علی جنتی در گفتوگو با «ایران» از سه رکن پیروزی در جنگ رمضان میگوید
همچنان پایگاه مردمی مستحکمی دارد
علی جنتی، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی معتقد است دونالد ترامپ بر خلاف رؤسایجمهور سابق آمریکا فریب بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل را خورد و با حمله به ایران وارد شرایطی شد که خودش هم انتظارش را نداشت. به گفته جنتی، نیروهای مسلح، مردم و دیپلماسی فعال، سه رکن پیروزی ایران در مقابله با تهاجم آمریکایی-صهیونی است.
رژیم صهیونیستی در جنگ 12 روزه به هدف خود یعنی تغییر رژیم در ایران نرسید. به نظر شما چرا با آن تجربه، دوباره با همان هدف وارد جنگ با ایران شد و با توجه به نتیجه جنگ تا همین حالا، اصرار به تحقق این هدف، ناشی از ارزیابیهای غلط اسرائیلیهاست یا آنها اهداف دیگری را دنبال میکنند؟
جنگی که آغاز شد، در دو مرحله رخ داد: اول در خردادماه که به جنگ دوازده روزه معروف بود و دوم در اسفندماه که با نام «جنگ رمضان» شناخته شد. هر دو مرحله از سوی اسرائیل با یک هدف کلیدی طراحی شده بودند؛ سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران و تغییر نظام؛ هیچ هدف دیگری در میان نبود. در جریان جنگ دوازده روزه، اسرائیل در یک روز تعداد قابلتوجهی از فرماندهان ارشد نظامی را ترور کرد، سپس دانشمندان هستهای را هدف قرار داد و بلافاصله پس از آن به محل برگزاری شورای عالی امنیت ملی حمله کرد؛ جایی که تقریباً تمام سران نظامی و سیاسی کشور حضور داشتند. خوشبختانه در آن حمله حادثهای رخ نداد. بعد از آن، صداوسیما مورد حمله قرار گرفت تا صدای جمهوری اسلامی برای همیشه خاموش شود. نقشه دشمن این بود که مردم به خیابانها بریزند و با یک شورش فراگیر، نظام سیاسی تغییر کند. اسرائیل برای این مرحله، تنها سه تا چهار روز برنامهریزی کرده بود اما به هیچیک از اهدافش نرسید. با این حال، بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران میدانستند اسرائیل دوباره حمله خواهد کرد. این پیشبینی درست از آب درآمد و جنگ دوم آغاز شد.
در این مرحله، اسرائیلیها، آمریکاییها را قانع کرده بودند که در صورت حمایت و ورود مستقیم به جنگ، ظرف چند روز با ترور رهبر ایران و دیگر سران کشور، میتوانند نظام را یکباره سرنگون کنند. بر خلاف رؤسایجمهور پیشین آمریکا که هرگز این نظریه اسرائیل را نپذیرفته بودند، ترامپ فریب خورد و خود را وارد این جنگ کرد. استراتژی آنها این بود که با ترور رهبری، نظام فرو بپاشد یا مردم به خیابانها بریزند و کار تمام شود، اما چنین اتفاقی نیفتاد.
ایران در مقابل حملات و تهدیدهای مستمر دشمن متجاوز، بهطور گسترده به تمام پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه حمله کرد. پایگاههای کویت، بحرین، قطر و امارات همگی آسیب دیدند. تنها عمان به دلیل همراهی با ایران در امان ماند. ایران خط قرمزهای خودش را شکست، مناطق صنعتی و حیاتی را هدف قرار داد و تهدید کرد در صورت حمله به پلها و نیروگاهها، کل منطقه را خاموش خواهد کرد. این تهدید باعث شد دشمن دست نگه دارد. در نهایت، اسرائیل و آمریکا هیچ دستاوردی به دست نیاوردند و ایران توانست با تکیه بر سه رکن نیروهای مسلح، حضور بیسابقه مردم در خیابانها و دیپلماسی فعال، به یک پیروزی راهبردی دست یابد.
آمریکا با وجود تهدیدهای زیاد، بخصوص آنچه که از سوی ترامپ حذف تمدن خوانده شد، در نهایت پای میز مذاکره آمد و آتشبس را پذیرفت. تحلیل شما از این واکنش واشنگتن چیست و آیا به واقع به دنبال صلح و آتشبس پایدار است؟
پس از آنکه دشمن شروع به حمله به تأسیسات حیاتی کرد، نیروهای مسلح ما هم خط قرمزهای پیشین را شکستند و دیگر آنها را مراعات نکردند. اوضاع به جایی رسید که طرف مقابل، مناطق صنعتی و حیاتی را هدف قرار داد و تهدید کرد پلها و نیروگاههای برق را خواهد زد، اما این تهدید با پاسخ قاطع ایران مواجه شد:«اگر چنین اتفاقی بیفتد، ما کل منطقه را خاموش خواهیم کرد.» همین هشدار کافی بود تا دشمن دست نگه دارد و جرأت حمله دوباره را به خود ندهد. بنابراین دشمن در این جنگ هیچ دستاوردی به دست نیاورد.
در خود آمریکا نیز وضعیت به همین شکل بود. ترامپ و کابینهاش از سوی دموکراتها، مردم عادی و حتی نخبگان آمریکایی بشدت مورد انتقاد قرار گرفتند. سؤال اساسی این بود:«مگر چه تهدیدی از جانب ایران متوجه شما بود که چنین حملهای را آغاز کردید؟» شعار «اول آمریکا»، دیگر معنا نداشت و در عمل جای خود را به «اول اسرائیل» داده بود. مالیاتدهندگان آمریکایی بشدت اعتراض داشتند. در طول این مدت، تظاهرات گستردهای در آمریکا، کانادا و بسیاری از کشورهای اروپایی برگزار شد. سران کشورها نیز همصدا با مردم، حمله به ایران در حین مذاکره را محکوم کردند. در نتیجه، هیچیک از کشورهای اروپایی همراهی جدی با آمریکا نکردند.
شما مهمترین دستاوردهای ایران در این جنگ 40 روزه را چه میدانید؟
بزرگترین دستاورد این بود که اجازه ندادیم دشمن به اهدافش برسد. دستاورد دوم اینکه تمام کشورهای منطقه، آمریکا و اسرائیل فهمیدند ایران دیگر کشوری نیست که هر زمان اراده کنند، بتوانند بهراحتی به آن حمله کنند. اکنون گرچه در میانه مذاکرات هستیم و باید منتظر نتایج رایزنیها و گفتوگوها ماند، اما اینکه آمریکاییها طرح 10 مادهای ایران را مبنای مذاکرات قرار دادند، خودش یک امتیاز برای ما بود. حالا هم رایزنیها برای مذاکرات و احتمال توافق وجود دارد. توافق اگر چه همه مسائل ما با آمریکا را حل نمیکند، ولی دستکم آتشبس را پایدار میکند و اگر تحریمها را هم رفع کند، پیروزی ما در جنگ کاملتر خواهد شد.
اما اگر بخواهیم میان دیپلماسی و جنگ یکی را انتخاب کنیم، برخی معتقدند دیپلماسی گزینه بهتری است. واقعیت این است که ما در این جنگ به پیروزی رسیدیم و این پیروزی مرهون سه محور اساسی بود:
محور اول: قدرت نظامی. ارتش، سپاه و نیروهای مسلح دفاع جانانهای انجام دادند که آمریکا و اسرائیل را در عمل به زانو درآورد. آنها تصور نمیکردند ایران بتواند اینچنین مقاومت کند.
محور دوم: حضور مردم در خیابانها. این پدیده در تاریخ کشورها بیسابقه بود. هفتههاست که هر شب مردم در خیابانها حضور دارند و حمایت خود را از نظام نشان میدهند. این حضور گسترده ثابت کرد جمهوری اسلامی همچنان یک پایگاه مردمی جدی و مستحکم دارد.
محور سوم: دیپلماسی فعال. همان طرح 10 مادهای که ایران برای آتشبس ارائه کرد، حاصل همین دیپلماسی هوشمندانه بود. این طرح نه از روی ضعف، بلکه از موضع قدرت و پس از پیروزیهای میدانی ارائه شد.
این سه محور در کنار یکدیگر عمل کردند و باعث شدند جمهوری اسلامی به چنین دستاورد بزرگی نائل شود. بنابراین، نهتنها دیپلماسی، بلکه ترکیبی از قدرت نظامی، پشتیبانی مردمی و چابکی دیپلماتیک، رمز موفقیت ایران در این نبرد پیچیده و تمامعیار بود و بدون هر یک از این سه رکن، پیروزی ممکن نبود.

