در گفت وگو با عیسی بزرگزاده سخنگوی صنعت آب بررسی شد
ریل گذاری حکمرانی آب در برنامه هفتم
گروه اقتصادی- در ششمین سال خشکسالی، چالش آب در ایران بیش از هر زمان دیگری خود را در دو حوزه نشان میدهد: الگوی مصرف و اقتصاد آب. چالش آب در ایران فقط محصول خشکسالی نیست؛ بخشی از آن از دل اقتصاد نادرست آب بیرون آمده است. وقتی قیمت آب در برخی بخشها آنقدر پایین است که عملاً سیگنال مصرف بیشتر میدهد، نتیجه چیزی جز تشدید فشار بر منابع آبی نخواهد بود. عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب، در گفتوگو با روزنامه ایران با تأکید بر اینکه «مدیریت مصرف» بسیار مؤثرتر از «جیرهبندی» است، میگوید قیمت پایین آب در عمل به مشوقی پنهان برای اسراف تبدیل شده است و همین مسأله مدیریت منابع را دشوارتر کرده است. او در این گفتوگو تأکید میکند که راه عبور از تنش آبی، جیرهبندی نیست، بلکه مدیریت مصرف، اصلاح سیاست های مصرف آب و استفاده بیشتر از پساب در صنعت است.
با توجه به اینکه کشور وارد ششمین سال خشکسالی شده، آیا شرایط وارد مرحله بحرانیتری شده است؟ برای عبور از این وضعیت چه برنامهای دارید؟
خوشبختانه در برنامه هفتم توسعه، ریلگذاری درستی برای حوزه آب انجام شده است؛ هرچند در برخی بخشها، مثل سیاستهای خاک و کشاورزی، هنوز ناسازگاریهایی با فصل آب در برنامه وجود دارد. با این حال، ما بر اساس تکالیف برنامه هفتم، بهویژه ماده ۳۷، پنج برنامه اصلی را طراحی کردهایم؛ شامل تأمین و عرضه آب، مدیریت مصرف و تقاضا، حفاظت از منابع آب، مدیریت مخاطرات آبی و در نهایت اصلاحات نهادی و بهبود فضای کسبوکار. در مجموع برای این پنج محور، ۴۹ اقدام پیشبینی شده است.
چهار برنامه اول بیشتر جنبه مدیریتی دارند و برنامه پنجم به حکمرانی آب مربوط میشود. یعنی همزمان هم روی مدیریت منابع کار میکنیم و هم بر اصلاح حکمرانی آب تمرکز داریم تا بتوانیم از این دوره خشکسالی عبور کنیم.
هدف نهایی این برنامهها چیست؟
هدف اصلی، حفظ پایداری زیستبوم است. ما باید به شکلی از منابع آب در سه بخش کشاورزی، شرب و خدمات و نیز صنعت استفاده کنیم که زیستبوم کشور پایدار بماند. در ماده ۳۷ و جدول ۷ برنامه هفتم، تکلیف شده تا پایان برنامه، ۱۵ میلیارد مترمکعب از ناترازی آب کشور کاهش یابد و همه این برنامهها در همین مسیر تعریف شدهاند.
مسأله اصلی آب در کشور، اضافهبرداشت از منابع زیرزمینی و فشار بیش از حد بر آبخوانهاست. برداشتهای غیرمجاز هم وجود دارد و از سوی دیگر بر منابع آب سطحی نیز فشار زیادی وارد شده است. در کنار اینها، سیاستهای حمایتی بیضابطه، بهویژه در بخش کشاورزی، و قیمتگذاری نادرست آب و انرژی، عملاً به مصرفکننده این پیام را میدهد که هرچه بیشتر مصرف کند، هزینه واقعی آن را نمیپردازد.
یعنی قیمت فعلی آب در بعضی بخشها واقعاً مشوق اسراف است؟
قطعاً. در بخش کشاورزی، قیمت فعلی آب مشوق اسراف است. در بخش خانگی هم برای کسانی که بالاتر از الگو مصرف میکنند، تعرفهها هنوز بازدارندگی لازم را ندارد. البته ما ناچاریم در چهارچوب قوانین و مقررات موجود عمل کنیم و امکان اینکه بهدلخواه قیمت آب را واقعی کنیم وجود ندارد. برای هر بخش، تعاریف و محدودیتهای قانونی مشخصی وجود دارد.
در بخش کشاورزی، مجلس در این زمینه ورود کرده و نرخهایی تعیین شده، اما هنوز بهطور کامل اعمال نشده است. در بخش شرب هم ملاحظات خاص خود را داریم و باید در همان چهارچوب تصمیم بگیریم.
برخی معتقدند سدسازی در بعضی مناطق بهجای حل چالش، آن را پیچیدهتر کرده است. نظر شما چیست؟
سدسازی یک ابزار است؛ مثل بانکی که ایجاد میکنید و میتوان از آن استفاده خوب یا بد داشت. بنابراین نه میشود بهطور مطلق آن را نفی کرد و نه بهطور مطلق از آن دفاع کرد. در کشور هم سد خوب داریم و هم سد بد. در بعضی پروژهها ممکن است در مرحله مطالعاتی، دقت کافی به خرج داده نشده باشد یا ابعاد پروژه بهینه نبوده باشد.
اما در مقابل، سدهایی هم داریم که آثار توسعهای و تمدنی مهمی در پاییندست خود ایجاد کردهاند. مثلاً سد دز را در نظر بگیرید؛ تصور مدیریت منابع آب خوزستان بدون سد دز تقریباً ممکن نیست. سدهای سفیدرود، ارس، بوکان و زایندهرود هم از جمله پروژههایی هستند که آثار مثبت قابل توجهی داشتهاند.
با توجه به اینکه بیشترین مصرف آب در بخش کشاورزی است، برای این بخش چه برنامه مشخصی دارید؟
همان ۴۹ اقدام در قالب پنج برنامه برای این حوزه هم دیده شده است. این برنامهها به تأیید دبیرخانه شورای عالی آب رسیده؛ شورایی که اعضای آن شامل وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صمت، وزارت کشور، سازمان محیطزیست، سازمان برنامه و بودجه، سازمان مدیریت بحران و دو کارشناس منتخب رئیسجمهوری هستند.
از سوی دیگر، رئیسجمهوری هم تأکید کردهاند این برنامهها به استانها ابلاغ شود تا استانداریها نیز در اجرای آن نقش داشته باشند. در همین مسیر، از حدود نیمی از استانها پاسخ گرفتهایم و پاسخ بقیه استانها نیز در حال دریافت است.
شما بر مدیریت مصرف تأکید دارید. تفاوت این رویکرد با جیرهبندی چیست؟
جیرهبندی در واقع نوعی مدیریت اجباری مصرف است؛ یعنی در زمانی که مردم به آب نیاز دارند، دسترسی آنها محدود میشود. مشکل اینجاست که شما نمیدانید هر شهروند در چه زمانی مشغول استحمام یا انجام امور بهداشتی است. بنابراین قطع ناگهانی آب، هم نارضایتی ایجاد میکند و هم سطح رفاه مردم را پایین میآورد.
از طرف دیگر، جیرهبندی میتواند به شبکه آبرسانی هم آسیب بزند و پدیدههایی مثل ضربه قوچ را بهدنبال داشته باشد. تجربه هم نشان داده که در زمان جیرهبندی، حتی اگر از قبل اطلاعرسانی شود، بسیاری از شهروندان ظروف مختلف را پر از آب میکنند و بعد از وصل مجدد، بخشی از آن آب بدون استفاده دور ریخته میشود. بنابراین جیرهبندی لزوماً حتی از نظر حجمی هم به کاهش مصرف منجر نمیشود.به همین دلیل، مدیریت مصرف آگاهانه توسط خود شهروندان بسیار مؤثرتر است؛ اقداماتی ساده مثل بستن شیر هنگام مسواک زدن یا جمعآوری آب سرد ابتدای دوش برای استفادههای دیگر، هم مصرف را کاهش میدهد و هم سطح رفاه را پایین نمیآورد.
وضعیت دشتها و فرونشست زمین به کجا رسیده است؟
ما در کشور ۶۰۹ دشت داریم که بیش از ۴۰۰ دشت در وضعیت ممنوعه یا ممنوعه بحرانی قرار دارند. در حال حاضر نیز حدود ۳۰۰ دشت دچار فرونشست هستند. اتفاقاً در استانها و مناطقی که آبخوانهای اصلی را در خود جای دادهاند، مثل اصفهان، کرمان، فارس، مشهد، تهران، شیراز و مرودشت، این مشکل جدیتر است. برنامه کاهش ۱۵ میلیارد مترمکعبی ناترازی آب، یکی از مهمترین ابزارهای ما برای کنترل این وضعیت و مهار فرونشست زمین است.
برای جلب مشارکت مردم در مدیریت مصرف چه مشوقهایی در نظر گرفتهاید؟
مهمترین ابزار، فرهنگسازی و اطلاعرسانی است. مردم باید بدانند منابع آب محدود است و بیتوجهی به مصرف، مستقیماً رفاه آبی شهروندان را تحت تأثیر قرار میدهد. اما طبیعتاً این کافی نیست و باید از ابزارهای تشویقی و بازدارنده هم استفاده کرد.
برای مشترکان بدمصرف و پرمصرف، تعرفهها بهگونهای تنظیم شده که پرداخت بالاتری داشته باشند، هرچند برای برخی از بسیار پرمصرفها هنوز بازدارندگی کامل ایجاد نشده است. در مقابل، برای مشترکانی که زیر الگو مصرف کنند و نسبت به سال قبل بیش از ۲۰ درصد کاهش مصرف داشته باشند، ۲۰ درصد تخفیف در آببها در نظر گرفته شده است.
علاوه بر این، اگر شهروندی از طریق سامانه ۱۲۲ درخواست نصب تجهیزات کاهنده مصرف بدهد، این تجهیزات بهصورت اقساطی برای او نصب میشود و بهدلیل استفاده از کاهنده نیز ۳۰ درصد دیگر از آببها کسر خواهد شد. در مجموع، این مشوقها میتواند انگیزه خوبی برای کاهش مصرف ایجاد کند.
آیا صنایع بزرگ به استفاده از پساب ملزم شدهاند؟
بله، در قانون برنامه هفتم بهصراحت آمده است که بهجز صنایع غذایی، دارویی و آشامیدنی، همه صنایع باید از آب نامتعارف، یعنی پساب، استفاده کنند. در این برنامه پیشبینی شده تا پایان برنامه، یک میلیارد و ۷۷۰ میلیون مترمکعب آب نامتعارف مورد استفاده قرار گیرد. در این زمینه بخشنامههای لازم هم صادر شده و با جدیت پیگیر اجرای آن هستیم. در حال حاضر ۱۸۶ پروژه جمعآوری فاضلاب در کشور در دست اجراست، هرچند تأمین مالی این پروژهها کار سادهای نیست.
آیا انتقال آب از دریا میتواند راهحل چالش آب کشور باشد؟
موافقت یا مخالفت با انتقال آب از دریا به نوع پروژه بستگی دارد. بهطور کلی، این پروژهها نمیتوانند بهتنهایی بحران آب کشور را حل کنند، چون هزینه بسیار بالایی دارند. البته برای نوار ساحلی، چنین طرحهایی کاملاً توصیهپذیر است. برای کریدور شرق هم قانون مشخصی وجود دارد و برای برخی مناطق فلات مرکزی نیز در اسناد بالادستی و ستاد انتقال آب دریا پیشبینیهایی شده است.
اما باید توجه داشت که اساساً این پروژهها بیشتر برای مصرف صنایع بزرگ، پرآببر و البته پرسود تعریف شدهاند، نه بهعنوان نسخه عمومی حل بحران آب در سراسر کشور.

