گزارش «ایران» از نشست «تعاملات شرق و غرب در اندیشههای محمداقبال لاهوری»
نسخه صلح برای جهان امروز
اقبال، جنگ را نتیجه عدم توازن میان عقل و عشق میدانست
یکشنبه ۶ اردیبهشت ماه نشست «تعاملات شرق و غرب در اندیشههای محمداقبال لاهوری» در مجموعه «فرهنگی تلاش»، به همت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و با همکاری انتشارات علمی و فرهنگی و با حضور جمعی از اندیشمندان ایرانی و پاکستانی از جمله دکتر احمد میدری، دکتر احمد مسجدجامعی، دکتر محمد بقاییماکان و دکتر حسن فرطوسی برگزار شد و به محفلی برای بازخوانی یکی از مهمترین دغدغههای فکری اقبال بدل شد. دغدغهای که در احیای خودآگاهی شرق و بازتعریف نسبت عقل، عشق و هویت، معنا پیدا میکند. در این نشست سخنرانان بر این نکته تأکید گذاشتند که اقبال لاهوری همچنان برای زمانه امروز، متفکری زنده است؛ اندیشمندی که نه شرق را به انفعال دعوت میکند و نه غرب را به نفی مطلق میسپارد، بلکه از ضرورت ساختن انسانی سخن میگوید که بتواند میان عقل و عشق، سنت و تجدد و هویت، تعاملی تازه برقرار کند.
اعظم فردوست
گروه اندیشه
اقبال، جنگ را نتیجه غفلت بشر
از معنویت میدانست
احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اندیشه اقبال را فراتر از یک بحث ادبی یا فلسفی دانست و آن را مسیری برای گفتوگوی جهانی درباره صلح توصیف کرد. احمد میدری با اشاره به شرایط منطقه و استمرار بحرانهای جنگی، گفت: «صورت مسأله اصلی این نشست این است که چگونه میتوان به صلحی پایدار دست یافت. جنگ فقط ریشه سیاسی و نظامی ندارد؛ باید از منظرهای عمیقتر فرهنگی و فکری هم به آن نگاه کرد.» او افزود: «اقبال معتقد بود جنگهایی مانند جنگ جهانی اول، حادثهای تصادفی نبودند، بلکه نتیجه غفلت بشر از معنویت بودند. از نگاه او اگر میان عقل و عشق، میان مادیات و معنویت توازن برقرار نشود، بشر بار دیگر با پدیده جنگ روبهرو خواهد شد.» میدری همچنین با اشاره به ظرفیت مشترک فرهنگی ایران و پاکستان گفت: «ایران و پاکستان میتوانند با تکیه بر پیوندهای فرهنگی و فکری مشترک، از جمله اندیشههای اقبال، گفتوگویی میان متفکران جهان برای یافتن راهی به سوی صلح پایدار شکل دهند. هر ارتباطی در نهایت ریشه فرهنگی دارد و همین پیوندهای فرهنگی میتواند زمینهساز همکاریهای اقتصادی نیز باشد.»
اقبال، ایران را یک هویت یکپارچه تاریخی میدانست
احمد مسجدجامعی، قائم مقام مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، در این هماندیشی به نسبت ویژه اقبال با ایران پرداخت و گفت اقبال، ایران را نه در دوگانه پیش و پس از اسلام، بلکه به عنوان یک کلیت تاریخی میفهمید. او تصریح کرد: «زبان اقبال فارسی است و مطالعاتش سیر تفکر در ایران از زمان زرتشت تا امروز را دربرمیگیرد. او ایران را یکپارچه میداند و آن را تفکیک نمیکند. بسیاری از پژوهشگران هنوز ایران قبل و بعد از اسلام را جدا میبینند، اما اقبال درباره ایران سخن میگوید؛ ایرانی یکپارچه که همه تحولات را در خود حفظ کرده است.» مسجدجامعی با اشاره به ظرفیت تاریخی ایران افزود: «اقبال بررسی میکند که ایرانیان چگونه داشتههای پیش از اسلام را حفظ کردند و با آمدن اسلام بر آن افزودند. ایران مانند گلی خاص است که عطر و بوی خود را دارد؛ از یونان و مصر و بابل بهره گرفته، اما شاکلهاش ایرانی مانده است. ایران یعنی همین؛ یعنی استفاده از همه جهان، اما با هویت خود.»
اقبال؛ اساساً «متفکری منتقد» است
محمــــــد بقاییماکان، استــــــــــــــاد ادبیات فارسی و از برجستهترین اقبالشناسان، تصویری متفاوت از مواجهه اقبال با غرب ارائه داد؛ تصویری که با برداشتهای رایج از «غربستیزی» فاصله داشت. او با تأکید بر اینکه اقبال اساساً اهل ستیز نبود، گفت: «اقبال مخاطب خود را به جنگ با غرب دعوت نمیکند، بلکه او منتقد غرب است و حتی گاه انتقادش از شرق بیشتر از غرب میشود.» بقاییماکان تصریح میکند: «اقبال ازجمله متفکرانی است که صرفاً نقد نمیکند، بلکه راهحل هم ارائه میدهد. حرف او این است که انسان شرقی باید ابتدا با اتکا به عقل خود، بسازد، تولید کند و به خودباوری برسد؛ نه اینکه بدون داشتن بنیان، صرفاً در موضع اعتراض قرار گیرد.»
او بر این رویکرد اقبال هم تأکید گذاشت که «اقبال معتقد است انسان شرقی برای رقابت با غرب باید ابتدا «منِ شرقی» خود را تقویت کند. اقبال از بازگشت به خویشتن حرف میزند، اما این بازگشت به معنای انزوا نیست، بلکه به معنای ساختن از درون است.»
اقبال منتقد «علم بدون اخلاق» است
حسن فرطوسی، دبیرکل کمیسیون ملی فرهنگی یونسکو، با اشاره به تجربه زیسته اقبال میان شرق و غرب، گفت نگاه او بر پایه خودآگاهی و عزت در تعامل شکل گرفته بود. به گفته او، اقبال از شرق برخاسته بود اما غرب را نیز از نزدیک دیده بود و به همین دلیل، تصویری پیچیدهتر از نسبت این دو جهان ارائه میکرد: «اقبال میگفت عقلِ صرف، بدون عشق شرقی، راه به جایی نمیبرد. او علم غرب را باشکوه میدید، اما همزمان هشدار میداد که همان چاقوی جراحی میتواند به ابزار کشتار تبدیل شود. نگرانی او همین بود؛ اینکه علم بدون اخلاق و معنویت، به جای نجات انسان، علیه او عمل کند.» او تأکید کرد: «نوع نگاه اقبال مبتنی بر خودآگاهی بود؛ اینکه بدون فراموش کردن خود، وارد تعامل شویم. ما باید از موضع کرامت و عزت وارد گفتوگو شویم، نه از موضع ضعف. نگاه اقبال شرق را به سمت گسترش تعاملات هدایت میکند، اما او تأکید داشت که این تعامل باید بر پایه هویت باشد.»

