سعید لیلاز، کارشناس اقتصادی می‌گوید خرابی‌های جنگ رمضان با جنگ هشت‌ساله قابل قیاس نیست

بازسازی ممکن است؛ اگر بوروکراسی کنار برود

بمانجان ندیمی/ گروه اقتصادی- «جهاد اکبر» کلیدواژه آغاز بازسازی‌های خسارات پس از جنگ است. جمهوری اسلامی ایران از بدو پیروزی تا امروز، سه جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته است. در جنگ تحمیلی اول که هشت سال طول کشید، تجاربی برای بازسازی‌هایی که قابل قیاس با جنگ رمضان نیست، به دست آمد که می‌توان امروز از آنها برای تسریع کردن ترمیم خرابی‌ها استفاده کرد. این گفت‌و‌گو با «سعید لیلاز» کارشناس اقتصادی، روایتی است تاریخی از وضعیت ایران پس از جنگ ۸ ساله و ترسیم شرایط کشور پس از جنگ رمضان. روایتی که به وضوح مشخص می‌کند نه تنها خسارات ناشی از جنگ رمضان به اندازه جنگ تحمیلی هشت ساله نیست، بلکه ایران امروز، روی پای خود ایستاده و می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان به پیش از جنگ رمضان بازگردد. او اعتقاد دارد ایران به اندازه سال ۶۷ به خارج از کشور وابسته نیست و خوشبختانه در این سال‌ها توان تولید داخلی بالایی دارد. بنابراین بازسازی زیرساخت‌ها با تکیه بر توان داخلی کشور در زمان کوتاهی انجام خواهد شد. همان‌طور که راه‌ها و فرودگاه‌های کشور با وجود حملات دشمن، توانسته‌اند به مدار فعالیت برگردند. لیلاز در بخشی از سخنان خود می‌گوید: «ترساندن مردم از نابودی زیرساخت در کشور به نوعی کمک به دشمن است. باید واقعیت‌ها را شفاف کنیم. کشور ما هم امکانات فنی و هم دانش مهندسی برای بازسازی تمام زیرساخت‌ها و خرابی‌های کشور را حتی بهتر از قبل از حمله دارد.» او در این گفت‌و‌گو به این سؤال که «چه اقداماتی باید انجام شود که بازسازی‌ها سرعت بگیرد؟» نیز پاسخ می‌دهد و از برخی موانع می‌گوید. مشروح گفت‌و‌گو با سعید لیلاز را در ادامه می‌خوانید.

گفت‌و‌گویمان را از اینجا شروع می‌کنم که با توجه به آتش‌بس فعلی، به نظر می‌رسد باید بازسازی‌ها آغاز شود. آقای رئیس‌جمهور هم بر این امر تأکید کرده‌اند و از آن به عنوان «جهاد اکبر» نام برده‌اند. ما در بازسازی پس از جنگ، تجربه تاریخی جنگ تحمیلی را در کارنامه دولت‌های بعد از انقلاب داریم. سؤال مشخصم این است که چه تفاوتی بین بازسازی جنگ تحمیلی هشت ساله و جنگ تحمیلی رمضان وجود دارد؟ در آن دوره دولت وقت چنان در رویه بازسازی پیش رفت که به دولت «سازندگی» معروف شد. آیا شرایط حال حاضر کشور قابل مقایسه با آن دوره هست؟
 
به اعتقاد من شرایط به طور کلی و در مجموع حتماً بهتر از زمان پس از جنگ تحمیلی هشت ساله است. اگر بخواهم دقیقتر توضیح بدهم در تابستان 1367 تولید ناخالص داخلی ایران به قیمت ثابت، 25 درصد کمتر از سال 1355 بود. یعنی یک سقوط آزاد بسیار بزرگ و تاریخی. علتش هم این بود که برخلاف چیزی که بیشتر مردم تصور می‌کنند، سال 56 در اقتصاد ایران سال عقبگرد بزرگ اقتصادی بود. به عبارتی دو سال قبل از انقلاب، اقتصاد ایران با وضعیت نامطلوبی مواجه شد و یکی از عوامل انقلاب این بود که سال 56 رشد اقتصادی به دو درصد محدود شد. این در حالی بود که سال‌ها ایران رشد دو رقمی اقتصادی را تجربه می‌کرد.
 
چرا این عقبگرد در سال 56 رخ داد؟
در واقع اقتصاد ایران از پاییز 1355 به دلیل فساد مضاعف و اینکه منابع به جای سرمایه‌گذاری به سمت پرداخت یارانه‌ها و همینطور اتلاف و هدررفت می‌رفت، به علاوه اینکه تورم بسیار بالا که ساختاری شده بود، در این چاله افتاد. شما اگر به اسناد سازمان برنامه و بودجه در پاییز 56 مراجعه کنید، صحت این موضوع را تأیید می کند. ولی عموماً این مورد غفلت قرار می‌گیرد که وقوع انقلاب، پیش‌بینی خود سازمان برنامه بودجه بود. توجه داشته باشید که پاییز 56 هنوز ناآرامی‌ها در ایران شکل نگرفته بود. در مجموع از سال 1355 تا سال 1367 به مدت 12 سال تقریباً به صورت متوالی، رشد اقتصادی ما یا متوقف بود یا منفی و سرمایه‌گذاری در کشور به حداقل خود رسیده بود. به گونه‌ای که در تابستان 1367 و در پایان جنگ تحمیلی اول، تولید ناخالص داخلی ایران 25 درصد کمتر از سال 1355 بود. برمی گردم به سؤال اول شما. البته سال 67 یک تفاوت به لحاظ جغرافیایی نیز وجود داشت. محدوده خرابی‌ها بسیار گسترده‌تر بود. در حدود 20 تا 30 کیلومترمربع محدوده منطقه جنگی مستقیم بود. چند میلیون نفر آواره جنگی روی دست کشور مانده بود. بنابراین شرایط بعد از جنگ تحمیلی هشت ساله به مراتب قابل قیاس با شرایط حال حاضر نیست. از سوی دیگر موجودی اقتصادی کشور بسیار کمتر از الان بود.
 
پس شما اعتقاد دارید که بازسازی پس از جنگ رمضان در فضای کاملاً متفاوت از گذشته و با تسهیلات بهتری امکان پذیر است؟ 
بله من می‌گویم که هیچ جای نگرانی برای ترمیم زیرساخت‌ها وجود ندارد. ببینید در سال 67 تقریباً زیرساختی برای کشور نمانده بود که مستهلک نشده باشد یا از بین نرفته باشد. از پس آن بر آمدیم. در مقام مقایسه، ایران امروز هم به لحاظ مادی هم به لحاظ جغرافیایی هم به لحاظ آسیب‌دیدگی جمعیتی اصلاً قابل مقایسه با سال 1367 نیست. من متهم به این هستم که چرا خرابی زیرساخت‌ها را دست کم می‌گیرم. در این میان یک نکته بسیار مهم وجود دارد که معمولاً مورد غفلت قرار می‌گیرد و البته ناشی از بی‌اطلاعی افرادی است که آن را مطرح می‌کنند. اطلاعاتی که من دارم نشان می‌دهد تفاوت بسیار بنیادین این دوره با سال 67 این است که ما در آن سال‌ها تقریباً همه کالاها را از خارج از کشور وارد می‌کردیم. یعنی وابستگی کامل به واردات. اما امروز که با هم صحبت می‌کنیم، تقریباً همه چیز را در داخل تولید می‌کنیم. اگر هم چیزی در داخل کشور تولید نمی‌شود به دلیل ناتوانی ما در تکنولوژی و دانش نیست. بلکه به این دلیل است که باید دید از نظر اقتصادی آیا تولید آن کالا به صرفه است یا نه. اقتصادی بودن تولید امری صددرصد متکی به سیاست‌های دولت‌هاست.
 
یعنی نظر شما این است که سیاستمداران ما دیگر به این نتیجه رسیده‌اند که تولیدات به صرفه را در داخل کشور به سرانجام برسانند و تولیداتی که مقرون به صرفه نیست را وارد کنند؟  بسیاری از کارشناسان همیشه از این موضوع انتقاد کرده‌اند.
توجه داشته باشید که اقتصادی بودن یا نبودن یک کالا را سیاست دولت مشخص می‌کند. می‌خواهم در این مورد یک مثال بزنم. در سال 1403 که  دولت چهاردهم روی کار آمد، در شهریور ماه حدود 17 و نیم درصد به قیمت خرید تضمینی گندم اضافه شد.
طی نامه‌ای که به درخواست دفتر  رئیس جمهوری بود به این میزان افزایش،  نقدهایی وارد کردم. استدلالم هم این بود که وقتی قیمت خرید تضمینی 21 هزار تومان است، تولید گندم در ایران صرفه کمی خواهد داشت. 
در آن برهه، به دلایلی به پیشنهاد من توجهی نشد و این تصمیم عملی شد.  
بعداً ناچار به واردات گندم به قیمت بالاتر از 21 هزار تومان شدیم. امسال قیمت خرید تضمینی گندم 49 تا 50 هزار تومان است و  به باور من افزایش قیمت آن تا 70 هزار تومان هم جا دارد. چراکه اگه بخواهید همین گندم را از خارج وارد کنید 70 هزار تومان آب می‌خورد. بنابراین آنچه که اقتصادی بودن تولید یک کالا را تشکیل می‌دهد سیاست‌های دولت است. 
من  می‌گویم اگر شما دلار دارید آزاد هستید که هر چه می‌خواهید وارد کنید. به شرطی که کالا استراتژیک نباشد. مثلاً در بخش گندم به هر قیمتی شده باشد باید به خودکفایی برسیم. اغلب کشورهای دنیا هم چنین هستند.
 
برآیند صحبت شما این است که ما می‌توانیم بسیار راحت‌تر از جنگ تحمیلی هشت ساله، بازسازی را انجام دهیم. چراکه امروز ما هرچه می‌خواهیم را می‌توانیم در کشور تولید کنیم و وابستگی بسیار کمی به واردات داریم. در جنگ رمضان چند مجموعه صنعتی مورد حملات قرار گرفت. آیا در مورد بازسازی آنها هم همین نظر را دارید؟
همان‌طور که قبلاً هم گفتم من معتقدم ما پروژه‌ای در ایران نداریم که از ساخت داخلی‌اش ناتوان باشیم. این حرفم یعنی بازسازی هر مجموعه ای که در جنگ رمضان آسیب دیده و معتقدمکاملاً با توان داخلی در مدت کوتاه امکان پذیر است. شاید فرق اساسی من با برخی دوستان که از حمله به زیرساخت می‌ترسند هم در همین موضوع است. مردم باید بدانند که اگر ما چاره‌ای جز مقاومت داشتیم، بنده هم حتماً می‌گفتم زیرساخت‌ها را نگذارید بزنند. 
ولی وقتی دولتمان و سیاستمدارانمان هر پیشنهاد و راهی را روی میز طرف مقابل می‌گذارند و او هم اول قبول می‌کند و یک ساعت بعد می‌زند زیر میز، چه چاره‌ای جز مقاومت وجود دارد؟ ترساندن مردم از نابودی زیرساخت در کشور به نوعی کمک به دشمن است. باید واقعیت‌ها را شفاف کنیم. کشور ما هم امکانات فنی و هم دانش مهندسی برای بازسازی تمام زیرساخت‌ها و خرابی‌های کشور را حتی بهتر از قبل از حمله دارد. 
اقتصاد پس از جنگ چگونه خواهد شد؟ با توجه به تجربه کشورمان در جنگ تحمیلی اول، شما چه چشم‌اندازی را برای اقتصاد کشور پس از جنگ رمضان متصور هستید؟
تمام تجربیات جنگی چه در ایران چه در سایر کشورها نشان می‌دهد پایان جنگ، آغاز دوره رشد اقتصادی و رونق اقتصادی، حتی بیشتر از دوره قبل از جنگ بوده است. ما زمانی که در تیرماه سال 1367 مصالحه کردیم و آتش‌بس 598 را پذیرفتیم تا پاییز 1370 طول کشید تا توانستیم حجم تولید ناخالص داخلی ایران را برگردانیم به سال 55 و همان‌طور که گفتم در آن سال رکود بود. اما مشابه این اتفاق که تحریم‌های اولیه آمریکا در سال 1391 اعمال شد و دست کم از جنگ نداشت، تنها یک سال و نیم طول کشید که به سطح تولید ملی قبل از تحریم برگردیم. پس از آن همزمانی تحریم‌های ترامپ و کرونا ضربه شدیدی به اقتصاد ایران زد. اما فقط 18 تا 20 ماه وقت لازم داشتیم تا تولید ناخالص داخلی را به رکورد سال 1396 یعنی قبل از این دو ماجرا برسانیم. توجه داشته باشید که این آمار را من نمی‌گویم، آمارهای رسمی و دولتی است و موجود است. بنابراین در مورد بازسازی چند نکته را لازم است اشاره کنم. اول آنکه بنده با اغراق بسیار مخالفم. حجم خرابی‌های رمضان آن قدر نیست که قابل بازسازی نباشد. نسبت به جنگ 8 ساله که اصلاً قابل قیاس نیست. 
جالب اینجاست که بنده در دوران جنگ هم ادعا می‌کردم که این حجم خرابی به سرعت قابل بازسازی است و شما الان می‌بینید که تمام راه‌ها برقرار شده و فرودگاه‌ها تا 95 درصد بازسازی شده است.
در مورد سایر زیرساخت‌ها اصلاً جای نگرانی وجود ندارد. اینکه برخی دوستان از روی بی‌اطلاعی فکر می‌کنند که اگر زیرساخت‌ها را بزنند، کل کشور در خاموشی فرو می‌رود، اشتباه است. آنها شاید نمی‌دانند که به اندازه یک سوم ظرفیت کل تولید برق فعلی ایران، پروژه خورشیدی در کشور اجرا می‌شود. بنابراین حتی اگر آمریکا بخواهد یک سوم ظرفیت تولید برق نیروگاهی ایران را از بین ببرد، 50 نیروگاه را باید مورد حمله قرار دهد و ما تازه به جای اولمان در تولید برق برمی‌گردیم. متأسفانه یا خوشبختانه علم اقتصاد بر عدد و رقم مستقر است و دوستانی که چنین تشویشی دارند و ایجاد می‌کنند یا از عدد و رقم‌ها مطلع نیستند یا اغراض دیگری دارند و از این دو حال خارج نیست.
 
شما در مسیر بازسازی 
چه موانعی می‌بینید؟ 
چه اقداماتی باید انجام شود که بازسازی‌ها سرعت بگیرد؟
ببینید من در مسیر بازسازی، یک «اگر» بزرگ دارم و آن بوروکراسی‌های حاکم بر کشور است. متأسفانه بدنه بوروکراسی حاکم بر دستگاه‌های اجرایی بسیار کرخت است. دولت‌ها به خاطر بازرسی‌ها، حسابرسی‌ها و فسادها به سمت ناکارآمدی می‌روند. شما می‌بینید که اتخاذ یک تصمیم در درون دولت با وجود پیچ و خم‌های اداری وزارتخانه‌ها فوق‌العاده دشوار شده است. 
اما یک روزنه روشن را در دولت دکتر پزشکیان در دوران جنگ دیدم که بسیار اقدام تأثیرگذار و کارآمدی بود و آن، تفویض اختیار به استانداران بود. یکی از کارهای بسیار اساسی همین است. دولت باید برای تسریع بازسازی‌ها اختیارات ویژه بدهد. اگر همین روند ادامه پیدا کند و وزرا نیز چنین اختیاراتی را به مدیران کل تفویض کنند، سازمان بازرسی کل کشور و نهادهای نظارتی نیز به کمک بیایند، من به شما قول می‌دهم پایان امسال را در حالی سپری خواهیم کرد که 90 درصد کل خرابی‌های جنگ ساخته شده است.

 

بــــرش

 توان مهندسی ما باقی است
بر اساس اطلاعاتی که دارم می‌توان تا آخر سال حداقل نصف پتروشیمی و فولاد را ترمیم کرد و تا نهایتاً 1406 بازسازی آن را به پایان رساند. ممکن است کمی عسلویه به طول بینجامد که آن هم در همین بازه زمانی می‌گنجد. 
تأکید می‌کنم ما تمام توانمندی‌های تولید را داریم. با اینکه وقتی زیرساخت مورد هدف قرار می‌گیرد، نقشه‌ها و فونداسیون‌ها باقی می‌ماند و توان مهندسی‌مان از بین نمی‌رود. باز هم یادآور می‌شوم که ما چاره‌ای جز مقاومت نداشتیم. 
مگر یک کشور می‌تواند بگوید که من خودکشی را به مرگ ترجیح می‌دهم؟ این واهمه‌ای که دوستان از حمله به زیرساخت‌ها دارند یعنی ما باید خودکشی کنیم که نَمیریم.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • حوادث
  • ورزشی
  • دولت چه کار می‌کند
  • گفت و گو
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و دوازده
 - شماره نه هزار و دوازده - ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵