جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران فناوری جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد
بازتعریف نظم دیجیتال جهان
رها منفرد
گروه علم و فناوری
با اعلام آتشبس دوهفتهای جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بسیاری از تحلیلگران معتقدند پیامدهای واقعی این رویارویی تازه در حال آشکار شدن است. اگرچه درگیری نظامی متوقف شده، اما آثار آن در لایههای عمیقتر نظام جهانی قابل مشاهده است. این تقابل دیگر تنها یک بحران منطقهای در خاورمیانه تلقی نمیشود بلکه از آن بهعنوان آزمونی جدی برای زیرساختهای جهانی، اقتصاد دیجیتال و امنیت فناوری یاد میشود.
جنگ اخیر نشان داد که میدان نبرد مدرن تنها به مرزهای جغرافیایی محدود نمیشود چراکه در کنار موشکها و عملیات نظامی، تقابل گسترده در فضای دیجیتال، شبکههای داده و سامانههای صنعتی هم جریان داشت. جنگ توأمان فیزیکی و سایبری، بسیاری از تحلیلگران را به این نتیجه رسانده که یکی از مهمترین پیامدهای این بحران نه تغییر مرزها، بلکه تسریع شکلگیری نظمی جدید در عرصه فناوری جهانی خواهد بود؛ نظمی که بیش از گذشته، رقابتی است.
جنگی که در شبکه داده آشکار شد
در جریان تنشها آنچه بیش از گذشته جلب توجه کرد، پیوند نزدیک میان عملیات نظامی و فعالیتهای دیجیتال بود. همین امر نشان داد که احتمالاً جنگهای آینده بیش از هر زمان دیگری در شبکهها و سیستمهای داده جریان خواهند داشت.
اقتصاد جهان امروز بر پایه شبکهای پیچیده از زیرساختهای بههمپیوسته اداره میشود؛ شبکهای که از کابلهای زیر دریا و مراکز داده ابری گرفته تا زنجیرههای تأمین نیمههادی، ماهوارهها و سامانههای پردازش هوش مصنوعی را در بر میگیرد. در جریان این بحران مشخص شد که این یکپارچگی، درعین حال میتواند به پاشنه آشیل و نقطه آسیبپذیری نیز تبدیل شود.
تنش در مسیرهای انرژی خلیج فارس، نگرانیهایی درباره تأثیر احتمالی آن بر صنایع فناوری و تولید نیمههادی ایجاد کرد. همزمان گزارشهایی از حملات سایبری و تلاش برای اختلال در برخی زیرساختهای داده و خدمات دیجیتال منتشر شد. همین تحولات باعث شد بسیاری از کارشناسان درباره شکنندگی شبکههای جهانی و میزان وابستگی اقتصاد مدرن به زیرساختهای دیجیتال هشدار دهند.
سایه تهدید بر سر غولهای فناوری
یکی از جنبههای قابل توجه این درگیری، کشیده شدن دامنه آن به حوزه شرکتها و زیرساختهای فناوری بود. در طول بحران، سایه تهدید بر تعدادی از شرکتهای بزرگ فناوری آمریکایی از جمله اپل، مایکروسافت، گوگل، متا، اچپی و تسلا وجود داشت؛ شرکتهایی که ستونهای اصلی اکوسیستم دیجیتال جهانی محسوب میشوند.
در طول جنگ رمضان، برخی تأسیسات مرتبط با زیرساختهای ابری نیز تحت فشار قرار گرفتند که ازآنها میتوان به آسیبهای تأسیسات متصل به خدمات ابری در بحرین اشاره کرد؛ زیرساختهایی که با عملیات خدمات وب آمازون ارتباط داشتند. هرچند آتشبس فعلاً از گسترش این تنشها جلوگیری کرده، اما نگرانی درباره آسیبپذیری چنین زیرساختهایی همچنان باقی است.
پیامدهای این وضعیت میتواند در زندگی روزمره نیز احساس شود. اختلال در زنجیره تأمین نیمههادیها، تولید کالاهایی مانند تلفنهای هوشمند، خودروها و تجهیزات پزشکی را کُند میکند. همچنین هک و حملات سایبری احتمالی به سیستمهای مالی میتواند دردسرساز شود. در حوزه انرژی نیز هرگونه تهدید علیه زیرساختها میتواند به افزایش قیمت سوخت و برق و در نهایت، فشار تورمی در اقتصاد منجر شود.
رقابت تازه قدرتها
از آمریکا تا چین
در پس این تحولات، رقابتی عمیقتر میان قدرتهای جهانی بر سر کنترل فناوری در حال شکلگیری است. بحران اخیر بار دیگر این دیدگاه راهبردی را برای آمریکا تقویت کرد که برتری فناوری، بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی است. واشنگتن در سالهای اخیر تلاش کرده کنترل خود بر زنجیرههای حیاتی فناوری را حفظ کند؛ از محدودیت صادرات تراشههای پیشرفته گرفته تا فشار بر متحدان برای کنار گذاشتن شرکتهایی مانند هواوی از شبکههای نسل پنجم ارتباطات. قوانینی مانند
«CHIPS and Science Act» نیز با هدف تقویت تولید داخلی نیمههادیها و کاهش وابستگی به زنجیرههای تأمین خارجی به اجرا درآمدهاند. این اقدامات نشان میدهد که راهبرد آمریکا تنها به نوآوری محدود نیست، بلکه شامل شکلدهی به استانداردها و زیرساختهای فناوری در مقیاس جهانی نیز میشود.
در سوی دیگر، چین احتمالاً این بحران را دلیلی دیگر برای تسریع برنامههای خودکفایی فناوری تلقی خواهد کرد. پکن سالهاست سرمایهگذاری گستردهای در توسعه نیمههادیهای بومی، زیرساختهای ابری مستقل و شبکههای دیجیتال تحت کنترل داخلی انجام داده است.
روسیه نیز که در سالهای اخیر به دلیل تحریمهای غرب به سمت ایجاد سیستمهای مالی و دیجیتال جایگزین حرکت کرده، ممکن است تحولات اخیر را نشانهای از ضرورت تداوم این مسیر بداند. در چنین شرایطی، آنچه درحال شکلگیری است، جهانی است که در آن کشورها بیش از گذشته به دنبال استقلال فناوری و کاهش وابستگی به زیرساختهای خارجی هستند.
در مرکز این تحولات مفهومی قرار دارد که اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است، یعنی«حاکمیت دیجیتال».این مفهوم دیگر تنها به مدیریت دادهها یا نظارت بر فضای آنلاین محدود نمیشود، بلکه به توانایی کشورها برای کنترل و حفاظت از سیستمهایی اشاره دارد که اقتصاد و امنیت آنها را شکل میدهند؛ از شبکههای ارتباطی و زیرساختهای انرژی گرفته تا زنجیرههای تأمین فناوری.
تجربه این درگیری نشان داد که وابستگی متقابل بدون سازوکارهای کنترل و تابآوری، میتواند به یک نقطه ضعف تبدیل شود. به همین دلیل بسیاری از کشورها اکنون با دقت بیشتری میپرسند اتصال آنها به شبکه جهانی از طریق زیرساختهای چه کسی و با چه میزان ریسک برقرار شده است.
در جهانی که پس از این بحران در حال شکلگیری است، حاکمیت دیگر تنها یک مفهوم سیاسی یا نظری نخواهد بود. این مفهوم بهطور مستقیم با ثبات اقتصادی، امنیت فناوری و حتی هزینه زندگی مردم پیوند خورده است؛ از قیمت انرژی گرفته تا دسترسی به خدمات دیجیتال، از همین رو بسیاری از ناظران معتقدند رقابت اصلی آینده نه فقط بر سر قلمرو، بلکه بر سر فناوری، داده و زیرساختهای دیجیتال خواهد بود.
منبع:techpolicy

