کارشناسان سیاسی در گفت و گو با «ایران» ضرورت آمادگی در برابر تهدیدات را بررسی کردند
بازدارندگی اجتماعی همپای توانمندی دفاعی
وقتی سخن از «بازدارندگی» است، عمدتاً مؤلفههای دفاعی و نظامی در اذهان برجسته میشود. این تفسیر از بازدارندگی شاید به تعریفهای کلاسیکتر از مفهوم قدرت برگردد. چنانکه هنوز هم نزد برخی، قدرت ملی به معیارها و مصادیق سختش شناخته میشود. اما تحولات جهان و مناسبات قدرت در چند دهه گذشته اگر چه مؤثر و مهم بودن قدرت نظامی را رد نکرده، اما واقعیتهای دیگری را نیز به نمایش گذاشته است. آنجا که قدرت نرم در ابعاد مختلف آن تأثیرگذاری خود در مناسبات و رقابت هاب منطقهای و بینالمللی را نشان داده است. بر همین اساس، همچنان که باید گفت مؤلفههای قدرت تنها به بعد نظامی خلاصه نمیشود، میتوان این را هم اضافه کرد که مؤلفههای بازدارندگی هم تنها به عناصر قدرت نظامی و دفاعی محدود نمیشود و غفلت از دیگر ابعاد قدرت، چه بسا تحقق بازدارندگی در مقابل تهدیدها و تهاجمها را به تأخیر بیندازد.
رهبر شهید انقلاب، آیتالله خامنهای در بیانات مختلف خود به هر دو بعد قدرت ملی تأکید داشتند؛ هم نسبت به عناصر قدرت نظامی و تقویت آنها تأکید داشتند و هم در کنار آن به قدرت نرم اهتمام میورزیدند. ایشان دهم مهرماه سال گذشته در یک پیام تلویزیونی خطاب به مردم گفتند: «تنها راه علاج و پیشرفت کشور، قوی شدن در همه ابعاد نظامی، علمی، دولتی، ساختاری و سازمانی است. افراد هوشمند و صاحبنظران دلسوز باید راههای تقویت کشور را پیدا و دنبال کنند، چرا که در صورت قوی شدن، طرف مقابل دیگر حتی تهدید هم نمیکند.»
رهبر شهید همچنین در پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران در آستانه چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هم تأکید کردند: «قدرت ملی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده ملتها و ایستادگی ملتها ارتباط پیدا میکند. شما بحمدالله در قضایای مختلف ایستادگی را نشان دادهاید، اراده خودتان را نشان دادهاید؛ باز هم نشان بدهید و دشمن را مأیوس کنید. تا دشمن مأیوس نشود، یک ملت در معرض آزار و اذیت قرار میگیرند؛ باید دشمن را مأیوس کرد. مأیوس بودن دشمن، با اتحاد شما است، با قدرت فکر و اراده شما است، با انگیزه شما است، با ایستادگی در مقابل وسوسههای دشمن است؛ اینها قدرت ملی را تشکیل میدهد.»
تبلور این سخنان و دیدگاهها در همین اتفاقات یکسال گذشته بهخوبی عیان شد. آنجا که ناکامی دشمنان متجاوز به ایران اسلامی در دو جنگ 12روزه و جنگ رمضان، ریشه در همین قدرت ملی متنوع یا بازدارندگی ترکیبی جمهوری اسلامی داشت. در کنار توانمندیهای نیروهای مسلح، حضور مردم در صحنه و احیای انسجام داخلی، همافزایی و همکاری ملی بینبخشی در نهادهای مختلف کشور، پیشبینی تأمین نیازمندیهای معیشتی و کالاهای اساسی و... دخیل بودند. همه این مؤلفهها دست به دست هم دادند تا رویای فروپاشی نظام سیاسی و شورش اجتماعی داخلی در پی بمبارانها محقق نشود.
بنابر این بیراه نیست اگر گفته شود، اهمیت بازدارندگی داخلی در مقابل تهدیدها و تجاوزهای خارجی کمتر از بازدارندگی دفاعی و نظامی نیست. در همین اتفاقات اخیر اگر نبود وحدت ملی ایجاد شده حول دفاع از ایران، چه بسا مقاومت و ایستادگی نیز نتایج فعلی را به دنبال نداشت. بخصوص که دشمنان آمریکایی-صهیونی حساب ویژهای هم روی تحولات داخلی باز کرده بودند.
در این میان البته نباید این واقعیت را نیز نادیده گرفت که این حساب باز کردن دشمنان، مبتنی بر مجموعهای از رخدادها، عملکردها، ناکارآمدیها و مواضعی بود که بر وحدت داخلی و انسجام ملی خدشه وارد کرده بود. یکی از این مجموعه، حوادث تلخ دیماه سال گذشته بود که چه بسا دشمن را برای حمله تحریک کرد. اما هنگامی که ایرانیان گرد ایران جمع شدند و خیابانها، میدانها، رسانهها و شبکههای اجتماعی را صحنه تجمعات انسجامبخش خود کردند، دشمن هم ناگزیر از پذیرش آتشبس و تن دادن به مذاکره شد.
در همین ارتباط دیدگاه برخی کارشناسان سیاسی و فعالان حزبی را درباره اهمیت بازدارندگی داخلی جویا شدهایم. محور مشترک این دیدگاهها تأکید بر این نکته است که نباید از قدرت نرم و انسجام داخلی غفلت کرد.
به گفته آنها با اصلاح برخی رویههای نادرست، پرهیز از قطبیسازی حول منافع حزبی و جناحی و ترجیح آنها به منافع ملی، پذیرش و به رسمیت شناختن تنوع و تکثر فرهنگی و سیاسی جامعه و برقراری ثبات و آرامش اقتصادی و... باید این انسجام ملی را حفظ و تقویت کرد تا در کنار توانمندیهای دفاعی کشور، مکمل بازدارندگی شوند.
قدرتی که از درون جامعه میجوشد
احمد مازنی
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس دهم
عوامل بازدارندگی داخلی به مجموعه نیروها، شرایط یا سیاستهایی گفته میشود که از درون یک سیستم (فرد، سازمان یا کشور) مانع رفتارها یا اقداماتی میشوند که ممکن است زیانبار، خطرناک یا ناهماهنگ با اهداف کلان باشند.
در حوزه سیاست و امنیت ملی منظور از بازدارندگی داخلی، تواناییها و ظرفیتهای ملی است که دشمن را از حمله یا تهدید بازمیدارد، بدون وابستگی مستقیم به حمایت خارجی مانند:
۱. انسجام و وحدت ملی
۲. توان نظامی و دفاعی بومی
۳. اعتماد مردم به نظام سیاسی
۴. امنیت اقتصادی و خودکفایی در منابع
چنانکه در ابتدای یادداشت اشاره شد بازدارندگی داخلی در حوزه سیاست و امنیت ملی، به مجموعهای از توانمندیها و سازوکارهایی اطلاق میشود که از درون یک کشور شکل میگیرند و موجب میشوند دشمنان خارجی از تهدید، حمله یا دخالت در امور داخلی کشور منصرف یا محتاط شوند.
این عوامل معمولاً در مقابل بازدارندگی خارجی (یعنی اتحادها، ائتلافها یا حمایتهای بینالمللی) قرار میگیرند و به استقلال ملی تکیه دارند.
انسجام و وحدت ملی زمانی محقق میشود که مردم با دولت و نظام سیاسی همدل باشند، دشمن در محاسبات خود میبیند که جامعه آماده مقاومت و دفاع است. مثال: مشارکت گسترده مردم در مواقع بحرانی (جنگ یا تحریم) نشاندهنده قدرت«پشتیبانی مردمی از نظام» است.نظیر آنچه از ابتدای جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران هر شب شاهد حضور گسترده مردم در خیابانها و میادین شهرها و روستاها هستیم.
مشروعیت سیاسی و اعتماد عمومی به اعتماد مردم به حاکمیت اطلاق میشود که یکی از مهمترین عناصر بازدارندگی داخلی است.
حکومتی که از حمایت مردمی برخوردار است، ثبات سیاسی دارد و دشمن نمیتواند از نارضایتی عمومی برای بیثباتسازی بهرهبرداری کند. در این زمینه نقش مسئولان ردههای مختلف در تأمین اعتماد عمومی بسیار مؤثر است و در مقابل هرگونه اقدام و عملی که منجر به کاهش اعتماد عمومی شود در بهرهگیری دشمن از این بیاعتمادی مؤثر خواهد بود. یکی دیگر از عوامل بازدارندگی داخلی عبارت است از توان دفاعی بومی و قدرت نظامی ملی.
ارتش مجهز، صنایع دفاعی خودکفا، و نیروهای مردمی (مثل بسیج یا نیروهای داوطلب ملی) از اجزای حیاتی بازدارندگی داخلیاند. این نیروها پیام روشنی برای دشمن دارند و آن اینکه: «هزینه تجاوز بسیار سنگین است.» امنیت اقتصادی و تابآوری در برابر تحریم یکی دیگر از عوامل بازدارندگی داخلی است.
کشوری که بتواند نیازهای اساسی خود را مستقل از بیگانگان تأمین کند، از نظر اقتصادی در برابر تهدیدهای خارجی مقاوم است.
تولید ملی، خودکفایی در انرژی و غذا، و اقتصاد درونزا از نمونههای کلیدیاند.
عامل دیگر در بازدارندگی داخلی عبارت است از همبستگی فرهنگی و هویتی.
فرهنگ مشترک، باورهای ملی و ارزشهای معنوی، انسجام روانی جامعه را در برابر فشارهای سیاسی یا جنگ نرم تقویت میکنند. این بُعد فرهنگی در «جنگ شناختی» و «جنگ رسانهای» نقش حیاتی دارد. نقش رسانههای مختلف بویژه رسانه ملی در این زمینه بیبدیل است. صدا و سیما باید توجه داشته باشد که این رسانه متعلق به ۹۰ میلیون ایرانی است و هر گونه استفاده غیر ملی از آن ولو با حسن نیت آب به آسیاب دشمن ریختن است.
یکی دیگر از عوامل بازدارندگی داخلی نهادهای حکومتی و مدیریتی هستند. دولت، مجلس و قوه قضائیه کارآمد و پاسخگو میتوانند بحرانها را سریع مهار کنند و مانع از فروپاشی اعتماد عمومی شوند. این درحالی است که در مقابل ناکارآمدی سیاسی یا فساد داخلی، یکی از مهمترین تهدیدها برای بازدارندگی محسوب میشود. در این زمینه نقش قوه مجریه از اهمیت بیشتری برخوردار است. عملکرد دولت در ادامه دفاع جانانه رزمندگان سلحشور میدان و با حمایت مردم نجیب ایران در خیابان سزاوار قدرشناسی است، در عین حال انتظار میرود از همه ظرفیتهای موجود در کشور بویژه سرمایه انسانی آماده خدمت بیش از پیش استفاده شود. در یک جمله: بازدارندگی داخلی یعنی قدرتی که از درون جامعه میجوشد و دشمن را از هرگونه تجاوز یا دخالت بازمیدارد زیرا میداند ملت توان مقاومت، وحدت و پاسخ سخت یا نرم را دارد.
مردم، اصیلترین عامل بازدارندگی
ناصر ایمانی
تحلیلگر مسائل سیاسی
در بازخوانی تجربهای به غایت دشوار چون جنگ تحمیلی، اغلب چشمها به سمت توان موشکی، تجهیزات پیشرفته و قدرت عملیاتی نیروهای مسلح خیره میشود. بیتردید این مؤلفهها سهمی تعیینکننده در بازدارندگی دارند اما پرسشی که کمتر به آن پرداخته شده، این است: اگر همان فضای اتحاد و حضور مردمی روزهای آغازین جنگ را نداشتیم و در کنار آن، قدرت نظامی و بازدارندگی کنونی نیز برایمان مهیا بود، آیا بازهم میتوانستیم چنین مقاومتی از خود نشان دهیم؟ پاسخ در یک عبارت خلاصه میشود: عامل اصلی پایداری، مردم بودند. بزرگترین قدرت نظامی جهان و حتی سلاحهای اتمی نیز نمیتوانند جای خالی «پشتوانه اجتماعی» را پر کنند. بدون اغراق و گزافهگویی، بازدارندگی اولیه و اصیل این سرزمین، همان مردم بودند؛ مردمی که در خیابانها جاری شدند، از نظام و میهن دفاع کردند و بیآنکه واسطهای در کار باشد، جان بر کف ایستادند. پس از آنان، نوبت به توان نظامی، تسلیحات و درایت رهبری شهید رسید که سالها پیش چنان برنامهریزی کرده بود تا مبادا کشور در برههای حساس از هم فرو پاشد. حاکمیت، لایههای دفاعی درونی خود را طراحی و نظامی را تدوین کرد که بتواند در برابر دو قدرت بزرگ جهان که همزمان به ما تاختند، تاب بیاورد.
اما وقتی به «چه باید کرد» میرسیم، موضوع پیچیدهتر میشود. برای استوارسازی بازدارندگی اجتماعی، اولین گام، تغییر نگاه است؛ هم نگاه حاکمیت به مردم و هم نگاه مردم به یکدیگر. نباید همه چیز را از روزنه حاکمیت تماشا کرد. بسیاری از صاحبنظران و اندیشمندان رشتههای گوناگون، پیش از این جنگ باور نمیکردند مردم این سطح از همبستگی را نشان دهند. حتی بدبینترین تحلیلها نیز آن پایداری و ایستادگی را پیشبینی نمیکرد. پس زمان آن رسیده که نوع نگاه خود را به مردم بازتعریف کنیم. آن کس که گمان میرود بیگانه است، در هنگامه خطر چه بسا از همه دلسوزتر از آب درمیآید. این مردم، گوهری کمنظیر در تاریخ این سرزمین هستند.
در جنگ دوازده روزه نیز بسیاری گفتند و گوشزد کردند، اما آن اتفاق آنچنان که باید، نیفتاد و باز خود مردم بودند که پای کار آمدند. اینها فرصتهایی مغتنماند که خداوند در طول تاریخ در برابر ملتها میگذارد؛ هر گونه از آنها بهره ببری، برای آیندهات سودمند است و اگر نه، جز افسوس چیزی نصیبت نمیشود. نمونههای آن را در تاریخ این سرزمین بسیار دیدهایم که نحوه استفاده یا عدم استفاده از چنین فرصتهایی، سرنوشت تاریخی کشور را تغییر داده و گاه تا مرز تجزیه پیش رفته است. این یک نکته بنیادین است: تغییر نگاه به مردم و این سخن تنها خطاب به حاکمیت نیست، بلکه مردم نیز باید چشمها را بر توان درونی یکدیگر بگشایند.
از مردم که بگذریم، نوبت به اقتصاد میرسد؛ اقتصادی که کمابیش در دست حاکمیت است. دولت، مجلس و مجموعه نظام باید پاسخگوی آن باشند. مردم اگر زیر فشار باشند و پای کشور درمیان باشد، بیگمان به میدان میآیند و دفاع میکنند. اما انتظار «صبر بینهایت» از مردمی که با تورم، بیکاری و دشواری معیشت دست و پنجه نرم میکنند، انصاف نیست. حاکمیت باید در این جبهه هم کار جنگی کند، نه کار عادی. چه زیبا و هوشمندانه که رهبری جدید در اوج موشکباران و غوغای جنگ، برای نامگذاری سال جدید، شعار اقتصادی را انتخاب کردند. واقعیت آن است که پس از تعیینتکلیف جنگ و منازعات، مسأله اقتصاد اولین موضوع کشور خواهد بود: اشتغال جوانان، مهار تورم و رونق تولید. اینها مسائلی جدیاند که اگر برایشان چارهاندیشی نشود، زخمهای دیرین بر تن بازدارندگی اجتماعی خواهند ماند.
و در نهایت، نقشی که اندیشمندان و اهل قلم در این میان دارند. در این شرایط که پای ایران در میان است، بسیاری از صاحبنظران باید بیش از این در صحنه حضور مییافتند. متأسفانه برخی از صحنه کنار رفتند یا بسیار ضعیف عمل کردند؛ در حالی که انتظار میرفت قدمی بردارند، قلمی بزنند، حتی سخنی کوتاه بگویند از مصیبتهایی که بر این ملت رفته و از موقعیت تاریخی که در آن قرار داریم. اینان بر افکار عمومی تأثیر میگذارند و رسالت خود را در چنین برههای نباید فراموش کنند. ما در یکی از حساسترین برهههای تاریخ ایران در آن چهار، پنج هزار ساله نشستهایم؛ برههای شاید کمنظیر از جهت حساسیت موقعیت کشور. اگر از این قله سربلند بگذریم، دشتی وسیع و زیبا پیش روی ماست؛ سرسبزی و آرامش و اگر نه، درجا خواهیم زد. انشاءالله که چنین نخواهد شد.
بازدارندگی داخلی، ضرورتی همتراز قدرت نظامی
مصطفی هاشمیطبا
معاون رئیس جمهور در دولت اصلاحات
بازدارندگی در حوزه دفاعی، عمدتاً بر مؤلفههایی چون قدرت نظامی و توانمندیهای سختافزاری استوار است. اما در سالهای اخیر، بحث از مفهومی فراتر از این رویکرد سنتی مطرح شده است یعنی «بازدارندگی درونی». این نوع از بازدارندگی، ریشه در عواملی ناملموس ولی ژرفساخت دارد. عواملی همچون همبستگی ملی، انسجام اجتماعی و اتحاد جمعی. پرسش این است که آیا در جامعه ایران میتوان از چنین ظرفیتهایی سخن گفت؟ ظرفیتهایی که حتی در میان سلایق، اندیشهها و جناحهای گوناگون جاری باشد و نوعی مصونیت درونی در برابر تهدیدهای بیرونی پدید آورد.
تحقق چنین بازدارندگیای، بیتردید به چند عامل بستگی دارد، از جمله تعادل نیروهای اجتماعی، روحیه جمعی و سازوکارهای کنش و واکنش شهروندان در قبال بحرانها. در این میان، یکی از مهمترین و در عین حال مغفولترین مؤلفهها، سبک زندگی و به طور مشخص الگوی اقتصادی حاکم بر جامعه است. جامعه ایران از نظر اقتصادی بسیار آسیبپذیر است. نه صرفاً از جهت معیشت و سفره مردم، بلکه از نظر نوسانات ساختاری، بیثباتیهای مزمن و اتلاف گسترده منابع.
اتلاف منابع، به ویژه در شرایطی که امکان دسترسی به بازارهای جهانی محدود میشود (مانند سناریوی محاصره دریایی)، تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی و بازدارندگی به شمار میرود. به عنوان نمونه، نزدیک به 30 درصد محصولات کشاورزی کشور در زنجیره تولید تا مصرف از بین میرود. همچنین تولید بیضابطه محصولات فانتزی و غیرضروری، در غیاب الگوی مشخص برای تولید ملی، موجب شده است که حجم بالایی از نیازهای اساسی از طریق واردات تأمین شود. در چنین شرایطی، اگر دشمن احساس کند که تحریم یا محاصره دریایی اثری بر حیات اقتصادی کشور ندارد، انگیزهای برای اعمال آن نخواهد داشت. به عبارت دقیقتر، آسیبناپذیری اقتصادی، خود یکی از ارکان اصلی بازدارندگی است.
از این رو، سبک زندگی و الگوی مصرفی و تولیدی ما، باید به گونهای اصلاح شود که نه تنها در برابر تهدیدها مقاوم، بلکه بازدارنده نیز باشد. کشوری که خود را محور مقاومت در برابر ظلم، استکبار و سیاستهای توسعهطلبانه صهیونیستی تعریف میکند، نخست باید ساماندهی درونی خود را با آرمانهای مقاومت هماهنگ سازد. این هماهنگی بدان معناست که انقلابیگری و روحیه مقاومت (نه فقط در شعارها و مراسم) بلکه در تمام سطوح مدیریتی، سبک معیشت و روابط اقتصادی جاری و ساری باشد.
بنابراین ناترازی عمیقی که گاهی از سوی مسئولان نیز به آن اشاره میشود، ناشی از همین شکاف است. سیاستهای خارجی مبتنی بر مقاومت منطقهای و تقابل با نظام سلطه، با سبک زندگی مصرفگرا، الگوی تولید ناکارآمد و روابط اقتصادی آسیبپذیر در داخل، سازگاری چندانی ندارد. این ناهماهنگی چه به اراده مقامات نادیده گرفته شده باشد و چه ناخواسته پدید آمده باشد، یکی از مهمترین موانع دستیابی به بازدارندگی درونی فراگیر و کارآمد است. تا زمانی که میان آرمان مقاومت و زیستروزمره اقتصادی مردم و حاکمیت هماهنگی ایجاد نشود، نمیتوان انتظار داشت که بازدارندگیای فراتر از توان موشکی و نظامی شکل گیرد.
انسجام ملی مؤلفه مهم بازدارندگی داخلی
مرتضی مبلغ
معاون سیاسی پیشین وزارت کشور
بازدارندگی مفهومی چندلایه و دارای ابعاد گوناگون است که در شرایط فعلی، اهمیت آن بهصورت برجستهتری قابل مشاهده است. تجاوز عظیمی که علیه کشور صورت گرفته، از جهات مختلف بی سابقه و قابل تأمل است و در برابر آن نیز مجموعهای از عوامل در شکلگیری وضعیت بازدارنده نقشآفرینی کرده و میکنند. نخستین بعد بازدارندگی در حوزه نظامی است. نیروهای نظامی کشور با دفاعی شگفتانگیز و فراتر از پیشبینیها، توانستهاند انواع مختلف این تهاجم را پاسخ دهند و تا حد زیادی آن را خنثی کنند. عملکرد این نیروها بهگونهای بوده که مهاجمان در دستیابی به نتایج ملموس، دچار سردرگمی هستند.
بعد دیگر و از جهتی مهمتر، نقش مردم است. مردم نشان دادند که با وجود همه مشکلات و برخی نارضایتیها، بهویژه پس از وقایع دیماه سال گذشته، میتوانند میان مسائل داخلی و تهدید خارجی تفکیک قائل شوند. آنان در برابر خطری که متوجه اصل هویت ایرانی و تمامیت کشور است، واکنشی متفاوت نشان دادند. حضور در صحنههای مختلف، بهویژه در خیابانها، در ماه رمضان با زبان روزه و نیز در شبهای متعدد در میدانها، بیانگر مخالفت با این تجاوز خارجی و حمایت از رزمندگان کشور است. این رفتار نشان میدهد که مردم برخلاف ادعای مضحک متجاوزان، نسبت به اهداف واقعی آنان یعنی بلعیدن ایران و توطئهها و شگردهای آنان هوشیار هستند. این نیز یکی از ابعاد مهم بازدارندگی است.
بعد دیگر بازدارندگی، حوزه سیاسی است که در دیپلماسی نمود پیدا میکند. همانطور که در میدان نظامی باید با تمام توان عمل کرد و این کار انجام شده، در عرصه دیپلماسی نیز باید با جدیت وارد شد که در مجموع، اقدامات خوبی صورت گرفته است اما درعین حال، صحنه دیپلماسی بهمراتب پیچیدهتر است؛ بهدلیل شیطنتها، فریبها، خدعهها و روشهای متنوعی که دشمنان به کار میگیرند. این عرصه نیازمند بهرهگیری از همه ظرفیتهای فکری و کارشناسی کشور است. دیپلماسی ضمن آنکه باید در امتداد میدان باشد، اما در عین حال روشهای خاص خود را دارد و در نهایت، باید با حفظ اصول، شرایطی فراهم کند که کشور به آرامش برسد، تجاوز خنثی شود و مسیر بهسوی صلح پایدار هموار گردد و این امر نیازمند تدبیر، پرهیز از هیجان زدگی، پرهیز از غرور کاذب و ابتکارعمل است. این نیز بعدی مهم و پیچیده از بازدارندگی است. اما نکته بسیار مهمی که این روزها با آن مواجه هستیم، این است که آمریکا و اسرائیل، بهدلیل نداشتن دستاورد، بهدنبال راههایی برای دستاوردسازی هستند تا بتوانند به افکار عمومی خود و جهان بفروشند. آنان بهطور مستمر در حال طراحی نقشهها و توطئههای جدید، چه در حوزه نظامی و چه در عرصه سیاسی و دیپلماتیک، هستند. یکی از مهمترین این حوزهها، تلاش برای نفوذ در افکار عمومی و برهم زدن انسجام ملی است که یکی از ابعاد مهم بازدارندگی است. در این میان، برخی رفتارهای داخلی، خواسته یا ناخواسته به این روند کمک میکند. برخی افراد دانسته یا نادانسته، با اظهارنظرهای نسنجیده یا ورود غیرمسئولانه به حوزههای کاملاً تخصصی نظامی و دیپلماتیک، زمینه ایجاد اختلال در فضای عمومی را فراهم میکنند و بهانه به دست دشمن میدهند. صداو سیما از این منظر باید مراقبت کاملی داشته باشد و از کارشناسانی دعوت کند که به دور از هیجانهای سیاسی-جناحی در راستای منافع ملی گام بردارند و اعلام موضع کنند.
البته در سوی دیگر، افراد و جریانهایی نیز هستند که از زاویهای متفاوت سخن میگویند و سیاهنمایی میکنند. دیدگاههای آنان نیز مخل انسجام ملی است؛ با این حال، تفاوت در این است که این افراد معمولاً در فضاهای غیررسمی یا شخصی نظرات خود را بیان میکنند. اما فضاهای رسمی منتسب به نظام، بهدلیل تأثیرگذاری بالا، نیازمند حساسیت و توجه جدی و بیشتری هستند.
بنابراین آنچه اهمیت اساسی دارد، حفظ و تقویت انسجام ملی است؛ انسجامی که پشتوانه اصلی رزمندگان، دیپلماتها و کل فرآیندهای کشور محسوب میشود. باید از هر عاملی که این انسجام را تضعیف میکند پرهیز کرد و در مقابل، زمینه را برای حضور و نقشآفرینی نیروهای عاقل، دلسوز، صاحبنظر و آیندهنگر فراهم ساخت تا بتوان از ظرفیت آنان در جهت تقویت این همبستگی بهره برد.
بازدارندگی نوین؛ از قدرت نظامی تا تابآوری داخلی
سعید نورمحمدی
عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان
در ادبیات کلاسیک مرتبط با امنیت ملی، مفهوم «بازدارندگی» عمدتاً با قدرت نظامی و توان دفاعی گره خورده است. تحت تأثیر تجربه دوره جنگ سرد و رقابت نظامی دو بلوک، تصور رایج بر این است که انباشت تسلیحات پیشرفته، توان موشکی، عمق راهبردی و آمادگی رزمی، منجر به صلح مسلح میشود و دشمن را از اقدام نظامی منصرف میکند. در اینکه این مؤلفهها ستون فقرات بازدارندگی سنتی را شکل میدهند؛ تردیدی نیست. اما تجربههای معاصر، باعث شد، علم سیاست و روابط بینالملل تعریف بازدارندگی را گسترش دهند و فراتر از قدرت نظامی تفسیر کنند. بر این اساس بازدارندگی صرفاً محصول قدرت سخت نیست. آنچه در سالهای اخیر بیش از پیش اهمیت یافته، «بازدارندگی داخلی» است. مفهومی که بر انسجام اجتماعی، ثبات سیاسی، مشروعیت حکمرانی و تابآوری اقتصادی بهعنوان مکملهای قدرت نظامی تأکید میکند. به عبارت دیگر در کنار قدرت سخت، قدرت نرم نیز به بخش جدایی ناپذیری از عناصر بازدارندگی تبدیل شده است.آنچه در نظریههای نوین امنیتی به خصوص در رویکرد مربوط به «بازدارندگی چند بعدی» و «امنیت جامع»، مطرح میشود، تأکید بر تعریف قدرت ملی در اثر برآیند چهارحوزه قدرت نظامی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. حوزههایی که البته میتوانند باعث تقویت و تضعیف همدیگر شوند. بر اساس این تعریف جدید، دشمن زمانی از اقدام تهاجمی منصرف میشود که علاوه بر اینکه هزینه نظامی حمله را بالا ببیند، اطمینان هم داشته باشد با حمله تمام عیار جامعه کشور هدف نیز از درون فرو نمیپاشد و بحران داخلی ایجاد شده به فروکاست ظرفیت دفاعی منجر نمیشود. در این تعریف، بازدارندگی داخلی به معنای ایجاد وضعیتی است که در آن دشمن نتواند بر شکافهای اجتماعی، نارضایتیهای اقتصادی یا گسستهای سیاسی بهعنوان اهرم مکمل فشار خارجی حساب باز کند. بر همین اساس، نظریه «تابآوری ملی»، به تأثیر پیوند دولت و جامعه میپردازد و این مسأله را مطرح میکند که هر چه قدر پیوند میان دولت و جامعه مستحکمتر، سرمایه اجتماعی بالاتر و سازوکارهای حلوفصل اختلافات کارآمدتر باشد، احتمال موفقیت راهبردهای دشمن کاهش پیدا میکند. حتی اگر این راهبرد ترکیبی از جنگ شناختی، فشار اقتصادی و اقدام نظامی باشد.

