاه و پیشرفت است.
باید بکوشیم که این همبستگی را به جهاد اقتصادی پساجنگ تبدیل کنیم. همان مردمی را که خیابان را نگه داشتند در پروژههای عمرانی، تولید داخلی و کارآفرینی مشارکت دهیم.
پیشرفت علمی و فناوری: تجربه دفاعی فناوریهای موشکی، پهپادی و پدافند را به حوزههای غیرنظامی منتقل کنیم. مثل استفاده از فناوریهای دوگانه برای انرژی، پزشکی، کشاورزی و محیط زیست. این کار هم روحیه همبستگی را حفظ میکند و هم کشور را قویتر و مرفهتر میسازد.
تقویت جمهوریت و عدالت اجتماعی: مردم باید سهم واقعی خود را در آینده کشور ببینند. احیای آزادیهای مدنی، اجرای عدالت اقتصادی و کاهش فاصله طبقاتی مهم است.
دیپلماسی هوشمند: از این سرمایه اجتماعی باید برای جلوگیری از جنگ آینده استفاده کنیم. خیابان و میدان وقتی قوی هستند که با دیپلماسی هماهنگ باشند. ایران میتواند با تکیه بر این انسجام داخلی از موضع قدرت به سمت توافقهای منطقهای و کاهش تنش حرکت کند، نه به معنای عقبنشینی، بلکه به معنای هوشمندی راهبردی.
چه آسیبها و تهدیدهایی ممکن است این دستاورد را در معرض خطر قرار دهد؟
این دستاورد یعنی همبستگی فعال خیابان و میدان میتواند شکننده هم باشد لذا مثل هر سرمایه اجتماعی دیگری اگر مراقبت نشود به سرعت میتواند آسیب ببیند. عوامل مختلفی میتوانند آن را تهدید میکنند که من به برخی از آنها اشاره میکنم.
۱. آسیبهای داخلی و ساختاری شامل فرسایش اعتماد متقابل، سیاسیسازی بیش از حد خیابان و حضور مردم، بروز فساد، نابرابری و رانت.
۲. تهدیدهای فرهنگی و روانی مثل خستگی و فراموشی، دوگانهسازی ایدئولوژیک-واقعی.
۳. تهدیدهای خارجی و راهبردی شامل جنگ روانی و رسانهای دشمن، تداوم تنش بدون استفاده از ظرفیت دیپلماسی.
۴. تهدیدهای ساختاری بلندمدت مثل سیاستهای ناپایدار، بحرانهای داخلی غیرمرتبط (اقتصادی، زیستمحیطی، اجتماعی) مثلاً خشکسالی، مهاجرت گسترده یا بحران آب، میتواند انرژی مردم را از دفاع مشترک به تلاش برای بقای فردی بکشاند.
خلاصه اینکه خطر اصلی این دستاورد بیشتر درونی است تا بیرونی. تاریخ نشان داده کشورهایی که توانستند این همبستگی را به نهادهای دموکراتیک، شفافیت و رفاه پیوند بزنند مثل برخی تجربیات پساجنگی در اروپا یا آسیای شرقی، موفق شدند آن را تثبیت کنند.
چه سازوکارهایی میتواند از تبدیل شدن این دستاورد به ابزاری برای منافع فردی یا جناحی جلوگیری کند؟
برای جلوگیری از تبدیل شدن همبستگی خیابان و میدان به ابزاری برای منافع فردی، جناحی یا گروهی خاص، نیاز به سازوکارهای هوشمند، چندلایه و نهادینهشده داریم. این دستاورد یک سرمایه اجتماعی است و مثل هر سرمایهای، بدون قفل و کلید، به سرعت به دست عدهای خاص میافتد. تجربه تاریخی از جنگهای مردمی در کشورهای مختلف تا جنبشهای مدنی نشان میدهد که تنها راه حفظ آن، طراحی سازوکارهایی است که مدیریت را پخش و شفافیت را اجباری کند و مسئولیت را جمعی نگه دارد. مهمترین سازوکارها از نظر من عبارتند از:
۱. سازوکارهای قانونی و ساختاری مثل تصویب قانون جامع مشارکت مردمی در امور دفاعی-امنیتی، توزیع قدرت تصمیمگیری شامل ایجاد شوراهای محلی-استانی با ترکیب متنوع (مردم عادی، متخصصان، نمایندگان اقلیتها، نیروهای مسلح و کارشناسان مستقل) که تصمیمات مربوط به بهرهبرداری از این همبستگی را بگیرند. این شوراها نباید تحت کنترل یک نهاد مرکزی یا جناح خاص باشند.
۲. شفافیت و پاسخگویی شامل سیستم گزارشدهی عمومی و دیجیتال، بازرسی مستقل و مردمی، ممنوعیت تعارض منافع.
۳. سازوکارهای مشارکتی و فراگیر به این معنا که به جای واگذاری پروژهها (بازسازی، آموزش، فناوری) به شرکتها یا گروههای نزدیک به جریانهای سیاسی، ایجاد مناقصه عمومی و داوطلبانه با اولویتبندی بر اساس شایستگی و نه وابستگی جناحی باشد. مردم عادی و گروههای محلی بتوانند پیشنهاد دهند و رقابت کنند. الزامی کردن حضور حداقل ۴۰ درصد زنان، جوانان زیر ۳۵ سال، اقلیتهای قومی-مذهبی و حتی منتقدان (به شرط وفاداری به قانون اساسی) در همه ساختارهای مرتبط با این شوراهای محلی یا تصمیم گیر. این کار، همبستگی را از حالت یکصدایی جناحی خارج میکند.
نکته کلیدی این است که این سازوکارها هیچکدام به تنهایی کافی نیستند و باید ترکیب شوند و توسط یک نهاد ناظر فراجناحی (مثل یک کمیسیون مستقل تحت نظارت مستقیم مجلس و با حضور نمایندگان مردمی) تضمین اجرایی داشته باشند. تجربه نشان داده که کشورهایی که توانستند چنین سرمایههای مردمی را حفظ کنند مثل برخی مدلهای پساجنگی در کره جنوبی یا سنگاپور دقیقاً با تمرکز روی توزیع قدرت به اضافه شفافیت دیجیتال و نظارت مدنی موفق شدند. اگر مردم احساس کنند این دستاورد واقعاً متعلق به خودشان است و نه ابزاری برای بالا بردن چند نفر، خودبهخود از آن دفاع خواهند کرد.
عباس سلیمینمین، تحلیلگر مسائل سیاسی :
حضور جوانان، شکافهای اجتماعی و سیاسی را ترمیم میکند
در جنگ اخیر، یکی از مهمترین دستاوردها حضور فعال مردم در صحنه و همبستگی میان خیابان و میدان بود. به نظر شما چگونه میتوان این دستاورد را تثبیت و از آن بهرهبرداری مثبت کرد؟
آنچه ما در جنگ اخیر مشاهده کردیم، اهمیت حضور فعال مردم در صحنه و هماهنگی خیابان، میدان و دیپلماسی را نشان داد؛ این سه رکن باید با هم کاملاً هماهنگ عمل کنند. وقتی این هماهنگی برقرار باشد، هم بازدارندگی ما قوی میشود و هم منطق ما در داخل و خارج کشور بهدرستی و به صورت روشن در معرض قضاوت عمومی قرار میگیرد. متأسفانه برخی به دلایل مختلف مثل عدم درک صحیح از حکمرانی، رقابتهای سیاسی یا نفوذ عوامل دشمن سعی کردند بین خیابان و دیپلماسی تعارض ایجاد کنند. در برخی موارد حساسیتها بهدرستی برانگیخته شد و اقداماتی هم انجام گرفت، اما هنوز بعضی افراد تلاش میکنند اختلاف ایجاد کنند یا مسیر هماهنگی را مختل کنند. ما نیاز داریم که همه اقشار جامعه راهبرد کلان کشور را درک کنند؛ درکی که هم بتواند مقاومت لازم را در برابر دشمن حفظ کند و هم دیگران را در داخل و خارج کشور با منطق جمهوری اسلامی همراه سازد. خوشبختانه افکار عمومی تا حد زیادی روشن شده و مردم دریافتهاند ایجاد اختلاف هیچگاه به نفع جامعه یا منافع ملی نبوده است.
شما به ظرفیت مردم اشاره کردید. چطور میتوان از این ظرفیت در راستای تأمین منافع ملی و به نفع خود مردم بهرهبرداری کرد؟
ظرفیت مردم بهویژه جوانان، بسیار حیاتی است. متأسفانه دشمن توانسته بود بخش محدودی از جامعه ما، بهویژه جوانانی را که تجربه سیاسی یا شناخت تاریخی کافی نداشتند، تحت تأثیر قرار دهد. این جوانان گاهی به عنوان پیادهنظام جریانهای تجزیهطلب، منافقین و سلطنتطلب عمل کردند و حتی بدون شناخت کامل، در برخی اعتراضات و فراخوانها مشارکت کردند. بنابراین اولین گام برای بهرهبرداری از ظرفیت مردم، روشنسازی نسل جوان نسبت به ماهیت این جریانات و تهدیداتی است که در گذشته ایجاد کردهاند. این کار نیازمند اطلاعرسانی مستند، آموزش و توانمندسازی جامعه است تا شکافهایی که دشمن ایجاد کرده ترمیم شود. قدرت اقناع از طریق مطالعه، اطلاعرسانی صحیح و بهرهگیری از ابزارهای رسانهای و مذاکرات بینالمللی حاصل میشود. برای مثال، در مذاکرات با پاکستان، اطلاعرسانی رسانهای کمک کرد تا جامعه جهانی نسبت به نقض توافقات توسط طرف مقابل آگاه شود. این فرصت به جوانان اجازه میدهد قضاوتی درست داشته باشند و تبلیغات دشمن خنثی شود.
چه تهدیدهایی میتواند این دستاورد را در معرض خطر قرار دهد و چگونه میتوان از سوءاستفاده جناحی یا فردی جلوگیری کرد؟
تهدید اصلی، ایجاد اختلاف و نگرانی مصنوعی توسط برخی گروههای سیاسی است. این افراد با حرفها و شایعات خود، تلاش میکنند فضای جامعه را ملتهب کنند. در حالی که همه باید تابع رهبری باشند و سیاستها و خطوط کلان کشور را دنبال کنند. تیمهای مذاکرهکننده و سیاستگذاران نیز باید وظایف خود را دقیق انجام دهند و در صورت نیاز اصلاحات و تذکرات لازم داده شود. اطلاعرسانی مستمر و روشنسازی افکار عمومی درباره روند مذاکرات و دستاوردها، بخش مهمی از محافظت از این دستاوردهاست. همچنین باید توجه داشت که حضور مردم در خیابان وقتی با رهبری هماهنگ شود، اثرگذاری آن پایدار خواهد بود. جوانان و مردم باید با شناخت کامل وارد صحنه شوند تا شکافهایی که دشمن ایجاد کرده ترمیم شود و منطق جمهوری اسلامی به بهترین شکل به داخل و خارج منتقل شود.
با این نگاه، نقش مردم و جوانان در تثبیت این دستاوردها تا چه اندازه تعیینکننده است؟
نقش مردم و بهویژه جوانان بسیار تعیینکننده است. وقتی آنها با آگاهی و شناخت صحیح وارد میدان شوند، میتوانند شکافهای اجتماعی و سیاسی را ترمیم و منطق جمهوری اسلامی را بهدرستی به دیگران منتقل کنند. قدرت اقناع و همراهسازی جامعه، نتیجه حضور آگاهانه و فعال مردم در صحنه است. بنابراین همبستگی خیابان و میدان باید با رهبری هماهنگ باشد، آموزش و اطلاعرسانی صحیح انجام شود و جوانان نسبت به جریانهای مخالف و تاریخچه آنها آگاه شوند. این مسیر تضمین میکند که دستاوردهای مردمی در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی حفظ شوند و به ابزار منافع جناحی یا فردی تبدیل نشوند.

