نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی در گفتوگو با «ایران» تأکید کردند
تثبیت دستاوردهای میدان در زمین مذاکره
«مذاکره یک روش مبارزه است» و برای «تثبیت حقوق ملت» در «میدان دیپلماسی» هیچ وادادگی نخواهد بود. این نقطه کانونی رویکردی است که از سوی تیم مذاکراتی ایران در اسلامآباد پیگیری شده است و از سوی رئیس مجلس و مسئول ارشد تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ایران در این روند مورد تأکید قرار گرفت. محمدباقر قالیباف که تصریح داشت با وجود عدم توازن در قدرت نظامی اینکه گفته شود «ما تمام قدرت نظامی آنان را نابود کردیم» و «مذاکره نکنیم چون برتری در میدان را داریم» درست نیست، اما بر این موضع تأکید کرد که «ما آنها را نابودشان نکردیم اما در این جنگ برنده میدان هستیم.»
در عین حال این سخنان رئیس مجلس که «این گونه نیست که الان که داریم مذاکره میکنیم نیروهای مسلح آماده نباشند» و «اگر آمریکا محاصره را رها نکند، حتماً تردد در تنگه هرمز محدود خواهد شد» تأییدی دیگر بر این واقعیت بود که «مذاکره» همچنان در چهارچوب یگانگی میدان و دیپلماسی مبارزهای است برای تکمیل میدان و استیفای حقوق ملت ایران.
دیدگاهها و نظراتی که روز گذشته از سوی دیگر مسئولان و نیز شخصیتهای سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب کشور نیز مطرح شد، مؤید همین رویکرد بود و نشان داد نگاه مخالفت با مذاکره و عدم اعتقاد به ضرورت تثبیت دستاوردهای میدان در ساحت دیپلماسی تا چه حد در اقلیت قرار دارد.
روز گذشته علاوه بر محمدرضا عارف، معاون اول رئیس جمهور که ضمن قدردانی از تیم مذاکرهکننده ایران، تأکید داشت «این تیم با شجاعت و تدبیر در حال دفاع از منافع ملی است و لازم است همه بخشها از آن حمایت کنند»؛ شخصیتهای سیاسی دیگری همچون غلامعلی حدادعادل اصولگرا و علی ربیعی اصلاحطلب در مواضعی همسو به حمایت از تیم مذاکره کننده ایران پرداختند.
حداد عادل در این باره با بیان اینکه «امروز با حضور با صلابت مردمی سه گانه «خیابان، میدان و دیپلماسی» به ارکان مبارزه ایران تبدیل شده است، گفت: «وحدت و همدلی دراین سه گانه، برکات شگرفی برای ایران و انقلاب داشته و خواهد داشت و امروز ابعاد این سه گانه در ترکیب هیأت مذاکرهکننده و مخصوصاً در انتخاب ریاست آن مشهود و محسوس است.»
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور نیز در موضعی که واکنشی صریح نسبت به فضاسازیهای برخی گروههای معدود علیه تیم مذاکره کننده بود، با تأکید بر اینکه «اعتبارزدایی از تصمیمگیران در همه سطوح خطر بزرگی است که درک نمیکنند و یا شاید میفهمند!» نوشت: «در کنار باج ندادن به دشمنان، تصمیمگیری برای مصالح کشور و گذاشتن آبرو، کمتر از خون دادن نیست.» وی با بیان اینکه «وجدان جمعی جامعه و تاریخ قضاوت خواهد کرد»، ابراز کرد: «این روزها به چشم میبینم که این پیروزی تاریخی و شیرین که با تلخی از دست دادن و به خون غلطیدن شهیدان بزرگ، کودکان و خانوادههایی که مظلومانه جان باختند درآمیخته است، در بازی برخی هیاهوهای سیاسی کهنه گرفتار آمده است. با استفاده از تریبونها و رسانههای در دست و ناگوار اینکه با سپر قرار دادن صداقت و عشق به دین و ایران که این شبها در خیابانها جاری است، مقاصد جریانی خود را دنبال میکنند.»
اشاره ربیعی به تلاش جریانی است که سعی دارند با کوبیدن بر طبل دوگانه دفاع و مذاکره در مقاومت متحدانه ملت ایران شکاف و نقار ایجاد کنند. به همین دلیل «ایران» در نظرخواهی از نمایندگان و سیاستورزان نسبت میان میدان و دیپلماسی و کارکرد واحد این دو عرصه در احقاق حقوق ملت و تثبیت دستاوردهای یک دفاع مقدس را به بحث گذاشت.
یادداشت
مذاکرات اسلام آباد امتداد میدان نبرد
علی خضریان
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی
در این مقطع مهم از تحولات سومین جنگ تحمیل شده به جمهوری اسلامی ایران و در شرایطی که ملت ایران توانسته است با تکیه بر سه عنصر خیابان، میدان نبرد و تأکید بر یکپارچگی جبهه مقاومت معادلات جهانی را تغییر دهد؛ بحث بر چرایی و چگونگی مذاکره و ضرورت و عدم ضرورت مباحثهای فرع بر این واقعیت است که مرزهای تصنعی میان «میدان» و «دیپلماسی» به روشنی برداشته شده است. کما اینکه دشمن که در میدان در مواجهه با مقاومت ملت ایران و راهبردها و توانمندیهای مؤثر دفاعی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در وضعیت آچمز قرار گرفته و به بنبست رسیده است؛ با این توهم به پشت میز مذاکره آمده است تا به خیال خود پیروزی را که در میدان به دست نیاورده در مذاکره به دست بیاورد.
بر این اساس و از هر زاویهای، آنچه در قالب گفتوگوهای دیپلماتیک اسلامآباد شکل گرفت امتداد و ادامه میدان نبرد است. کما اینکه قدرت چانهزنی مذاکره کنندگان ایرانی در آن هم مولود مستقیم مقاومت ملت و معادلاتی بود که در عرصه نبرد رقم خورده است. به بیان دیگر، میز مذاکره صحنهای مستقل از میدان نیست، بلکه دقیقاً امتداد و ادامه راهبردی همان نبردی است که در آن، دشمن ناکام و مغلوب شده است. فراموش نکنیم که تغییر موازنه قدرتی که در میدان نبرد رقم خورده، حالا حقانیت ایران را در میز مذاکره به دارایی غیرقابل مصادره تبدیل کرده است. از این جهت مذاکره به عنوان ابزاری برای تثبیت دستاوردهای میدان قابل دفاع است و الزاماً به معنای آغاز یک بازی جدید یا عقبنشینی از مواضع نیست و نباید باشد. در این منطق، مذاکره صرفاً ابزاری است برای جلوگیری از نفوذ تفکر تحقیر و تسلیم در دستگاه محاسباتی کشور و تضمین آنکه ناکامیهای دشمن در میدان، این بار با برگههای حقوقی و سیاسی امضا شود. زیرا دیپلماسی بدون پشتوانه میدان، بیاعتبار و میدان بدون دیپلماسی تثبیتگر، ناتمام است؛ این دو یک واحد منسجم در راهبرد کلان ایراناند.
دو روی سکه منافع ملی
منصور حقیقتپور
نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی
میدان و مذاکره، دو روی یک سکه هستند. در یک سوی این سکه، قدرت و ایستادگی در میدان نبرد قرار دارد و در سوی دیگر آن، دیپلماسی و گفتوگو. اما آنچه این دو را به هم پیوند میدهد، هدف مشترک آنهاست که آن تأمین حداکثری منافع ملی است. ما در عرصه سیاست خارجی و راهبرد ملی، رفتاری اقتضایی داریم؛ به این معنا که متناسب با شرایط، ابزار مناسب را انتخاب میکنیم. گاه شرایط اقتضا میکند در میدان حضور پیدا کنیم، قدرت خود را به نمایش بگذاریم و از این راه، از منافع ملی دفاع کنیم و گاه اقتضا ایجاب میکند پای میز مذاکره بنشینیم، زیرا ما منطق داریم و به دیپلماسی بهعنوان ابزاری کارآمد معتقدیم. پس در هر دو حالت، چه در میدان و چه پشت میز مذاکره، تأمین اهداف و منافع ملی، خط قرمز و اولویت اصلی ماست. مذاکره به معنای عقبنشینی از اصول نیست؛ مذاکره یعنی استفاده از زبانی دیگر برای رسیدن به همان مقصودی که در میدان دنبال میکنیم. بنابراین، میدان و دیپلماسی دو شکل متفاوت از «بازی» هستند برای یک هدف واحد و دو نوع رفتار راهبردی برای تأمین یک خواست مشترک. هیچ تضاد ذاتی بین این دو وجود ندارد؛ هر دو در خدمت امنیت، عزت و منافع ملی عمل میکنند. ما ملتی هستیم که هم قدرت میدان داریم و هم منطق مذاکره؛ هیچیک را فدای دیگری نمیکنیم، بلکه در زمان و مکان مناسب، از هر دو ابزار بهره میگیریم. این نگاه واقعبینانه و اقتضایی، رمز تداوم عزت و سربلندی ایران در عرصه بینالملل است.
باید به مسئولان اعتماد کنیم
سید محمد غروی
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
شکی نیست که ما در یک جنگ تمامعیار با آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار داریم. شرایط ما از جهات مختلف با شرایط دشمن متفاوت است. آنچه تاکنون موجب پیروزی ما شده فارغ از تبلیغات گسترده دشمنان و معاندان ریشه در چند عامل اساسی دارد. اولین و مهمترین عامل، پایداری و استقامت بسیار خوب و مناسب نیروهای مسلح ما بود. رزمندگان ما با شجاعت تمام در مقابل دشمن ایستادند و ترسی به خود راه ندادند. پیش از این نیز خود را برای چنین روزهایی آماده کرده بودند؛ به گونهای که دشمن گمان نمیکرد با چنین مقاومتی مواجه شود. دومین عامل محاسبات غلط دشمن بود. دشمن تصور میکرد با انجام حملات، ترور فرماندهان ارشد و شخصیتهای مؤثر، مردم نیز صحنه را رها کرده و آنها از طریق مرزها وارد کشور شده و به اهداف خود خواهند رسید. اما به هیچ یک از این اهداف نرسید؛ چرا که ارتش و سپاه تحت فرماندهی یکپارچه، خود را برای مقابله با هجمه به کشور آماده کرده بودند. با این حال، دشمن قابل پیشبینی نیست. او احساس میکند باید پاسخگو باشد و به پیروزی دست پیدا کند. بنابراین تلاشهای مختلفی را در دستور کار قرار میدهد؛ چه از طریق دیپلماسی تهدیدآمیز و چه احتمالاً از طریق حملات مجدد.
برخی از این تهدیدها ممکن است واقعی باشند و برخی دیگر نه. آنچه مهم است، آمادگی برای همه سناریوهاست. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد این است که تمام تلاش خود را در سه صحنه متمرکز کنیم: اول: صحنه نظامی؛ یعنی آمادگی رزمندگان برای پاسخ به حملات احتمالی دشمن. دوم صحنه دیپلماسی؛ تلاش هیأتهای دیپلماتیک در جهت تأمین منافع ملت و کشور و در نهایت صحنه مردمی؛ حضور آگاهانه و حماسی مردم در کنار نظام. مردم باید به مسئولینی اعتماد کنند که صداقت و سلامت خود را اثبات کردهاند. مسئولین به مسائل کشور توجه دارند، مصالح نظام را درک میکنند و میفهمند. مردم باید بگذارند آنها تصمیمات خود را بگیرند.
از سوی دیگر، نیروهای نظامی نیز هنگام لزوم وظیفه خود را انجام خواهند داد. ما در جنگی تمامعیار با آمریکا و صهیونیست هستیم. پیروزیهای ما تاکنون مرهون پایداری رزمندگان، آمادگی نظامی، حضور مردم و هدایتهای رهبری بوده است. برای تداوم این پیروزی، باید در سه صحنه نظامی، دیپلماسی و مردمی فعال باشیم، به مسئولین اعتماد کنیم، از تفرقه بپرهیزیم و حضور حماسی خود را حفظ کنیم.
دیپلماسی، دستاورد میدان را تثبیت میکند
احمد بخشایش اردستانی
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی
در نظام بینالملل، معمولاً بین «میدان» (عرصه رویارویی و قدرت سخت) و «دیپلماسی» (عرصه گفتوگو و تعامل) نوعی توازن برقرار است. این دو نه دو خط موازی و جداشده از هم، بلکه مکمل یکدیگرند. منطق حاکم بر روابط بینالملل نشان میدهد که ابتدا میدان وارد عمل میشود. در مرحله نخست، رویارویی و مواجهه سخت انجام میگیرد، چه در مقیاس چند هفته و چه چند ماه. در این مواجهه سخت، بازیگران نظام بینالملل توانمندیهای خود را به منصه ظهور میرسانند و جایگاه واقعیشان را نمایش میدهند.
پس از این مرحله، نوبت به دیپلماسی میرسد که باید «به داد» اوضاع برسد. قاعده پایانی تمام میدانها، دیپلماسی است. اگر بپرسیم کدام یک مقدم بر دیگری است، روشن است که میدان مقدمه دیپلماسی است اما در پایان، دیپلماسی است که کار میدان را به اتمام میرساند.
با پیشرفت زمان و مشخص شدن رهاوردهای میدان (مثلاً پس از چهار تا شش هفته) روشن میشود که جمهوری اسلامی پیروز میدان است. دشمنان قصد داشتند جمهوری اسلامی را از بین ببرند ولی نتوانستند. از نگاه استراتژیک و به باور عقلای دنیا، جمهوری اسلامی پیروز این میدان است. اما این پیروزی نیاز به تثبیت دارد و این تثبیت فقط از طریق دیپلماسی و با بهرهگیری از دیپلماتهای فعال ممکن میشود.
با این حال، گاهی دیپلماسی «لنگ میزند» یعنی هنوز طرف مقابل قبول نکرده است که شکست خورده. در چنین شرایطی، باز هم میدان باید به کمک دیپلماسی بیاید؛ زد و خوردها، رفت و برگشتها و بازیهای تاکتیکی ادامه مییابد تا دیپلماتها بتوانند به نتیجه برسند.
برخی میگویند ما فقط در میدان نظامی و جنگ حرکت کنیم. درحالی که واقعیت این است که آنچه جمهوری اسلامی در ۴۰ روز از طریق جنگ و دیپلماسی به دست میآورد، در ۸۰ روز یا ۱۲۰ روز آینده نیز بیشتر از این نخواهد بود. چون جمهوری اسلامی در این ۴۰ روز شکست نخورده، در ۸۰ روز و ۱۲۰ روز آینده نیز شکست نخواهد خورد.
برای مثال، در جنگ ایران و عراق، سازمان ملل متحد نقش اصلی را ایفا میکرد و با قطعنامههای شورای امنیت، به دنبال پایان جنگ بود. اما در جنگ اخیر، چون یکی از بازیگران اصلی خود آمریکاست و آمریکا بر سازمان ملل و شورای امنیت مقدم است، هر قطعنامهای که دیگران برای محکومیت حمله آمریکا و اسرائیل به ایران ارائه دهند، با وتو مواجه خواهد شد. بنابراین سازمان ملل در اینجا نقشی ندارد، زیرا بازیگر اصلی خود آمریکاست.
از منظر داخلی نیز ایرانیها اغلب دوقطبی فکر میکنند: مردم ایران با وجود اختلافنظرها، وقتی به موجودیت و بقای جمهوری اسلامی و ایران فکر میکنند، متحد میشوند.
باید به تدریج کاری کنیم که این دوقطبی از بین برود. بنابر این میدان و دیپلماسی بایددر کنار هم حرکت کنند، هر جا میدان موفق میشود، دیپلماسی باید آن را تثبیت کند.
ضرورت هماهنگی راهبردی در برابر دشمن
مجید شاکری
تحلیلگر سیاسی و اقتصادی
میدان و دیپلماسی همواره یگانه بودهاند. اینکه برخی کوشیدهاند بین این دو فاصله ایجاد کنند، موضوعی مربوط به سیاست داخلی است و حقیقت را تغییر نمیدهد. بهویژه در دهه اخیر که اساساً روابط کشورها بر پایه بستههای امنیتی-اقتصادی تعریف میشود، این دو مقوله اساساً قابل جدایی نیستند. در شرایط کنونی که با دشمنی بدخواه مواجه هستیم که به دنبال حذف تمدن ما از روی زمین است، نشان دادن اینکه همه ما یک رویکرد واحد داریم، بسیار ضروری است. در بعد عملیاتی، یکی از وجوه ضرورت یگانگی، وجود رویه گزارشدهی منظم است. این رویه باید مانع از تبدیل تفاوتها به اختلافات سیاسی در داخل شود. این وظیفه مستقیماً برعهده بخش مذاکراتی است. موضوع بسیار فراتر از دعواهای متداول در سیاست داخلی است. این دعواها نه تنها مؤثر نیستند، بلکه کمکی نیز نمیکنند. باید کلاً وارد مرحلهای بالاتر از طرح کردن شعار یگانگی شویم. ما باید بتوانیم در عرض یک روز، با استفاده از هماهنگی این دو بازوی راهبردی یعنی میدان و دیپلماسی ۱۰ معامله بسازیم. این معنای واقعی یگانگی در عمل است. بنابراین پرواضح است که میدان و دیپلماسی دو بازوی جداییناپذیر تأمین منافع ملی هستند. در شرایط حساس کنونی، نه تنها باید از ایجاد فاصله بین این دو پرهیز کرد، بلکه باید به سطحی از هماهنگی دست یافت که امکان تصمیمگیری سریع، معاملهسازی مؤثر و پاسخ منسجم به تهدیدات دشمن را فراهم آورد. این، رمز عبور از بحران و تضمین پیروزی پایدار است.
همدلی خیابان، میدان و دیپلماسی
امیر ابراهیم رسولی
مشاور سیاسی رئیس مجلس
حضور مردم در خیابان چیزی جز نماد ملی نیست و حالا که سهگانه میدان، خیابان و دیپلماسی شکل گرفته است، همگی باید در مسیر همدلی و وحدت گام برداریم و حرکت کنیم.
به همین دلیل نیز رقابتها و علایق سیاسی نباید وارد حوزه مصالح و منافع مردم و کشور شود. در همین راستا، هر شخص یا جریانی با هر بینش و جایگاهی که دارد، چنانچه به وحدت در سه گانه میدان، خیابان و دیپلماسی آسیبی وارد کند، چیزی جز یک خباثت سیاسی نیست. آنچه که در شرایط فعلی برای کشور ضرورت دارد، هماهنگی کامل قوای سهگانه است و آنچه که بیش از پیش باید مورد توجه قرار گیرد، خروج از وضعیت فعلی و رسیدن به آرامش و ثبات برای کشور و ملت در سایه حفظ عزت جمهوری اسلامی ایران است.
در این میان، دولت و مجلس شورای اسلامی نیز تلاش خود را برای عبور از این شرایط به کار بستهاند و کنترل شرایط اقتصادی، به اولویت کاری قوا تبدیل شده است.

