درباره معنای اجتماعی حضور عشایر با برنو در تجمعات مردمی
تفنگ دسته نقره، ایل، وطن
ایرانیان در مقاطع مختلف تاریخی بارها در تجمعات و راهپیماییها کنار هم ایستادهاند و حضور خود را در صحنههای اجتماعی نشان دادهاند. در روزهای جنگ تحمیلی دشمن صهیونی-آمریکایی و همزمان با آتشبس، تصاویری از عشایر برنو به دست در خیابان جمهوری یاسوج یا عشایر خراسان شمالی توجه بسیاری را جلب کرد. تفنگ برنو در میان عشایر، بویژه در تاریخ اقوام ایرانی، فقط یک سلاح نیست؛ این تفنگ نمادی از سلحشوری، دفاع از سرزمین و ایستادگی در برابر دشمنان به شمار میرود. آنها با در دست داشتن آن، هویت، غیرت و پیشینه تاریخی خود را به نمایش میگذارند. در کنار این نماد فرهنگی، آنچه در این تجمعها بیش از هر چیز به چشم میآید، حضور اقشار مختلف مردم است؛ از جوانان و دانشجویان گرفته تا کارگران، بزرگان و خانوادهها. این تنوع نشان میدهد میدانهای شهری در چنین شرایطی به فضایی برای همدلی و همگرایی اجتماعی تبدیل شدهاند؛ جایی که افراد با پیشینهها و دیدگاههای متفاوت در کنار یکدیگر قرار میگیرند. حضور اقشار مختلف در میادین، بیانگر پیوندهای اجتماعی میان مردم است؛ پیوندی که تفاوتهای صنفی، نسلی و طبقاتی را در سایه یک دغدغه مشترک کمرنگ میکند. حضور همزمان گروههای مختلف، تصویری روشن از همبستگی اجتماعی ارائه میدهد و نشان میدهد میدانهای شهری میتوانند محل شکلگیری یک صدای جمعی باشند.
مرجان قندی
گروه گزارش
رحمان، یکی از عشایر حاضر در این تجمع که تفنگ برنو بر دوش دارد، درباره دلیل حضور خود میگوید:«برنو برای ما فقط یک اسلحه نیست؛ از گذشته در میان ایل نماد غیرت، شجاعت و دفاع از سرزمین بوده است. پدران و بزرگان ما با همین تفنگها از خاک و ایل خود دفاع میکردند و امروز هم ما با همان روحیه در کنار مردم ایستادهایم.»
او با اشاره به حضور مردم در تجمعات این شبها میگوید:«وقتی میبینیم مردم از جوان و پیر گرفته تا بچههای کمسن، کنار هم جمع میشوند، ما هم احساس مسئولیت میکنیم که در کنارشان باشیم. عشایر همیشه در لحظههای مهم کنار مردم و کشورشان بودهاند و امروز هم حضور ما ادامه همان راه است.»
این مرد عشایر به برنوی در دستش اشاره میکند و توضیح میدهد:«برنو، تاریخ و فرهنگ ایلی ما را نشان میدهد؛ فرهنگی که بر پایه دفاع از سرزمین، همبستگی و وفاداری بنا شده است. دشمن باید بداند ما آمدهایم تا نشان دهیم پیوند میان عشایر با بقیه مردم همچنان محکم است و همه ما برای دفاع از وطنمان آماده هستیم.»
رحمان به حضور جوانان و زنان در میدان اشاره میکند و میگوید:«ما فقط برای ایلمان نمیجنگیم، ما از تمام ایران دفاع میکنیم. ما وقتی در کنار مردم میایستیم، احساس میکنیم همه با هم یک صدا هستیم. شاید هر کدام از ما از یک قشر یا طایفه باشیم، اما در چنین شرایطی همه برای یک هدف مشترک که دفاع از ایران است، کنار هم قرار میگیریم.»
همه قلبمان برای ایران میتپد
حضور عشایر در تجمعات شبانه در استانهای مختلف فقط به مردان برنو به دست محدود نبود؛ زنان عشایر هم با پوشش سنتی خود در این جمعها حاضر شدند. اردشیری، یکی از زنان عشایر که همراه خانوادهاش به این تجمعات میرود، میگوید:«مردم ایران همیشه در سختیها کنار هم بودهاند. وقتی پای دفاع از سرزمین و مردم در میان باشد، زن و مرد فرقی ندارد، همه آمادهایم.»
اردشیری به لباس محلی خود که نمادی از عشایر منطقه یاسوج است، اشاره میکند و توضیح میدهد:«این لباسها یادگار مادران و مادربزرگهای ما هستند. وقتی با این پوشش در میان مردم میایستیم، انگار تاریخ و فرهنگ ایلمان را هم با خودمان آوردهایم. زندگی عشایری آسان نیست. ما با کوچ، سرما و گرما و سختیهای زیادی روبهرو هستیم، اما همین زندگی به ما یاد داده صبور باشیم و در کنار هم زندگی کنیم.»
این زن عشایر میگوید:«حضور ما عشایر در چنین جمعهایی فقط نمادین نیست، ما آمدهایم نشان دهیم عشایر هم بخشی از جامعه هستند و همه ما دلمان برای ایران میتپد.»
تقویت وحدت ملی
«حضور همزمان پیر و جوان و زن و مرد، از قشرهای مختلف در میادین، فرآیند همگرایی اجتماعی را کامل میکند. در این میان، هر فرد با حفظ هویت خود، بخشی از یک کل میشود؛ کلی که میتواند سرمایه اجتماعی را به قدرتی استراتژیک تبدیل کند.» الهه موذنی، جامعهشناس با بیان این مطلب به حضور عشایر برنو به دست در تجمعات شبانه یاسوج اشاره میکند و میگوید:«این گردهماییها را نباید صرفاً یک تجمع ساده بدانیم. در نگاه جامعهشناسی، چنین رویدادهایی نوعی تولید انرژی جمعی به شمار میآید؛ جایی که افراد یک گروه با گرد هم آمدن و اجرای آیینها و سنتهای خود، نوعی همبستگی و اعتمادبهنفس جمعی را بازتولید میکنند.»
او میگوید:«در شرایط جنگ که فضا برای بسیاری از افراد سخت و ناآشناست، این دورهمیها برای اقشار مردم نقش مهمی در حفظ آرامش و تقویت روحیه دارد. حضور عشایر در چنین تجمعاتی در عین حال بازنمایی هویت ایلی و قومی آنها هم هست؛ هویتی که ریشه در تاریخ و فرهنگ ایلات دارد.»
موذنی با اشاره به بُعد دیگر این حضور میگوید:«نکته مهم اینجاست که عشایر از هویت قومی خود بهعنوان ابزاری برای تقویت وحدت ملی استفاده میکنند. عشایر در چنین موقعیتی با تکیه بر فرهنگ و مرام ایلی، دفاع از تمام ایران را وظیفه خود میشمارند.»
او توضیح میدهد:«پیوند میان هویت ایلی و هویت ملی نشان میدهد تنوع قومی در ایران میتواند به عاملی برای انسجام اجتماعی تبدیل شود. نمایش هویت قومی در چنین فضاهایی در واقع یادآور این نکته است که ایران مجموعهای از اقوام و فرهنگهای گوناگون است که هر کدام بخشی از هویت مشترک ملی را شکل میدهند.»
به گفته این جامعهشناس، این تجمعات نشان میدهد که میتوان در عین حفظ هویت محلی و قومی، در سطحی گستردهتر برای یک هدف ملی کنار هم ایستاد؛ موضوعی که خود بیانگر نوعی همبستگی اجتماعی در میان اقشار و گروههای مختلف جامعه است.
موذنی، درباره نقش تفنگ برنو و پوشش سنتی عشایر در این تجمعات که مورد توجه مخاطبان داخلی و خارجی قرار گرفته میگوید:«در جامعهشناسی به چنین عناصری نمادهای هویتبخش گفته میشود؛ نشانههایی که به یک گروه اجتماعی کمک میکند هویت و پیشینه فرهنگی خود را به نمایش بگذارند.»
او با بیان اینکه پوشش سنتی عشایر در چنین موقعیتهایی معنایی فراتر از یک لباس ساده دارد، توضیح میدهد:«در حالی که لباسهای رسمی و نظامی معمولاً برای یکسانسازی افراد و کمرنگ کردن تفاوتهای فردی به کار میروند، لباس سنتی عشایر کارکرد متفاوتی دارد و نشاندهنده هویت مستقل فرهنگی آنهاست. عشایر با حفظ پوشش محلی خود در چنین صحنههایی تأکید میکنند که با هویت فرهنگی و ریشههای ایلی خود در این حضور مشارکت دارند.»
برنو فقط یک سلاح نیست
این جامعهشناس میگوید:«برای عشایر، برنو فقط یک سلاح نیست، در واقع این تفنگ بخشی از تاریخ و حافظه جمعی آنها به شمار میآید. این تفنگ در فرهنگ ایلی نمادی از شجاعت، دفاع از سرزمین و ادامه راه نسلهای پیشین است و همین مسأله باعث میشود در چنین موقعیتهایی معنایی نمادین پیدا کند.»
موذنی با تأکید بر اینکه استفاده از این نمادها بیشتر از آنکه یک عادت ساده یا رفتار ظاهری باشد، نوعی بیان فرهنگی است، میگوید:«عشایر با نمایش این نشانهها میخواهند نشان دهند با تمام پیشینه و سنتهای خود در کنار جامعه حضور دارند و هویت فرهنگیشان بخشی از هویت گستردهتر ملی است.»
به اعتقاد او، همین نمادها به حضور عشایر در چنین فضاهایی معنا و روایت فرهنگی میبخشد. او در اینباره میگوید:«چنین حضورهایی را میتوان نشانهای از تغییر در شیوه بیان اجتماعی عشایر بدانیم. در گذشته ارتباط و نمایش قدرت و هویت عشایر بیشتر در محدوده ایل و منطقه خودشان شکل میگرفت، اما امروز حضور در میدانهای ملی و در کنار سایر اقشار جامعه نشان میدهد این شیوه بیان به سطحی گستردهتر رسیده است.»
به گفته این جامعهشناس، عشایر در این فضاها از همان مؤلفههای سنتی خود مانند شجاعت، روحیه جنگاوری و نمادهای فرهنگی استفاده میکنند، اما پیام آنها دیگر محدود به فضای ایلی نیست و مخاطب آن کل جامعه است. موذنی در اینباره توضیح میدهد:«این حضور نوعی اعلام مشارکت در سرنوشت جمعی کشور به شمار میآید. با چنین حضوری، عشایر نشان میدهند که فقط گروهی در حاشیه جغرافیایی یا اجتماعی نیستند. آنها خود را بخشی از بدنه جامعه و دارای سهمی در آینده کشور میدانند.»
موذنی میگوید:«این تغییر در بیان اجتماعی نشان از این است که عشایر تلاش میکنند جایگاه خود را در ساختار اجتماعی امروز هم حفظ و تثبیت کنند. در این روند، سنتها و نمادهای فرهنگی همچنان نقش مهمی دارند. عشایر با تکیه بر همین عناصر فرهنگی توانستهاند حضور خود را در عرصههای گستردهتر اجتماعی معنا ببخشند و پیوندی میان هویت سنتی و نقش اجتماعی امروز خود برقرار کنند.»
او درباره حضور همزمان اقشار مختلف مردم در یک میدان مشترک میگوید:«چنین صحنههایی را میتوان نشانه شکلگیری نوعی «ما» جمعی در جامعه دانست. در شرایط عادی هر گروه اجتماعی در فضای خاص خود زندگی میکند؛ دانشجو در محیط دانشگاه، شهروند در زندگی شهری و عشایر در زیستبوم ایلی خود. اما در موقعیتهایی که یک مسأله یا دغدغه ملی مطرح میشود، این فاصلهها کاهش مییابد و گروههای مختلف در کنار یکدیگر قرار میگیرند.»
او توضیح میدهد:«چنین حضوری در درجه اول بیانگر نوعی احساس همسرنوشتی میان مردم است. وقتی افراد با پیشینهها و سبکهای زندگی متفاوت در یک میدان مشترک حضور پیدا میکنند، این پیام شکل میگیرد که سرنوشت آنها به یکدیگر گره خورده است و مسائل ملی میتواند همه اقشار جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.»
این جامعهشناس با تأکید بر اینکه چنین فضاهایی نمونهای از وحدت در عین تفاوت را به نمایش میگذارد، میگوید:«در این نوع همگرایی اجتماعی، هر گروه با همان هویت، تجربه و ویژگیهای خاص خود در کنار دیگران قرار میگیرد؛ به گونهای که تفاوتهای اجتماعی، اینجا همبستگی را تقویت میکند. قرار گرفتن اقشار مختلف در یک میدان مشترک، به تدریج فاصلههای ذهنی و اجتماعی میان آنها را کاهش میدهد. چنین تجربههایی میتواند زمینه شکلگیری اعتماد و همدلی میان گروههای مختلف جامعه را فراهم و نوعی پیوند اجتماعی عمیقتر میان آنها ایجاد کند.»
این جامعهشناس درباره ظرفیتهای این نوع مشارکتها برای انسجام اجتماعی میگوید:«این حضورهای مشترک فرصتی بسیار مهم برای جامعه فراهم میکنند تا افراد به درک متقابل برسند. وقتی گروههای مختلفی مثل عشایر، شهرنشینان، دانشجویان و کارگران در یک فضا کنار هم قرار میگیرند، هر کدام فرهنگ، زبان رفتاری و تجربههای زیسته خود را به همراه میآورند که همین موضوع زمینهساز کاهش سوءتفاهمها و شکلگیری احترام متقابل میشود.»
او معتقد است این همنشینی به مردم کمک میکند تا متوجه شوند ایران از شیوههای مختلف زیستن تشکیل شده و هیچ سبک زندگی خاصی بر دیگری برتری مطلق ندارد. موذنی این فهم مشترک را پایه اصلی گفتوگوی ملی میداند و میگوید:«در چنین فرآیندی، افراد یاد میگیرند تنوع فرهنگی و سبکهای مختلف زندگی را بهعنوان بخشی از هویت کشور بپذیرند و به آن احترام بگذارند.»
این جامعهشناس میگوید:«قرار گرفتن در یک تجربه مشترک، نوعی همدلی میان قشرها ایجاد میکند. بهعنوان مثال وقتی یک دانشجو، فداکاری و سختیهای زندگی عشایر را از نزدیک لمس کند، نگاهش به آنها تغییر میکند و متقابلاً عشایر هم با نقش و دغدغههای طبقات تحصیلکرده بیشتر آشنا میشوند. این تبادل نگاه باعث میشود ارتباطات از سطح رسمی خارج شده و به یک پیوند انسانی واقعی تبدیل شود.»
سه دستاورد کلیدی
موذنی با تأکید بر اینکه چنین مشارکتهایی سه دستاورد کلیدی از جمله شکستن کلیشهها و فاصلههای طبقاتی، تقویت احترام به تنوع فرهنگی و ساختن حس «ما» بودن در سطح ملی دارد، میگوید:«جامعه از این طریق میآموزد تفاوتها تهدید نیستند و اگر بهدرستی دیده شوند، میتوانند به نقطه قوت و یک سرمایه اجتماعی ارزشمند تبدیل شوند.»
موذنی درباره نقش جامعهشناسی در فهم پیوند میان سنت، هویت محلی و کنش اجتماعی میگوید:«جامعهشناسی کمک میکند رفتارهای اجتماعی را فقط در ظاهر نبینیم و بتوانیم معنای پنهان پشت آنها را درک کنیم. وقتی عشایر با لباس محلی و تفنگ برنو در اجتماع حضور پیدا میکنند، این حضور صرفاً یک کنش ظاهری یا نمایشی نیست و حامل پیامهای هویتی و فرهنگی است.»
او توضیح میدهد:«نگاه جامعهشناسی به این رویداد نشان میدهد سنت برای بسیاری از گروههای محلی و ایلی، یک یادگار بیاستفاده از گذشته نیست؛ حضور اقشار مختلف منبعی زنده برای احساس تعلق، اعتمادبهنفس و حرکت اجتماعی است. برای این افراد، نمادهایی مثل لباس محلی یا تفنگ برنو یادآور تاریخ، شجاعت و تجربه نسلهای پیشین است و همین موضوع به حضور آنها معنا و قدرت میدهد.»
این جامعهشناس با تأکید بر اینکه از منظر جامعهشناختی، هویت محلی و هویت ملی در تضاد با یکدیگر قرار ندارند، میگوید: «هویت ایلی و محلی میتواند همانند ریشههای یک درخت عمل کرده و انسجام و استحکام هویت ملی را تقویت کند. گروههای محلی زمانی احساس مشارکت واقعی در جامعه دارند که بتوانند با حفظ ویژگیها و نمادهای فرهنگی خود در عرصههای اجتماعی حضور داشته باشند.»
موذنی میگوید:«این نمادها زبان اجتماعی این گروهها هستند. عشایر با استفاده از پوشش سنتی و نمادهای تاریخی خود میخواهند این پیام را منتقل کنند که با حفظ اصالت فرهنگیشان همچنان بخشی از جامعه و هویت ملی کشور هستند. چنین حضورهایی نشان میدهد قدرت و انسجام یک جامعه زمانی بیشتر میشود که گروههای مختلف اجتماعی بتوانند با حفظ تفاوتها و ویژگیهای فرهنگی خود، در کنار یکدیگر قرار بگیرند و در حیات اجتماعی و ملی مشارکت داشته باشند.»

