چاووش سرای موسیقی معاصر ایران
بابک رضایی
مدیر کل دفتر امور موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
محمدرضا لطفی را میتوان در ابعاد نسبتاً وسیع، صاحب کاراکتری بسیار برجسته و دارای کیفیت حضوری منحصر به فرد دانست که از منظر پدیده شناختی آثار و همچنین بنیانهای اندیشهگی هنری، او را از همنسلانِ خود متمایز و بحق، از تأثیرگذارترین موسیقیدانهای حوزه موسیقی سنتگرای دستگاهی، در دهههای اخیر قرار میدهد.
برای درک گرایش موسیقایی و نگرش فکری این استاد برجسته، بهتر است از این نقطه آغاز کنیم که: یکی از مهمترین ادوار، در مسیر تبارشناسی «گفتمان هویت» در ایران و تأثیر این گفتمان در همه شئونات فرهنگی این سرزمین طی یک قرن گذشته، بیتردید مقطع زمانی دهه چهل خورشیدی است و در این مسیر، موسیقی دستگاهی ایران نیز همپای سایر شاخههای هنری، در همین دوره، تحوّلات بنیادینی دارد و در راستای همان جستوجوی هویت، بزرگانی نظیر داریوش صفوت، با تأسیس گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و سپس، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، به عنوان منش سنّت گرایانه جدّی، خود را نمایان میکند.
از جمله جوانانی که در آن دوره، مبانی سنّت را به خوبی فراگرفته و تا دهههای بعد به این پارادایم تأکید داشته محمد رضا لطفی بود؛ چهرهای که علاوه بر تسلط عمیق بر ردیفسازی و آوازی، توانایی شگرفی در شناساندنِ موسیقی قدمایی دارد و به دلایلی که خواهیم گفت، در جذب هنرآموزان جوان حوزه موسیقی و شکلدهی به پارادایم سنّت، با شخصیت کاریزماتیک خود، نقش منحصر به فردی ایفا میکند. این تفاوت تأثیرگذار، دلایلی از جمله این موارد دارد:
منحصر به فرد بودنِ مختصّات موسیقایی لطفی، از منظر نحوه جملهبندی و ملودی پردازی، سیالیت و آزادگی در اجرای گوشهها [در عین تعهّد به چهارچوب مایگی آنها]، غنای ملودیک فارغ از حواشی و اضافات که بنیاد موسیقی خاورمیانه بر آن استوار است، زمان بندی منطقی و قابل شمارش جملههای موسیقایی.
«جواب آواز»های خاص او، آنچنان که پاسخ نعل به نعلِ خواننده نیست بلکه معادل محتوای صوتی آواز خواننده است و حتی در برخی موارد، تکمیلتر از او.
نوازندگی و بداههپردازی بیبدیل در تمامی آثار صحنهای و استودیویی.
تلفیق شکوهمند شعر و موسیقی، در سایه شناخت عمیق از هر دو حوزه.
همراهی شاخص با دغدغههای مردم و انعکاس مؤثر آن در ساخت و ارائه سرودها و تصانیف متفاوت ملّی میهنی، به فراخورِ اوضاع اجتماعی سیاسی زمانه خود، نظیر «کاروان شهید» و «سپیده» (ایران ای سرای امید)، آنچنان که طبقه دانشجو و روشنفکران جوان ایران، به اولین مصرف کنندگان فرهنگی آثار او تبدیل شدند.
قدرت رهبری او، که در تشکیل و هدایت گروه شیدا، ریاست دانشکده موسیقی، بنیانگذاری کانون فرهنگی هنری چاووش و مکتب میرزا عبدالله، جلوه میکند.
توان علمی آکادمیک او در تدوین کتاب ارزشمند «موسیقی آوازی ایران»، که تا به امروز، تنها مرجعِ شناسایی انواع تحریرها و برخی دیگر از مسائل پیرامون آواز ایرانی است.
همه این موارد و سایر نکات و مؤلفههای دیگری که در تجربه و ذهن دقیق و منصف شما عزیزان میآید؛ از این ردیفدان، موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده برجسته تار، سه تار، کمانچه، دف، نی و سنتور، هنرمندی آنچنان قابل اتکاء، و شخصیت و نگرشی قابل اعتنا میسازد که نه تنها در ایران، بهعنوان بارزترین موزیسین دستگاهی شناخته شود بلکه اقبال عمومی فراوانی را در اجراهای جهانی، برای او فراهم آورد. از این روی و با عنایت به وزانت بیبدیل این چهره فاخر، جای آن است که رویدادی تخصصی در حوزه موسیقی دستگاهی، با عنوان «جشنواره گروه نوازی استاد محمدرضا لطفی»، هر ساله به میزبانی استان سربلند گلستان و شهر نخبه پرور گرگان، تمهید شود تا موجبات شناخت درستتر و گستردهتر این چهره معتبر موسیقایی و تداوم و تکرار این الگوی برتر هنری فرهنگی، بیش از پیش و در خورِ جایگاه منیع ایشان، فراهم شود.

