در شرایط تحریم و تهدید، بازسازی تأسیسات حیاتی چه الزامات تازهای دارد؟
بازسازی زیرساختهای انرژی با منطق جدید
در شرایطی که تأسیسات حیاتی ایران همزمان زیر فشار تنشهای منطقهای، تهدیدهای مکرر و محدودیتهای ناشی از تحریم قرار گرفتهاند، بازسازی شبکه انرژی دیگر صرفاً به معنای تعمیر خرابیهای ناشی از جنگ نیست. امروز مسأله اصلی، بازمهندسی زیرساختها بر مبنای الگوهای تازهای از تابآوری، بهرهوری و اتکا به توان داخلی است؛ الگویی که بتواند شبکه انرژی را در برابر شوکهای چندلایه آینده مقاومتر کند. در این میان، توان داخلی از یک ظرفیت پنهان به یک تکیهگاه حیاتی تبدیل شده؛ ظرفیتی که اکنون بار اصلی ترمیم، نوسازی و تداوم کار شبکه انرژی کشور را در میانه فشارهای بیرونی و فضای امنیتی پیچیده بر دوش میکشد. بازسازی زیرساختهای انرژی فقط تعمیر خرابیهای جنگ نیست، بلکه فرآیندی پیچیده است که همزمان به مهندسی، اقتصاد، امنیت و حکمرانی وابسته است. هنگامی که کشوری با جنگ و تحریم روبهرو میشود، شبکه برق، پالایشگاهها، خطوط انتقال و تأسیسات گاز و نفت بهعنوان مجموعهای از سیستمهای حیاتی و به هم پیوسته، دچار آسیب میشوند و اختلال در هر بخش میتواند کل زنجیره انرژی را تحتتأثیر قرار دهد.
در واقع منطق جدید بازسازی آن است که سیستم انرژی نباید فقط دوباره روشن شود، بلکه باید بهگونهای طراحی شود که در برابر بحرانهای آینده ایستادگی بیشتری داشته باشد. بنابراین هدف فقط بازگشت به وضعیت پیشین نیست، بلکه ساختن سیستمی است که هوشمندتر، پربازدهتر و مقاومتر از گذشته عمل کند. در همین چهارچوب، حسین میرافضلی، کارشناس انرژی در گفتوگو با «ایران» ابعاد مختلف این مسأله را تشریح کرده است.
توان داخلی؛ از ظرفیت بالقوه تا تکیهگاه حیاتی
در پی جنگ اخیر که به زیرساختهای انرژی کشور آسیب وارد کرد، نقش توان داخلی در تأمین تجهیزات بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، بهرهگیری مؤثر از این ظرفیتها، نیازمند اصلاح رویکردهای مدیریتی و پذیرش ریسک در سطوح تصمیمگیری است.
میرافضلی با اشاره به شرایط فعلی کشور تأکید میکند که تکیه بر توان داخلی، هم فرصت است و هم اجبار. او میگوید:«در شرایط کنونی هر دو وجه وجود دارد؛ هم فرصت است و هم اجبار. ما در موقعیتی قرار داریم که برخی از مهمترین یوتیلیتیهای کشور مورد حمله قرار گرفتهاند و ناچاریم آنها را به مدار بازگردانیم؛ آن هم با شرایطی بهتر از قبل.»
او با تأکید بر توانمندیهای داخلی در حوزه تجهیزات انرژی میافزاید:«در بحث تجهیزات زیرساختی انرژی، تجهیزسازهای داخل کشور واقعاً میتوانند بسیاری از این تجهیزات را بسازند و حتی بدون واردات، آنها را تعمیر کنند.»
میرافضلی با مقایسه ایران با برخی کشورهای منطقه و دیگر کشورها ادامه میدهد:«ما واقعاً در زمینه ساخت داخل با کشورهایی مثل عربستان، کشورهای عضو خلیج فارس و حتی با روسیه و برخی کشورهای دیگر متفاوت و در بعضی حوزهها جلوتر هم هستیم.»
با این حال، او استفاده از این ظرفیت را مشروط به پذیرش ریسک از سوی مدیران میداند و توضیح میدهد:«فرض کنید مدیران پتروشیمی بخواهند سفارشی را به سازندگان داخلی بدهند. این کار با ریسکهایی همراه است و مدیر باید ریسکپذیر باشد.» او ادامه میدهد:«باید از تولید داخل حمایت کنیم و بپذیریم ممکن است یک شرکت برای اولینبار بخواهد تجهیزی را بسازد که توان فنی آن را دارد، اما طبیعی است در مرحله اول، هزینه کمی بالاتر برود یا مشکلاتی وجود داشته باشد که باید پذیرفته شود.»
این کارشناس انرژی با اشاره به نقش دولت در این مسیر میگوید:«اکنون بسیاری از واحدهای پتروشیمی تحت مدیریت دولت اداره میشوند و دولت باید بهصورت شفاف اعلام کند که قصد دارد از ساخت داخل و عمقبخشی به آن حمایت کند.» او تأکید میکند اگر دولت تصمیم به حمایت دارد، باید در ریسکهای این مسیر نیز شریک باشد.
میرافضلی همچنین با اشاره به شرایط تحریمی کشور تصریح میکند:«تا زمانی که در شرایط تحریم هستیم، واقعاً ناچاریم از تولیدکنندگان داخلی حمایت کنیم تا بتوانند با وجود این ریسکها، تجهیزات مورد نیاز ما را تأمین کنند.»
او در ادامه به محدودیتهایی اشاره میکند که همین شرکتهای داخلی نیز با آن مواجهند:«این سازندگان خودشان با مشکلاتی مواجه هستند؛ نه میتوانند وام ارزانقیمت بگیرند و نه بهراحتی صادرات انجام دهند.» به اعتقاد او، اگر این محدودیتها وجود نداشت، ظرفیت داخلی میتوانست بسیار فراتر از وضعیت فعلی ظاهر شود:«اگر تحریم نبودیم، سازندگان تجهیزات میتوانستند آنها را به کشورهای مختلف صادر کنند، چون واقعاً توان بالایی دارند.»
بازسازی باید با افزایش راندمان همراه باشد
به گفته میرافضلی، بازسازی صرفاً به معنای بازگرداندن وضعیت به حالت قبل نیست، بلکه باید با نگاه به بهبود عملکرد و افزایش بهرهوری انجام شود. او توضیح میدهد، بسیاری از نیروگاههای فعلی کشور، بویژه نیروگاههایی که در بخش یوتیلیتی فعالیت میکنند، تنها بر تولید برق متمرکزند، در حالی که میتوانند کارکردهای گستردهتری داشته باشند.
او در اینباره تصریح میکند:«نیروگاههایی که در کنار دریا قرار دارند، میتوانند به سمت آبشیرینکنها حرکت کنند؛ چون این نیروگاهها از انرژی مازاد برخوردارند و میتوانند در کنار تولید برق، آب را هم شیرین کنند.»
میرافضلی با اشاره به مزیت این رویکرد ادامه میدهد:«این کار میتواند راندمان نیروگاهها را به نزدیک ۸۰ درصد برساند؛ یعنی تقریباً دو برابر افزایش بهرهوری و این اصلاً چیز عجیبی نیست.»
او برای تأیید این دیدگاه به تجربه کشورهای منطقه اشاره میکند و میگوید:«همین حالا کشورهای عضو خلیج فارس بخش عمده آب شیرین خود را از طریق نیروگاهها تأمین میکنند؛ یعنی نیروگاههای کنار دریا، هم برق تولید میکنند و هم آب را شیرین میکنند.»
این کارشناس انرژی معتقد است، در فرآیند بازسازی زیرساختهایی که در جنگ آسیب دیدهاند، میتوان از همین الگو بهره گرفت. به گفته او، «میتوان نیروگاههایی احداث کرد که در کنار تولید برق، آب مورد نیاز استانهای جنوبی را هم تأمین کنند.»
با این حال، میرافضلی یکی از موانع اصلی اجرای چنین طرحهایی را نبود بازار مصرف تضمین شده برای آب تولیدی میداند. او توضیح میدهد:«دلیل اینکه قبلاً این کار انجام نشده و الان هم امکان دارد به سمت آن نرویم، این است که میپرسند اگر آب تولید کنیم، به چه کسی بفروشیم؟»
او تأکید میکند، وجود «مشتری قطعی»، مهمترین محرک سرمایهگذاری در این حوزه است:«اگر بدانند یک مشتری مناسب و قطعی وجود دارد، حتماً این کار را انجام میدهند. الان انرژی مازاد زیادی در نیروگاهها وجود دارد که هدر میرود و میتوان از آن استفاده بسیار خوبی کرد. اما تا وقتی یک نهاد مشخص مثل وزارت نیرو یا هر مجموعه دیگری با آنها قرارداد نبندد و خرید آب را تضمین نکند، آنها وارد این سرمایهگذاری نمیشوند.»
میرافضلی با تأکید بر لزوم طراحی زیرساختهای جدید با بالاترین راندمان میگوید:«واحدهای جدیدی که قرار است احداث شوند باید بهگونهای طراحی شوند که بالاترین راندمان را داشته باشند و بهترین روش این است که در کنار تولید برق، آب شیرین هم تولید کنند. اما مسأله مشتری بسیار مهم است و تا مشتری نباشد، انگیزهای هم وجود نخواهد داشت.»
او در ادامه با نگاهی کلانتر، این موضوع را در قالب یک پروژه ملی قابل تعریف میداند و تصریح میکند:«به نظرم این موضوع باید بهعنوان پروژه ملی در نظر گرفته شود، چون ما به هر حال مشکل آب داریم و خواهیم داشت.»
پروژههای بزرگ
مدیران بزرگ میخواهد
میرافضلی در بخش دیگری از این گفتوگو به نقش مدیریت در پیشبرد پروژههای کلان انرژی اشاره و تأکید میکند، صرف ارائه راهکار کافی نیست. او میگوید:«مدیریت انرژی و هر کار بزرگی نیاز به آدمهای بزرگ دارد.»
او در ادامه تصریح میکند:«شما هر چقدر هم نظرات خوب ارائه دهید، اگر مدیران صنعت از تجربه، دانش، شناخت، چابکی و ریسکپذیری لازم برخوردار نباشند، این بحثها به جایی نمیرسد.»
برش
مدیریت مصرف؛ سریعترین راه تأمین برق صنایع پتروشیمی
میرافضلی با اشاره به ظرفیتهای داخلی صنعت نیروگاهسازی کشور میگوید:«در ایران شرکتهایی وجود دارند که میتوانند هم توربین تولید کنند و هم ژنراتور.» با این حال او تأکید میکند، برای استفاده بهینه از این توان، باید فضای رقابتی مناسبی میان شرکتها ایجاد شود.
او میافزاید:«باید یک رقابت خوب بین شرکتها شکل بگیرد، چون انحصار مفید نیست. رقابت باعث میشود شرکتها بهرهوری خود را بالا ببرند، سطح دانششان ارتقا پیدا کند و کیفیت محصولاتشان افزایش یابد.»
این کارشناس انرژی با بیان اینکه احداث نیروگاههای جدید فرآیندی زمانبر است، توضیح میدهد:«از زمانی که برنامهریزی برای احداث یک نیروگاه جدید انجام میشود، ممکن است حدود سه سال طول بکشد تا به نتیجه برسد.» او در مقایسه با این زمانبری، درباره تعمیر زیرساختهای آسیبدیده میگوید:«اگر خرابیها اصلاح شوند، ممکن است طی یک سال تا یک سالونیم بتوان آنها را برطرف کرد، اما احداث نیروگاه جدید در هر حال زمانبر است.» میرافضلی در ادامه به وضعیت مصرف برق در کشور اشاره میکند و میگوید: در حال حاضر چارهای نداریم جز اینکه برقی را که در سایر نیروگاهها تولید میشود، مدیریت کنیم.» او با اشاره به الگوی مصرف در برخی استانها تصریح میکند:«در استانهای خوزستان و بوشهر، سرانه مصرف برق در تابستان از بسیاری از نقاط جهان بالاتر است. بعضیها میگویند در برخی کشورها مصرف برق بالاست، اما در آن کشورها معمولاً برق، جایگزین سایر حاملهای انرژی شده و مثلاً گاز در اختیار ندارند.»
بر همین اساس، میرافضلی یک راهکار صریح و فوری مطرح میکند:«با توجه به شرایط کشور، بویژه در وضعیت جنگی، باید برق سهمیهبندی شود.» او در توضیح این پیشنهاد میافزاید:«میتوان بر اساس میانگین مصرف جهانی و متناسب با هر اقلیم، سهمیهبندی انجام داد تا مصرف کنترل شود و بتوان برق مورد نیاز صنایع، بویژه پتروشیمیها را تأمین کرد.»
او تأکید میکند، در شرایط فعلی، مدیریت مصرف، سریعترین ابزار در دسترس است:«احداث نیروگاه جدید زمان میبرد، بازسازی نیروگاههای آسیبدیده هم زمانبر است، اما مدیریت مصرف مجموعهای از دستورالعملهاست که اگر اجرا شود، میتواند مصرف برق را کنترل کند.»
میرافضلی ادامه میدهد:«هم بخش اداری و هم بخش تجاری باید به سمت مصرف بهینه حرکت کنند تا بتوان با صرفهجویی، برق مورد نیاز واحدهای پتروشیمی را تأمین کرد.» در کنار این اقدامات کوتاهمدت، او توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را نیز ضروری میداند و تصریح میکند:«نیروگاههای خورشیدی باید خیلی سریع توسعه پیدا کنند. ایران ظرفیت بالایی در این زمینه دارد و میتوان در مدت کوتاهی چندین گیگاوات نیروگاه خورشیدی نصب کرد.» این کارشناس انرژی بر استفاده همزمان از مجموعهای از راهکارها تأکید میکند و میگوید:«با روشهای مختلف، از جمله صرفهجویی در مصرف، تسریع در نصب نیروگاههای خورشیدی و سایر راهکارها، باید بتوانیم برق مورد نیاز واحدهای پتروشیمی را تأمین کنیم.»

