نگاهی به چهلوپنجمین دوره جشنواره فیلم استانبول
پردههایی در میانه شهر
ملیکا نصیری
روزنامهنگار
چهلوپنجمین جشنواره فیلم استانبول چند روز پیش به کار خود پایان داد. این جشنواره با ۱۲۷ فیلم بلند و ۱۳ فیلم کوتاه، استانبول را بار دیگر به محل تلاقی سلیقهها، نسلها و جغرافیای مختلف سینمایی تبدیل کرد. البته حال و هوای جشنواره امسال متأثر از ناآرامی منطقه بود، با این حال حضور فیلمسازان ایرانی در این میان، یکی از نکات مهم این جشنواره را رقم زد. در این گزارش به روایت اجمالی این جشنواره میپردازیم.
ریتم شهر، ریتم جشنواره
چهلوپنجمین دوره جشنواره فیلم استانبول را میتوان از چند زاویه دید؛ بهعنوان برنامهای پرحجم و بینالمللی، بهعنوان نشانهای از وضعیت امروز سینمای ترکیه و بهعنوان رویدادی که میخواهد به حال و هوای جهان امروز نزدیک شود. در انتخابهای این دوره، تصویری از جهانی دیده میشود که بیثباتی در آن به بخش آشنای زندگی روزمره تبدیل شده است. این حس در بسیاری از فیلمهای امسال حضور دارد: در قصههای مهاجرت، در تنهاییهای ممتد، در روابطی که زیر فشار بیرون فرسوده میشوند، در آدمهایی که با حافظهشان درگیرند و در روایتهایی که با تردید پیش میروند. افتتاحیه جشنواره با «سه وداع» ساخته ایزابل کویشت برگزار شد؛ فیلمی که برای شب آغاز، انتخابی مناسب و آبرومند بود. هویت هر جشنواره اما بیشتر در چینش کلی برنامه آشکار میشود. آنچه امسال در جشنواره استانبول دیده میشد، نزدیکی آن به التهاب زمانه خودش است. نوعی خستگی تاریخی، اضطراب اجتماعی و فرسودگی عاطفی در بخش مهمی از فیلمها جریان دارد. انگار سینما هم در همین اقلیم ناآرام نفس میکشد.
جشنواره و اکنون جهان
در رقابت لاله طلایی، امسال ۱۵ فیلم بلند حضور داشتند؛ آثاری از سینماگران ترکیه و جهان که هیأت داوران به ریاست دیوید مکنزی آنها را ارزیابی کردند. در این ترکیب، نامهایی چون یشیم اوستائوغلو، علی وطنسور و بانو سیواجی در کنار فیلمسازانی از کشورهای دیگر قرار گرفته بودند. این ترکیب، از سلیقهای خبر میداد که همچنان به سینمای مؤلف، به روایتهای آرامتر و به فیلمهایی علاقه دارد که بر بافت، فضا و لایههای درونی شخصیتها تکیه میکنند. در کنار رقابت اصلی، «نگاههای نو» همچنان یکی از بخشهای مهم جشنواره بود. این بخش، محل رصد صداهای تازه در فیلمسازی است و هر سال حساسیت جشنواره را نسبت به آینده سینما نشان میدهد. برای مخاطب ایرانی، حضور یک فیلم ایرانی با عنوان «۳۲ متر» به کارگردانی مرتضی اتابکی در همین بخش، یکی از نکات مهم امسال بود. این فیلم در بخشی نمایش داده میشود که محل توجه به مسیرهای تازه فیلمسازی است.
رد سینمای ایران در استانبول
جشنواره امسال برای مخاطب فارسیزبان از جهت دیگری هم اهمیت داشت؛ حضور فیلمسازان ایرانی در برنامه، به «۳۲ متر» محدود نمیشد. در بخشهای دیگر نیز نامهایی از سینمای ایران دیده میشد؛ از جمله امیر عزیزی با فیلم «درون امیر». این تداوم، ریشه در اعتباری دارد که سینمای ایران طی دههها در فضای جشنوارهای به دست آورده است. سینمای ایران هنوز برای بسیاری از برنامهریزان و منتقدان، یکی از زبانهای معتبر روایت بحران در این منطقه به شمار میرود و به همین دلیل فیلمهای ایرانی در بستر جشنوارهای مانند استانبول، توجه بیشتری جلب میکنند.
فضای جشنواره، این آثار را در دل گفتوگویی بزرگتر قرار داده است؛ گفتوگویی درباره ناامنی، کوچ، خاطره، سرزمین و آدمهایی که در وضعیتهای پیچیده اخلاقی و اجتماعی گیر افتادهاند. به همین دلیل، حضور فیلمسازان ایرانی در این جشنواره از یک خبر ساده فراتر میرود و در امتداد پیوندی زنده میان سینمای ایران و این جغرافیا قرار میگیرد.
سالنها، لابیها، فاصلهها
بخشی از هویت جشنواره فیلم استانبول در فضاهای میانفیلمی شکل گرفت. در لابیها، راهروها، محوطه بیرونی سالنها، کافههای نزدیک و حتی مسیرهای مترو و کشتی. در جشنوارهای مثل استانبول، فیلم بعد از پایان نمایش هم در ذهن تماشاگر ادامه پیدا میکند. این امتداد را میشود در حرف زدنها، در سکوتها، در بحثهای کوتاه و بلند، در مقایسه کردنها و در مکثهای میان دو سانس دید. همین ویژگی باعث میشد حال و هوای جشنواره در میانه راه روشنتر شود. روزهای اول معمولاً زیر سایه خبر افتتاحیه و تشریفات میگذرند. از نیمه به بعد، چهره واقعی جشنواره بیشتر آشکار میشود؛ وقتی تماشاگرها برنامه خودشان را پیدا کردهاند، فیلمهای بحثبرانگیزتر دهانبهدهان میچرخند و شهر حضور جشنواره را جدیتر حس میکند. امسال هم همین وضعیت دیده میشد. برنامه رسمی و گزارشهای منتشر شده نشان میدهند که نمایشها با همان گستردگی ادامه دارند و رویدادهای جانبی نیز در کنار اکرانها در جریان هستند.
کلاسیکها
بخش کلاسیکها در این دوره با نمایش نسخه مرمت شده «Acı Hayat» از متین ارکسان، جایگاه مهمی در برنامه پیدا کرد. بازگرداندن چنین فیلمی به پرده، به حافظه جشنواره و حافظه سینما جان تازهای داد. «Acı Hayat» در کنار دیگر آثار کلاسیک این بخش، یادآور سنتی است که سینمای امروز ترکیه و بخشی از سینمای منطقه از دل آن بیرون آمده است. در شهری مثل استانبول که خودش بر لایههای تاریخی بنا شده، چنین انتخابی بافت فرهنگی شهر را هم بازتاب میدهد.
آنچه حذف شده و بحثی که مانده
در کنار امتیازهای امسال، یکی از بحثهای پیرامون جشنواره به ادامه غیبت بخش «Nerdesin Aşkım» مربوط میشد که برای دومین سال پیاپی در برنامه حضور نداشت. این حذف با واکنشهایی همراه بود و برای بخشی از مخاطبان و فعالان فرهنگی پرسشبرانگیز ماند. جشنواره فیلم استانبول هم مثل برخی از جشنوارههای این منطقه، از فشارهای بیرونی و محدودیتهای فرهنگی جدا نیست. همین مسأله باعث شد حذف این بخش به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شود.
استانبول، بهمثابه شخصیت
یکی از دلایلی که جشنواره فیلم استانبول هنوز جذابیت خود را حفظ کرده، نسبت زندهاش با خود شهر است. جشنواره در اینجا به مکانش وابسته است. استانبول شهری است که از قدیم محل عبور، انباشت و برخورد بوده؛ شهری میان قارهها، زبانها، حافظهها و روایتها. در این چند روز، وقتی از یک سالن بیرون میآیی و دوباره وارد خیابان میشوی، فیلم هنوز تمام نشده است. استانبول، با شتاب و ازدحام و خستگی و زیباییاش، همان حس را ادامه میدهد. جشنواره امسال هم در میانه راه، بیش از هر چیز به تجربهای از همزیستی تصویر و زیست شباهت دارد.
چهلوپنجمین جشنواره فیلم استانبول نشان داد همچنان رویدادی زنده و قابل اعتناست. کیفیت برنامهریزی، تنوع بخشها، پیوند با شهر، جدی گرفتن بخش صنعتی و حضور فیلمسازان ایرانی، از محورهای مهم این دوره بودند. این حضور برای مخاطب ایرانی نیز معنا دارد و یادآوری میکند که سینمای ایران، با همه دشواریها، در گفتوگوی جدی سینمای جهانی حضور دارد. جشنواره امسال تصویری از جهانی خسته، پرتنش و چندپاره ارائه داد؛ جهانی که همچنان به روایت نیاز دارد. استانبول در این روزها، چنین فضایی را برای سینما فراهم کرد؛ شهری که پردههایش برای چند روز در امتداد خیابانهایش نفس کشید.

