بازگشت برخی از مجتمعهای پتروشیمی و راهحلهای مکمل میتواند فشار تقاضا را کاهش دهد
بازیابی تدریجی تعادل در بازار پلیمر
پس از بروز برخی مشکلات در بخشی از زنجیره تأمین صنعت پتروشیمی و فشار بر بازار پلیمر به دلیل تهاجم نظامی دشمن، حالا بازگشت برخی واحدهای تولیدی به مدار فعالیت، امیدها به جبران تدریجی کمبودها را افزایش داده است. با این حال، کارشناسان میگویند عبور از این وضعیت صرفا منوط به افزایش تولید نیست و صنعت برای کنترل بازار، نیاز به اصلاح الگوی مصرف، استفاده از مواد جایگزین، بازیافت و بازنگری در فرآیندهای تولید دارد.
بهینهسازی مصرف در صنایع پاییندستی نیز بهعنوان یک راهکار مؤثر مطرح است. کاهش وزن محصولات پلیمری، بازطراحی قطعات، اصلاح الگوی مصرف مواد و بهرهگیری از فناوریهای سبکسازی میتواند بدون افت کیفیت، مصرف مواد اولیه را کاهش دهد و فشار وارده بر زنجیره تأمین را تا حد قابل توجهی کمتر کند. از سوی دیگر، تنوعبخشی به خوراک و فرمولاسیون تولید نیز نقش مهمی در افزایش تابآوری صنعت دارد. استفاده از پلیمرهای جایگزین در برخی گریدهای عمومی، ترکیب مواد پلیمری و اصلاح فرمولاسیون محصولات این امکان را فراهم میکند که تولید در شرایط محدودیت نیز ادامه یابد و وابستگی به یک ماده خاص کاهش پیدا کند.
بخش بزرگی از زنجیره تولید پلاستیک و محصولات پلیمری، وابسته به جریان مستمر تأمین مواد اولیه از مجتمعهای پتروشیمی است. از همین رو، مدیریت شرایط موجود تنها به معنای حفظ تولید در چند مجتمع نیست، بلکه به نوعی با پایداری فعالیت طیف گستردهای از صنایع داخلی گره خورده است.
در چنین شرایطی، بررسی راهکارهای فنی و اجرایی برای عبور از کمبود مقطعی مواد اولیه، اهمیت دوچندانی پیدا میکند. در همین زمینه، محسن انصاری، کارشناس پتروشیمی، در گفتوگو با «ایران» درباره راهکارهای مقابله با کمبود فعلی مواد اولیه در صنعت پتروشیمی و شرایط موجود در صنعت پلاستیک، دیدگاههای خود را مطرح کرده است.
راهکارهای مقابله با کمبود
مواد اولیه در صنعت پتروشیمی
انصاری با اشاره به شرایط اخیر بازار مواد اولیه و زنجیره تأمین در صنعت پتروشیمی تأکید میکند که مدیریت وضعیت موجود نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان در دو سطح تولید و مصرف است. به گفته او، بازگشت ظرفیتهای تولیدی به مدار فعالیت میتواند در کوتاهمدت بخشی از کمبودها را جبران کند. کنترل نوسانات بازار نیازمند اقدامات تکمیلی مانند سیاستگذاریهای جدید است.
او با اشاره به کمبود مقطعی برخی پلیمرها از جمله پلیاتیلن، پلیپروپیلن و PET به دلیل تهاجم دشمن و افزایش تلاشها برای جبران آن میگوید: «با توجه به اینکه بخشی از واحدهای تولیدی کشور دوباره به چرخه تولید برگشتهاند، بویژه در مورد پلیاتیلن و پلیپروپیلن پیشبینی میشود که بهزودی کمبود بازار از طریق تولید مجتمعها جبران و بخش قابل توجهی از نیاز بازار تأمین شود.»
او در عین حال یادآور میشود که بازگشت این واحدها اگرچه اتفاقی مثبت و امیدوارکننده است، اما برای مدیریت بهینهتر و طولانیتر تولید و مصرف این کالاها، بهویژه در آینده باید همزمان به سراغ راهکارهای فنی، مصرفی و مدیریتی نیز رفت.
اصلاح طراحی محصولات و کاهش مصرف مواد اولیه
انصاری در ادامه تأکید میکند که نباید همه بار مدیریت بازار را بر دوش افزایش تولید گذاشت. به گفته او، در بخش فنی یکی از مهمترین اقداماتی که میتوان در دستور کار قرار داد، مدیریت و بهینهسازی مصرف پلیمرهاست؛ اقدامی که خود شامل چند زیرمجموعه مهم میشود و میتواند در کوتاهمدت و میانمدت اثرگذار باشد.
او توضیح میدهد: «اولین گام این است که در بخشی از واحدهای تولیدی و در برخی از گریدهایی که با این پلیمرها کار میکنند، اصلاح طراحی محصولات را در دستور کار قرار دهیم. بهطور مثال، با سبکسازی محصولات میتوانیم بخشی از مصرف مواد اولیه را کاهش دهیم.»
به گفته این کارشناس، سبکسازی تنها یک اقدام محدود در طراحی نیست، بلکه میتواند به معنای بازنگری در وزن، ضخامت، ابعاد و حتی نوع مصرف مواد در محصول نهایی باشد. چنین تغییری اگر با شناخت درست از نیاز بازار و حفظ استانداردهای فنی همراه شود، میتواند هم مصرف مواد اولیه را کاهش دهد و هم فشار واردشده بر واحدهای بالادستی را کم کند.
انصاری همچنین بر لزوم حرکت همزمان به سمت اصلاح فرآیندهای تولید تأکید میکند و میگوید: «در کنار اقداماتی مانند سبکسازی، میتوانیم به سمت تغییر و اصلاح فرآیند تولید هم برویم؛ به این صورت که یا قالبها در حین تولید اصلاح شوند یا خود فرآیندها مورد بازنگری و اصلاح قرار بگیرند.»
او با تأکید بر اینکه این اصلاحات نباید به افت کیفیت منجر شود، میافزاید: «در عین حال که این اصلاحات انجام میشود، باید دقت کنیم که کیفیت محصولات تولیدی همچنان در چهارچوب استاندارد باقی بماند و این نکته حتماً در کنار همه این اقدامات مورد توجه قرار گیرد.»
تغییر فرمولاسیون و استفاده از پلیمرهای جایگزین
انصاری در ادامه به راهکارهای تکمیلی دیگری اشاره میکند و توضیح میدهد که مسأله تأمین مواد اولیه فقط به اصلاح فرآیندهای تولید محدود نمیشود. از نظر او، یکی دیگر از مسیرهای قابل اتکا، تغییر در فرمولاسیون برخی محصولات و حرکت به سمت استفاده از مواد جایگزین است؛ راهکاری که در شرایط محدودیت میتواند به حفظ تداوم تولید کمک کند.
او میگوید: «مورد دیگری که میتوان به آن اشاره کرد، بحث تغییر فرمولاسیون در برخی از محصولات تولیدی با پلیمرهاست. بهطور مثال، در این شرایط خاص و حتی شرایط جنگی، میتوانیم به سمت استفاده از پلیمرهای جایگزین حرکت کنیم.»
انصاری در توضیح این راهکار ادامه میدهد: «باتوجه به اینکه در تأمین پلیاتیلن با مشکل جدی مواجه نیستیم و فقط در برخی گریدهای خاص که ویژگیها و خواص متفاوتی دارند محدودیت داریم، میتوانیم در گریدهای عمومیتر که کاربرد گستردهتری دارند، از پلیمرهای در دسترستر و قابل جایگزینی استفاده کنیم.»
او همچنین به امکان استفاده از ترکیبات پلیمری اشاره کرده و میگوید: «حتی میتوانیم از ترکیب پلیمرها هم استفاده کنیم تا بتوانیم نیاز تولید را پاسخ دهیم.» به اعتقاد او، مجموعه این اقدامات میتواند به تأمین بهتر مواد اولیه در صنعت پتروشیمی کمک کند و بخشی از مشکلات ناشی از کمبودهای مقطعی را کاهش دهد.
بازیافت؛ راهکاری مکمل برای کاهش فشار بر بازار
هر سال در ایران حجم قابل توجهی پلاستیک وارد چرخه مصرف میشود؛ در حالی که تولید کیسههای پلاستیکی بهتنهایی به حدود یک میلیون تن میرسد. این اعداد زمانی نگرانکنندهتر میشوند که بدانیم بخش عمده این محصولات پس از مصرف، به جای بازگشت به چرخه بازیافت، در محلهای دفن زباله انباشته میشوند. در شرایطی که ظرفیتهای تولید و زیرساختهای مدیریت پسماند خود نیز با مشکلاتی روبهرو هستند، تداوم این الگوی مصرف میتواند بار بیشتری بر زنجیره تأمین وارد کند.
محسن انصاری درباره استفاده از مواد بازیافتی در تولید توضیح میدهد: «در مورد استفاده از مواد بازیافتی، بهطور کلی پاسخ مثبت است و میتوان از این مواد استفاده کرد، اما این کار باید بهصورت کنترلشده و با در نظر گرفتن محدودیتهای فنی انجام شود.»
او با اشاره به محدودیت برخی کاربردها ادامه میدهد: «بهجز بعضی گریدها با کاربردهای خاص، مثل بستهبندی در صنایع غذایی یا دارویی، در سایر گریدها که محدودیت کمتری دارند، مانند بسیاری از محصولات صنعتی، فیلمهای غیرغذایی، قطعات تزریقی و لولههای غیرتحت فشار، میتوان از مواد بازیافتی استفاده کرد.»
انصاری تأکید میکند: «این استفاده میتواند هم بهصورت مستقیم و هم بهصورت بلندینگ با مواد اولیه اصلی انجام شود، اما در عین حال باید کیفیت محصولات تولیدی بهطور دقیق بررسی و آزمایش شود.» او اضافه میکند که این روش را میتوان بهعنوان یک راهکار کوتاهمدت و مکمل در نظر گرفت؛ راهکاری که هرچند جایگزین کامل مواد اولیه نو نیست، اما میتواند در حفظ بخشی از تولید نقش داشته باشد.
در ادامه، او به موضوع جایگزینی شیشه در بستهبندی نیز میپردازد و میگوید: «در مورد استفاده از شیشه، در صنایع غذایی و دارویی اتفاقاً میتوانیم این جایگزینی را انجام دهیم.» با این حال، او بلافاصله به محدودیتهای این گزینه نیز اشاره میکند و میافزاید: «بستهبندی شیشهای محدودیتهایی دارد؛ هم از نظر وزن و هم از نظر شکنندگی و مسائل ایمنی، که میتواند مشکلاتی ایجاد کند.» به گفته او، استفاده از شیشه میتواند بهعنوان یک راهکار مکمل در کنار سایر گزینهها مورد توجه قرار گیرد، اما نمیتوان آن را جایگزینی فراگیر و بیهزینه برای همه کاربردها دانست.
حرکت به سمت
فرمولاسیونهای کمحلال
انصاری در ادامه به موضوع رزینها و حلالها نیز اشاره میکند و با تأکید بر لزوم نگاه تخصصی به این حوزه میگوید: «در بحث رزینها، با توجه به اینکه خودم تسلط کامل و تخصصی روی این موضوع ندارم، ترجیح میدهم به نظرات کارشناسان متخصص این حوزه ارجاع بدهم.» او با استناد به دیدگاههای مطرحشده از سوی متخصصان این بخش، توضیح میدهد که در حوزه رزینها و حلالها نیز میتوان به سمت استفاده از فرمولاسیونهای کمحلال حرکت کرد.
او در ادامه به برخی راهکارهای جایگزین در صنایع وابسته اشاره میکند و میافزاید: «برای مثال، در حوزه چسبها میتوانیم در صورت لزوم به سمت استفاده از چسبهای پایهآب حرکت کنیم. همچنین در صنعت رنگ، این امکان وجود دارد که از پیگمنتهای معدنی یا مستربچهای غیرشیمیایی استفاده کنیم.»
به گفته انصاری، این تغییرات اگرچه ممکن است در همه بخشها بهسرعت قابل اجرا نباشند، اما در مجموع میتوانند بخشی از راهحل باشند و در کنترل و مدیریت کمبود مواد اولیه نقش مؤثری ایفا کنند.
برش
عبور از شرایط خاص با مدیریت همزمان تولید و مصرف
مدیریت کمبودهای احتمالی در صنایع پتروشیمی و محصولات وابسته، نیازمند حرکت همزمان در چند مسیر است. مدیریت مصرف، تنوعبخشی به منابع و ترکیب مواد اولیه، استفاده هدفمند از ظرفیت بازیافت و اصلاح فرآیندهای تولید، چهار محور اصلی این رویکرد را تشکیل میدهند.
تابآوری صنعت پتروشیمی فقط به ظرفیت اسمی مجتمعها وابسته نیست، بلکه به میزان انعطافپذیری در تولید، هوشمندی در مصرف، امکان جایگزینی مواد و توان بازطراحی فرآیندها نیز بستگی دارد. مجموعه این اقدامات، هم در کوتاهمدت میتواند بخشی از مشکلات ناشی از کمبودها را کاهش دهد و پایداری تولید را حفظ کند و هم در بلندمدت به افزایش تابآوری صنعت پتروشیمی در برابر بحرانها و شرایط مشابه کمک
خواهد کرد.

