ایران در نبرد دریایی و فرسایشی با آمریکا،تاب آوری بیشتری دارد
افزایش قابل توجه درآمدهای نفتی ایران
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در تازهترین موضعگیری خود مدعی شده ایران بهدلیل محاصره دریایی بنادرش، روزانه صدها میلیون دلار ضرر میدهد.
این ادعاها در حالی مطرح میشود که دادههای موجود، تصویر دیگری از وضعیت اقتصادی و توان تابآوری ایران در برابر این فشار بیسابقه ارائه میدهند.
محاصرهای که از دریا آغاز شد
محاصره دریایی غیرقانونی آمریکا از 12 روز قبل آغاز شد؛ اقدامی که شامل توقیف نفتکشهای ایرانی، تغییر مسیر کشتیها در آبهای آزاد و محدودسازی تجارت دریایی ایران است. تهران در پاسخ به دزدی دریایی آمریکا، تنگه هرمز را به روی کشتیهای خارجی بسته و چند شناور خارجی را نیز توقیف کرده است.
6 روز پیش، محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، گفت: «امنیت تنگه هرمز رایگان نیست.»او در پستی در ایکس نوشت: «نمیتوان صادرات نفت ایران را محدود کرد، در حالی که انتظار امنیت رایگان برای دیگران را داشت. انتخاب روشن است: یا یک بازار نفت آزاد برای همه، یا ریسک هزینههای قابل توجه برای همه. ثبات در قیمتهای جهانی سوخت به پایان تضمینشده و پایدار فشار اقتصادی و نظامی علیه ایران و متحدانش بستگی دارد.»
محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و مذاکرهکننده ارشد در مذاکرات آتشبس نیز روز پنجشنبه گذشته در بیانیهای در رسانههای اجتماعی گفت: «آتشبس کامل تنها در صورتی میتواند عملی شود که محاصره دریایی آمریکا برداشته شود.»
ایران چالش اقتصادی اش را مدیریت میکند
در نگاه اول، شاید محاصره دریایی بتواند شرایط اقتصاد ایران را پیچیدهتر کند؛ کشوری که بخش عمده صادراتش - از نفت و گاز تا محصولات پتروشیمی- وابسته به مسیرهای دریایی است. اما تحلیلگران نیز میگویند ایران اراده اقتصادی و سیاسی لازم برای بقا در شرایط این محاصره را دارد.
از سوی دیگر، آمارهای موجود نیز روایت متفاوتی دارند: در هفتههای اول جنگ، افزایش قیمت جهانی نفت باعث شد درآمدهای نفتی ایران نهتنها کاهش نیابد، بلکه رشد هم داشته باشد. صادرات روزانه نفت در محدوده ۱.۷ تا ۱.۸ میلیون بشکه باقی مانده و قیمتها اغلب بالای ۹۰ دلار در هر بشکه بوده است. در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۵ به طور متوسط ۱.۶۸ میلیون بشکه در روز بوده است.
از ۱۵ مارس تا ۱۴ آوریل نیز ایران ۵۵.۲۲ میلیون بشکه نفت صادر کرده است. قیمت هر بشکه نفت ایران - در سه نوع اصلی آن، که به عنوان نفت سبک ایران، نفت سنگین ایران و نفت ترکیبی فروزان شناخته میشوند - در ماه گذشته به کمتر از ۹۰ دلار در هر بشکه نرسیده است. در بسیاری از روزها، قیمت از ۱۰۰ دلار در هر بشکه فراتر رفته است.
حتی با تخمین محافظهکارانه ۹۰دلار برای هر بشکه، ایران طی ماه گذشته حداقل ۴.۹۷ میلیارد دلار از صادرات نفت خود درآمد داشته است. در مقابل، در اوایل فوریه، قبل از شروع جنگ، ایران روزانه حدود ۱۱۵ میلیون دلار از صادرات نفت خام خود، یا ۳.۴۵ میلیارد دلار در ماه، درآمد داشت. به عبارت ساده، ایران در ماه گذشته ۴۰ درصد بیشتر از قبل از جنگ از صادرات نفت درآمد داشته است.
تنگه هرمز؛ اهرم فشار دوطرفه
در پاسخ به فشارهای آمریکا، ایران نیز از ابزار راهبردی خود یعنی تنگه هرمز استفاده کرده است. بستن یا محدودسازی این مسیر نهتنها بر تجارت جهانی انرژی اثر میگذارد، بلکه هزینههای اقتصادی و سیاسی را برای متحدان آمریکا نیز افزایش میدهد.
ایران حتی با ایجاد نوعی «نظام عوارض عبور»، از تردد کشتیها نیز درآمدزایی کرده؛ اقدامی که نشان میدهد این کشور در حال استفاده ترکیبی از ابزارهای اقتصادی و ژئوپلتیک است.
آیا آمریکا میتواند محاصره را ادامه دهد؟
ادامه این محاصره برای واشنگتن نیز بدون هزینه نیست. محدودیتهای قانونی داخلی، فشار متحدان بهدلیل افزایش قیمت انرژی و واکنش قدرتهایی مانند چین، همگی عواملی هستند که میتوانند تداوم این سیاست را دشوار کنند.
برخی تحلیلگران معتقدند این وضعیت بیش از آنکه یک «فشار سریع» باشد، به یک «بازی فرسایشی» تبدیل شده که نتیجه آن به میزان تحمل دو طرف بستگی دارد.
فردریک اشنایدر، عضو ارشد غیرمقیم شورای خاورمیانه در امور جهانی، به الجزیره گفت: «به نظر میرسد ایران «بازی طولانیتری را در پیش گرفته» و تا حدودی این نوع درگیری را پیشبینی کرده و برای آن آماده شده است. او گفت: «پس از محاصره، چندکشتی غیرنظامی در آبهای بینالمللی توقیف شدهاند. اما هنوز مشخص نیست که این محاصره چقدر شدید است. با توجه به حجم قابل توجه نفت شناور ایران، چند کشتی موفق به عبور میشوند و ترامپ تا چه مدت میتواند این محاصره را ادامه دهد؟»
آیا آمریکا میتواند محاصره را برای مدت طولانی ادامه دهد؟
اشنایدر خاطرنشان کرد که ترامپ تا اول ماه مه، یعنی ۶۰ روزی که میتواند بدون مجوز کنگره به تهاجم خارجی ادامه دهد، با یک چالش در نهاد قانونگذاری آمریکا روبهرو خواهد شد. او گفت: «باید دید که چین چگونه به توقیف مداوم کشتیهایی که محمولههای آن را حمل میکنند، واکنش نشان خواهد داد. پکن پیش از این گفته است که مسدود کردن تجارت چین با ایران را غیرقابل قبول میداند. علاوه بر این، بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران در تلافی، اگر نه به خود آمریکا، بلکه به متحدان آمریکا در منطقه و جهان آسیب میرساند و فشار بر ترامپ را افزایش میدهد.» او افزود: «اگر بتوانیم از رفتار دو طرف چیزی برداشت کنیم، این ایران است که صبر نشان میدهد و ترامپ بیصبری.»
آدام ارلی، سفیر سابق آمریکا در بحرین نیز به شبکه الجزیره گفت: «محاصره بنادر ایران ممکن است به دلیل ملاحظات سیاسی داخلی در آمریکا، آنطور که مد نظر بوده، عمل نکند.» او افزود: «ایرانیها برای چنین احتمالی، آماده شدهاند. آنها برنامههای خودشان را دارند. آنها راههای جایگزینی برای ذخیره نفت یا فروش آن دارند.»
او اضافه کرد: «حتی اگر نفت آنها تمام شود، راههایی برای تابآوری در برابر محاصره و تحریمهای بسیار سخت دارند که صادقانه بگویم، فکر میکنم از صبر ترامپ و صبر مردم آمریکا بیشتر خواهد بود.»
آیا ایران میتواند به کسب درآمد از نفت ادامه دهد؟
کنت کاتزمن، تحلیلگر سابق ایران در سرویس تحقیقات کنگره در واشنگتن دی سی، گفت: «ایران ممکن است در بحبوحه محاصره بنادر خود توسط آمریکا، نفت جدیدی صادر کند یا نکند، اما تهران در حال حاضر بین ۱۶۰ تا ۱۷۰ میلیون بشکه نفت «شناور» در کشتیهای سراسر جهان دارد.» کاتزمن به الجزیره گفت: «آن محمولهها که پیش از محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا از آن عبور میکردند، روی صدها نفتکش قرار دارند و «در صف تحویل هستند.» بر اساس این منابع، تهران میتواند علیرغم محاصره دریایی ایالات متحده، جریان درآمدی داشته باشد که تا ماه اوت (اواخر مردادماه) ادامه یابد. این مدت زمان زیادی است. آیا رئیسجمهوری ترامپ تا ماه اوت فرصت دارد؟ احتمالاً نه.»
انسجام داخلی و محاسبه بقا
در حالی که ترامپ از اختلافات داخلی در ایران سخن گفته، مقامهای ایرانی بر وحدت تأکید دارند. از نگاه تهران، این تقابل نه صرفاً یک بحران اقتصادی، بلکه مسألهای مرتبط با حاکمیت ملی است.
چنین نگاهی، بهگفته برخی تحلیلگران، میتواند توان تحمل فشار را در ایران افزایش دهد؛ بویژه در شرایطی که این کشور تجربه سالها تحریم را در کارنامه دارد و به گفته وال استریت ژورنال، «ناوگان ارواح» آن میتواند تا سالها در سایه تحریمها به حرکت خود در دریاها ادامه دهد.
نشانهها حاکی از شکلگیری یک تقابل بلندمدت است؛ جایی که نهتنها ظرفیت اقتصادی، بلکه اراده سیاسی و راهبردی دو طرف تعیینکننده خواهد بود. پرسش اصلی دیگر این نیست که فشار وجود دارد یا نه، بلکه این است: کدام طرف زودتر از این بازی فرسایشی خسته خواهد شد؟
منبع: الجزیره

