بهرهوری ممکن است، اما بنگاهها درگیر بقا هستند
ظرفیت صنعت برای بهبود بهرهوری انرژی
همزمان با توصیه های مسئولان نسبت به کمبود انرژی در سالجاری، صنایع نیز که هر سال از این قاعده مستثنی نیستند، به نظر میرسد باید با مصرف و بهره وری بهینه از بروز روزهای سخت پیشگیری کنند. در چنین شرایطی، بار دیگر این پرسش مطرح شده است که آیا بهرهوری در صنایع برای کاهش مصرف انرژی امکانپذیر است؟ این موضوع سالهاست به یکی از بحثهای مهم در حوزه تولید تبدیل شده است.
برخی اعتقاد دارند افزایش مصرف انرژی به معنی فعالیت بیشتر صنعت و نشانه رشد اقتصادی است. برخی دیگر اما معتقدند این موضوع لزوماً ارتباطی با رشد اقتصادی ندارد، بلکه افزایش مصرف انرژی در بسیاری موارد ناشی از تکنولوژیهای قدیمی و ماشینآلات فرسوده است و میتوان با استفاده از ابزارهای نوین و فناوریهای روز، مصرف انرژی را کاهش و تولید را افزایش داد.
«ایران» در پاسخ به این پرسش با دو فعال اقتصادی در حوزه صنعت گفتوگو کرده است. برآیند سخنان این دو فعال اقتصادی نشان میدهد افزایش بهرهوری انرژی در صنعت کاملاً امکانپذیر است و با نوسازی تجهیزات، ماشینآلات و سیستمهای مصرفکننده انرژی میتوان مصرف را کاهش داد. همچنین عنوان میشود که صنایع ایران میتوانند تا حدود ۴۰ درصد مصرف انرژی را کاهش دهند. اما در عین حال، موانعی جدی برای تحقق این هدف وجود دارد. اولین مانع، مشکلات برخی بنگاههاست که این روزها برای بقا میجنگند و امکان برنامهریزی برای سرمایهگذاری بلندمدت ندارند. دومین موضوع، کمبود منابع مالی بنگاههاست. سومین مسأله به تحریمها و عدم دسترسی به فناوریهای روز بازمیگردد. چهارمین معضل نیز تورم و رشد هزینههاست و پنجمین موضوع، نوسان نرخ ارز و گران شدن ماشینآلات جدید است. این موارد نشان میدهد بنگاههای کوچک و متوسط توان نوسازی را ندارند و از این رو نمیتوان از این دسته از کسبوکارها انتظار داشت با ابزارهای لازم به کاهش مصرف انرژی کمک کنند. بنابراین صنعت ظرفیت بهبود مصرف انرژی را دارد، اما شرایط اقتصادی اجازه اجرای آن را نمیدهد. از این رو، ثبات اقتصادی و ارزی، دسترسی به منابع مالی و تقویت ارتباطات فناورانه میتواند این ظرفیت را فعال کند.
کاهش ۴۰ درصدی مصرف انرژی
از مسیر صنعت
حسن فروزانفرد، رئیس کمیسیون سرمایهگذاری و تأمین مالی اتاق ایران، معتقد است «سالهاست که درباره بهرهوری انرژی در صنعت، مطالعات کارشناسی و دادههای معتبری از سوی نهادهای تخصصی منتشر شده و بویژه در سالهای اخیر، همزمان با تشدید مسأله کمبود منابع انرژی، توجه بیشتری به این حوزه شده است.» به گفته او، برآوردهای موجود نشان میدهد صنعت ایران بالقوه میتواند تا حدود ۴۰ درصد کاهش مصرف انرژی را از طریق بهبود بهرهوری تجربه کند؛ رقمی قابل توجه که البته تحقق آن نیازمند مجموعهای از اصلاحات اساسی است.
او مهمترین مانع موجود را فرسودگی صنعت و فاصله گرفتن از فناوریهای روز دنیا میداند و میگوید «شرایط تورمی و تحریمها باعث شده امکان تعامل با صاحبان فناوری و استفاده از تکنولوژیهای جدید بسیار محدود شود.» به باور فروزانفرد، همین مسأله موجب عقبماندگی خطوط تولید، زیرساختهای صنعتی و سیستمهای یوتیلیتی در کشور شده است.
فروزانفرد همچنین به مشکلات اقتصادی بنگاهها اشاره میکند و میگوید «سودآوری محدود یا حتی منفی واحدهای صنعتی، ضعف در تأمین مالی، فاصله از شبکه بانکی بینالمللی و دشواری تعامل مستقیم با شرکتهای خارجی، روند نوسازی صنعتی را کند کرده است.»
از نگاه او، بخشی از بهبود بهرهوری تنها از مسیر سرمایهگذاری، نوسازی تجهیزات و دسترسی به فناوریهای جدید امکانپذیر خواهد بود.
او در عین حال تأکید میکند که بهرهوری صرفاً به فناوری وابسته نیست و بخشی از مسأله به دانش مدیریتی و نحوه اداره بنگاهها بازمیگردد. به گفته او، در بسیاری از موارد حتی بدون تغییرات بزرگ تکنولوژیک نیز میتوان مصرف انرژی را کاهش داد. اقداماتی مانند ممیزی انرژی، اصلاح طراحی زیرساختها، بهینهسازی چیدمان خطوط تولید و هماهنگی میان مهندسی صنایع و مهندسی انرژی، از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند تأثیر قابل توجهی بر کاهش مصرف انرژی داشته باشند؛ هرچند اجرای همین اقدامات نیز نیازمند نیروی انسانی متخصص، مدیریت حرفهای و منابع مالی است.
فروزانفرد نقش مدیریت انرژی را نیز بسیار کلیدی توصیف میکند و معتقد است «این موضوع باید به یک دانش و ساختار جدی در سازمانها تبدیل شود؛ بویژه در صنایعی مانند سیمان، فولاد، صنایع معدنی و صنایع تبدیلی که انرژی بخش مهمی از ارزش افزوده آنها را تشکیل میدهد.» به گفته او، در چنین صنایعی انرژی صرفاً یک هزینه جانبی نیست، بلکه بخشی از ماهیت تولید محسوب میشود و به همین دلیل مدیریت انرژی باید بهعنوان یک حوزه تخصصی در ساختار بنگاهها مورد توجه قرار گیرد.
او در پایان با اشاره به شرایط فعلی اقتصاد کشور میگوید «اگرچه ظرفیت و پتانسیل لازم برای بهبود جدی مصرف انرژی در صنعت وجود دارد، اما بسیاری از بنگاههای اقتصادی امروز درگیر بقا هستند. تأمین مواد اولیه، خوراک، بستهبندی و حفظ جریان تولید، به خاطر مشکلاتی چون؛ تحریم ها، مهمترین دغدغه واحدهای صنعتی شده و بخش عمده منابع مالی آنها صرف زنده نگه داشتن خطوط تولید میشود. به همین دلیل، پروژههای بهرهوری انرژی با وجود اهمیت بالا، فعلاً در اولویت اول بسیاری از بنگاهها قرار ندارد.» به اعتقاد او، تحقق ظرفیتهای موجود در این حوزه نیازمند ثبات اقتصادی، دسترسی به منابع مالی، تقویت ارتباطات فناورانه و تغییر نگاه مدیریتی در بنگاههاست.
ناتوانی بنگاههای کوچک و متوسط در بهرهوری صنعتی
در کنار این نگاه، عباس جبالبارزی، عضو هیأت نمایندگان اتاق ایران نیز معتقد است «افزایش بهرهوری در صنعت برای کاهش مصرف انرژی کاملاً امکانپذیر است و این ظرفیت در بخشهای مختلف صنعتی وجود دارد.» به گفته او، همانطور که میتوان خودروها یا تجهیزات مختلف را از نظر مصرف انرژی بهینهتر کرد، در صنعت نیز امکان ارتقای ماشینآلات، تجهیزات و سیستمهای مصرفکننده انرژی وجود دارد.
او توضیح میدهد «دستگاههایی که با راندمان پایین یا رده انرژی نامناسب فعالیت میکنند، میتوانند با تجهیزات جدیدتر و کممصرفتر جایگزین شوند. همچنین سیستمهای سرمایشی، گرمایشی و سایر زیرساختهایی که برق، گاز یا آب مصرف میکنند، قابلیت اصلاح، بهینهسازی یا در برخی موارد تعویض کامل را دارند. به همین دلیل، از نظر فنی، کاهش مصرف انرژی از مسیر افزایش بهرهوری کاملاً شدنی است.»
با این حال، جبالبارزی تأکید میکند که مسأله اصلی امروز بنگاههای صنعتی، بقاست نه سرمایهگذاری برای بهرهوری انرژی. به گفته او، بسیاری از واحدهای تولیدی درگیر تأمین مواد اولیه هستند. این در حالی است که مواد اولیهای مانند فولاد یا محصولات پتروشیمی در داخل کشور موجود است، اما قیمتها نسبت به سال گذشته دو تا سه برابر افزایش یافته است.»
او بخشی از این وضعیت را ناشی از سوداگری و دلالی در بازار میداند و معتقد است «کاهش عرضه در بورس و حضور گسترده واسطهها باعث شده تولیدکنندگان بیش از هر چیز درگیر حفظ تولید، تأمین مواد اولیه، نگه داشتن نیروی انسانی و افزایش تابآوری خود باشند.»
به گفته جبالبارزی، در مجموع دو مانع جدی بر سر راه نوسازی صنعتی و بهینهسازی مصرف انرژی وجود دارد؛ اول کمبود منابع مالی و دوم تأثیر تحریمها. او در توضیح این موضوع میگوید «تجهیزاتی که چند سال پیش با ارز ارزان وارد شدهاند، امروز با نرخهای فعلی ارز باید با هزینهای چندین برابر جایگزین شوند؛ بهطوریکه ممکن است دستگاهی که زمانی چندصد میلیون تومان قیمت داشت، اکنون به دهها میلیارد تومان رسیده باشد.»
این عضو هیأت نمایندگان اتاق ایران معتقد است «در چنین شرایطی، استهلاک ثبتشده در دفاتر مالی بنگاهها در عمل پاسخگوی جایگزینی تجهیزات نیست و حتی تجدید ارزیابی داراییها نیز منابع کافی برای نوسازی واقعی را فراهم نمیکند.»
جبالبارزی همچنین تأکید میکند که مشکل فقط تأمین مالی نیست، بلکه افزایش شدید هزینه تجهیزات باعث میشود قیمت تمامشده محصولات نیز بالا برود و توان رقابت تولیدکنندگان کاهش پیدا کند. به گفته او، جهشهای سنگین نرخ ارز و تورم شدید سالهای اخیر، نوسازی صنعتی و حرکت به سمت بهرهوری انرژی را بسیار دشوار کرده است.
او راهکار خروج از این وضعیت را ایجاد ثبات اقتصادی و ارزی، تأمین ارز برای بخش تولید با شرایط منطقیتر و بازگشت نظام بانکی به تأمین مالی سرمایهگذاری ثابت میداند. به گفته او، بانکها در سالهای اخیر عمدتاً تنها سرمایه در گردش را تأمین کردهاند و همین موضوع سرمایهگذاری بلندمدت را محدود کرده است. جبالبارزی در پایان میگوید «شاید برخی بنگاههای بزرگ بورسی بتوانند وارد مسیر نوسازی و بهبود بهرهوری شوند، اما بنگاههای کوچک و متوسط یا همان SME ها که حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد صنعت کشور و بخش بزرگی از اشتغال را تشکیل میدهند، در عمل توان انجام چنین سرمایهگذاریهایی را ندارند. به همین دلیل، با وجود اهمیت بالای بهرهوری انرژی، بسیاری از واحدهای صنعتی در شرایط فعلی امکان عملی اجرای آن را در اختیار ندارند.»
ظرفیت هست
اما امکان اجرا محدود است
در سطح فنی و کارشناسی، تردیدی درباره امکان بهبود بهرهوری انرژی در صنعت وجود ندارد. نوسازی تجهیزات، جایگزینی ماشینآلات فرسوده، اصلاح طراحی زیرساختها، مدیریت انرژی و استفاده از فناوریهای جدید، همگی میتوانند مصرف انرژی را کاهش دهند، بدون آنکه الزاماً به افت تولید منجر شوند.
با این حال، مسأله اصلی نه نبود راهحل، بلکه محدود بودن امکان اجرای این راهحلهاست. بنگاههایی که با تورم، نوسان ارز، کمبود نقدینگی، دشواری تأمین مالی، تحریم و فشار برای حفظ جریان تولید روبهرو هستند، طبیعتاً پروژههای بلندمدت بهرهوری را در اولویت اول قرار نمیدهند. به همین دلیل، اگر قرار باشد ظرفیتهای موجود در صنعت برای کاهش مصرف انرژی فعال شود، این امر بیش از هر چیز به بهبود شرایط اقتصادی، ایجاد ثبات، دسترسی به منابع مالی و تقویت ارتباطات فناورانه وابسته خواهد بود.

