سید محمد بهشتی:
حمله به میراث فرهنگی، نشانه گرفتن ریشه های هویتی ایران بود
آسیب به بیش از ۱۴۰ اثر تاریخی و ۵۴ موزه در ایران، از جمله کاخ گلستان، عمارت چهلستون در اصفهان و قلعه فلکالافلاک در خرمآباد، ابعاد تازهای از تقابل میان میراث تمدنی و رفتارهای نظامی را نمایان کرده است.
سید محمد بهشتی، رئیس اسبق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، با تحلیل این خسارات، ریشههای این وضعیت را در دو سطح «محدودیتهای فنی مدیریت بحران» و «غفلت از الزامات حقوقی و آموزشی» بررسی کرده است.
تمایز میان «اقدام حفاظتی»
و «موج انفجار»
بهشتی در پاسخ به انتقادات پیرامون چرایی آسیبپذیری بناهای شاخص، در گفتوگو با «ایرنا» بر محدودیتهای ماهوی حفاظت تأکید دارد. او با بیان اینکه سازمانهای متولی تا حد ممکن آثار کوچک و قابلانتقال را به مخازن امن منتقل کردهاند، میگوید: «وقتی موج انفجار، تزئینات تالارهای اصلی کاخ گلستان یا چهلستون را صدمه میزند، ما چه تمهیدی میتوانستیم به کار ببریم؟ کاخ گلستان یا چهلستون را که نمیتوان به مخزن برد!» از منظر او، در شرایط جنگی و مواجهه با حملات هوایی مستقیم، امکان حفاظت صددرصدی از بناهای تاریخی ثابت وجود ندارد و خسارات وارده، گویای «خطای محاسباتی» نیست، بلکه نشانگر ماهیت مخرب عملیات نظامی است. یکی از محورهای اصلی نقد بهشتی، بیتوجهی به سازوکارهای پیشبینیشده در کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه است. او معتقد است ایران در بهرهگیری از ظرفیتهای حقوقی این کنوانسیون دچار غفلت شده است: «کنوانسیون پیشبینی کرده که شورایی مشورتی با ریاست دستگاه میراث فرهنگی و عضویت نمایندگان نیروهای مسلح تشکیل شود تا به صورت ماهانه، تقاطع حفاظت از آثار و عملیات نظامی را مدیریت کنند.» او همچنین بر لزوم احیای آموزشهای فرهنگی در مراکز نظامی تأکید میکند؛ امری که پیشتر در دانشکدههای افسری و مراکز آموزشی مرسوم بود و به نیروها میآموخت که میراث فرهنگی چیست و چه الزامات حقوقی در زمان مخاصمات دارد. به اعتقاد بهشتی، این برنامهها باید از حالت «موقتی و اضطراری» خارج شده و به یک رویه مستمر تبدیل شوند.
حمله به آثار جهانی
نشانهای از نیت تقابلی
بهشتی با اشاره به در دسترس بودن موقعیت مکانی آثار ثبتشده در یونسکو، حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به این اماکن را نه یک حادثه، بلکه انتخابی عامدانه میداند. او دراین باره میگوید: «تمامی اطلاعات و موقعیت مکانی آثار در سایت یونسکو موجود است. حمله به این آثار، بیانگر نکتهای است که بعدها در زبان آقای ترامپ(رئیسجمهوری آمریکا) نیز جاری شد؛ گویی آنها با موجودیت ایران و ایرانی بودن مشکل دارند.»
او در تحلیل انگیزههای این حملات میافزاید: «الگوی آنها این است که اگر کاری از پیش نمیبرند، خسارت بزنند. برای آیندگان، نیازی به تحلیلهای پیچیده سیاسی نیست؛ کافی است به آثار آسیبدیده بر بناهای تاریخی بنگرند تا انگیزهها و اهداف واقعی این حمله برایشان روشن شود.»
بیداری جامعه؛ دستاورد معکوس جنگ
سید محمد بهشتی بهرغم تمام خسارات، یک دستاورد فرهنگی برای این دوران متصور است. به باور او، تکرار تهدیدات در جریان جنگهای اخیر، جامعه ایران را نسبت به ارزشهای تاریخی خود «هوشیارتر» کرده است: «این اتفاقات نشان داد جامعه ما از لحاظ فرهنگی غنی است و نسبت به هویت خود حساسیت دارد. این بیتفاوتی حاکم در برخی لایههای جامعه، جای خود را به نوعی واقف بودن به ارزشهای تاریخی داده است.»
نتیجهگیری
از دیدگاه بهشتی، کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، نه یک متن تشریفاتی، بلکه مجموعهای از وظایف است که کشورها موظفند در فاصله میان دو جنگ برای آن بسترسازی کنند. وی معتقد است لکه ننگی که از لحاظ فرهنگی و تاریخی با آسیب به بناهای ایران بر جای مانده، گواه براین است که هدف، صرفاً تقابل سیاسی نیست، بلکه نشانه گرفتن ریشههای هویتی یک ملت است؛ موضوعی که ضرورت بازنگری فوری در دیپلماسی فرهنگی و نظامی ایران را بیش از پیش نمایان میسازد.

