درباره چهارچوب همکاری انرژی ۵۰۰ میلیارد دلاری ترکیه با آمریکا

بازآرایی ژئواکونومیک مدیترانه شرقی

فرشید فرحناکیان
دکترای حقوق نفت و گاز


گزارش‌های منتشرشده در فوریه ۲۰۲۶ (اسفند 1404) درباره مذاکره میان ایالات متحده و ترکیه بر سر چهارچوب همکاری راهبردی انرژی با ارزش بالقوه ۵۰۰ میلیارد دلار، اگرچه هنوز تأیید رسمی نیافته، اما از منظر ژئواکونومیک نشانه تحولی بسیار عمیق‌تر از یک توافق سرمایه‌گذاری یا معامله تسلیحاتی است. این چهارچوب که بنا بر گزارش‌ها می‌تواند مسیر بازگشت آنکارا به برنامه جنگنده‌های نسل پنجم F-35 Lightning II  را هموار کند، بیانگر تلاش واشنگتن برای بازسازی معماری امنیت انرژی اروپا از طریق ادغام دوباره ترکیه در زنجیره سرمایه، انرژی و امنیت غرب است. درواقع، موضوع اصلی نه خرید جنگنده، بلکه تبدیل ترکیه به گره مرکزی نظم انرژی پساروسی اروپا است؛ نظمی که پیامدهای آن مستقیماً بر موازنه ژئواکونومیک مدیترانه شرقی و موقعیت بلندمدت ایران اثر می‌گذارد.
حتی اگر رقم اعلام‌شده هرگز به‌طور کامل تحقق نیابد، طرح همکاری انرژی عظیم میان آمریکا و ترکیه نشان‌دهنده جهت‌گیری راهبردی جدیدی در نظم بین‌المللی است: بازسازی امنیت اروپا از طریق شبکه‌ای از کریدورهای انرژی تحت حمایت نظامی غرب. در این چهارچوب، ترکیه در حال تبدیل‌شدن به حلقه اتصال مدیترانه، قفقاز و اروپاست و بازگشت احتمالی آن به برنامه F-35 تنها نمود نظامی این ادغام ژئواکونومیک محسوب می‌شود. پیامد کلان این روند، انتقال تدریجی مرکز ثقل انرژی اوراسیا از خلیج‌ فارس به محور مدیترانه–آناتولی است؛ تحولی که اگر تثبیت شود، آینده رقابت انرژی و قدرت چانه‌زنی کشورهای خارج از این شبکه ازجمله ایران را به‌طور بنیادین دگرگون خواهد کرد.
 
اتحادهای تراکنشی و ظهور ژئواکونومی امنیت
درباره نقش ترکیه در امنیت انرژی اروپا تأکید می‌شود که این کشور به‌دلیل موقعیت ترانزیتی خود می‌تواند وابستگی اروپا به روسیه را در بلندمدت کاهش دهد. این روند بیانگر گذار مهمی در سیاست بین‌الملل است: اتحادها دیگر صرفاً امنیتی نیستند؛ بلکه بر پایه سرمایه، زیرساخت و زنجیره تأمین شکل می‌گیرند. چهارچوب ۵۰۰ میلیارد دلاری احتمالی دقیقاً در همین منطق قابل‌فهم است؛ یعنی امنیت از مسیر ژئواکونومی بازتولید می‌شود.
روابط واشنگتن و آنکارا پس از خرید سامانه S-400 روسی در سال ۲۰۱۹ وارد مرحله‌ای از بی‌اعتمادی راهبردی شد که به حذف ترکیه از برنامه F-35 و اعمال تحریم‌های آمریکا انجامید. با این ‌حال، تحولات ناشی از جنگ اوکراین و بحران انرژی اروپا موجب تغییر اولویت‌های غرب شد. 
بسته پیشنهادی جدید ترکیبی از سرمایه‌گذاری انرژی، همکاری مالی و عادی‌سازی دفاعی را در یک چهارچوب واحد تعریف می‌کند و احتمالاً در حاشیه نشست ناتو در آنکارا در ژوئیه ۲۰۲۶ موردبررسی قرار خواهد گرفت. این تحول نشان می‌دهد که در نظم جدید، انرژی به ابزار حل اختلافات امنیتی تبدیل‌شده است؛ یعنی همگرایی اقتصادی پیش‌شرط همگرایی نظامی شده است.
امنیت انرژی در دهه ۲۰۲۰ به مسأله‌ای نظامی تبدیل‌شده است. حملات به خطوط لوله و تأسیسات انرژی در جنگ اوکراین نشان داد زیرساخت‌های انرژی اهداف مستقیم رقابت قدرت‌ها هستند. بازگشت احتمالی ترکیه به زنجیره دفاعی غرب از طریق F-35 امکان ایجاد پوشش هوایی و اطلاعاتی گسترده برای زیرساخت‌های انرژی مدیترانه و دریای سیاه را فراهم می‌کند. به همین دلیل، همکاری انرژی و دفاعی در گزارش‌های اخیر در قالب یک بسته واحد مطرح‌ شده است. در این چهارچوب، سرمایه‌گذاری انرژی بدون تضمین امنیتی عملاً امکان‌پذیر نیست.
 
مدیترانه شرقی از رقابت مرزی
به همگرایی سرمایه‌ای
مدیترانه شرقی طی دهه گذشته صحنه رقابت شدید بر سر منابع گازی و مرزهای دریایی بوده است. اختلافات ترکیه با یونان و قبرس بارها پروژه‌های انرژی شرکت‌های بین‌المللی را با چالش مواجه کرده است. 
بااین‌ حال، تحلیل‌های جدید نشان می‌دهد مسیر اقتصادی انتقال گاز اسرائیل و قبرس از طریق ترکیه، به‌دلیل هزینه کمتر و اتصال مستقیم به شبکه‌های موجود، ازنظر اقتصادی منطقی‌تر از پروژه‌های جایگزین
 است.
 ورود سرمایه آمریکایی می‌تواند این رقابت ژئوپلتیک را به همگرایی ژئواکونومیک تحت مدیریت غرب تبدیل کند؛ یعنی انرژی به‌جای عامل منازعه، ابزار ادغام منطقه‌ای
 شود. مطالعات امنیت انرژی اروپا نشان می‌دهد موقعیت جغرافیایی ترکیه این کشور را به یکی از معدود مسیرهای عملی اتصال منابع انرژی خاورمیانه، قفقاز و مدیترانه به بازار اروپا تبدیل 
کرده است. 
خطوط لوله‌ای مانند TANAP و TAP هم‌اکنون بخشی از کریدور جنوبی گاز اروپا محسوب می‌شوند و نقش مهمی در کاهش وابستگی اتحادیه اروپا به گاز روسیه دارند. سرمایه‌گذاری گسترده آمریکا در زیرساخت انرژی ترکیه می‌تواند سه پیامد راهبردی ایجاد کند: (1) تثبیت ترکیه به‌عنوان مسیر اصلی انتقال انرژی غیرروسی؛ (2) افزایش وابستگی متقابل اقتصادی آمریکا و ترکیه؛ (3) تبدیل آنکارا به بازیگر کلیدی امنیت انرژی ناتو. در چنین شرایطی، ترکیه از یک متحد مسأله‌دار به دارایی ژئواکونومیک غرب 
تبدیل می‌شود.
 روشن‌ساز کلام
حتی اگر چهارچوب همکاری انرژی ۵۰۰ میلیارد دلاری میان آمریکا و ترکیه هرگز به‌صورت کامل اجرایی نشود، اهمیت واقعی آن در منطق راهبردی نهفته در پسِ این ابتکار  قرار دارد.
 آنچه در حال شکل‌گیری است، صرفاً یک پروژه سرمایه‌گذاری یا توافق دوجانبه نیست؛ بلکه بخشی از تلاش گسترده غرب برای بازطراحی جغرافیای امنیت انرژی پس از جنگ اوکراین است؛ جغرافیایی که هدف آن کاهش تمرکز تاریخی بازار جهانی انرژی بر خلیج ‌فارس و ایجاد شبکه‌ای چندمسیره، مقاوم و تحت پوشش امنیتی غرب 
است. در طول نیم‌قرن گذشته، مرکز ثقل انرژی جهانی بر سه مؤلفه استوار بود: ذخایر عظیم خلیج ‌فارس؛ امنیت دریایی تحت کنترل آمریکا و وابستگی صنعتی اروپا و آسیا به مسیرهای عبوری از تنگه هرمز؛ اما بحران انرژی اروپا پس از ۲۰۲۲ نشان داد که وابستگی جغرافیایی متمرکز خود به یک ریسک امنیتی تبدیل‌ شده است.
بر همین اساس، راهبرد جدید اتحادیه اروپا در قالب برنامه  REPowerEU نیز بر تنوع‌بخشی جغرافیایی منابع و مسیرهای انتقال انرژی تأکید می‌کند. در این چهارچوب، محور مدیترانه–آناتولی ویژگی‌هایی دارد که آن را به جایگزینی تدریجی برای تمرکز سنتی خلیج ‌فارس تبدیل  می‌کند.
بنابراین، حتی اگر رقم ۵۰۰ میلیارد دلار هرگز تحقق کامل نیابد، اهمیت واقعی این ابتکار در تثبیت یک روند است: انتقال تدریجی ژئوپلتیک انرژی از منطق گلوگاه‌های سنتی خلیج ‌فارس به منطق شبکه‌های چندمسیره مدیترانه‌ای تحت حمایت 
امنیتی غرب. 
در چنین نظمی، ترکیه نه صرفاً خریدار تسلیحات یا شریک انرژی؛ بلکه به ستون اتصال امنیت انرژی اروپا تبدیل می‌شود، تحولی که می‌تواند موازنه قدرت ژئواکونومیک در غرب آسیا را طی دهه آینده به‌طور بنیادین 
بازتعریف کند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفت
 - شماره نه هزار و هفت - ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵