آتش بس در لبنان با اهرم هرمز
در روزهای گذشته جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب یک راهبرد فشار هدفمند به طرف آمریکایی اعلام کرده بود که تا زمانی که موضوع لبنان در متن توافق آتشبس گنجانده نشود، تداوم وضعیت محدودیت در تردد از تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم بازدارنده حفظ خواهد شد؛ موضعی که در نهایت، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی را ناگزیر به پذیرش شروط تهران و تن دادن به بازتعریف دامنه آتشبس کرد. پنجشنبه گذشته «دونالد ترامپ»، رئیسجمهوری آمریکا از آغاز یک آتشبس ۱۰ روزه میان اسرائیل و لبنان خبر داد که به سرعت بهعنوان یک نقطه عطف در روند پرتنش هفتههای اخیر تلقی شد. «امانوئل مکرون»، رئیسجمهوری فرانسه هم گفت: «از آتشبس بین آمریکا و ایران و آتشبس بین اسرائیل و لبنان و همچنین بازگشایی تنگه هرمز استقبال میکنیم.»
استقبال تهران از آتش بس
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه با استقبال از اعلام آتشبس در لبنان، این تحول را بخشی از یک تفاهم گستردهتر میان ایران و آمریکا با وساطت پاکستان توصیف کرد که به گفته او، از ابتدا بر ضرورت برقراری همزمان آتشبس در کل منطقه از جمله لبنان استوار بوده و در جریان گفتوگوهای اسلامآباد و پس از آن نیز به طور مستمر پیگیری شده است.
بقایی در ادامه، با اشاره به مقاومت مردم لبنان و نیروهای مقاومت در برابر آنچه تجاوز و اشغالگری خواند، نقش پاکستان را بویژه در ۲۴ ساعت منتهی به اعلام آتشبس برجسته کرد و این تلاشها را عامل اصلی دستیابی به یک توقف موقت درگیری دانست؛ توقفی که اکنون در کنار بازگشایی تنگه هرمز، بهعنوان دو نمود عینی از یک مسیر دیپلماتیک در حال شکلگیری قابل ارزیابی است.
تشدید تحرکات دیپلماتیک اسلام آباد
همزمان با این تحولات، تحرکات دیپلماتیک پاکستان نیز وارد مرحلهای فشردهتر شد، به گونهای که از رایزنیهای «عاصم منیر»، فرمانده ارتش این کشور در تهران تا سفرها و تماسهای «شهباز شریف»، نخستوزیر پاکستان در پایتختهای منطقهای از جمله عربستان سعودی، قطر، ترکیه و مصر همگی در راستای تثبیت این آتشبس و جلوگیری از بازگشت چرخه تنش دنبال شد. در امتداد همین تلاشها آنچه در گفتوگوهای اسلامآباد میان تهران و واشنگتن شکل گرفته بود، اکنون از طریق کانالهای دیپلماتیک پاکستان به صورت تفصیلی به تهران منتقل شده و مورد بحث قرار گرفته است؛ فرآیندی که با بازگشایی تنگه هرمز بخشی از یک نقشه راه تدریجی برای مدیریت بحران و آزمون امکان حرکت به سوی ترتیباتی پایدارتر در منطقه به شمار میرود.
ضرورت تدوین یک پروتکل جدید
برای «هرمز»
در حالی که بحث درباره چگونگی تضمین امنیت کشتیرانی در گذرگاه حیاتی هرمز با شدت بیشتری در محافل دیپلماتیک دنبال میشود، سعید خطیبزاده، معاون وزیر امور خارجه در حاشیه مجمع دیپلماسی آنتالیا با طرح ضرورت تدوین یک پروتکل جدید تلاش کرد تا میان الزامات امنیتی، ملاحظات زیستمحیطی و واقعیتهای ژئوپلتیکی این آبراه راهبردی، پیوندی منسجم برقرار کند. خطیبزاده گفت: «باید پروتکل جدیدی در مورد عبور ایمن و مسائل زیستمحیطی در تنگه هرمز تدوین شود». این دیپلمات ایرانی در عین حال با اشاره به موقعیت حقوقی تنگه هرمز یادآور شد که این گذرگاه در آبهای سرزمینی ایران قرار دارد اما همواره بهعنوان مسیری برای عبور کشتیهای بینالمللی در دسترس بوده است.
او این اظهارات را در شرایطی مطرح کرد که همزمان، تحرکات دیپلماتیک در سطح بینالمللی نیز حول محور همین تنگه در جریان است، بهگونهای که بریتانیا و فرانسه روز گذشته با برگزاری نشستی مشترک با متحدان خود به دنبال یافتن سازوکارهایی برای بازگرداندن آزادی کشتیرانی در این مسیر حیاتی بودهاند.
در حاشیه این تحولات، دیدار خطیبزاده با «هاکان فیدان»، وزیر امور خارجه ترکیه نیز بخشی از رایزنیهای گستردهتری بود که در قالب مجمع دیپلماسی آنتالیا و با حضور دهها مقام عالیرتبه جهانی از جمله بیش از ۲۰ رئیس دولت و دهها وزیر و تحت نظارت «رجب طیب اردوغان»، رئیسجمهوری ترکیه برگزار شد.
بــــرش
تردد در تنگه هرمز با هماهنگی ایران انجام میشود
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، تأکید کرد که توئیت اخیر سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه در چهارچوب تفاهم آتشبس ۱۹ فروردین بوده و هیچ تفاهم جدیدی حاصل نشده است.
به گفته بقایی، تردد شناورهای تجاری در تنگه هرمز همچنان بر مبنای همان تفاهم پیشین و با هماهنگی ایران و در مسیری که تهران تعیین کرده، صورت خواهد گرفت. سخنگوی وزارت امورخارجه افزود:« ایران پیگیری کرد که آتشبس در لبنان نیز بر مبنای تفاهم ۱۹ فروردین محقق شود و خوشبختانه آتشبس پنجشنبه شب برقرار شد.
در این چهارچوب، بخش مربوط به تعهدات ایران - که امری جدید نیست و اجرای همان تعهد پیشین است - انجام میشود.» بقایی با اشاره به اظهارات ضدونقیض طرف مقابل، از رسانهها و مردم خواست به بازی رسانهای آنها اعتنا نکنند. وی تصریح کرد: «ایران نگهبان تنگه هرمز است و در اجرای تدابیر تضمینکننده منافع و حقوق ملت ایران، هیچ مماشاتی نخواهد کرد.» سخنگوی وزارت خارجه در پایان هشدار داد: «اگر طرف مقابل (آمریکا) با ادامه محاصره دریایی، مرتکب بدعهدی شود، این اقدام نقض آتشبس محسوب میشود و جمهوری اسلامی ایران متقابلاً اقدامات لازم را بدون تردید انجام خواهد داد.»
یادداشت
آتشبس لبنان؛ شکست پروژه جداسازی محور مقاومت از ایران
احمد دستمالچیان
سفیر اسبق ایران در لبنان
آتشبس در لبنان را نه یک «توقف موقت درگیری» که باید یک «تحول مهم» در معادلات غرب آسیا ارزیابی کرد. آنچه در هفتههای اخیر رقم خورد، صرفاً یک توافق میدانی یا دیپلماتیک نبود، بلکه برگ برندهای بود که جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر هوشمندی سیاسی و قدرت میدان، آن را به نتیجه رساند. این آتشبس دقیقاً در چهارچوب شروط دهگانه ایران شکل گرفت؛ شروطی که رژیم صهیونیستی ناچار شد برخلاف میل باطنی خود، آن را بهعنوان طرف جنگ بپذیرد.
از همان روزهای اول جنگ، راهبرد دشمن بر پایه یک «فرضیه غلط» استوار بود و آن ایجاد گسل میان محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران بود. رژیم صهیونیستی تصور میکرد با فشار نظامی بر لبنان و وعده مذاکره جداگانه با بیروت، میتواند این اتحاد راهبردی را بشکند. اما واقعیت میدان و دیپلماسی، خلاف این را ثابت کرد. محور مقاومت با صلابت و وحدت کامل، آتشبس را تحت شروط خود درآورد. این، معنایی جز این نداشت که ایران و محور مقاومت در یک طرف قضیه قرار دارند و هیچ «توافق جداگانه» وجود ندارد. این همان حقیقتی بود که رژیم صهیونیستی بشدت از پذیرش آن ابا داشت. در میانه مسیر، زمانی که شروط دهگانه ایران به عنوان «خط قرمز» مذاکرات تعیین شده بود، رژیم صهیونیستی تلاش کرد این چهارچوب را با نادیده گرفتن شروط ایران و مطرح کردن مذاکره مستقیم با دولت لبنان بشکند. اما جمهوری اسلامی ایران با قاطعیت کامل اعلام کرد که از این شروط و مواضع اعلامشده خود کوتاه نخواهد آمد. اصرار ایران بر این نکته که «هیچ توافقی بدون حضور محور مقاومت در چهارچوب کلی حل مسائل منطقه» شکل نمیگیرد، موجب شد که در نهایت، آمریکا بهعنوان حامی اصلی رژیم صهیونیستی، ناچار به پذیرش شود و تلآویو نیز آتشبس را برقرار کند.
طرف مقابل به این درک رسید که از نگاه جمهوری اسلامی ایران، مسائل منطقه در یک چهارچوب کلی و یکپارچه حلوفصل میشود. این چهارچوب شامل امنیت لبنان، سوریه، عراق، یمن و فلسطین در کنار منافع ملی ایران است. در این بین یکی از اتفاقات بسیار مهم در عرصه آتشبس حمایت عربستان سعودی از پیشنهاد ایران در لبنان بود. این موضعگیری را باید در کنار تحولات بزرگتری دید. این موضع، تغییری آشکار در رویکرد پیشین ریاض است که پیش از این، تمایل چندانی به پذیرش نقش ایران در این چهارچوب منطقه نداشت با اینکه عربستان در عمل پذیرفته است که مسائل منطقهای باید در چهارچوب همکاری کشورهای منطقه حل شود. همچنین دولت لبنان نیز که پیشتر خواهان مذاکره جداگانه بود، در عمل ناچار شد این چهارچوب را بپذیرد. این همگرایی نوظهور، یک گام درست و هوشمندانه در جهت ثبات منطقه است. در این فضا گام بعدی پیریزی نظم آینده منطقه در راستای ممانعت از دخالت بیگانگان (بهویژه آمریکا و ناتو) در امور منطقه و عدم تعارض و تجاوز به کشورهای منطقه است. این خواسته در دسته هسته سخت شروط ایران است.
آمریکا باید بپذیرد که دوران فرماندهی امنیتی آن در غرب آسیا به پایان رسیده است. این موضوع میتواند در قالب یک «طرح جامع امنیتی منطقهای» تدوین شود که در آن، همه کشورهای منطقه در سرنوشت خود سهیم باشند و تصمیمگیریهای امنیتی بدون حضور قدرتهای فرامنطقهای صورت گیرد. خواسته دوم جلوگیری از سوءاستفاده رژیم صهیونیستی از موقعیت و عدم دخالت آن در امور منطقهای است. جالب آنکه این خواسته ایران، با اتفاق نظر اکثر کشورهای منطقه از جمله پاکستان، عربستان، ترکیه و دیگر کشورهای عربی مواجه است. هیچ کشوری در منطقه به دنبال جولاندادن نامحدود به رژیم صهیونیستی نیست. جلوگیری از توسعهطلبیهای تلآویو و نقشآفرینیهای مداخلهجویانه آن، نقطه اشتراک همه کشورهای منطقه است. با تحقق این دو خواسته، در عمل توهماتی مثل پروژه «اسرائیل بزرگ» که آرزوی دیرینه آمریکا و رژیم صهیونیستی بود، با شکستی کامل مواجه خواهد شد. زیرا این پروژه تنها در سایه دخالت نظامی و امنیتی آمریکا و بلامانع بودن تجاوزات رژیم صهیونیستی معنا پیدا میکرد.

