آیا بلیت نیمبها میتواند مخاطب را برگرداند؟
سینما در مسیر نجات
علی نعیمی
منتقد سینما
تصمیم اخیر شورای صنفی نمایش مبنی بر افزایش روزهای بلیت نیمبها به دو روز در هفته و اجرای طرح شناور قیمتگذاری، در نگاه اول تلاشی قابل توجه برای بازگرداندن مخاطبان به سالنهای سینماست؛ تصمیمی که بیش از هر زمان دیگری، به ضرورتهای اقتصادی و اجتماعی امروز گره خورده است. در شرایطی که تورم افسارگسیخته، قدرت خرید بخش وسیعی از جامعه را بهشدت کاهش داده و بسیاری از خانوادهها ناچار شدهاند هزینههای فرهنگی را از سبد مصرفی خود حذف کنند؛ چنین سیاستهایی میتواند نقش یک مُسکن موقت اما ضروری را ایفا کند.
واقعیت این است که سینما، بهعنوان یکی از مهمترین کالاهای فرهنگی، در سالهای اخیر با ریزش مخاطب مواجه بوده است. افزایش قیمت بلیت، کاهش توان اقتصادی مردم، گسترش پلتفرمهای نمایش خانگی و البته تبعات شرایط ویژه کشور، همگی دست به دست هم دادهاند تا سالنهای سینما از رونق بیفتند. در چنین وضعیتی، تعیین دو روز در هفته برای بلیت نیمبها - یکشنبه و سهشنبه - میتواند انگیزهای حداقلی برای بازگشت بخشی از مخاطبان باشد؛ بهویژه آن دسته از تماشاگرانی که هنوز به تجربه جمعی سینما وفادار ماندهاند اما توان پرداخت هزینههای بالاتر را ندارند.
از سوی دیگر، طرح شناور قیمتگذاری نیز تلاشی است برای ایجاد تعادل میان حفظ درآمد سینماداران و جذب مخاطب. این مدل، با تفکیک روزهای پرمخاطب و کممخاطب، به نوعی مدیریت تقاضا را هدف قرار داده است. در روزهای اوج مانند پنجشنبه و جمعه، قیمتها در بالاترین سطح قرار دارند و در مقابل، در روزهای میانی هفته یا ساعات کممخاطب، تخفیفهایی در نظر گرفته شده است. این الگو اگرچه در بسیاری از کشورهای جهان تجربه شده، اما موفقیت آن در ایران به عوامل دیگری نیز وابسته است که صرفاً به قیمت بلیت محدود نمیشود.
مسأله اصلی اینجاست که آیا کاهش نسبی قیمت بلیت، بهتنهایی میتواند مخاطب را به سینما بازگرداند؟ پاسخ، بهاحتمال زیاد منفی است. تجربه نشان داده که مخاطب امروز، علاوه بر قیمت، به کیفیت محتوا نیز توجه ویژهای دارد. اگر فیلمهای روی پرده نتوانند رضایت تماشاگر را جلب کنند، حتی بلیت رایگان هم تضمینی برای حضور مستمر مخاطب نخواهد بود. بنابراین، این طرح زمانی میتواند به نتیجه مطلوب برسد که همزمان با آن، سیاستگذاری در حوزه تولید و اکران نیز اصلاح شود و فیلمهایی با استانداردهای بالاتر و جذابیت بیشتر به چرخه نمایش وارد شوند.
در این میان، نباید از وضعیت اقتصادی سینماداران نیز غافل شد. بسیاری از سالنهای سینما در سالهای اخیر با کاهش شدید فروش مواجه بودهاند و ادامه این روند میتواند به تعطیلی تدریجی برخی از آنها منجر شود. طرح بلیت نیمبها، اگر به افزایش تعداد تماشاگران - با حاشیه سود کمتر- بینجامد، میتواند به گردش مالی سینماها کمک کند و از رکود عمیقتر جلوگیری نماید. به بیان دیگر، افزایش حجم مخاطب، حتی با قیمت کمتر، در بلندمدت میتواند جایگزین مناسبی برای فروش محدود با قیمت بالا باشد.
اما یکی از حلقههای مفقوده در این چرخه، نقش رسانه ملی و ظرفیتهای تبلیغاتی آن است. در شرایطی که سینما بهعنوان یک صنعت فرهنگی نیازمند حمایت است، استفاده از ظرفیت تلویزیون برای پخش تیزرهای رایگان یا کمهزینه میتواند تأثیر قابل توجهی در اطلاعرسانی و ترغیب مخاطبان داشته باشد. این حمایت بهویژه در دوران پس از بحرانها - از جمله جنگ تحمیلی- اهمیت بیشتری پیدا میکند، چرا که بازگشت به زندگی عادی و احیای نشاط اجتماعی، بدون تقویت فضاهای فرهنگی مانند سینما، دشوار خواهد بود.
از سوی دیگر، تبلیغات هدفمند در فضای مجازی و استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی نیز میتواند مکمل این سیاست باشد. مخاطب امروز، بیش از هر زمان دیگری در معرض جریانهای رسانهای متنوع قرار دارد و برای جلب توجه او، صرفاً کاهش قیمت کافی نیست. باید تجربه سینما رفتن دوباره بهعنوان یک «رویداد جذاب» بازتعریف شود؛ تجربهای که نهتنها از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه، بلکه از نظر محتوایی و احساسی نیز ارزشمند باشد.
طرح جدید شورای صنفی نمایش را میتوان گامی مثبت اما ناکافی در مسیر احیای سینما دانست. این تصمیم، نشاندهنده درک بخشی از واقعیتهای اقتصادی جامعه و تلاش برای تطبیق با آن است، اما موفقیت نهایی آن در گرو مجموعهای از عوامل مکمل است: از تولید فیلمهای باکیفیت و متنوع گرفته تا حمایت رسانهای، بهبود زیرساختهای سالنها و بازسازی اعتماد مخاطب.
سینما، بیش از آنکه یک کالای لوکس باشد، بخشی از زیست فرهنگی جامعه است. اگر این زیست به دلیل مشکلات اقتصادی تضعیف شود، بازگرداندن آن نیازمند سیاستهایی فراتر از تخفیفهای مقطعی خواهد بود. با این حال، در شرایط فعلی، همین گامهای کوچک نیز میتواند روزنهای برای تنفس سینما باشد؛ روزنهای که اگر بهدرستی مدیریت شود، شاید دوباره چراغ سالنها را روشنتر از گذشته کند.

