فهم معاصرانه قرآن
تأملی در مضامین اصلی قرآن نوشته فضل الرحمان محقق و اندیشمند پاکستانی
فاطمه علاقهبندی
مترجم کتاب مضامین اصلی قرآن
فضل الرحمان (1919-1988) محقق و اندیشمند مسلمان پاکستانی، در مطالعات اسلامی مستشرقان تأثیر فراوانی داشته است. محور اصلی اندیشه فضل الرحمان که قرآن است و نحوه دستیابی به مراد آیات و روش درست فهم و تفسیر آن، در کتاب «مضامین اصلی قرآن» هویداست. تخصص او در زمینه فلسفه اسلامی است، اما شهرتش در جهان اسلام و نیز در میان اسلامشناسان غربی، بیشتر به سبب تلاشهای او در رفع تقابل اسلام و دنیای مدرن است. او به دنبال پاسخ به این مسأله بود که پیام جاودانه قرآن در عین انطباق با شرایط تاریخی زمان نزول چگونه میتواند برای مسلمانان امروز کارآمد باشد.
فضلالرحمان سال 1946 به آکسفورد رفت و برای دریافت مدرک دکتری پایاننامهای درباره فلسفه ابنسینا با کمک استاد راهنما پروفسور سیمن فان دنبرگ تنظیم ساخت. در واقع این پایاننامه یک ترجمه، ویرایش نقادانه و شرحی بر بخشی از کتاب «النجاة» فیلسوف مشهور مسلمان قرن پنجم است. بین سالهای 1950 تا 1958 در دانشگاه دورهام آکسفورد به تدریس ادبیات فارسی و فلسفه اسلامی مشغول شد. به گفته خود فضل الرحمان، در این زمان بود که مطالعات فلسفی، موجب شکگرایی او در اعتقادات سنتیاش شد. او لندن را به منظور عضو شدن در سازمان مطالعات اسلامی دانشگاه مکگیل واقع در مونترال کانادا ترک کرد. اندکی بعد کتاب «نبوت در اسلام» را نوشت که در واقع این اثر حاصل مطالعات فلسفی ـ کلامی او در متون کلاسیک اسلامی و متون فلسفه غرب به زبانهای لاتین، فرانسه، یونانی و آلمانی بود. پژوهشهای فضل الرحمان در زمینه اصلاح اندیشه دینی ۵ کتاب و حدود ۷۰ مقاله است که همگی به زبان انگلیسی هستند. بیشتر کتابهای او به زبانهای جهان اسلام نظیر عربی، ترکی و اندونزیایی ترجمه شده و در نشریههای بینالمللی معرفی و نقد آثار او به چاپ رسیده اما آرای او در ایران چندان شناخته شده نیست و جز بخش اندکی از یکی از آثارش و چند مقاله محدود، نوشتهای جدی درباره اندیشه و آرای او به فارسی انتشار نیافته است. فضل الرحمان که عمیقاً تحت تأثیر ابنسینا فیلسوف برجسته مسلمان قرار داشت، مشتاق بود بداند فلاسفه، علمای دین و عرفا چگونه با عقیده نبوت در اسلام روبهرو میشوند. او که مشتاق درک تلاقی تاریخ و نبوت در زندگی پیامبر اسلام(ص) و چگونگی انعکاس نقش ایشان در قرآن بود، با جدیت و جسارت مفاهیم نبوت را بررسی کرد.
نگاهی نواندیشانه و رویکردی قرآن محور
فضل الرحمان بر اساس نگاه نو اندیشانه و رویکردی قرآنمحور، سعی داشته خوانشی از قرآن به دست دهد که در دنیای جدید قابل اجرا و پذیرش باشد. به نظر میرسد تلاشهای فضل الرحمان در زمینههای علمی و پژوهشی در وهله اول برای آشنایی خود با دستاوردهای جدید در حوزه اسلامی و در وهله دوم، ایجاد شور و نشاط قرآنی بین مسلمانان به منظور سهیم شدن در پیشرفتهای مطالعات اسلامی بود.
فضل الرحمان در سال 1961 برای سمت مدیریت «مؤسسه مرکزی تحقیقات اسلامی» پاکستان به دعوت رئیسجمهوری وقت از کانادا به زادگاهش دعوت شد. او در پی اصلاح اجتماعی و اخلاقی از فضای آکادمیک در غرب جدا شد و مدیریت مؤسسه را پذیرفت. اما از جانب راستکیشان متعصب پاکستان طرد شد و به آمریکا جهت ادامه تدریس مهاجرت کرد. فضای حاکم بر علمای پاکستان، قادر به تحمل رویکرد مدرن علمی فضل الرحمان نبود. در همین زمان بود که فعالیتهای علمیاش سمت و سوی پویایی بیشتری یافت و برای او وجهه ممتازی به عنوان یک محقق مسلمان مدرن در جهان اسلام و غرب رقم خورد. فضلالرحمان اولین و البته تنها مسلمانی است که به خاطر تحقیق در تمدن اسلامی مدال جورجیولوی دلاویدا در دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس به او تقدیم شد. او در شیکاگو استاد ممتاز هارولد سوئیفت نامیده شد و در 26 ژوئیه سال 1988 در جریان عمل جراحی قلب در حالی که 68 سال داشت از دنیا رفت.
کتاب «مضامین اصلی قرآن» که در سال 1980 تألیف شد، نقطه عطفی در بازشناساندن نظریات اسلامپژوهی فکری ـ عملی فضل الرحمان در میان عالمان مسلمان و غربیان است. دغدغههای او مبنی بر کارآمدی قرآن در عصر جدید در ۸ مضمون اصلی قرآن با شیوه خلاقانه نشان داده شده است. مضامین خدا، طبیعت، نبوت و وحی، معاد در مبحث اعتقادی ـ توحید، نبوت و معاد گزارش میشود. حوزه تحصیلات و تحقیقات فضل الرحمان که نشاندهنده نگاه فلسفی او به تفسیر قرآن است در این بخش کاملاً هویداست. فضل الرحمان در مقدمه کتاب «مضامین اصلی قرآن»، بخش عمدهای را به ارزیابی تألیفات غربیان در عرصه مطالعات قرآنی اختصاص داده است. او آرای جان ونسبرا (د. 2002)، مؤلف دو کتاب بحث برانگیز «مطالعات قرآنی» و «محیط فرقهای»، را به نقد میکشد. به نظر ونسبرا، منابع اسلامی در دو قرن اول در صدد بیان «تاریخ نجات» هستند نه آنچه واقعاً روی داده است و نباید مطالب این منابع را با روایت تاریخی ثبت شده مورخان اشتباه گرفت و باید آن را با تحلیل ادبی بررسی کرد. ونسبرا چهار مضمون اصلی برای قرآن برمیشمارد که فضل الرحمان بشدت از آنها انتقاد میکند و آنها را دارای خاستگاه یهودی میداند.
پاسخ به سؤالات و شبهات غربیان
فضل الرحمان در بحث توحید (خدا، طبیعت) به ارتباط واجبالوجود با جهان و علیت طبیعی میپردازد. همانطور که در مقدمه کتاب اشاره کرده است یکی از انگیزههای او در تألیف این کتاب، پاسخ به سؤالات غربیان بوده است. برای همین منظور نویسنده در فصل خدا در پی پاسخ به انتقاد برخی قرآنپژوهان غربی است. نگاه فلسفی فضل الرحمان به او اجازه میدهد در فصل طبیعت تعبیر منحصر به فردی از مسأله قضا و قدر داشته باشد. او با اشاره به آیات متعدد در صدد نفی مفهوم «جبر» و از پیش تعیینشدگی از واژه «تقدیر» است. به این معنا که هرآنچه در طبیعت خلق شده دارای استعداد یا قوانین محدود است.
فضل الرحمان در فصل «نبوت و وحی» بشدت تحتتأثیر فارابی و ابنسیناست و نگاهی منتقدانه به نظریه راستکیشان سنتی دارد. نویسنده به اهمیت نقش پیامبر(ص) در فرآیند وحی، تأکید دارد. در بخش نبوت مباحث اعتقادی کتاب، با گزارش نظریات فضل الرحمان درباره وحی و نبوت به باور نویسنده درباره ماهیت عامل وحی نیز اشاره میشود.
نویسنده در بخش «معاد» به مبحث معاد جسمانی میپردازد و درباره ظاهری بودن یا صورت تمثیلی پاداش و عذاب آخرت اظهارنظر میکند. باور فضل الرحمان به بیداری وجدان اخلاقی انسان به او اجازه میدهد تا نگاهی متفاوت به مسأله شفاعت در این بخش ارائه دهد.
فصل آخر کتاب همراه دو پیوست در قالب مباحث اجتماعی ـ حقوقی گزارش میشود. فضل الرحمان نسبت به دیگر اصلاحطلبان دینی به تاریخدانی، توجه ویژهای داشت و به مسأله حقوق زنان نگاه تاریخی دارد. او که معتقد است با اجتهاد براساس سنت زنده و پویا میتوان آیات قرآن را در هر عصری کاربردی ساخت، در صدد تفسیر و تبیین آیاتی است که بعضاً مفسران سنتی در تفسیر آنها در دفاع از حقوق زنان توفیق چندانی نداشتند.
متمرکز بر جنبه فردی و جمعی اخلاق قرآنی
فضل الرحمان با تأکید بر جنبه فردی و جمعی اخلاق قرآنی، تلاش بر اثبات تازگی و پویایی نظام تعلیمی قرآن داشت. او به دنبال بیان این مسأله بود که اگر مسلمان امروز قرآن را در متن تاریخ و فرهنگ زمان صدور نفهمد، قادر به کاربستن آن در شرایط فعلیاش نخواهد بود. اگر مسلمانان طالب بهرهمندی از علم و فناوری و توسعه هستند باید نگاه سنتی اندیشمندان مسلمان را کنار بگذارند و به هدایتگری اخلاقی قرآن بازگردند. او براین باور بود که مضامین قرآن قادر است آدمی را در چالشهای زمانهاش راهنمایی کند و تمام شئون زندگی او را در برگیرد. بنابراین مسلمانان، با ایمانی نو و عملی نو از قرآن میتوانند چارهای بر مشکلات و مسائل توسعه جامعه دینداران بیابند.
کتاب «مضامین اصلی قرآن» را میتوان گزارشی منسجم از مضامین قرآن با نگاهی جدید تلقی کرد و از این حیث کتابی مهم و ارزشمند است. حدود چهل سال از نگارش این کتاب میگذرد و به نظر میرسد خوانندگان زیادی که به استخراج معانی قرآن مشتاقاند، به این اثر نیازمندند اما به سبب زبان بیگانه این کتاب هنوز با آن آشنا نشدهاند. ترجمه کتاب «مضامین اصلی قرآن» و بررسی و تحلیل مطالب آن راهی مناسب برای رفع این نیاز خواهد بود. چنانچه، برگزاری نشستهای تخصصی درباره «مضامین اصلی قرآن» پس از اندکی بعد از انتشار ترجمه کتاب ـ توسط اینجانب (فاطمه علاقهبندی)، به ویراستاری دکتر مهرداد عباسی و همت انتشارات کرگدن ـ در نمایشگاه بینالمللی قرآن؛ نشست هفتگی شهر کتاب، انتشار گفتوگوهای مطبوعاتی با مترجم و یازدهمین نشست انجمن مطالعات قرآنی، ... مؤید این امر است.

