«پترویوآن» در حال تبدیل شدن به مهم‌ترین چالش مالی آمریکاست

نفت از چنگ دلار خارج می‌شود؟

از ریاض تا شانگهای، یک جابه‌جایی آرام اما مهم در حال شکل‌گیری است؛ اگر نفت بیشتری با «یوآن» واحد پول چین معامله شود، یکی از اصلی‌ترین پایه‌های قدرت اقتصادی و سیاسی آمریکا تضعیف خواهد شد. برای دهه‌ها، آمریکا فقط با ارتش، پایگاه نظامی یا شرکت‌های بزرگش بر جهان اثر نگذاشت؛ بخش مهمی از قدرت واشنگتن از جایی دیگر می‌آمد: دلار.
دلار زمانی به ابزار سلطه جهانی تبدیل شد که نفت، مهم‌ترین کالای راهبردی جهان، با آن قیمت‌گذاری و معامله شد. از آن زمان به بعد، هر کشوری که می‌خواست نفت بخرد، ناچار بود دلار داشته باشد. همین نیاز دائمی، به آمریکا امکان داد که کسری بودجه‌اش را آسان‌تر تأمین کند، نفوذ مالی‌اش را گسترش دهد و از نظام پولی بین‌المللی به‌ عنوان اهرم فشار سیاسی استفاده کند. اما حالا این نظم با چالشی تازه روبه‌رو شده است؛ پترویوآن. چین آرام و پیوسته در حال ساختن مسیری است که در آن، بخشی از تجارت جهانی نفت به ‌جای دلار با یوآن انجام شود. این روند اگرچه هنوز کامل نشده، اما به اندازه‌ای جدی شده که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک ایده تبلیغاتی دانست. آنچه امروز در حال شکل‌گیری است، نه فقط یک تغییر ارزی، بلکه تلاشی برای جابه‌جایی بخشی از قدرت از واشنگتن به پکن است.
 
پترودلار؛ موتور پنهان قدرت آمریکا
پترودلار فقط یک اصطلاح اقتصادی نیست؛ یک معماری قدرت است. این سازوکار از دهه ۱۹۷۰ و پس از توافق آمریکا و عربستان شکل گرفت؛ توافقی که بر اساس آن، نفت با دلار قیمت‌گذاری شد و درآمدهای نفتی نیز تا حد زیادی دوباره به بازارهای مالی آمریکا بازگشت.نتیجه روشن بود: آمریکا توانست بدون آنکه مانند دیگر کشورها نگران تقاضا برای پول ملی‌اش باشد، دلار چاپ کند و از مزیت ارز ذخیره جهانی بهره ببرد. همه دولت‌ها برای خرید انرژی، ذخایر دلاری نگه داشتند. بانک‌ها، شرکت‌ها و بازارهای مالی جهان نیز در مدار دلار حرکت کردند. این چرخه، نه‌فقط به اقتصاد آمریکا، بلکه به سیاست خارجی این کشور هم قدرت داد. در چنین وضعی، هر ضربه به انحصار دلار در بازار نفت، مستقیماً به یکی از مهم‌ترین پایه‌های هژمونی آمریکا وارد می‌شود.
چین چرا حالا به ‌دنبال پترویوآن است؟ پاسخ ساده است: چین دیگر فقط یک قدرت تولیدی نیست؛ یک قدرت انرژی، تجاری و مالی در مقیاس جهانی است. چین امروز بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، بزرگ‌ترین صادرکننده کالا و یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری کشورهای تولیدکننده نفت است. در چنین شرایطی، طبیعی است که پکن نخواهد تجارت انرژی‌اش برای همیشه زیر سایه دلار و سیاست‌های مالی آمریکا باقی بماند.
 چین پس از بحران مالی ۲۰۰۸ با جدیت بیشتری به اصلاح نظم پولی جهانی فکر کرد و به‌خوبی فهمید که وابستگی نفت به دلار، اقتصاد این کشور را در برابر تصمیم‌های پولی آمریکا آسیب‌پذیر می‌کند. تجربه جهش قیمت نفت، نوسانات بازارهای مالی و فشارهای تحریمی غرب، همه این پیام را برای چین روشن‌تر کرد: اگر می‌خواهد قدرت اقتصادی‌اش کامل شود، باید برای یوآن نیز جایگاهی در تجارت جهانی انرژی بسازد.
 
از بورس شانگهای تا خلیج فارس
نقطه عطف مهم این پروژه در سال ۲۰۱۸ شکل گرفت؛ زمانی که چین قراردادهای آتی نفت بر پایه یوآن را در بورس بین‌المللی انرژی شانگهای راه‌اندازی کرد. این اقدام، اولین تلاش جدی برای ایجاد یک مرجع مهم نفتی غیردلاری بود. مزیت آن فقط در یوآنی بودن نبود؛ این قراردادها با بازار طلای چین نیز پیوند داشتند و به فروشندگان نفت این امکان را می‌دادند که در صورت تمایل، یوآن دریافتی خود را به طلا تبدیل کنند.
این همان جایی است که پترویوآن از یک شعار عبور می‌کند و وارد مرحله زیرساخت می‌شود.
چین فقط نگفته که نفت را با یوآن بخرید؛ ابزار مالی، بازار مشتقه، مسیر تسویه، مراکز مبادله و حتی امکان پوشش ریسک را هم فراهم کرده است. به همین دلیل، قراردادهای نفتی یوآنی در مدت نسبتاً کوتاهی توانستند بخشی از بازار جهانی را جذب کنند و حتی بازیگران بزرگ بین‌المللی را به خود بکشانند. ریاض، ابوظبی و بغداد چرا گوش می‌دهند؟ چون اقتصاد جهان دیگر مثل گذشته غرب‌محور نیست. وزن تجارت، سرمایه‌گذاری و تقاضای انرژی به‌وضوح به سمت آسیا و بویژه چین حرکت کرده است. برای کشورهای خلیج فارس، چین فقط یک مشتری بزرگ نفتی نیست؛ شریک اصلی تجارت، زیرساخت، پتروشیمی، حمل‌ونقل و فناوری هم هست. عربستان، امارات، عراق، قطر، کویت و عمان، همگی در سال‌های اخیر روابط عمیق‌تری با چین  برقرار کرده‌اند. شرکت‌های چینی در پروژه‌های بزرگ منطقه فعال‌اند. سرمایه‌گذاران  منطقه خلیج فارس در بازار چین حضور پررنگ‌تری پیدا کرده‌اند. چین مقصد مهمی برای صادرات انرژی و همزمان منبع مهمی برای واردات کالا و خدمات شده است. در چنین شرایطی، فروش بخشی از نفت با یوآن برای این کشورها فقط یک تصمیم سیاسی نیست؛ یک انتخاب اقتصادی هم هست.
اگر درآمد نفتی قرار است صرف خرید کالا از چین، سرمایه‌گذاری در چین یا پرداخت به پیمانکاران چینی شود، نگه‌داشتن بخشی از این درآمد به یوآن، هزینه تبدیل ارز و ریسک نوسان را کاهش می‌دهد. این همان منطق اقتصادی‌ای است که پترویوآن را از سطح شعار فراتر می‌برد.
 
جنگ ایران 
و ترک خوردن چتر امنیتی واشنگتن
سال‌ها یکی از پایه‌های پترودلار این بود که آمریکا امنیت خلیج فارس و مسیرهای حیاتی انرژی را تضمین می‌کند و در مقابل، نفت با دلار معامله می‌شود. اما اگر این چتر امنیتی ضعیف شود، یکی از مهم‌ترین مبانی سیاسی پترودلار هم سست می‌شود. در همین چهارچوب، برخی تحلیلگران غربی در سال ۲۰۲۶ هشدار داده‌اند که جنگ تحمیلی علیه ایران می‌تواند به یکی از کاتالیزورهای «آغاز پترویوآن» تبدیل شود. دلیلش روشن است: اگر آمریکا دیگر نتواند مانند گذشته نقش بلامنازع در امنیت انرژی منطقه ایفا کند، تولیدکنندگان نفت هم انگیزه بیشتری برای متنوع‌سازی روابط ارزی و مالی خود پیدا می‌کنند.
از سوی دیگر، چین در چنین فضایی نه‌فقط خریدار نفت، بلکه شریک بلندمدت اقتصادی و حتی میانجی سیاسی قابل اتکاتری برای برخی بازیگران منطقه‌ای جلوه می‌کند. این تغییر تصویر، به نفع یوآن و به زیان دلار تمام می‌شود.

سلطه دلار در حال ترک برداشتن است
آیا دلار فردا سقوط می‌کند؟ نه. آیا انحصارش در حال فرسایش است؟ بله! واقعیت این است که دلار هنوز مهم‌ترین ارز ذخیره جهان است و یوآن فاصله زیادی با آن دارد. بازارهای مالی آمریکا همچنان از نظر عمق، نقدشوندگی و نفوذ جهانی، جایگاهی بی‌رقیب دارند. اما پرسش اصلی این نیست که آیا یوآن فوراً جای دلار را می‌گیرد یا نه. پرسش مهم‌تر این است که آیا سلطه مطلق دلار در حال ترک برداشتن است؟ پاسخ روشن است: بله.
سهم دلار در ذخایر ارزی جهانی در دو دهه گذشته کاهش یافته است. سهم معاملات غیردلاری در برخی بخش‌ها بالا رفته است. بانک‌های مرکزی در حال متنوع‌سازی ذخایر خود هستند. تجارت انرژی هم به‌تدریج از انحصار کامل دلار فاصله می‌گیرد. این روند ممکن است کند باشد، اما واقعی است. به‌ بیان دیگر، جهان شاید هنوز وارد عصر پسادلار نشده باشد، اما قطعاً از عصر «بی‌رقیبی دلار» عبور کرده است.
 
چه چیزی از دست می‌رود؟
اگر پترویوآن رشد کند، آمریکا چه چیزی را از دست می‌دهد؟ پاسخ کوتاه است: قدرت. نه فقط قدرت مالی، بلکه قدرت ژئوپلتیکی. اگر نفت بیشتری با یوآن معامله شود، تقاضای اجباری برای دلار کاهش می‌یابد. اگر کشورهای صادرکننده نفت بخشی از مازاد درآمد خود را به‌جای اوراق خزانه آمریکا، وارد دارایی‌ها و بازارهای چین کنند، توان واشنگتن برای تأمین ارزان کسری‌ها محدودتر می‌شود. اگر کشورها بتوانند خارج از مدار دلار تجارت کنند، اثر تحریم‌های آمریکا کاهش می‌یابد و اگر این روند تثبیت شود، آمریکا بخشی از نفوذی را که دهه‌ها از محل دلار به دست آورده بود، از دست می‌دهد.
این یعنی پترویوآن صرفاً رقیب پترودلار نیست؛ تهدیدی برای سازوکار تاریخی اعمال قدرت آمریکاست.
 
آینده از آنِ ارزهای چندگانه است
شاید جهان به‌ جای جایگزینی کامل یک ارز با ارز دیگر، به سمت نظمی چندارزی حرکت کند؛ نظمی که در آن دلار همچنان مهم بماند، اما دیگر تنها گزینه نباشد. در چنین نظمی، یوآن می‌تواند در تجارت انرژی آسیا، در روابط چین با خلیج فارس و در اقتصاد کشورهای تحت فشار تحریم، سهمی به‌مراتب بزرگ‌تر از امروز بگیرد.
چین این بازی را با صبر پیش می‌برد؛ نه با شعار، بلکه با تجارت، سرمایه‌گذاری، قراردادهای نفتی، سوآپ ارزی، مراکز تسویه و پیوند دادن خلیج فارس به شبکه مالی خود. این همان مسیری است که پترودلار هم روزی از آن آغاز شد؛ با این تفاوت که این بار، جهان دیگر تک‌قطبی نیست. آنچه امروز در حال شکل‌گیری است، می‌تواند فردا به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های کاهش قدرت آمریکا در اقتصاد جهانی تبدیل شود.

 

بــــرش

درخواست امارات برای ایجاد یک «خط مبادله دلاری»

در تازه ترین تحولات، روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش داده است که امارات متحده عربی در حال رایزنی با دولت آمریکا درباره امکان دریافت حمایت مالی در صورت طولانی شدن جنگ با ایران است؛ اکانت های وابسته به چین نیز گزارش داده‌اند امارات به واشنگتن اطلاع داده که در صورت عدم تأمین دلار کافی، مجبور خواهد شد نفت خود را به یوآن بفروشد. بر اساس این گزارش، خالد محمد بالاما، رئیس بانک مرکزی امارات، هفته گذشته در واشنگتن با اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا و مقام‌های فدرال رزرو دیدار کرده و ایده ایجاد یک «خط مبادله دلاری» را مطرح کرده است. چنین سازوکاری می‌تواند در صورت بروز بحران نقدینگی، دسترسی ارزان‌تری به دلار برای بانک مرکزی امارات فراهم کند و به حمایت از ارزش پول ملی و تقویت ذخایر ارزی این کشور بینجامد. 
با این حال، هنوز درخواست رسمی برای این خط اعتباری مطرح نشده و مشخص نیست واشنگتن با آن موافقت کند؛ زیرا چنین ابزارهایی معمولاً فقط در شرایطی به کار گرفته می‌شوند که بی‌ثباتی مالی، اقتصاد آمریکا را هم تهدید کند. 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و پنج
 - شماره نه هزار و پنج - ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵