ادعای عجیب دختر سارق در گفت و گو با « ایران»:

بی‌احتیاطی مالباخته‌ها مرا وادار به سرقت کرد

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ دختر و پسر جوان که با خودروهای مسروقه در خیابان‌ها پرسه زده و کیف‌قاپی می‌کردند در آخرین سرقت هنگام فرار تصادف کرده و دستگیر شدند.

به گزارش «ایران»، چندی قبل مأموران کلانتری هنگام گشت در خیابان متوجه فریادهای کمک‌خواهی زن جوانی شدند و با نزدیک شدن به او، زن جوان گفت در حال صحبت با تلفنش بوده که ناگهان سرنشینان یک خودروی پراید تلفن همراهش را سرقت کرده و متواری شدند.
زن جوان به مأموران گفت:«سرنشینان پراید یک زن و مرد بودند اما ماسک داشتند. موفق نشدم شماره پلاک خودرو را به خاطر بسپارم اما فقط در یک لحظه دیدم که روی داشبورد خودرو، عروسک سگی قرار داشت که تکان می‌خورد.»
به دنبال اظهارات زن جوان، بلافاصله طرح مهار آغاز شد و مأموران خودروی پراید را شناسایی کردند. در استعلام شماره پلاک خودرو مشخص شد سرقتی است و چند روز قبل به سرقت رفته است. مأموران به سرنشینان خودروی پراید دستور ایست دادند اما آنها بدون توجه به هشدارهای پلیس با سرعت فرار کردند. در حالی که عملیات تعقیب و گریز ادامه داشت، پراید‌سواران حین فرار با چندین خودرو برخورد کردند و در نهایت هنگامی که قصد سبقت گرفتن از کامیونی را داشتند بشدت تصادف کرده و به دنبال آن، بلافاصله امدادگران آنها را به بیمارستان منتقل کردند. سرنشینان پراید که دختر و پسر جوانی بودند، تحت درمان قرار گرفتند اما پسر جوان به خاطر شدت جراحات و ضربه شدید به سرش به کما رفت. دختر جوان نیز پس از بهبودی نسبی به اداره پلیس منتقل شد و در بازجویی‌ها به سرقت‌های سریالی خودرو، گوشی و کیف اعتراف کرد.

گفت‌و‌گو با دختر سارق
المیرا 29 ساله که هنگام تصادف پشت فرمان خودرو بود، در بازجویی‌ها به سرقت تعداد زیادی خودرو، گوشی موبایل و کیف اعتراف کرد و گفت:«من و سهیل نامزد هستیم. ما سارق نبودیم البته وضع مالی خوبی نداشتیم و برای ازدواج هم نیازمند پول بودیم اما قصد سرقت نداشتیم. یک روز که در حال تردد در خیابان بودیم، متوجه یک خودروی پرشیا شدیم که راننده‌اش سوئیچ را روی ماشین گذاشته بود و پیاده شد تا از مغازه‌ای خرید کند. همان لحظه به شوخی به سهیل گفتم می‌خواهی شرط‌بندی کنیم که تا صاحب خودرو بیرون بیاد ما ماشین را سرقت کنیم. همه چیز واقعاً با یک شوخی شروع شد و از آنجایی که من دست‌فرمان خوبی دارم و در مسابقات ماشین‌سواری نیز شرکت می‌کنم، پشت فرمان نشستم و خودرو را سرقت کردم.

با خودروی سرقتی چه کردید؟
دور‌دور کردیم، به مسافرت کوتاهی رفتیم و بعد از چند روز هم خودرو را رها کردیم. اما وسوسه تکرار این کار به جانمان افتاد و سرقت‌های دیگری با همین شیوه انجام دادیم. در خیابان‌ها پرسه می‌زدیم و با دیدن خودروهایی که روشن رها شده بود، آن را سرقت می‌کردیم. اما کم‌کم تصمیم گرفتیم سرقت‌هایی انجام دهیم که پولی هم دستمان بیاید، برای همین با ماشین سرقتی، گوشی‌قاپی و کیف‌قاپی می‌کردیم و هنگام رها کردن خودرو، وسایل داخل آن را به سرقت می‌بردیم.

سرقت را چه کسی انجام می‌داد؟
من که پشت فرمان خودرو بودم و سهیل نقش قاپیدن را به عهده می‌گرفت.

نمی‌ترسیدید دستگیر شوید؟
ترس که داشتیم ولی هیجان و وسوسه باعث شد ادامه دهیم. این‌بار هم بد آوردیم؛ اگر هنگام سبقت از کامیون، ماشینی از جلو نمی‌آمد، کامیون را رد کرده بودیم و پلیس دیگر نمی‌توانست ما را دستگیر کند. متأسفانه در این فرار سهیل آسیب شدیدی دید.

تحصیلاتت چقدر است؟ 
لیسانس دارم.

چرا دنبال کار درست و حسابی نرفتی؟
کدام کار؟ خیلی دنبال کار بودم اما یا موقتی بود یا کم‌درآمد. نمی‌خواستم دنبال کار خلاف بروم اما خب نشد دیگر. از طرفی تقصیر مالباخته‌ها بود که ما سارق شدیم. نمی‌دانم چرا راننده‌ها خودروی روشن را رها می‌کنند کنار خیابان و به سراغ کارهایشان می‌روند یا اینکه چرا باید مالباخته‌ها در خیابان گوشی‌هایشان را در دست بگیرند و حرف بزنند و بی‌محابا راه بروند. بی‌شک اگر آنها محتاط‌‌‌تر عمل می‌کردند، ما هم وسوسه سرقت به سراغمان نمی‌آمد. 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار
 - شماره نه هزار - ۲۶ فروردین ۱۴۰۵