عراقچی با حضور در اجلاس «دهلی نو» مواضع ایران درباره تحولات اخیر منطقه و خلیج فارس را تبیین کرد
بریکس؛ صحنه نمایش قدرت جدید ایران
حضور سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه در تازهترین نشست وزرای خارجه بریکس در روزهای پنجشنبه و جمعه به میزبانی دهلی نو به صحنهای برای نمایش موقعیت تازه ایران در معادلات منطقهای و جهانی تبدیل شد؛ موقعیتی که پس از تنشهای گسترده و رویارویی نظامی در خلیج فارس میان ایران، آمریکا و اسرائیل اکنون با قرائتی متفاوت از سوی بسیاری از ناظران بینالمللی همراه شده و تهران را در جایگاهی توصیف میکند که توانسته است از دل یکی از پیچیدهترین منازعات سالهای اخیر با دست برتر سیاسی و راهبردی خارج شود. در چنین فضایی، اجلاس بریکس علاوه بر اینکه بستری برای تبیین رویکرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به ساختار ناعادلانه و یکجانبهگرای حاکم بر نظام بینالملل فراهم آورد، به فرصتی کم سابقه برای تأکید بر ضرورت حرکت این بلوک نوظهور به سوی همافزایی راهبردی، تعمیق پیوندهای اقتصادی، ادغام زنجیرههای ارزش و سرمایهگذاری مشترک در زیرساختهای حیاتی تبدیل شد؛ روندی که از نگاه تهران میتواند موازنه قدرت جهانی را از انحصار سنتی غرب خارج سازد. همزمان، دیدارهای دوجانبه عراقچی با مقامهای ارشد کشورهای عضو و شرکای سیاسی بریکس نیز امکان تازهای را برای تشریح مواضع ایران درباره بحرانی فراهم آورد که تهران آن را محصول مستقیم سیاستهای توسعهطلبانه آمریکا و متحدانش میداند؛ مواضعی که با هشدار صریح وزیر خارجه ایران درباره نقش امارات به عنوان یکی از اعضای بریکس و ضلع فعال در جنگ تجاوزکارانه علیه ایران، ابعاد تندتر و معنادارتری نیز به خود گرفت.
ضرورت حرکت بریکس به همکاری راهبردی
عراقچی در اولین روز نشست وزرای خارجه بریکس تأکید کرد جهان در نقطهای تاریخی میان تداوم ساختارهای فرسوده یا حرکت به سوی نظمی عادلانهتر و متوازن قرار گرفته است. او نوآوری را ضرورتی راهبردی دانست و گفت جهان باید از «مدیریت بحران» به «مدیریت فرصت» عبور کند. به گفته وی، این مسیر بر چهار محور اصلی «نوآوری، تاب آوری، همکاری و پایداری» استوار است. عراقچی با اشاره به اینکه نوآوری نباید تنها به فناوری محدود شود، بر ضرورت تحول در شیوههای حکمرانی، مدلهای توسعه و ساختارهای مالی تأکید کرد. او خواستار کاهش شکافهای دیجیتال و فناوری در بریکس شد و گفت دسترسی به دانش و فناوری باید از انحصار قدرتهای سنتی خارج شده و به ابزاری عمومی برای رشد همگانی تبدیل شود. وی همچنین بر ایجاد اکوسیستم مشترک نوآوری میان اعضای بریکس تأکید کرد تا شرکتهای نوپا، مراکز تحقیقاتی و سرمایههای انسانی کشورهای عضو در قالب همکاری همافزا، برای حل چالشهایی مانند امنیت غذایی و انرژی فعالیت کنند. وزیر خارجه با اشاره به شوکهای اقتصادی، زیستمحیطی و امنیتی جهان، جنگها را از عوامل اصلی بیثباتی دانست و تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، غزه و لبنان را عامل خسارتهای گسترده توصیف کرد. او تأکید کرد کشورهای بریکس باید برای افزایش تابآوری، زنجیرههای تأمین خود را ایمن، سیستمهای پولی را متنوع و ساختارهای دفاع اقتصادی مستقل ایجاد کنند. از نگاه او، توسعه زیرساختهای مالی مستقل، ذخایر راهبردی مشترک و تقویت امنیت سایبری، لازمه مقاومت در برابر فشارهای یکجانبه است.
هشدار تند تهران به ابوظبی
در «بریکس»
نشست وزرای خارجه بریکس در دهلی نو علاوه بر مباحث اقتصادی و سیاسی به صحنه تنش لفظی میان ایران و امارات متحده عربی بر سر جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران تبدیل شد. ماجرا زمانی آغاز شد که نماینده امارات در سخنان خود ادعاهایی را علیه ایران مطرح کرد؛ ادعاهایی که با واکنش تند سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روبه رو شد.
عراقچی در پاسخ، امارات را «شریک فعال» تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران دانست و از ابوظبی خواست در سیاستهای خود نسبت به تهران بازنگری کند.
این تنش تنها یک روز پس از آن شدت گرفت که امارات خبر منتشرشده درباره سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به این کشور در جریان جنگ را تکذیب کرده بود. پیشتر نیز عراقچی در واکنش به این گزارشها هشدار داده بود کسانی که با اسرائیل برای ایجاد تفرقه همکاری میکنند، باید پاسخگو باشند. همین زمینه سیاسی باعث شد فضای نشست بریکس رنگ وبویی فراتر از یک اختلاف دیپلماتیک پیدا کند. وزیر خارجه ایران در سخنان خود تأکید کرد که تهران برای حفظ وحدت در ابتدا نامی از امارات نبرده بود، اما به گفته او، ابوظبی نهتنها تجاوز علیه ایران را محکوم نکرد، بلکه به طور مستقیم در آن مشارکت داشت.
عراقچی گفت: امارات با در اختیار گذاشتن پایگاههای نظامی، حریم هوایی، امکانات لجستیکی و اطلاعاتی به آمریکا و اسرائیل، در حملات علیه ایران نقش ایفا کرده است. او همچنین به حملهای اشاره کرد که به گفته وی در روز اول جنگ به یک مدرسه انجام شد و بیش از ۱۷۰ دانشآموز در آن کشته شدند؛ حملهای که به گفته عراقچی، امارات حتی آن را محکوم نکرد. عراقچی در ادامه با انتقاد از رویکرد امنیتی امارات گفت اتکا به آمریکا و اسرائیل نه تنها امنیت این کشور را تضمین نکرد، بلکه آن را در معرض بحران قرار داد. او تأکید کرد ایران در پاسخ، تنها پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا در خاک امارات را هدف قرار داده و قصدی برای حمله به خود امارات نداشته است. وزیر خارجه ایران همچنین هشدار داد حضور نیروهای خارجی در منطقه امنیت پایدار ایجاد نمیکند و کشورهای منطقه باید بهجای ائتلاف با بازیگران خارجی، به سمت همکاری و تفاهم منطقهای حرکت کنند.
رایزنیهای دوجانبه
با محور تنشهای خلیج فارس
وزیر امور خارجه ایران در حاشیه نشست وزرای خارجه بریکس در دهلی نو مجموعهای از دیدارهای دوجانبه را با مقامهای ارشد کشورهای مختلف برگزار کرد که محور اصلی آنها بررسی تحولات اخیر منطقه، بویژه وضعیت خلیج فارس و جنگ اخیر در غرب آسیا بود. عراقچی در این چهارچوب با «نارندرا مودی» نخستوزیر هند، «آجیت دووال» مشاور امنیت ملی هند و همچنین «سوبرامانیام جایشانکار» وزیر خارجه این کشور دیدار و گفتوگو کرد.
در دیدار وزیر امور خارجه ایران با مشاور امنیت ملی هند، دو طرف آخرین وضعیت روابط دوجانبه را بررسی کرده و بر گسترش همکاریها در حوزههای سیاسی، اقتصادی، تجاری، ترانزیتی و انرژی تأکید کردند. عراقچی همچنین آخرین تحولات منطقه، روند جنگ و پیامدهای ناشی از تداوم ناامنی در غرب آسیا را تشریح کرد و خواستار اقدام مؤثر جامعه جهانی برای جلوگیری از گسترش بیثباتی شد. «آجیت دووال» نیز با ابراز نگرانی نسبت به ادامه تنشها در منطقه بر ضرورت حفظ ثبات و امنیت منطقهای تأکید کرد و آمادگی هند را برای کمک به کاهش تنشها و پایان درگیریها اعلام کرد.
عراقچی همچنین در ادامه رایزنیهای خود با «سرگئی لاوروف»، وزیر خارجه روسیه دیدار کرد. وزیر خارجه ایران در این دیدار با اشاره به اهمیت مناسبات راهبردی تهران و مسکو، آخرین تحولات پس از آتشبس در جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را تشریح کرد و بر توسعه همکاریهای دو کشور در چهارچوب سازمانهای منطقهای و بینالمللی از جمله بریکس تأکید شد. وزیر امور خارجه ایران همچنین با دیگر مقاماتی چون «مائورو وییرا»، وزیر خارجه برزیل، «محمد حسن» وزیر خارجه مالزی، «سیهاساک پوانکتکائو» وزیر خارجه تایلند، «بدر عبدالعاطی» وزیر خارجه مصر و «فؤاد حسین»، وزیر خارجه عراق دیدار و گفتوگو کرد.
در این دیدارها نیز تحولات منطقهای، وضعیت امنیتی خلیج فارس و راههای تقویت همکاریهای دوجانبه و چندجانبه مورد بررسی قرار گرفت.
بــــرش
وزیر امور خارجه در دهلینو اعلام کرد
پیامهای تازه آمریکا برای مذاکره
وزیر امورخارجه در نشست خبری پایانی خود در دهلینو با اشاره به وضعیت کنونی منطقه گفت:« ایران در شرایطی قرار دارد که برای دومینبار در میانه مذاکرات هدف حمله آمریکا قرار گرفته است.» وی افزود:« در حال حاضر وضعیت آتشبس برقرار است اما این وضعیت متزلزل بوده و تهران همچنان تلاش میکند به دیپلماسی فرصت دوباره بدهد تا مسیر یک راهحل مذاکره شده فراهم شود. مهمترین مسأله کنونی، بحران اعتماد است و ایران نمیتواند به طرف آمریکایی اعتماد کند، بنابراین هر توافقی باید شفاف، دقیق و روشن باشد.» عراقچی همچنین گفت پیامهای متناقضی از واشنگتن دریافت میشود و این تناقضها از جمله مواضع متفاوت در یک روز بر بیاعتمادیها افزوده است. او افزود:« آمریکا در حالی از توقف مذاکرات سخن میگوید که همزمان پیامهایی برای ادامه گفتوگو ارسال میکند و این وضعیت، نشانه سردرگمی در سیاستگذاری آن کشور است.» وی افزود: «اینکه گفته شد آمریکا پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا را رد کرده مربوط به چند روز قبل است که ترامپ توئیت زد و گفت غیرقابل قبول است و بعد از آن مجدد ما پیامهایی را از آمریکاییها گرفتیم که مایل به ادامه گفتوگوها و تعامل هستند.» وی افزود: «حمله به تأسیسات هستهای ایران یک بار صورت گرفته و مدعیاند کاملاً نابود کردهاند ولی باز حرف از حمله به تأسیسات میزنند. این سخنان متضاد نشانگر عمق سردرگمی آمریکا نسبت به اهداف آنهاست؛ بسیاری از کشورها اذعان دارند که آمریکاییها در یک سردرگمی به سر میبرند.»
موکول شدن بحث اورانیوم به مراحل بعدی مذاکرات
عراقچی درباره پیشنهاد روسیه برای انتقال اورانیوم غنیشده گفت:«ایران از نقش مسکو در کمک به حل مسائل قدردانی میکند، اما این موضوع در چهارچوب مذاکرات باید بررسی شود.» وی افزود در حال حاضر این مسأله در دستور کار فوری مذاکرات نیست و به مراحل بعدی موکول شده و در صورت رسیدن به آن مرحله، رایزنیهای بیشتری با روسیه انجام خواهد شد.
تنگه هرمز و امنیت دریایی
وی درباره تنگه هرمز گفت این مسیر همچنان باز است و عبور کشتیها ادامه دارد اما کشتیهای کشورهای متخاصم باید هماهنگی لازم را انجام دهند. او افزود ایران پیشتر نیز به عبور امن کشتیهای هندی کمک کرده و آماده ادامه این همکاری برای همه کشورهاست، زیرا تأمین امنیت کشتیرانی در راستای منافع ایران است. عراقچی تصریح کرد ناامنیهای ناشی از تجاوزات آمریکا شرایط را تغییر داده، اما در صورت توقف این اقدامات، وضعیت به حالت عادی بازمیگردد و ایران همراه با عمان برای تضمین عبور امن در تنگه هرمز همکاری خواهد کرد. او با اشاره به موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز گفت این گذرگاه میان ایران و عمان قرار دارد و مدیریت آن باید بهصورت مشترک انجام شود و دو کشور در حال رایزنی برای ایجاد سازوکار مناسب هستند.
چابهار نماد همکاری ایران و هند
وزیر خارجه در ادامه به روابط ایران و هند اشاره کرد و گفت دو کشور ظرفیتهای اقتصادی گستردهای دارند. وی افزود صادرات نفت ایران به هند در گذشته فعال بود اما بهدلیل تحریمهای آمریکا متوقف شد. ایران همچنان آماده همکاری نفتی است اما تصمیم نهایی با هند خواهد بود. او همچنین بندر چابهار را نماد همکاری دو کشور دانست و گفت:« این بندر میتواند به مسیر مهم ترانزیتی برای اتصال هند به آسیای مرکزی و اروپا تبدیل شود، هرچند تحریمها روند توسعه آن را کند کردهاند.»
بریکس و بیانیه پایانی
وزیر خارجه در پایان با اشاره به نشست بریکس گفت:« بهدلیل اختلافنظر میان اعضا، از جمله نقش یک کشور عضو در جلوگیری از اجماع، بیانیه پایانی صادر نشد.» او افزود این کشور به دلیل روابط ویژه با اسرائیل، مانع صدور بیانیه مشترک شد که به گفته وی اقدامی ناامیدکننده بوده است.
یادداشت
چرا صدای ایران در بریکس بلندتر شده است؟
امید بابلیان
کارشناس شبه قاره
دهــــــلینــــو در همزمـــانی با بزرگداشت حکیــــــم ابوالقاسم فردوسی، صحنه تبلور گفتمان ایرانِ مقاوم بود؛ گفتمانی که از سنت حماسی ایران نسبتِ میان خرد و قدرت را بازخوانی میکند و در سپهر بریکس، آن را به افقی برای عدالت، چندجانبهگرایی و بازتعریف نظم جهانی بدل میسازد.
سفر وزیر امور خارجه ایران به دهلینو در مقطعی حساس از تحولات بینالمللی صورت گرفت؛ مقطعی که نظام جهانی در میانه دگرگونیهای بنیادین، فرسایش تدریجی ساختارهای سنتی قدرت و ظهور الگوهای تازه موازنه قرار گرفته است.
در چنین شرایطی، نقش سازوکارهای نوظهوری چون بریکس در شکلدهی به آینده حکمرانی جهانی بیش از هر زمان دیگری برجسته شده و جمهوری اسلامی ایران این سازوکار را ظرفیتی راهبردی برای تقویت چندجانبهگرایی، ارتقای صدای جنوب جهانی و حرکت به سوی نظمی متوازنتر و عادلانهتر میداند.
در همین چهارچوب، حضور عراقچی در دهلینو مجموعهای از رایزنیهای فشرده دوجانبه و چندجانبه با مقامهای عالیرتبه از جمله دیدار با نخستوزیر هند، مشاور امنیت ملی این کشور و وزیران امور خارجه کشورهای مؤثر عضو بریکس، تصویری روشن از دیپلماسی فعال و ابتکارساز جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد؛ دیپلماسیای که از موضع ثبات و اعتماد به نفس راهبردی در پی تبدیل تجربه مقاومت به دستورکاری ایجابی برای شکلدهی به ترتیبات نوین در عرصه امنیت، اقتصاد و همکاری منطقهای است.
اهمیت این سفر زمانی روشنتر میشود که آن را در پرتو مواضع راهبردی وزیر امور خارجه ایران در بریکس تحلیل کنیم. سخنان ایشان درباره ضرورت «بازسازی نظم جهانی» و احیای چندجانبهگرایی، ارائه چهارچوبی نظری برای عبور از نظمی بود که دیگر توان پاسخگویی به واقعیتهای پیچیده قرن بیستویکم را ندارد. تأکید عراقچی بر بحران ساختاری اعتماد در نظام بینالملل و تصریح این نکته که بسیاری از سازوکارهای موجود، عملاً در خدمت استمرار نوعی یکجانبهگرایی نهادی قرار گرفتهاند، بازتابدهنده مطالبهای است که امروز بخش مهمی از جهان در حال توسعه آن را نمایندگی میکند. از این منظر، نقد صریح استفاده ابزاری از حقوق بینالملل، تحریمهای یکجانبه و استانداردهای دوگانه، دفاعی نظری از اصل عدالت در حکمرانی جهانی بود. در این چهارچوب، تأکید قاطع عراقچی بر اینکه مسائل منطقهای و بینالمللی از مسیر تهدید و ابزارهای نظامی حلوفصل نمیشوند، حامل پیامی روشن برای منطقه و جهان بود مبنی بر اینکه امنیت پایدار تنها از رهگذر گفتوگو، احترام متقابل و ترتیبات درونزای منطقهای حاصل میشود. این موضع، بازتاب همان عقلانیت راهبردی ایرانی است که قدرت را در خویشتنداری، تدبیر و مسئولیتپذیری معنا میکند. یکی از برجستهترین محورهای این حضور، تأکید بر ضرورت ایجاد سازوکارهای مالی و اقتصادی مستقل در چهارچوب بریکس بود. نقد تحریمهای یکجانبه بهعنوان ابزار فشار ساختاری علیه ملتهای مستقل و تأکید بر لزوم تقویت زنجیرههای همکاری اقتصادی، نشان داد که نگاه ایران به بریکس فراتر از یک موازنهسازی سیاسی صرف است؛ این نگاه، معطوف به طراحی معماری تازهای برای استقلال اقتصادی و تابآوری جمعی است. در حاشیه نشست نیز، رایزنیهای دوجانبه وزیر امور خارجه با همتایان خود حامل نشانهای روشن از جایگاه تثبیتشده جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای بود. آنچه در این گفتوگوها برجسته شد، اذعان بسیاری از کشورها به نقش تعیینکننده ایران در تحولات منطقه و ضرورت بازنگری در محاسبات امنیتی و سیاسی متناسب با واقعیتهای جدید بود. این تحول، نشاندهنده ورود منطقه به مرحلهای تازه از بازتعریف توازنهای راهبردی است. پاسخ صریح جمهوری اسلامی ایران به برخی مواضع مطرحشده در حاشیه بریکس نیز بر منطقی روشن استوار بود: امنیت منطقه مفهومی وارداتی نیست و اتکا به مداخلات بیرونی نهتنها ثبات نمیآفریند، بلکه خود به یکی از سرچشمههای اصلی بیثباتی بدل میشود. تأکید بر اینکه آینده امنیت منطقه باید بر مبنای همکاری میان کشورهای منطقه شکل گیرد، یکی از مهمترین پیامهای راهبردی دهلینو بود. در این میان، گفتوگوهای انجامشده با مقامهای هندی از اهمیت ویژهای برخوردار بود. تأکید متقابل تهران و دهلینو بر توسعه همکاریهای سیاسی، اقتصادی، ترانزیتی و انرژی، نشان داد که دو کشور درکی مشترک از پیوند وثیق امنیت و توسعه دارند. این همپوشانی، ریشه در نوعی عقلانیت راهبردی مشترک دارد که بر استقلال تصمیمگیری، پرهیز از وابستگی و ترجیح تعامل بر تقابل استوار است.
یادداشت
پیامدهای ژئوپلتیک سفر ترامپ به چین برای ایران و نظم منطقهای
حامد وفایی
استاد مطالعات چین دانشگاه تهران
سفر رسمی دونالد ترامپ به پکن در روزهای ۱۳ تا ۱۵ مه ۲۰۲۶ (۲۳ تا ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵)، اولین بازدید یک رئیسجمهوری آمریکایی از چین پس از سال ۲۰۱۷ بود. این سفر در بستری از تنشهای جهانی، بویژه جنگ و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه ۲۰۲۶، اختلال شدید در ناوبری تنگه هرمز و بحران انرژی جهانی انجام شد و از این جهت توجهات جهانی را به خود جلب کرد. از منظر ژئوپلتیک، این سفر را باید تلاش دو قدرت مهم جهانی برای مدیریت رقابت استراتژیک خود در شرایطی دانست که حداقل به باور پکن «تله توسیدید» همچنان تهدیدکننده مناسبات آنهاست، اما آنگونه که از شواهد برمیآید ضرورتهای اقتصادی و امنیتی، دوطرف را به سمت تعریف فضایی از «ثبات در رقابت سازنده» سوق داده است.
پارادایم شیفتی تعیین کننده برای ایران
نخستین نکته این سفر به تعویق آن به دلیل تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و پاسخهای تلافیجویانه تهران و مسدودسازی عملی تنگه هرمز مربوط است که نشاندهنده افزایش وزن منطقه غرب آسیا در محاسبات واشنگتن-پکن است. در اینجا پارادایم شیفت مهمی رخ داده که مستقیماً با منافع ملی ایران مرتبط میشود. در حالی که بر مبنای اسناد امنیت ملی واشنگتن و پیشبینیهای صورت گرفته جنوب و شرق آسیا باید امروز مورد تمرکز شی و ترامپ قرار میگرفت اما سهم مهمی از مباحث غیردوجانبه دو قدرت جهانی به غرب آسیا و تحولات آن اختصاص یافت.
در این میان چین که به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، بیش از ۸۰ درصد صادرات نفتی تهران را جذب میکند و برای تأمین انرژی خود بیش از هر زمان به ثبات در خلیج فارس وابسته است باید به هماهنگی در مواضع خود با قدرت مهاجم به این منطقه که از قضا اولین تهدید امنیتی او نیز به حساب میآید بپردازد.
در این میان جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به تجاوز غیرقانونی آمریکا و اسرائیل که به باور بسیاری از کشورهای جهان از جمله چین نقض آشکار حاکمیت ملی ایران، منشور سازمان ملل و حقوق بینالملل بود، اقدام به عملیاتهای دفاعی، از جمله اعمال محدودیت تردد در تنگه هرمز کرد و تأکید نمود که تنگه برای کشتیهای تجاری غیرمرتبط با متجاوزان باز است، اما محاصره و حضور نظامی آمریکا مانع اصلی جریان آزاد انرژی است. این موضع، «اهرمی ژئوپلتیک» را برای ایران در امر مقابله با تجاوز غیرقانونی آمریکا و رژیم اسرائیل ایجاد کرد و به موضوعی در جریان رایزنیهای ترامپ در پکن تبدیل شد که در مواضع او در منطقه حفاظت شده جونگ ننهای در پکن نیز مورد اشاره مستقیم قرار گرفت. یکی از نکات مهم مرتبط با تحولات غرب آسیا و تنگه هرمز که در جریان سفر ترامپ به پکن رخ نمود، توافقهای اولیه طرفین برای افزایش دسترسی شرکتهای آمریکایی و سرمایهگذاریهای متقابل آنها با چین بود که در همین راستا پکن نیز علاقهمندی خود به خرید بیشتر انرژی از منابع متنوع (از جمله آمریکا) را به ترامپ ابراز کرد تا با متعادلسازی وزن بازیگران این حوزه، گامی عملیاتی نیز در راستای کاهش وابستگی انرژیک خود به خاورمیانه برداشته باشد. در مذاکره با ترامپ هر چند که موضوع تایوان به عنوان مسأله اول روابط چین و آمریکا مورد تأکید شی جین پینگ قرار گرفت اما نمیتوان منکر این واقعیت شد که بحران تنگه هرمز که چین پیش از این برای حل آن پیشنهاداتی را روی میز گذاشته و از دغدغههای مهم ایالات متحده نیز به حساب میآید، از موضوعات مهم مورد تبادل نظر چین و آمریکا در روزهای اخیر بوده است.
از دیدگاه ژئوپلتیک، تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، تنگه هرمز را به میدان اصلی تقابلهای منطقهای و جهانی تبدیل کرده و طبعاً اختلالات جاری در ناوبری قیمت انرژی را افزایش داده و فشارهای جهانی را بر همه طرفها وارد آورده است. اکنون چین، که میلیاردها دلار در ابتکار کمربند و جاده سرمایهگذاری کرده، نمیتواند اجازه دهد این بحران طولانی شود و بر همین اساس همزمان با تداوم خرید انرژی از ایران در پی اجرای نوعی از میانجیگری که میتوان آنرا «ریسکپذیری کنترلشده» نامید برآمده است.
در این میان و در حالی که برخی منابع از احتمال بدهبستان چین و آمریکا بر سر ایران در برابر امتیازاتی در تایوان یا حوزه فناوری سخن گفتهاند که میتواند تهران و مسائلش را به «کارتی برای معامله قدرتها» تبدیل کند این امر گویا از سوی تهران مورد توجه و تدقیق قرار گرفته و سید عباس عراقچی به عنوان مسئول دیپلماسی جمهوری اسلامی را پیش از سفر ترامپ به پکن به دیدار حضوری با وانگ یی و پس از آن سفر به هند و دیدار مقامات هندی و روسی در دهلی نو ترغیب و به نوعی تلاش مهم برای شکل دهی به یک دیپلماسی جندجانبه خنثی ساز این معضل واداشت.
اما نکته دیگر اینکه این سفر در بحبوحه بحران هرمز و غرب آسیا میتواند به عنوان اقدامی از سوی پکن و واشنگتن برای ایجاد تعادل قدرت در خلیج فارس به نفع صادرکنندگان انرژی در این حوزه نیز تعبیر شود و البته با فراهم کردن فرصت کشورهای منطقه جهت کسب امتیاز از رقابت آمریکا و چین فضایی را نیز برای «چندقطبیگرایی منطقهای» ایجاد کند که در این فضا برای ایران، تقویت و گسترش روابط با بریکس، شانگهای و همسایگان ضروریتر مینماید.
لزوم واقعگرایی راهبردی
در بازتنظیم مناسبات منطقهای و بینالمللی
هر چند که برای روشن شدن ابعاد سفر ترامپ به چین باید کمی صبر اختیار کرد اما این رویداد مهم نمونهای از «مدیریت رقابت در نظام نوظهور چندقطبی» است که در عین فرصتهایی که برای بازی هوشمندانه احتمالی تهران فراهم میآورد، حاوی هشدارهایی هم هست.
در این میان دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران باید با حفظ اصول دفاعی و حقوقی خود در برابر متجاوزان، با بهرهگیری از ظرفیت بیبدیلی که دلاورمردی سربازان میهن و میدان و همچنین پایداری و وفاداری مردمان مظلوم و قدرتمند این سرزمین در اختیارش گذارده، با قرار دادن بستهای جامع، راهبردی و چندجانبه روی میز، با تضمین تعاملات آتی انرژیک خود با قدرتهایی چون چین و تحقق مشارکت عمیقتر در ابتکارات جهانی این کشور با مذاکرات هدفمند، دقیق و راهبردی، از پنجره فرصت طلایی ایجاد شده بهره جسته و تعاملی عزتمندانه و حساب شده با چین را در دستور کار خویش قرار دهد.
نباید از یاد برد که هر چند روابط ایران و چین مناسباتی ریشهدار است، اما در ژئوپلتیک امروز نظام بینالملل، منافع پایدار در سایه زنجیرههای تولید و ارزش حکمفرماست. تهران، امروز میتواند با درک دقیق از تحولات جاری در مناسبات پکن-واشنگتن که رگههایی از آن در فضای بین خطوط مذاکرات شی و ترامپ قابل رصد است، جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار منطقهای و نه مهرهای در معاملات قدرتهای بزرگ تثبیت کند. سفر ترامپ به پکن و دیدارش با شی جین پینگ به ناظران تحولات جاری یادآوری میکند که دیپلماسی هوشمندانه، هدفمند و بلندمدت در صورت همراهی با اهرمهای واقعی همچون تنگه هرمز میتواند به مثابه کلید بقا در قرن آسیایی عمل کند.

