دیپلماسی و مدیریت بحران در فضای کنش تهاجمی

ابراهیم متقی
استاد روابط بین‌الملل دانشگاه تهران

دیپلماسی در شرایط بحران و جنگ یکی از ابزارهای اصلی قدرت ملی ایران است و تجربه تاریخی نشان داده که تمامی جنگ‌ها منجر به صلح از طریق دیپلماسی و میانجیگری خواهد شد. عبور از تهدیدات و ‌گذر از چالش‌های پرشدت موجود در روند جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه نیازمند درک دقیق از سهمیه میدان و قابلیت‌هایی است که ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای دارا است.
ایران در سال‌های پس از انقلاب اسلامی توانست زیرساخت‌های مؤثری برای تولید قدرت و برای ارتقای قابلیت‌های ساختاری کشور فراهم کند. عرصه اقتصاد خدماتی به موازات اقتصاد نظامی را می‌توان حوزه‌هایی دانست که زمینه ارتقای تولید ناخالص داخلی ایران در شرایط تحریم اقتصادی را اجتناب ناپذیر می‌ساخت.
عبور از تهدیدات نیازمند درک دقیقی از معادله و موازنه قدرت در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است. در برخی از مواقع دیپلماسی گرفتار فضای هیجانات پوپولیستی می‌شود و در این فضا نشانه‌هایی از افزایش انتظارات حاصل می‌شود. آنچه در فضای خیابان و حضور پرشور مردم وجود دارد در زمره عواملی است که انسجام بخشی اجتماعی را افزایش می‌دهد و در مرحله دوم زمینه و فضای لازم را برای حمایت رزمندگان و کارگزاران قدرت و مقاومت ارتقا می‌دهد. بنابراین بحث اصلی قدرت، جنگ و صلح را باید مربوط به موازنه کنش راهبردی در شرایط تهدید دانست. آمریکا جنگی نامتوازن علیه ایران را به انجام رساند؛ در این جنگ نامتوازن بخشی از نمادها و ابزارهای قدرت ملی ایران از دست رفت. از جمله بسیاری از فرماندهان نظامی و مقامات عالی تصمیم ساز و تصمیم گیرراهبردی کشور شهید شدند.  شکل‌گیری چنین وضعیتی به مفهوم آن است که مقابله با کنش ابزاری تاکتیکی و عملیاتی دشمن نیازمند درک همه جانبه نسبت به معادله قدرت است.  دیپلماسی را باید یکی از ابزارهای اصلی و بنیادین قدرت ملی ایران دانست. بسیاری از دیپلمات‌های غربی و منطقه‌ای اعتقاد دارند که دیپلمات‌های ایرانی عموماً تلاش فراگیری برای تحقق اهداف ملی به انجام می‌رسانند. اما باید به این موضوع واقف بود که تحقق اهداف بدون توجه به نشانه‌ها و شکل‌گیری موازنه نتیجه مطلوبی را برای کشورها به وجود نمی‌آورد.
 موازنه یکی از واقعیت‌های اساسی، تعیین کننده و تأثیرگذار حاکم بر روابط کشورها در جنگ و صلح است. در فضای موجود سیاست جهانی، ایران نیازمند ثبات، تعادل و صلح بوده و همواره چنین اهدافی را در دستور کار دیپلماسی و کنش امنیتی خود قرار داده است. طبیعی است که نادیده گرفتن چنین واقعیت‌هایی چالش‌هایی را برای آینده سیاسی و امنیتی کشورها به وجود می‌آورد. اولین گام دیپلماسی را می‌توان در میانجی‌گری کشورهایی همانند پاکستان، عمان و حتی مصر مورد توجه قرار داد.
میانجیگری گام اولین برای عبور از تهدیدات و مدیریت بحران است. به همان گونه‌ای که جنگ‌ها از یک حوزه منطقه‌ای به حوزه‌های دیگر منتقل می‌شود و چالش‌های امنیتی متعددی را به وجود می‌آورند می‌بایست به این موضوع توجه و اشاره کرد که نادیده گرفتن کنش دیپلماتیک نتایج پرمخاطره‌ای را برای کشورها خواهد داشت. در شرایط موجود ایران نیازمند آن است که دو عرصه دیپلماسی و اجتماعی را به موازات معادله قدرت در دستور کار قرار دهد. ایرانِ راهبردی در شرایطی می‌تواند به نتایج و مطلوبیت مؤثری نائل شود که چالش‌های ناشی از انگاره پوپولیستی را نادیده گرفته و از سوی دیگر زمینه برای درکی واقع‌گرایانه در قالب آرمان‌های انقلاب اسلامی داشته باشد.
 آنچه را که رهبر شهیدمان از آن به عنوان «آرمانگرایی واقع گرایانه» نام برده بودند چگونگی پیوند دیپلماسی، جنگ و مقاومت را منعکس می‌سازد. در عصر موجود ایران نیازمند بهره‌گیری از سازوکارها و ابزارهایی است که زمینه‌های تولید قدرت را به وجود آورد.
تحقق این امر از طریق کنش ارتباطی با قدرت‌های بزرگ و عرصه تماس دیپلماتیک با بازیگران منطقه‌ای است. جنگ و صلح واقعیت‌های پرمخاطره‌ای برای کشورها ایجاد می‌کند. عبور از تهدیدات موجود نیازمند شناخت ضرورت‌های راهبردی برای ثبات و امنیت‌سازی است. در هر دورانی کشورها نیازمند شکل خاصی از امنیت بوده و برای تحقق آن تلاش می‌کنند. 
در فضای موجود ضرورت‌های راهبردی ایران ایجاب می‌کند که عبور از تهدیدات پرشدت را در دستور کار قرار دهد. تحقق این امر از طریق دیپلماسی حاصل می‌شود اما باید به این موضوع توجه داشت که عدم موفقیت طرح‌های جدید دیپلماتیک که از سوی ترامپ برای مذاکرات آتی پیشنهاد شده می‌تواند آثار جدیدی را در فضای امنیت ملی کشور به وجود آورد. نکته قابل توجه برای دیپلمات‌های ایرانی آن است که هیچ‌گاه نمی‌توان به انگاره‌ها و ادبیات ترامپ اعتماد داشت. اولاً  سیاست اعلامی هیچ‌گاه نمی‌تواند پشتیبان امنیتی کشورها باشد، ثانیاً، ویژگی‌های شخصیتی ترامپ به گونه‌ای است که همواره انگاره‌های خود را تغییر می‌دهد و هیچگونه ثبات و تعادلی در ذهنیت راهبردی او مشاهده نمی‌شود.

به‌کارگیری راهبرد دیپلماسی مرحله‌ای در برابر آمریکا
 با این توضیحات در مواجهه با آمریکا لازم است  از سازوکارهای مربوط به دیپلماسی مرحله‌ای بهره گرفت. دیپلماسی مرحله‌ای به معنای آن است که مطالبات آمریکا مشخص شود و درخواست‌های ایران و نیازهای راهبردی ایران نیز در فضای کنش دیپلماتیک و شکل خاصی از مصالحه مورد پردازش قرار گیرد. تجربه برجام و تمامی توافق‌های گذشته ایران و آمریکا بیانگر این امر است که برای عبور از تهدیدات نیازمند دیپلماسی تاکتیکی هستیم. دیپلماسی تاکتیکی به مفهوم کنش گام به گام است. به معنای آن است که در هر مرحله موضوعی مطرح می‌شود ایران به تعهدات خود عمل می‌کند و به موازات آن آمریکایی‌ها نیز چنین اقداماتی را به انجام می‌رسانند.
طبیعی است که دیپلماسی نباید معطوف به اعتماد و پذیرش انگاره‌های طرف مقابل باشد. به همان گونه‌ای که در دوران‌های گذشته نبوده است. مدیریت بحران بدون شناخت ابزارهای قدرت در جنگ و صلح امکان پذیر نخواهد بود. بنابراین لازم است تا در فضای موجود جلوه‌هایی از موازنه تعهدات و دستاوردها در حوزه‌های اقتصادی و راهبردی برای ایران و آمریکا حاصل شود. پایان دادن به تحریم‌ها آزادسازی منابع اقتصادی ایران و پایان یافتن محاصره تاکتیکی و عملیاتی ایران در حوزه خلیج فارس می‌تواند زمینه لازم را برای پذیرش تعهداتی از سوی ایران برای آزادسازی تردد تنگه هرمز و همچنین متوازن سازی فضای مربوط به تعهدات دو جانبه ایران و آمریکا درباره قابلیت‌های هسته‌ای ایران را فراهم کند. چین و روسیه دو کشور هستند که آمادگی خود را برای رقیق سازی اورانیوم اعلام کردند. ایالات متحده در صدد ربایش، نابود سازی و بهره‌گیری از اورانیوم غنی شده ایران به نفع خود است. عبور از این چالش‌ها طبیعی است که نیازمند بهره‌گیری از سیاست موازنه نه تنها از سوی پاکستان، بلکه مشارکت غیر مستقیم روسیه و چین نیز خواهد بود.

ضرورت شناسایی 
نقاط ضعف جدید دشمن
باید دیپلمات‌های ما به این موضوع توجه داشته باشند که ترامپ و تیم دیپلماتیک آمریکا از بازی دیپلماسی برای ایجاد ابهام در ذهنیت و غافلگیری راهبردی ایران بهره می‌گیرند. به همان گونه‌ای که دیپلمات‌های ما عازم اسلام آباد یا هر منطقه دیگری برای کنش دیپلماتیک و نیل به نوعی نتیجه متوازن می‌شوند لازم است دست‌ها بر روی ماشه باقی بماند. لازم است نیازهای راهبردی و نقاط ضعف ترمیم شود. ضمن اینکه  نیازمند آن است که هدف‌های جدید شناسایی شوند و مختصات منابع راهبردی بازیگران اصلی تهدید کننده امنیت شناسایی و هدف‌گیری شود. صرفاً در چنین شرایطی است که دیپلماسی می‌تواند نتایج مطلوبی را برای کشور داشته باشد. 
در فضای موجود باید تمامی جامعه ایرانی از قابلیت کنش دیپلماتیک تحرک سیاسی حضور خیابانی و مقاومت راهبردی رزمندگان به ویژه نیروی هوافضا حمایت به عمل آورند. امنیت و بقای ملی ما امروز در دستان پرقدرت فرماندهان و کارگزاران نیروی هوافضا است. به همان گونه‌ای که دیپلمات‌ها می‌توانند زمینه ایجاد تعادل منافع را فراهم کنند، کارگزاران حوزه موشکی ایران نیز قادر خواهند بود شرایط لازم برای تحقق جلوه‌هایی از موازنه نسبی را فراهم آورند. آنچه در جنگ و صلح زمینه موفقیت کشوری را فراهم می‌سازد معطوف به هوشیاری دیپلماتیک، درک دقیق اهداف راهبردی طرف مقابل، بهره گیری از سازوکارهای کنش مرحله‌ای و آمادگی همه جانبه برای اقدام متقابل در برابر کنش تهاجمی بازیگرانی است که تاکتیکی جز غافلگیری و اقدام نظامی در شرایط دیپلماتیک نداشتند. هشیاری دیپلماتیک تحرک سیاسی، پاسخ به میانجی‌گری و آمادگی تاکتیکی برگ برنده ایران برای گذر از بحران‌های موجود است.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • اندیشه
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهار
 - شماره نه هزار و چهار - ۳۱ فروردین ۱۴۰۵