واکنشهای بینالمللی به پایان مذاکرات اسلام آباد حول چه محوری چرخید؟
ترامپ در محاصره گزینههای نامطلوب
مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد پس از ساعتها گفتوگو بدون دستیابی به توافق به پایان رسید. این اتفاق بلافاصله موجی از واکنشها را در سطح بینالمللی به دنبال داشت. در حالی که واشنگتن از احتمال اقدامات سختگیرانه از جمله «محاصره دریایی» سخن گفته، روسیه بر لزوم تداوم دیپلماسی و پرهیز از شتابزدگی تأکید کرده و برخی کشورها نیز نسبت به پیامدهای تشدید تنش هشدار دادهاند. تحلیل رسانههای بینالمللی اما حاکی از وضعیت دشوار دونالد ترامپ در گفتوگوهای اسلام آباد است و اگر مذاکرات شکست بخورد هیچ گزینه مطلوبی برای کاخ سفید وجود نخواهد داشت.
واکنشهای بینالمللی
جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، پس از پایان مذاکرات اعلام کرد که مذاکرات با ایران پس از ساعتها گفتوگو بدون دستیابی به توافق به پایان رسید. وی اذعان کرد که با وجود تلاشهای میانجیگرانه، از جمله نقش هیأت پاکستانی در نزدیک کردن دیدگاهها، طرفین به توافقی قابل قبول دست نیافتهاند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا نیز در اولین واکنش خود پس از پایان مذاکرات، ایران را به «محاصره دریایی» تهدید کرد. ترامپ با انتشار پستی در شبکه تروث سوشال با استفاده از تیتر مقالهای در مورد محاصره دریایی ونزوئلا ادعا کرد: «اگر ایران کوتاه نیاید کارت آمریکا: محاصره دریایی.»
میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی در وین، در پیامی با انتقاد از مواضع «جیدی ونس» معاون رئیسجمهوری آمریکا پس از مذاکرات اسلامآباد، گفت که به نتیجه رسیدن دیپلماسی با ایران بر سر مسائل پیچیده موجود نیازمند چندین دور مذاکرات است و انتظار زود به نتیجه رسیدن مذاکرات تنها در صورتی واقعبینانه است که یکی از طرفین آماده تسلیم باشد.
در ادامه دیمیتری پسکوف، سخنگوی کاخ کرملین از تماس تلفنی ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه با مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری کشورمان خبر داد. خبرگزاری ریانووستی به نقل از پسکوف نوشت: «پوتین به پزشکیان پیشنهاد کرد به حلوفصل سیاسی و دیپلماتیک بحران ایران کمک کند.» به گفته او، رئیسجمهوری ایران نتایج حاصل از مذاکرات اسلامآباد میان ایران و آمریکا که به میزبانی پاکستان انجام شد را به اطلاع پوتین رساند.
محمد اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان هم در واکنش به پایان بینتیجه مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد در پی زیادهخواهی آمریکا گفت: «اسلامآباد به تلاشهای لازم برای دستیابی به توافق میان طرفین آمریکایی و ایرانی ادامه خواهد داد.» وی در ادامه خواستار حفظ آتشبس میان ایران و آمریکا شد و گفت «امیدواریم دو طرف آمریکایی و ایرانی همچنان به آتشبس پایبند بمانند.»
کییر استارمر، نخستوزیر انگلیس و هیثم بن طارق، سلطان عمان نیز یز درباره عدم دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا گفتوگو کردند.
در ادامه واکنشهای بینالمللی به عدم دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا، پنی وانگ، وزیر امور خارجه استرالیا، با ناامید کننده خواندن شکست مذاکرات آمریکا- ایران در اسلام آباد از طرفین خواست به عنوان یک اولویت به مذاکرات بازگردند. وی هشدار داد که «هرگونه تشدید درگیری، هزینه انسانی بیشتری را تحمیل خواهد کرد و اقتصاد جهانی را بیشتر تحت تأثیر قرار خواهد داد.»
ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) هم در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، با اشاره به مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد، نوشت که تلاش واشنگتن برای تحمیل شرایط به ایران محکوم به شکست بود.
شکاف عمیق تهران و واشنگتن
رسانههای بینالمللی بر این نکته توافق دارند که شکست این دور از مذاکرات غافلگیرکننده نبود، بلکه نتیجه شکاف عمیق در مواضع دو طرف بویژه در رابطه با برنامه هستهای ایران و آینده ترتیبات امنیتی در منطقه بود.
نیویورک تایمز مهمترین نقطه اختلاف را در پافشاری واشنگتن بر پایان کامل برنامه هستهای ایران میداند، در حالی که تهران بر حق خود برای غنیسازی اورانیوم تأکید دارد و از چشمپوشی از توانمندیهای راهبردی خود خودداری میکند. اختلافات همچنین پروندههای دیگری را نیز دربر میگرفت؛ از جمله کنترل تنگه هرمز، لغو تحریمهای اقتصادی اعمالشده علیه ایران، آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و غرامتهای مرتبط با جنگ، همچنین درخواست برقراری آتشبس در لبنان.
در این چهارچوب، ایالات متحده پیشنهادی بهصورت «بپذیر یا رها کن» ارائه داد، اما ایران آن را رد کرد؛ موضعی که نشاندهنده سرسختی متقابل است. این وضعیت این پرسش مهم را مطرح میکند: پس چه خواهد شد؟ دولت ترامپ اکنون در برابر گزینههایی «نامطلوب» قرار گرفته است؛ گزینههایی که از ورود به مذاکراتی طولانی و پیچیده تا بازگشت به جنگ، یا تلاش برای مدیریت بحران بدون دستیابی به راهحلی ریشهای، در نوسان است. ازسرگیری درگیریها همچنین میتواند به تشدید بحران جهانی انرژی منجر شود، بویژه با توجه به ارتباط این مناقشه با تنگه هرمز که بهعنوان شریان حیاتی تأمین نفت به شمار میرود.
واشنگتن پست اشاره کرده است که این دور از مذاکرات، بالاترین سطح تماس مستقیم میان دو کشور در دهههای اخیر بوده، اما بدون هیچ پیشرفت ملموسی پایان یافته است؛ در حالی که از نظر تئوریک، همچنان راه برای ازسرگیری گفتوگوها باز مانده است.
سه سناریو برای آینده
در این فضای پیچیده، روزنامه تلگراف سه سناریوی اصلی برای آنچه ممکن است در ادامه رخ دهد را مشخص کرده است:
اول، ازسرگیری مذاکرات تحت فشار: خروج هیأت آمریکایی میتواند یک اقدام تاکتیکی برای وادار کردن ایران به ارائه امتیازهای بعدی باشد، اما این روزنامه هشدار میدهد که چنین مسیری ممکن است باعث طولانیتر شدن بحران و تکرار وضعیت بنبست فعلی شود.
دوم، بازگشت به تشدید نظامی: این سناریو شامل ازسرگیری جنگ در مقیاس گسترده یا انجام عملیات محدود، بویژه در تنگه هرمز است. خطر اصلی این است که میتواند باعث اختلال در بازارهای جهانی انرژی و افزایش نرخ تورم شود، علاوه بر افزایش فشارهای سیاسی داخلی بر دولت آمریکا.
سوم، پایان جنگ بدون توافق: طبق این گزارش، ممکن است رئیسجمهوری آمریکا عملیات نظامی را بدون رسیدن به توافق رسمی پایان دهد، اما این گزینه میتواند بهعنوان عقبنشینی آمریکا تعبیر شود و مسائل اساسی، بدون دستیابی به راهحل باقی بماند.
این گزارشها نشان میدهد که نتیجه این دور از مذاکرات به واقعیتی پیچیده منجر شده است: ایالات متحده تمایلی به جنگ طولانی و پرهزینه ندارد و ایران نیز با توجه به تحمل هزینه جنگ از ارائه امتیازهای زیاده خواهانه طرف مهاجم که در جنگ شکست خورده است خودداری میکند. در نتیجه، صحنه همچنان بر سه احتمال باز است: مذاکرات طولانی، تشدید تنشها یا یک توافق شکننده.
چرا آتشبس دوام خواهد آورد؟
فارن افرز به موضوع آتشبس میان ایالات متحده و ایران پرداخته و آن را نه نتیجه پیروزی قاطع هیچیک از طرفین، بلکه نوعی «توازن تحمیلی» دانسته است که خودِ ماهیت تشدید درگیری نظامی آن را ایجاد کرده است. این تحلیل که به قلم گیدئون رز است، میگوید: «هر دو طرف اعلام کردهاند که پیروز شدهاند و هر کدام طرف مقابل را مسئول عقبنشینی میدانند؛ اما واقعیت از منظر تحلیل پویاییهای جنگ نشان میدهد که دو طرف به نقطه فرسایش متقابل رسیدهاند، جایی که ادامه درگیریها نسبت به توقف آن کمفایدهتر شده است.»
این تحلیل از این ایده آغاز میشود که جنگها سه مرحله دارند: یک مرحله ابتدایی نظامی که شامل استقرار نیروها و درگیری مستقیم است؛ یک مرحله میانی که در آن درگیریها شدت میگیرد با هدف درهم شکستن اراده طرف مقابل و در نهایت مرحلهای پایانی که نشانههای مصالحه در آن ظاهر میشود، زمانی که هزینه ادامه جنگ در مقایسه با نتایج احتمالی آن آشکار میگردد.
نویسنده تأکید میکند که جنگ میان واشنگتن و تهران در عمل وارد همین مرحله پایانی شده است؛ زیرا مشخص شده هیچیک از طرفین قادر به تحمیل تسلیم کامل نیست و ادامه درگیریها تنها به افزایش خسارات بدون دستاوردهای واقعی بیشتر منجر خواهد شد.
برای توضیح این منطق، گیدئون رز نویسنده این مقاله و سردبیر سابق فارن افرز از یک مدل اقتصادی شناختهشده با نام «مزایده دلار» استفاده کرده است؛ مدلی که در آن دو طرف وارد رقابت مزایدهای برای مبلغی کوچک میشوند، اما هر دو متعهد هستند آخرین مبلغ پیشنهادی خود را پرداخت کنند. این وضعیت بهتدریج باعث یک تشدید غیرمنطقی در پیشنهادها میشود، زیرا هر طرف برای کاهش زیان خود پیشنهادها را بالا میبرد، تا جایی که عقبنشینی بسیار پرهزینه میشود.

