به بهانه یادداشت اخیر «ریچارد نفیو» در «فارن افرز» بررسی شد
نگاه دموکراتهای آمریکا به جنگ، زیر ذره بین «ایران»
علیرضا حجتی
دبیر گروه بین الملل
«کمک در راه است!» شاید قصه اشتباهترین جنگ تاریخ ایالات متحده آمریکا از این جمله دونالد ترامپ آغاز شد. موضع مداخلهجویانه بعد از اتفاقات دی ماه ایران برای کسی که او و ارکان دولتش و طیفی که رئیسجمهوری نمایندگی آن را بر عهده دارد سیاست دیرینه «رژیم چنج» را نفی کرده و بارها مدعی شدهاند راهبرد دولتسازی در خاورمیانه اشتباهی خانمانسوز بوده است. دولت ترامپ با سابقه بیاعتنایی به حقوق بشر و قطع بودجه آژانس دولتی برای کمک به کشورهای خارجی و با چنین پس زمینهای مدعی شد برای کمک به آنچه معترضان ایرانی خواند به میدان خواهد آمد.
جنگ رمضان به هر بهانهای که آغاز شد چهره واقعی آمریکا در گزارهای که جریانی ضد میهنی تحت عنوان مداخله بشردوستانه و پروژه نجات تئوریزه کردند آشکار کرد. برای افسانهزدایی از این کلیشه شاید فقط چند ساعت لازم بود و بمباران اهداف غیرنظامی و بویژه مدرسه «شجره طیبه» در میناب، جنگ را در هیبت واقعیاش برای جامعه ایرانی به نمایش گذاشت. در نهایت کمک به مردم ایران جای خود را به تهدید محو تمدن ایران داد.
واقعیت ژئوپلیتیک
40 روز جنگ میهنی، کمک زیادی به تثبیت این معنا کرد که اساساً تجاوز محور آمریکا-اسرائیل را باید از چه دریچهای مورد ارزیابی و کنکاش قرار داد. عملیات «خشم حماسی» در بستر رئال پلتیک و نه رویاپردازیهای موهوم قابل تفسیر است. همان چیزی که سالها و حتی دههها ذیل پروژه «مهار ایران» در دستور کار سیاست خارجی واشنگتن تعریف شده است. این موضوع همچنین ارتباط مستقیم با نظم منطقهای و تحمیل آن بر غرب آسیا داشته و دارد. این محاسبه یعنی مهار، تضعیف و جلوگیری از قدرتیابی ایران با پوشش عناوینی چون کمک به دموکراسی یا جلوگیری از سلاح هستهای روی میز همه رؤسایجمهوری آمریکا اعم از دموکرات و جمهوریخواه قرار داشته است. در نهایت طبق آنچه رسانههای آمریکایی طی یکماه گذشته نوشتند 7 رئیسجمهوری پیش از ترامپ به این ارزیابی رسیدند که هزینه اقدام نظامی علیه تهران از منافعش بیشتر بوده و دونالد ترامپ دارد این را تازه یاد میگیرد. البته اگر یاد بگیرد!
جنگ ترامپ-نتانیاهو از اول بر پایه مفروضات نادرست و متناقض شروع شد، با اشتباه پیش رفت و ادامه پیدا کرد و در نهایت به آشفتگی کامل رسید. ماجراجویی شکست خوردهای که تبعات آن اقتصاد جهان را تحت تکانههای شدید قرار داده و نه تنها اهداف چند گانه اولیه زوج ترامپ-بی بی را محقق نکرده بلکه حالا برای واشنگتن چالش تنگه هرمز هم بر آنها افزوده شده است.
مهمتر از اینها، جنگ انتخابی ترامپ از هیچ حمایت مردمی حتی پیش از 28 فوریه برخوردار نبود و حالا با آشکار شدن پیامدهای این جنگ در افزایش قیمت بنزین و کالاها در آمریکا شکافها را در خطوط حزبی عمیقتر کرده است.
یکی از موضوعاتی که روزهای آغاز جنگ رمضان برای ناظران جالب توجه بود، موضع دموکراتها و طیفهای مختلف این حزب است.
از زمان خروج دولت اول ترامپ از توافق برجام تا دو جنگ مستقیم 12 و 40 روزه، شکافهای درون حزب دموکرات آمریکا درباره ایران آشکارتر از هر زمان دیگری شده است. در نگاه بیرونی، شاید تصور شود که دموکراتها یک موضع واحد درباره ایران دارند: حمایت از مذاکره، مخالفت با جنگ و دفاع از دیپلماسی. اما در حقیقت، واقعیت ساختار سیاسی در واشنگتن پیچیدهتر به نظر میرسد. در درون حزب دموکرات دستکم سه جریان اصلی درباره ایران وجود دارد که هرکدام نگاه متفاوتی به جنگ، تحریم، مذاکره و حتی آینده نظام سیاسی ایران دارند.
نفیو چه میگوید؟
جنگ چهلروزه اخیر این شکافهای حزبی را عیانتر کرده است. بخش مهمی از نخبگان دموکرات نه از منظر «حمایت از مردم ایران»، بلکه از زاویه رئالپلتیک، موازنه قدرت منطقهای و امنیت اسرائیل به مسأله نگاه میکنند. به همین دلیل است که حتی بسیاری از دموکراتهایی که با جنگ گسترده مخالفاند، همچنان از حفظ فشار اقتصادی و مهار منطقهای ایران دفاع میکنند.
در چنین شرایطی است که یادداشت جدید ریچارد نفیو از اعضای دولت اوباما و بایدن در «فارن افرز» اهمیت ویژهای پیدا میکند. نفیو که از معماران اصلی سیاست تحریم علیه ایران در دولت اوباما بود، در توصیه نامه خود به دونالد ترامپ به دولت گوشزد میکند از توافق جامع با ایران خودداری کند و فقط روی توافق بازگشایی تنگه هرمز تمرکز کند. نفیو صراحتاً به ترامپ توصیه میکند اجازه دهد ایران به مرحله فروپاشی از درون برسد. او تحریم را صرفاً ابزار فشار اقتصادی نمیداند؛ بلکه آن را مکانیزمی برای فرسایش تدریجی ظرفیت حکمرانی، افزایش هزینههای داخلی و ایجاد شکاف در ساختار قدرت تعریف میکند. نگاه او در واقع بازتاب ذهنیت بخشی از جریان امنیتمحور دموکراتهاست یعنی مهار ایران از طریق فرسایش بلندمدت، نه الزاماً جنگ تمامعیار یا بحث تغییر نظام.
به این بهانه شاید بررسی نگرش طیفهای چندگانه حزب دموکرات در قبال جنگ علیه ایران قابل تأمل به نظر برسد.
حزب دموکرات در مخالفت با جنگ ترامپ علیه ایران یکپارچه به نظر میرسد به این دلیل که عملیات «خشم حماسی» اقتصاد آمریکا را تحت تأثیر قرار داده و جایگاه جهانی ایالات متحده را تنزل بخشیده و بیاعتبار کرده است. در محور دوم، جنایتهای حقوق بشری آمریکا در جنگ و به شهادت رساندن غیرنظامیان ایرانی است. انتقادات مورد دوم منحصراً به جناح ترقی خواه و متمایل به چپ حزب دموکرات برمی گردد.
نگرش محافظه کارها
طیف اول جناح نسبتاً محافظهکار حزب دموکرات است، در این حزب جناح راست وجود ندارد هر چند که جان فترمن سناتور ایالت پنسیلوانیا یک استثنا محسوب میشود و مواضع او نزدیک به نئومحافظهکاران جمهوریخواه است. او تنها دموکراتی است که به قطعنامه محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ رأی منفی داد و پیوسته از حمله به ایران دفاع کرده است.
با وجود این در سطحی پایینتر از سناتور فترمن، دستهای از دموکراتها نظیر ریچارد نفیو، دنیس راس و هیلاری کلینتون مطرح هستند؛ طیفی که نگرش آنها را در «انستیتو واشنگتن برای خاور نزدیک» میشود رهگیری کرد. در کنار مقاله اخیر نفیو در فارن افرز، دنیس راس، مشاور پیشین خاورمیانه در دولتهای مختلف آمریکا در انستیتو واشنگتن استدلال میکند که هدف واقعبینانه در جنگ با ایران باید تضعیف جدی ساختار حکمرانی ایران باشد. به گفته او، دولت ترامپ هدف روشنی برای این جنگ تعریف نکرده و میان اهداف مختلف - از نابودی تهدید ایران تا بازپسگیری کشور توسط مردم ایران - در نوسان بوده است. او دو مسیر پیشنهاد میکند: اول، ادامه حملات دقیق به زیرساختهای نظامی و تأسیسات نظامی ایران و دوم، ترور رهبران سیاسی. به زعم او، این اقدامات سرکوبگر میتواند شرایطی ایجاد کند که در آن ایران به تدریج از درون فرسوده شده و سقوط آن تسریع شود.
این جریان حزب دموکرات طیف محافظه کار هستند که اصطلاحاً بازها (Hawks) نامیده میشوند.
سنتی هایی که باز نیستند
این بخش از دموکراتها معتقدند ایران باید «مهار» شود. از نگاه آنها، خطر اصلی تبدیل شدن ایران به یک قدرت منطقهای تثبیتشده با ظرفیت هستهای و شبکه نفوذ منطقهای است. به همین دلیل، مذاکره تنها زمانی ارزش دارد که به محدودسازی قدرت ایران منجر شود.
این طیف شامل چهرههایی مانند چاک شومر رئیس اقلیت حزب دموکرات در سنا، جین شاهین، مارک وارنر، جک رید و بسیاری از سناتورهای کمیتههای امنیتی و اطلاعاتی است. این جریان در رسانههای جریان اصلی، اندیشکدههای امنیتی و ساختار تصمیمگیری واشنگتن نفوذ بسیار بالایی دارد. در سطحی دیگر دموکراتهای سنتی همچون جو بایدن و جان کری در این طیف قابل تعریف هستند.
این طیف در جنگ رمضان نیز موضع نسبتاً مشابهی داشته است: حمایت از بازدارندگی در برابر ایران، مخالفت با جنگ زمینی و همزمان تلاش برای جلوگیری از تبدیل درگیری به جنگ منطقهای تمامعیار.
این طیف از دموکراتهای سنا چندی قبل ادعای دونالد ترامپ مبنی بر پایان جنگ با ایران را به معنای واقعی کلمه مزخرف خواندند. چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات در سنا گفت این یک جنگ غیرقانونی است و هر روزی که جمهوریخواهان در آن همدست باقی میمانند و اجازه میدهند ادامه یابد، روز دیگری است که جان انسانها به خطر میافتد، هرج و مرج فوران میکند و قیمتها افزایش مییابد، در حالی که آمریکاییها هزینهها را پرداخت میکنند.
جین شاهین، عضو ارشد کمیته نیروهای مسلح سنا، با این موضوع موافقت کرد. شاهین نوشت: «اینکه رئیسجمهوری ترامپ جنگ با ایران را «پایان یافته» اعلام میکند، این واقعیت را منعکس نمیکند که دهها هزار نفر از اعضای ارتش آمریکا در منطقه هنوز در معرض خطر هستند؛ اینکه دولت دائماً تهدید به تشدید خصومتها میکند یا اینکه تنگه هرمز همچنان بسته است و قیمتها در داخل کشور سر به فلک کشیده است. رئیسجمهوری ترامپ بدون استراتژی و بدون مجوز قانونی وارد این جنگ شد.»
عملگرایان و کانال دیپلماتیک
در کنار این جریان، طیف سوم یعنی «عملگرایان» قرار دارند. این گروه که عمدتاً به میراث سیاست خارجی اوباما نزدیکند، معتقدند ایران را نمیتوان حذف کرد و باید آن را مدیریت کرد. چهرههایی مانند بن رودز، رابرت مالی، سناتور کریس مورفی و با اغماض کامالا هریس در این طیف میگنجند.
این طیف برخلاف بازها، بیشتر روی دیپلماسی، توافقهای مرحلهای، کنترل تنش و مدیریت بحران تمرکز میکند. تفاوت اصلی این طیف با امنیتمحورها در «روش مهار» است، نه در اصل مهار. آنها معتقدند فشار بدون کانال دیپلماتیک ممکن است به جنگی کنترلناپذیر منجر شود. بنابراین از نگاه آنان، مذاکره راهی برای جلوگیری از انفجار منطقهای است.
«کامالا هریس»، معاون رئیسجمهور سابق آمریکا در چند نوبت درباره جنگ علیه ایران، ترامپ را مورد انتقاد قرار داده است. هریس کاندیدای بالقوه حزب برای انتخابات آینده ریاست جمهوری گفت: «وقتی به این جنگ در ایران نگاه میکنید، جنگی که مردم آمریکا نمیخواهند، جنگی که کنگره مجوز آن را نداده است. حتی اگر هم میخواست، نباید شروع میشد.»
صدای بلند ترقیخواهان
اما چهارمین جریان، جناح مترقی یا پروگرسیو است که در سالهای اخیر در میان نسل جوان دموکرات رشد کرده است. چهرههایی مانند برنی سندرز، الکساندریا اوکازیو-کارتز، ایلهان عمر، رو خانا و الیزابت وارن نمایندگان این اردوگاه هستند. این جریان بیش از دو طیف دیگر با جنگ و تحریمهای گسترده مخالف است. آنها استدلال میکنند که سیاست فشار حداکثری و مداخلات نظامی آمریکا در خاورمیانه بیثباتی را تشدید کرده است.
در جریان جنگ 40 روزه، این طیف از معدود صداهایی بود که آشکارا درباره خطر گسترش جنگ هشدار داد و از دنباله روی بیقیدوشرط آمریکا از اسرائیل انتقاد کرد.
برنی سندرز در یکی از مواضع پرتعداد خود علیه جنگ با ایران تصریح کرد: «به ما در مورد این جنگ در ایران دروغ گفته میشود، این جنگ باید فوراً پایان یابد. مردم آمریکا باور ندارند که ایده خوبی باشد که مالیاتدهندگان آمریکایی ارتش کشوری را که درگیر نسلکشی بوده است، تأمین مالی کنند.»
الیزابت وارن، سناتور ایالت ماساچوست هم در موضع خود علیه جنگ با ایران گفت: «ما اکنون هیچ جدول زمانی برای آتشبس، هیچ جدول زمانی برای محاصره و صادقانه هیچ جدول زمانی برای جنگ نداریم. دونالد ترامپ خود را در گوشهای گیر انداخته و نمیتواند راه خروجی از جنگ پیدا کند.»
وال استریت ژورنال چندی قبل در گزارشی نوشت یک دهه پس از شکست اولین تلاش برنی سندرز برای رسیدن به کاخ سفید، او دوباره در تلاش است تا کنترل حزب دموکرات را به دست بگیرد. این سناتور ایالت ورمانت، بسیاری از اعضای حزب را به طرز چشمگیری به چپ سوق داده و سعی دارد خود را به عنوان «نقش اول پشت صحنه» حزب دموکرات معرفی کند. او حداقل هفتهای یک بار با زهران ممدانی، دستیار سابقش که با یک پیروزی بزرگ شهردار شهر نیویورک شد، صحبت میکند. الکساندریا کورتز، نماینده ترقیخواه کنگره که یکی دیگر از شاگردان اوست، در حال بررسی نامزدی برای کاخ سفید یا تلاش برای تصاحب کرسی سنای چاک شومر، رهبر دموکراتها، در سال ۲۰۲۸ است.
به نوشته این روزنامه آمریکایی، سندرز 84 ساله گفته است دوباره برای ریاست جمهوری نامزد نمیشود. اما در حالی که دموکراتها برای تدوین یک استراتژی منسجم جهت کسب مجدد اکثریت کنگره و مقابله مؤثر با ترامپ، به تکاپو افتادهاند، سندرز یک ماشین سیاسی قدرتمند برای گسترش سیاستهای ترقیخواهانه و حمایت از نامزدهای همفکر خود، که بسیاری از آنها جوان و تازه وارد عرصه سیاست هستند، ساخته است.
قطعنامه سناتور سندرز برای جلوگیری از فروش سلاح به اسرائیل، علیرغم اینکه به تصویب نرسید، اما ۴۰ رأی در مجلس سنا کسب کرد. این اتفاقی بسیار کم سابقه و نشان دهنده تغییرات جدی در نگاه به اسرائیل در افکار عمومی و هیأت حاکمه آمریکاست. تمام سناتورهای جمهوریخواه به علاوه 7 سناتور دموکرات؛ چاک شومر، کریس کونز، کاترین کورتز-ماستو، کریستن گیلیبرند، ریچارد بلومنتال، جان فترمن و جکی روزن، به این لایحه رأی منفی دادند.
دموکراتها
و بازآرایی هویت ضد جنگ
در ماههای اخیر، بخشی از دموکراتهای مترقی حتی به تابوی قدیمی واشنگتن درباره برنامه هستهای اسرائیل نیز حمله کردند و خواستار شفافیت درباره زرادخانه هستهای اسرائیل شدند. این طیف در دانشگاهها، میان جوانان، شبکههای اجتماعی و رسانههای چپگرا اثرگذاری قابل توجهی دارند، اما در ساختار امنیت ملی، سنا، پنتاگون و اندیشکدههای اصلی هنوز جریان مسلط نیستند.
نکته مهم در تحولات سیاسی ایالات متحده، تحول افکار عمومی درون حزب دموکرات است. واشنگتن پست مینویسد در دهههای گذشته، حمایت از اسرائیل تقریباً اجماعی دوحزبی بود، اما جنگ غزه و درگیری با ایران این اجماع را متزلزل کرده است. نظرسنجیها و تحلیلهای رسانهای نشان میدهد نسل جوان دموکراتها نسبت به سیاست سنتی آمریکا در خاورمیانه بسیار انتقادیتر شدهاند.
جنگ ایران، دموکراتها را تحت فشار قرار داده است تا هویت ضدجنگ خود را بازیابند و از فرصت ایجاد شده برای تغییر سیاست خارجی آمریکا استفاده کنند.
در پس مخالفت تقریباً یکپارچه دموکراتها با آنچه آنها «جنگ انتخابی» رئیسجمهوری مینامند، تنشهایی در مورد نحوه تعامل آمریکا با جهان، بویژه خاورمیانه، در جریان است. از زمان شکست در سال ۲۰۲۴ برابر ترامپ (کسی که وعده عدم شروع جنگهای جدید را داده بود)، چهرههای برجسته جریان ترقیخواه از دموکراتها خواستهاند که هویت «ضد جنگ» خود را بازپس گیرند.
گاردین در تحلیلی مینویسد: «رأیدهندگان، بویژه جوانان و خانوادههای کارگر همگی از «جنگهای بیپایان» خسته شدهاند. اکنون که ترامپ فصل جدیدی از جنگهای تحت رهبری آمریکا را در خاورمیانه گشوده است، این صداها بلندتر از قبل شدهاند و این افراد فرصتی نادر برای تغییر سیاست خارجی آمریکا حس میکنند.»
دموکراتهای کنگره تحت فشار هستند تا از ابزارهای محدودی که در اختیار دارند برای مهار رفتارهای ترامپ استفاده کنند. در آوریل دهها نفر از آنها خواستار برکناری ترامپ شدند. مادلین دین، نماینده ایالت پنسیلوانیا که نقش اصلی را در دومین استیضاح ترامپ داشت، گفت اولویت دموکراتها باید بازپسگیری اختیارات اعلان جنگ کنگره و پیروزی در انتخابات میاندورهای نوامبر باشد.
چاک شومر، رهبر اقلیت سنا در کنفرانس خبری این هفته گفت: «کنگره باید اقتدار خود را بازپس گیرد، بویژه در این لحظه خطرناک. هیچ رئیسجمهوری، دموکرات یا جمهوریخواه، نباید این کشور را به تنهایی به جنگ ببرد. نه حالا. نه بعداً.»
نظرسنجیهای افکار عمومی نشان میدهد که آمریکاییها به طور گسترده با جنگ علیه ایران مخالفند. نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو نشان داد که نزدیک به دو سوم آمریکاییها به توانایی ترامپ در تصمیمگیری خوب در مورد ایران اعتماد ندارند و نگرانی عمیقی از افزایش قیمت بنزین ابراز کردهاند.
همچنین برای دموکراتها، جنگ علیه ایران سؤالات بیشتری را در مورد رابطه با اسرائیل ایجاد کرده است چرا که محبوبیت اسرائیل در میان آمریکاییها، بویژه جوانان، بشدت کاهش یافته است.
در همین حال، جنبش ترقیخواه «موو آن» (MoveOn) کمپینی به نام «جنگطلبان را متوقف کنید» راهاندازی کرده است که به گفته آن، نامزدهایی را هدف قرار میدهد که روابط مالی با پیمانکاران دفاعی و کمیتههای طرفدار اسرائیل دارند.
با افزایش رقابتهای درونحزبی برای انتخابات ۲۰۲۸، نامزدهای دموکرات باید با جهانی روبهرو شوند که بهشدت توسط دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ تغییر کرده است. توماس رایت، محقق ارشد مؤسسه بروکینگز و مقام سابق شورای امنیت ملی، گفت که ترامپ تمایل خود را برای اعمال قدرت نظامی در خارج از کشور، به راه انداختن جنگ تجاری جهانی، کنار گذاشتن متحدان دیرینه و ایجاد روابط جدید با مردان قدرتمند نشان داده و بسیاری از آمریکاییها، بویژه حامیان رئیسجمهوری که به وعده او برای عدم شروع جنگهای جدید اعتقاد داشتند، سرگردان و سرخورده شدهاند.

