ادعای مرد همسرکش در دادگاه:

شرکت در کلاس‌های آرامش روان مرا معتاد کرد

گروه حوادث/ کامران علمدهی:  مرد معتاد که متهم است همسرش را با ضربات مشت و لگد به قتل رسانده در دادگاه کیفری مدعی شد خواهرزنش باعث اعتیاد او و نابودی زندگی‌اش شده است. 
به گزارش «ایران»، شهریور سال 1404 گزارش کشف جسد زنی جوان در کنار خیابان به پلیس اعلام شد. مأموران پس از حضور در محل و کشف هویت او، تحقیقات خود را درباره علت فوت زن جوان به نام سمیرا آغاز کردند.
بررسی‌های اولیه نشان می‌داد که سر و صورت سمیرا مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. مادر سمیرا در تحقیقات به مأموران گفت: «چند سالی است که به خاطر رفتارهای نامناسب دامادم بهرام، رفت‌و‌آمدی به خانه آنها نداشتم و نمی‌توانستم دخترم را ببینم اما مطمئنم که بهرام دخترم را کشته است.»
با اظهارات مادر مقتول، بهرام بازداشت شد و در همان بازجویی‌های اولیه به قتل اعتراف کرد و گفت: «حدود 10 سال قبل با سمیرا ازدواج کردم و زندگی خوبی داشتیم تا اینکه از 4 سال قبل به خاطر دخالت‌های نابجای‌ مادرزنم در زندگی‌مان روابطمان تیره و تار شد. من همسرم را دوست داشتم برای اینکه زندگی‌ام از هم نپاشد روابطمان را با خانواده همسرم قطع کردیم. چند ماه قبل خواهرزنم سعیده به خانه ما آمد و مدعی شد قصد دارد با پادرمیانی کدورت‌ها را از بین ببرد و کاری کند که دوباره با خانواده‌شان رفت‌وآمد کنیم.»
متهم افزود: «خواهرزنم می‌گفت اصلی‌ترین مشکل ما نداشتن آرامش است و از من درخواست کرد در کلاس‌های آرامش روان که یکی از دوستانش مسئول آن کلاس‌ها بود شرکت کنیم. من هم پذیرفتم، بعد از یکی دو جلسه حضور در این کلاس‌ها به من گفتند که برای رسیدن به آرامش بیشتر و تمرکز باید موادی استفاده کنم که نمی‌دانستم چیست. با این حال مواد را استفاده کردم اما کم‌کم فهمیدم معتاد شده‌ام.»
بهرام درباره روز حادثه و وقوع جنایت گفت: «روز حادثه با سمیرا از جایی به خانه برمی‌گشتیم که سمیرا به من گفت به نظر می‌رسد تو آرام‌تر از گذشته شده‌ای و من هم به او گفتم تو چرا برای رسیدن به آرامش از مواد من استفاده نمی‌کنی تا هردو به آرامش برسیم که قبول نکرد و سر همین موضوع باهم جر و بحث کردیم و در یک لحظه کنترلم را از دست دادم و چند مشت و سیلی به سر و صورت سمیرا زدم و بعد هم که بی‌حال شده بود در ماشین را باز کردم و او را به بیرون انداختم و خودم به خانه برگشتم تا اینکه پلیس دستگیرم کرد.»
با اظهارات صریح متهم و با مشخص شدن موضوع، مادر مقتول به عنوان ولی‌دم درخواست قصاص کرد.
پس از تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 8 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
 
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه مشخص شد، مادر مقتول فوت کرده و ورثه او که خواهر و برادران مقتول هستند درخواست قصاص دارند.
بعد از آن متهم به جایگاه رفت و با تکرار اظهاراتش که در مراحل بازجویی عنوان کرده بود، گفت: «اگر من اینجا به عنوان یک قاتل ایستاده‌ام به خاطر خواهرزنم است، اگر او با پیشنهاد شرکت در کلاس‌های غیرمجاز دوستش مرا به دام آن مواد مخدر ناشناس نمی‌کشاند حالا زنم زنده بود. مواد مخدری که در کلاس‌ها به من پیشنهاد دادند عقل و روانم را نابود کرد. من در آن لحظه اصلاً اختیار و کنترلی بر رفتارم نداشتم و ناخواسته مرتکب قتل شدم.»
با پایان اظهارات متهم، قضات نقایصی را در پرونده مطرح کردند از جمله اینکه درباره نوع ماده مخدر مصرفی، میزان اعتیاد و عملکرد آن و تأثیرش بر رفتار متهم تحقیق شود. همچنین مقرر شد تا اظهارات خواهر مقتول هم که متهم ادعاهایی را علیه او مطرح کرده بود، ثبت شود. به این ترتیب پرونده بعد از این دو موضوع تعیین‌تکلیف خواهد شد و برای متهم حکم صادر می‌شود.
 
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفت
 - شماره نه هزار و هفت - ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵