چگونه میتوان از دل بحران، تابآوری و انسجام اجتماعی ساخت؟
«توسعه فردی» سپر محافظ روزهای سخت
نیلوفر منصوری
گروه گزارش
خبر در مورد بحران بیش از همیشه در زندگی روزمره مردم جریان دارد. روانشناسان میگویند، مسأله اصلی نه خود بحران و نه حتی حجم بالای خبرها، بلکه نحوه مواجهه ما با آنهاست. به گفته آنها، اگر پیگیری تحولات و اخبار آگاهانه، محدود و از منابع معتبر انجام شود، میتواند از دلنگرانیها، نوعی آگاهی و آمادگی جمعی بسازد؛ نگاهی که حتی در میانه بحران نیز امکان یادگیری و بازسازی روانی جامعه را یادآوری میکند. دکتر معصومه حاتمی، روانشناس معتقد است:« دنبالکردن سنجیده اخبار در چنین شرایطی میتواند به افزایش واقعبینی، تصمیمگیری مسئولانه و تقویت تابآوری فردی و اجتماعی کمک کند.»
حاتمی با بیان اینکه توسعه فردی میتواند به انسجام اجتماعی تبدیل شود، به «ایران» میگوید: «توسعه فردی، شبکههای حمایتی خانوادگی و مهارتهای روانشناختی میتوانند همان پلی باشند که جامعه را به همبستگی و شکوفایی میرساند.» او تأکید میکند، کشور ما با همه رنجهایی که تجربه کرده، ظرفیتهای بزرگی برای بازسازی و رشد دارد؛ به شرط اینکه یاد بگیریم بهجای غرق شدن در بحران، «سوار بر بحران» شویم.
این روانشناس با اشاره به اینکه پیگیری مداوم اخبار به عادت بخش بزرگی از مردم تبدیل شده، توضیح میدهد: «این عادت همیشه و برای همه پیامد یکسانی ندارد. مواجهه با خبرهای تلخ و بحرانهای پیدرپی، در عین حال برای بعضی افراد میتواند زمینهساز رشد فردی و ارتقای کیفیت زندگی جمعی نیز باشد.» به گفته او، پژوهشهای روانشناسی نشان میدهد اگر پیگیری اخبار آگاهانه و تنظیمشده باشد، کارکردهای مثبتی دارد؛ حس واقعبینی را بالا میبرد، درک دقیقتری از شرایط میدهد، تصمیمگیریها را مسئولانهتر میکند و حساسیت جامعه را نسبت به خطرات افزایش میدهد.
تنظیم مصرف خبر
مرز میان آگاهی و فرسودگی روانی در مواجهه با اخبار، مرزی باریک و حساس است. حاتمی میگوید: «وقتی اخبار را رصد میکنیم، بین آگاهی و فرسودگی روانی یک مرز باریک وجود دارد. خبر آگاهی میدهد، اما اگر مدام و بیوقفه از منابع مختلف خبر بگیریم ـ بویژه اخبار منفی ـ دچار مصرف افراطی خبر میشویم.» او توضیح میدهد، این وضعیت میتواند اضطراب را بالا ببرد، احساس درماندگی ایجاد کند، بیحسی هیجانی بسازد و انگیزه زندگی را کاهش دهد؛ تا جایی که فرد احساس کند دنیا رو به پایان است.»
حاتمی بر یک نکته کلیدی تأکید میکند: «ما باید تنظیم مصرف خبر داشته باشیم. قطع کامل خبر را تأیید نمیکنیم، اما لازم است سرانه مصرف خبر را کاهش دهیم و اخبار را از منابع دقیق، علمی و موثق دنبال کنیم. نکته اصلی تنظیم مصرف خبر است، نه قطع کامل آن.»
او یادآور میشود که در دنیای امروز، بحرانها به بخشی از واقعیت زندگی فردی و جمعی تبدیل شدهاند: «بنابراین همین مواجهه، اگر درست هدایت شود، میتواند کیفیت برخورد ما با بحران را ارتقا بدهد. به همین دلیل بسیاری از مردم تلاش میکنند خود را برای بحرانهای احتمالی آماده کنند و مهارتهای مقابلهای بیاموزند.»
به گفته او، بحران از آغاز زندگی بشر وجود داشته است: «طبق پژوهشها، هر انسان در طول زندگی خود دستکم یک بحران جدی مانند جنگ، سیل یا زلزله را تجربه میکند. بحرانها بهطور طبیعی الگوهای مقابلهای انسان را فعال میکنند.»
سه مسیر یادگیری در دل بحران
به گفته این روانشناس، انسانها در مواجهه با بحران از سه مسیر اصلی یاد میگیرند. «اول، یادگیری مشاهدهای است؛ دیدن واکنش دیگران در مواجهه با بحران به افراد کمک میکند راهبردهای مؤثر را یاد بگیرند. گاهی دیدن تصویر بازسازی یک خانه تخریبشده، در دل شرایط سخت، میتواند الهامبخش باشد.»
او توضیح میدهد: «دوم، یادگیری تجربی است؛ یعنی تجربه مستقیم بحران. افرادی که بتوانند در دل بحران بایستند و کمکم سوار بر بحران شوند، تابآوریشان بالا میرود و توان حل مسأله در آنها تقویت میشود.»
حاتمی سومین مسیر را یادگیری اجتماعی ـ فرهنگی میداند: «روایتهایی که در رسانهها و گفتوگوهای روزمره شکل میگیرد، به بحران معنا میدهد. بحرانها نوعی آزمایشگاه روانی ـ اجتماعی هستند که در آن تصمیمگیری و مدیریت استرس را تمرین میکنیم.»
این روانشناس با اشاره به یافتههای جدید میگوید: «مقالات تازه نشان میدهد اگر بتوانیم بحران را مدیریت کنیم، بحرانها لزوماً آسیبزا نیستند و حتی میتوانند به رشد فردی نیز کمک کنند.»
توسعه فردی
سپر محافظ در روزهای سخت
حاتمی درباره این موضوع که توسعه فردی چگونه از فروپاشی جلوگیری میکند، توضیح میدهد: «توسعه فردی، بویژه در بعد روانشناختی، نقش سپر محافظ دارد. فردی که روی رشد خود کار میکند، به خواب، تغذیه، ورزش، مطالعه و روتینهای سالم توجه دارد و همینها مانع فروپاشی روانی میشود.»
او تأکید میکند، افرادی که پیشتر روی مهارتهایی مانند خودآگاهی، تنظیم هیجان، مدیریت اضطراب و معناسازی زندگی کار کردهاند، در بحرانها کمتر دچار آشفتگی میشوند و بهجای واکنشهای تکانشی، پاسخهای سنجیدهتری میدهند.
اهمیت تمرین
مهارتهای روانشناختی
حاتمی با اشاره به یک تقسیمبندی رایج در روانشناسی میگوید: «افراد دو دسته هستند؛ کسانی که پاسخهای تکانشی میدهند و کسانی که پاسخهای تأملی دارند. تکانشیها زود پاسخ میدهند و کمتر فکر میکنند؛ به همین دلیل اکثر پاسخهایشان اشتباه است. اما تأملیها دیرتر پاسخ میدهند، چون مکث کرده و فکر میکنند و اغلب پاسخهایشان نیز درستتر و کارآمدتر است.» به باور او، توسعه فردی و تمرین مهارتهای روانشناختی، افراد را از گروه تکانشیها به سمت پاسخهای تأملی حرکت میدهد؛ آن هم دقیقاً در زمانی که بحران میتواند همهچیز را به هم بریزد.
این روانشناس بر اهمیت محیط نزدیک فرد تأکید دارد: «همیشه میگوییم خانه، خانواده و خاندان نقش بسیار مهمی در حفظ تعادل روانی و تابآوری افراد دارند. اینکه فرد در خانه چه احساسی دارد و وضعیت روانیاش در میان اعضای خانواده، دوستان یا همکاران چگونه است، در شرایط بحران نقشی تعیینکننده پیدا میکند. همچنین این حمایتها در زمان بحرانها بیش از هر زمان دیگری پررنگتر میشود.»
او توضیح میدهد: «در بحرانها به انعطاف شناختی هم نیاز داریم؛ یعنی توانایی اینکه بتوانم یک موقعیت یا خطر را از زوایای مختلف ببینم. این انعطاف به شدت جلوی فروپاشی را میگیرد. یادمان باشد توسعه فردی یک امر لوکس یا نوعی لاکچریبازی نیست؛ توسعه فردی یک ضرورت در جهان پیچیده امروز است. باید یاد بگیریم در بحرانها سوار بر بحران شویم و اجازه ندهیم بحران ما را از پا بیندازد. باید بدانیم که در بحرانها مفهوم خانه، خانواده و خاندان تا چه اندازه اثرگذار است.»
از مهارتهای فردی
تا سرمایه روانشناختی جمعی
حاتمی، پیوند توسعه فردی و انسجام اجتماعی را اینگونه توضیح میدهد: «مهارتهای فردی وقتی در تعامل با دیگران به کار گرفته شود، به انسجام اجتماعی تبدیل میشود. مثلاً فردی را در نظر بگیرید که مهارت تنظیم هیجان دارد؛ این فرد در محیط کار کمتر دعوا و درگیری درست میکند، در روابط حرفهای بهتر و زیباتر حرف میزند، سواد رابطه و سواد حرف زدن دارد. فردی که مهارت ارتباطی بالا دارد، در شرایط بحرانی میتواند نقش میانجیگری و تسهیلگری هم داشته باشد.»
به گفته او، وقتی تعداد قابل توجهی از افراد جامعه این مهارتها را داشته باشند، «سرمایه روانشناختی جمعی» شکل میگیرد؛ سرمایهای که اعتماد اجتماعی و همکاری را تقویت میکند. این روانشناس با اشاره به سرایت حال خوب میگوید: «آرامش و انرژی مثبت در روابط انسانی زنجیرهوار منتقل میشود؛ از خانه به محل کار و از آنجا به جامعه.»
گروههای آسیبپذیر
و مسیر رسیدن به انسجام
او با بیان اینکه در بحرانها معمولاً چند گروه بیش از دیگران آسیب میبینند، میگوید: «کودکان، زنان ـ بویژه زنان باردار ـ سالمندان و بیماران خاص از جمله گروههایی هستند که باید متناسب با شرایط شان مورد حمایت قرار گیرند تا بتوانیم از دل تجربه بحران به سمت همبستگی اجتماعی حرکت کنیم.» او درباره نیازهای گروههای مختلف اجتماعی نیز توضیح میدهد: «گروههای مختلفی در جامعه هستند که هر کدام در شرایط بحران نیازهای خاص خود را دارند. برای مثال، کودکان بیش از هر چیز به امنیت عاطفی و توضیحات ساده و صادقانه نیاز دارند. میتوان از طریق بازی، نقاشی و روایتسازی به آنها کمک کرد تا بحران را بهتر درک کنند.»
حاتمی توضیح میدهد: «در مورد نوجوانان باید از مسیر گفتوگو وارد شد و با تقویت تفکر انتقادی، به آنها احساس اثرگذاری داد. زنان در جامعه ـ بویژه در شرایط بحران ـ اغلب نقشهای چندگانهای برعهده دارند و حمایت اجتماعی و به رسمیت شناختن این نقشها اهمیت زیادی دارد. سالمندان نیز بیش از هر چیز به حفظ ارتباط اجتماعی و احساس مفید بودن نیاز دارند. در این میان، بیماران و افراد دارای معلولیت بیش از دیگران به دسترسی مستمر به خدمات حمایتی و توانبخشی نیازمندند.»
بحران؛ پایان یا آغاز؟
به اعتقاد این روانشناس، برای پیوند توسعه فردی و انسجام اجتماعی، باید نگاهمان به بحران را بازتعریف کنیم: «بحرانها اگرچه با رنج و نااطمینانی همراه هستند، اما میتوانند بستری برای بازسازی روانی هم باشند. در روانشناسی، آدمها در بحران دو دستهاند، کسانی که بحران تولید میکنند و کسانی که بحران را مدیریت میکنند. تفاوت در نحوه مواجهه ماست؛ اگر نگاهی سازنده داشته باشیم، بحران به فرصتی برای رشد بدل میشود.»
حاتمی با تأکید بر استمرار فرآیند توسعه فردی میگوید: «اگر توسعه فردی را فرآیندی همیشگی بدانیم، نه واکنشی موقت، بحران به جای پایان راه، نقطه آغاز تحول خواهد بود. کشور ما ظرفیتهای بالایی برای عبور از بحرانها دارد؛ کافی است جامعه را به جای واکنشهای هیجانی، به سمت آگاهی، همدلی و یادگیری هدایت کنیم.»
به اعتقاد این روانشناس، باید نگاهمان به بحران را از تیرگی به شفافیت تغییر بدهیم. بحران میتواند ما را به افرادی توانمندتر و مسلط به مهارتهای زیستن تبدیل کند؛ مشروط بر آنکه بیاموزیم بهجای اینکه اجازه بدهیم بحران ما را از پا درآورد، آن را مدیریت کنیم.

