درباره اولویت‌بندی فرهنگی دولت در دوران پساجنگ

وقتی فرهنگ، سنگر مقاومت می‌شود

رضا صائمی
دبیر فرهنگی

هفته پیش محمدمهدی احمدی، مشاور عالی وزیر و مدیر کل حوزه وزارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از 6 اولویت فرهنگی در شرایط جنگی سخن گفت و تأکید کرد: «متولیان فرهنگ باید بلافاصله تولید محتوای نمادین مشترک را با استفاده از نمادهای فراگیر ملی مانند پرچم ایران، حرم مطهر رضوی و قهرمانان ملی آغاز کنند تا از واگرایی قومیتی و مذهبی جلوگیری شود».

فرهنگ و تولید معنا
واقعیت این است که اگر فرهنگ را در یک خوانش کلان و جامعه شناختی آن، به مثابه شیوه زیست انسان‌ها معنا کنیم، آن‌وقت باید بگوییم در شرایط جنگی، فرهنگ نه تنها تعطیل یا تعلیق نمی‌شود که حتی بیش از شرایط عادی به حوزه عمومی فراخوانده می‌شود تا از ظرفیت و ظرافت آن برای عبور از دوران سخت جنگی یا پساجنگی بهره‌برداری شود. در واقع فرهنگ در چنین شرایطی، موقعیتی فراتر از کارکردهای متداول خود پیدا کرده و کارویژه آن که «تولید معنا» و«روایتگری» است احضار شده تا بتواند سکو و تسکین جامعه برای عبور از روزهای دشوار باشد. به‌عبارتی دیگر فرهنگ در وضعیت استثنایی اجتماعی مثل جنگ، نه روبنا که زیربناست و نقش مؤثری در شکل‌گیری زیست-جهان آدم‌ها و مدیریت جامعه دارد.

فرهنگ و روایتگر ی
جامعه شناسان و پژوهشگران مطالعات فرهنگی، یکی از مهم‌ترین تعاریف فرهنگ را «تولید معنا» عنوان کرده‌اند. بر این مبنا می‌توان نسبتی مستقیم بین «روایت» و «معنا» خلق کرد و گفت که یکی از مهم‌ترین شیوه‌های تولید معنا، روایت و روایتگری است. در واقع این شیوه روایت و الگوهای روایتگری است که منجر به خلق معنا می‌شود و فرهنگ به میانجی همین نظام معنایی است که آگاهی و اراده جمعی را شکل داده و هدایت می‌کند. بر همین اساس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اولویت شش گانه فرهنگی خود در شرایط جنگی را با روایت و روایت پردازی آغاز کرده و بر ضرورت «مدیریت جنگ روایت‌ها» تأکید می‌کند. رد این رویکرد را می‌توان در سخن احمدی مشاور عالی وزیر ارشاد پی گرفت که گفته بود: «تولید محتوای ضد ترور روانی در قالب کلیپ‌های ۳۰ ثانیه‌ای و آموزش سواد رسانه‌ای بحران با پیام «هر خبری را با سه منبع مستقل چک کنید» از اولویت‌های فوری است.» این نشان می‌دهد که روایت‌ها از چه ظرفیت بالایی در تولید معنا برخوردار بوده و چطور این «نظم معنایی» به مثابه «امر فرهنگی» می‌تواند در شرایط جنگی یا پساجنگی برحفظ انسجام جامعه تأثیر بگذارد.
بدیهی است که فرهنگ ابعاد مختلفی دارد و در کنار سویه‌های نظری و نرم‌افزارانه مثل روایت و تولید محتوا، واجد سویه‌های سخت‌افزاری و مادی‌تر مثل صنایع و میراث فرهنگی هم هست؛ میراثی که متأسفانه گوشه‌ای از آن در دوران جنگ مورد تهاجم دشمن قرار گرفت و آسیب دید. از این رو «صیانت از میراث فرهنگی در برابر تخریب هدفمند» به عنوان پنجمین اولویت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد توجه قرار گرفت. احمدی درباره این اولویت گفته بود: «انتقال اشیای شاخص موزه‌ها به مخازن زیرزمینی مقاوم، پوشاندن بناهای تاریخی با پوسته‌های ضدترکش و پیگیری ثبت جهانی اضطراری از طریق یونسکو باید در اولویت باشد.»
جنگ و سرمایه فرهنگی
آنچه که باید در نظر داشت این است که فرهنگ، قلمرو وسیعی دارد و اجزا و عناصر گوناگون جامعه را دربرمی گیرد به طوری که به جرأت می‌توان گفت هر شکلی از مقاومت در شرایط جنگی واجد یک پیوست فرهنگی خواهد بود. چنانکه مشاور عالی وزیر ارشاد هم در تبیین اولویت‌های فرهنگی این وزارتخانه در شرایط جنگی بر این مهم تأکید کرده و می‌گوید: «تحلیل ۳۰ سال جنگ‌های اخیر نشان می‌دهد جوامعی که در روزهای اول حمله، هسته‌های مقاومت فرهنگی را فعال می‌کنند، تا ۷۰ درصد کمتر دچار فروپاشی اجتماعی می‌شوند. در فرهنگ ایرانی - اسلامی، محور قرار دادن «امید به پیروزی» همراه با «اعتراف به سختی‌ها» بدون بزرگ‌نمایی، مؤثرترین روش حفظ سرمایه اجتماعی است.»

فرهنگ و پایداری اجتماعی
از این رو گزافه نیست که بگویم اکنون در دوران آتش‌بس و پساجنگ، نقش فعالان و کنشگران فرهنگی در مدیریت روانی و رفتاری جامعه بیش از گذشته است و نیازمند توجه و التزام بیشتر به ظرفیت‌ها و سرمایه‌های فرهنگی است تا کمک کنند هم بر زخم‌های ناشی از جنگ بر پیکره جامعه مرهم گذاشته و آن را ترمیم کنند و هم با تکیه بر میراث غنی فرهنگی، مقاومت و پایداری اجتماعی را تقویت کرده و برای عبور از چالش‌های فرهنگی دوران پساجنگ چاره‌اندیشی  کنند که به قول استاد بهرام بیضایی جهان را چاره‌ای جز فرهنگ نیست.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • اندیشه - گزارش
  • حوادث
  • ورزشی
  • زیست بوم
  • ایران زمین
  • اطلاع رسانی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و بیست و یک
 - شماره نه هزار و بیست و یک - ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵