گزارش «ایران» از اهمیت و اهداف دیدارهای ویژه عراقچی در روسیه و چین

شکل گیری محور شرقی در پساجنگ رمضان

تحرکات دیپلماتیک ایران در شرایط پس از آتش‌بس وارد مرحله‌ تازه‌ای شده است؛ مرحله‌ای که بیش از هر چیز بر تعمیق هماهنگی با قدرت‌های جهانی یعنی روسیه و چین متمرکز است. سفر سید عباس عراقچی به روسیه  و دیدار ویژه با ولادیمیر پوتین در 8 اردیبهشت و سپس سفر به چین و دیدار و رایزنی سطح بالا با وانگ‌یی، وزیر خارجه و هیأت دیپلماتیک چین در 16 اردیبهشت، آن‌هم در کمترین فاصله زمانی، از نگاه ناظران صرفاً سفرهایی تشریفاتی تحلیل نشد؛ بلکه نشانه‌ای از شکل‌گیری یک هماهنگی راهبردی میان تهران، مسکو و پکن در فضای پساجنگ بود؛ هماهنگی‌ای که در جریان جنگ اخیر نیز از سطح حمایت سیاسی فراتر رفت و در معادلات امنیتی، حقوقی و ژئوپلتیک منطقه خود را آشکار کرد. اکنون و همزمان با توقف مذاکرات آتش‌بس میان تهران و واشنگتن، ایران تلاش می‌کند با تقویت همکاری با متحدان قدیمی خود، موازنه جدیدی در برابر فشارهای آمریکا ایجاد کند؛ مسیری که می‌تواند بر آرایش تصمیمات مهم در شورای امنیت، معادلات انرژی جهانی، آینده کریدورهای ترانزیتی و حتی نظم منطقه‌ای پس از جنگ اثرگذار باشد.

همکاری دوجانبه 
برای مدیریت بحران منطقه‌ای
در چهارچوب اولین تحرکات دیپلماتیک تهران در فضای پساجنگ و پس از دو سفر منطقه‌ای به اسلام‌آباد و مسقط، سفر سید عباس عراقچی به روسیه که با دیدار مستقیم او با ولادیمیر پوتین در سن‌پترزبورگ همراه شد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. به گفته دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، اهمیت این گفت‌وگو «به‌‌سختی قابل دست‌کم گرفتن است.» تشریفات و فرم حضور طرفین در جلسه نیز مؤید همین موضع بود. همین امر هم تا حد زیادی در رسانه‌ها مورد توجه قرار گرفت و تحلیل‌ها به این سمت رفت که تهران در حال فعال‌سازی یک شبکه فشرده از رایزنی‌های سطح بالا با بازیگران کلیدی نظام بین‌الملل برای عبور از یکی از حساس‌ترین مقاطع امنیتی و ژئوپلتیکی سال‌های اخیر است. پشتوانه این استدلال البته تنها محدود به شکل و شمایل جلسه نبود و محتوای منتشر شده از این دیدار نیز ثابت کرد طرفین کماکان در مسیر تداوم همکاری و تقویت اتحاد گام برمی‌دارند. در این دیدار، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه اعلام کرد که «هفته قبل پیامی از سوی رهبر جمهوری اسلامی ایران دریافت کرده بود.» او با اشاره به دریافت این پیام بر تداوم حمایت سیاسی از تهران تأکید کرده و گفته بود:«ما می‌بینیم که مردم ایران با چه شجاعت و قهرمانی برای استقلال و حاکمیت خود می‌جنگند.» این موضع، در بستری مطرح شد که کرملین به‌طور فزاینده‌ای نسبت به گسترش بحران در خاورمیانه و پیامدهای آن برای امنیت اوراسیا و بازار انرژی حساس شده است. با این حال تأکید پوتین بر اینکه روسیه «همچنان متحد سرسخت ایران باقی خواهد ماند» و آمادگی دارد در جهت منافع ایران و ثبات منطقه اقدام کند، این پیام را تقویت کرد که مسکو خود را بخشی از معادله مدیریت بحران در خاورمیانه می‌داند؛ معادله‌ای که نه‌تنها به آینده روابط ایران و غرب، بلکه به ساختار کلی موازنه قدرت در منطقه نیز گره خورده است. عراقچی هم با قدردانی از مواضع روسیه، بر تقویت روابط در قالب مشارکت راهبردی تأکید و حمایت مسکو از ایران در جریان جنگ تحمیلی اخیر را «معنادار» توصیف کرد. او با تأکید بر استمرار مشورت‌های نزدیک میان دو کشور، روابط تهران و مسکو را مبتنی بر گفت‌وگوی منظم سیاسی توصیف کرده بود. در لایه تحلیلی، این دیدار از سوی برخی ناظران به‌عنوان بخشی از سناریوی چندلایه مدیریت بحران ارزیابی شده است. به‌ گفته توحید اسدی، خبرنگار الجزیره در تهران، روسیه در هر دو سناریوی محتمل پیش‌رو، چه مسیر دیپلماتیک و چه مسیر تصاعد تنش، نقشی کلیدی خواهد داشت و از همین‌رو، رایزنی های تهران و مسکو اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.

تثبیت شراکت راهبردی 
در سایه بازتعریف موازنه جهانی
دومین ایستگاه مهم از سفرهای دیپلماتیک عباس عراقچی در فاصله‌ای کوتاه پس از آتش‌بس، پکن بود؛ جایی که او با وانگ‌یی، وزیر امور خارجه چین، دیدار و درباره مجموعه‌ای از پرونده‌های حساس از جمله جنگ اخیر، آینده مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا، برنامه هسته‌ای و وضعیت تنگه هرمز گفت‌وگو کرد. این سفر، در نگاه نخست، ادامه همان مسیر رایزنی‌های منطقه‌ای ایران بود اما در سطحی عمیق‌تر، نشانه‌ای از تلاش تهران برای تثبیت موقعیت خود در ساختار در حال گذار نظم بین‌الملل و فعال‌سازی ظرفیت‌های شراکت راهبردی با چین ارزیابی می‌شود.
در این دیدار، عراقچی با اشاره به «شراکت راهبردی عمیق» میان تهران و پکن، بر اهمیت استمرار مشورت‌های نزدیک میان دو کشور تأکید و چین را «شریک راهبردی و دوست نزدیک ایران» توصیف کرد. او همچنین تأکید کرد طرف چینی معتقد است ایران پس از جنگ اخیر، از جایگاه بین‌المللی متفاوت و ارتقایافته‌ای برخوردار شده و توانمندی‌ها و اقتدار خود را در سطح منطقه‌ای و جهانی به نمایش گذاشته است. این گزاره، در صورت تداوم، می‌تواند مبنایی برای ورود به مرحله‌ای جدید از همکاری‌های اقتصادی و سیاسی میان دو کشور باشد؛ مرحله‌ای که در آن ایران نه صرفاً یک شریک منطقه‌ای، بلکه یک بازیگر اثرگذار در معادلات ژئوپلتیک تلقی می‌شود. پیش از این حامد وفایی، استاد مطالعات چین دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «ایران» گفته بود: این مقطع یک «فرصت راهبردی کم‌سابقه» برای ایران است. به باور او، چین در بحران اخیر نشان داده که رویکردش به غرب آسیا نه بر پایه حضور نظامی، بلکه مبتنی بر ژئواکونومی، دیپلماسی عملگرایانه و صبر استراتژیک است و ایران می‌تواند با استفاده از ظرفیت تنگه هرمز، چین را از یک شریک صرفاً اقتصادی به یک «لنگر دیپلماتیک» در برابر فشارهای آمریکا تبدیل کند. از منظر ژئوپلتیک، تحلیل دیدار عراقچی و وانگ‌یی در بستر رقابت فزاینده چین و آمریکا معنا پیدا می‌کند. در همین چهارچوب، زمان‌بندی این سفر در پیوند با دیدارهای سطح بالای آتی میان ترامپ و شی جین پینگ در هفته جاری قابل تحلیل بود. نکته‌ای که شهروز شریعتی، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تربیت مدرس هم درباره سفر عراقچی به چین عنوان کرده و گفته بود این سفر را می‌توان در چهارچوب «دیپلماسی بهره‌برداری از رقابت قدرت‌های بزرگ» تحلیل کرد. در سوی دیگر، چین نیز با رویکردی عمل‌گرایانه ترجیح می‌دهد نقش «تسهیل‌گر» را ایفا کند؛ نقشی که ضمن حفظ ثبات بازار انرژی و جلوگیری از تشدید تنش، پکن را از ورود به تقابل مستقیم با آمریکا دور نگه می‌دارد و همزمان موازنه را به نفع محور سه‌گانه ایران، چین و روسیه در نهادهای بین‌المللی از جمله شورای امنیت تغییر می‌دهد. براین اساس  سفر عراقچی به پکن را می‌توان بخشی از تلاش ایران برای قرار گرفتن در نقطه تلاقی رقابت چین و آمریکا و بهره‌گیری از شکاف‌های نظم در حال گذار جهانی دانست؛ جایی که دیپلماسی، انرژی و امنیت منطقه‌ای به‌طور همزمان در حال بازتعریف هستند و تنگه هرمز به یکی از کانون‌های اصلی این بازآرایی تبدیل شده است.

موازنه قدرت به سمت شرق
در مجموع برآیند اقدامات دیپلماتیک ایران نشان می‌دهد که ایران پس از جنگ اخیر، دیگر صرفاً به بازگشت مستقیم به میز مذاکره با واشنگتن تکیه نکرده و در حال تلاش برای بازتعریف «موازنه قدرت» در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است. در این چهارچوب، تهران می‌کوشد هرگونه مسیر دیپلماتیک احتمالی در آینده را نه از موقعیت انزوا، بلکه از جایگاه اتصال و اتکا به دو قدرت جهانی یعنی روسیه و چین مدیریت کند.
از این منظر، آنچه در سفرهای اخیر به مسکو و پکن مشاهده شد، صرفاً رفت‌وآمدهای معمول دیپلماتیک نیست، بلکه در سطحی عمیق‌تر می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از نوعی «هماهنگی راهبردی در حال تثبیت» میان تهران، مسکو و پکن در فضای پساجنگ تفسیر شود؛ هماهنگی‌ای که در جریان جنگ تحمیلی اخیر نیز از سطح حمایت سیاسی فراتر رفت و در برخی لایه‌های امنیتی، حقوقی و ژئوپلتیک خود را آشکار کرد. نکته کلیدی در اینجا آن است که آنچه در بحران اخیر شکل گرفت، از جنس اتحادهای کلاسیک و اعلام‌شده نبود، بلکه نوعی همگرایی عملیاتی نسبی میان سه بازیگر بود؛ پدیده‌ای که در ادبیات ژئوپلتیک جهان شرق سال‌ها درباره آن صحبت می‌شد، اما کمتر در قالب یک تجربه عینی مشاهده شده بود.در حالی که در بلوک غرب، اتحادها معمولاً ساختارمند، نهادی و از پیش تعریف‌شده‌اند، در این پرونده خاص، نوعی هماهنگی همزمان سیاسی، امنیتی، اقتصادی و حتی لجستیکی هرچند بدون اعلام رسمی یک ائتلاف میان ایران، روسیه و چین قابل مشاهده بود. اهمیت این همگرایی زمانی روشن‌تر می‌شود که پیامدهای احتمالی تضعیف یا تغییر موقعیت ایران در معادلات جنگی در نظر گرفته شود؛ سناریویی که می‌توانست چند پروژه کلان را با اختلال مواجه کند، از جمله کریدور شمال–جنوب برای روسیه، مسیرهای ترانزیتی متصل به اوراسیا، امنیت انرژی شرق، ابتکار «یک کمربند–یک راه» چین، و همچنین موازنه ژئوپلتیک در منطقه خلیج فارس همگی در این فضا قابل بررسی است.
در این چهارچوب، مسأله از نگاه پکن و مسکو صرفاً حمایت سیاسی از ایران نبوده، بلکه به‌طور مستقیم با جلوگیری از بازطراحی نظم منطقه‌ای تحت رهبری آمریکا مرتبط بوده است؛ نظمی که در صورت تغییر موازنه، می‌توانست مسیرهای انرژی، تجارت و ترانزیت در اوراسیا و خاورمیانه را به‌طور بنیادین بازتعریف کند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • اطلاع رسانی
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • گزارش
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و بیست
 - شماره نه هزار و بیست - ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵