زوج میانسال به خاطر خدا قاتل پسرشان را بخشیدند

گروه حوادث: مرضیه همایونی/مرد جوان که در جنایتی آتشین دوست خود را به خاطر سوءظن به قتل رسانده بود، با بخشش اولیای دم به خاطر رضای خدا، از مجازات مرگ رهایی یافت.
به گزارش «ایران»، 25 مرداد سال 96 رهگذران در حال عبور از جاده‌ای در حوالی بخش آفتاب استان تهران بودند که با صحنه‌ای تلخ و تکان دهنده مواجه شدند. آنها خودروی پژویی را مشاهده کردند که در آتش می‌‌سوخت وقتی به خودرو نزدیک شدند مرد جوانی را دیدند که داخل خودرو حبس شده بود و مرد دیگری نیز بیرون خودرو افتاده و لباس‌هایش آتش گرفته بود.
آنها بلافاصله با آتش‌نشانی تماس گرفته و سعی کردند دو مرد را از میان شعله‌های آتش نجات دهند. با حضور آتش‌نشانان، دو مرد جوان که یکی از آنها به شدت دچار سوختگی شده و دیگری دست‌ها و صورتش آسیب دیده بود برای درمان به بیمارستان منتقل شدند و خودرو نیز خاموش شد.
حریق عمدی
سروش، مردی که دچار سوختگی شدید شده بود ساعاتی بعد جانش را از دست داد اما امیر جان سالم برد. امیر ابتدا گفت: «سروش مکانیک و از دوستانم بود؛ می‌‌خواستم به مسافرت بروم. به همین دلیل از او خواستم نگاهی به ماشین بیندازد. در حال تعمیر خودروام بود که ناگهان ماشین آتش گرفت و هر دویمان دچار سوختگی شدیم.»
با آنکه مرد جوان مدعی بود حریق حادثه‌ای بوده، کارشناسان آتش‌نشانی و خودرو اعلام کردند که آتش‌سوزی عمدی بوده و آتش به واسطه شعله‌ور شدن بنزین رخ داده است. با برملا شدن این موضوع، امیر به عنوان متهم اصلی پرونده بازداشت شد و در مواجهه با تحقیقات به قتل اعتراف کرد.
مرد جوان مدعی شد: «سروش دوستم بود و به خانه ما رفت و آمد داشت. مدتی بود که به او مشکوک شده بودم و تصور می‌‌کردم با همسرم ارتباط پنهانی دارد. از همسرم پرسیدم اما او منکر شد با این حال رفتارهای همسرم مدتی بود که عوض شده و من تغییر رفتارهای او را به خاطر رابطه پنهانی‌اش با سروش می‌‌دانستم.» او ادامه داد: «شک مثل خوره به جانم افتاده بود و تصور این ماجرا لحظه‌ای مرا رها نمی‌کرد. چاره‌ای نداشتم جز انتقام. روز حادثه به بهانه اینکه قصد مسافرت دارم، از سروش خواستم به خودروام نگاهی بیندازد. وقتی داخل خودرو نشست، از او پرسیدم که با همسرم در رابطه است؟ اما سروش با تعجب نگاهم کرد و گفت تو دیوانه شده‌ای و اشتباه می‌‌کنی. اما جواب او برای من که شک تمام وجودم را فرا گرفته بود قانع کننده نبود؛ بعد تصمیم گرفتم نقشه‌ای را که در سر داشتم، عملی کنم. در حالی که پشت فرمان ماشینم نشسته بود تا ماشین را بررسی کند، مقداری بنزین رویش ریختم اما در این میان مقداری بنزین هم روی خودم ریخت. در چشم برهم زدنی از ماشین پیاده شده و فندک را زدم. به قدری این کار سریع انجام شد که سروش فرصت نکرد از ماشین بیرون بیاید و شعله‌های آتش او را محاصره کردند و خودم نیز آسیب دیدم. بعد از فوت سروش متوجه شدم من اشتباه کرده بودم و هیچ رابطه‌ای بین او و همسرم نبوده و او را بی گناه به قتل رسانده بودم.»
 
9 سال هراس بین مرگ و زندگی
با اعتراف مرد جوان به جنایت و تکمیل تحقیقات، او در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. قضات دادگاه باتوجه به درخواست اولیای دم برای اشد مجازات، اعترافات متهم، بازسازی صحنه جنایت و مدارک و شواهد موجود در پرونده حکم قصاص را صادر کردند.
با تأیید این حکم در دیوان عالی کشور، پرونده برای اجرا به دادسرای امور جنایی پایتخت ارجاع شد. مدتی بعد از تأیید حکم، نام امیر در لیست محکومان اجرای حکم قرار گرفت و مرد جوان به سلول انفرادی منتقل شد تا ساعاتی بعد به دار مجازات آویخته شود. اما زمانی که به حیاط زندان منتقل شد تا حکم اجرا شود با تلاش واحد صلح و سازش دادسرای امور جنایی پایتخت، موفق شد پای چوبه دار از اولیای دم مهلت بگیرد. با پایان یافتن مهلتی که اولیای دم به مرد زندانی داده بودند، بار دیگر نام او در لیست محکومان به اجرای حکم قرار گرفت، این بار نیز جلسات متعدد صلح و سازش در دادسرای جنایی برگزار شد.
امیر که بار دیگر در نزدیکی چوبه دار قرار گرفته بود، در حالی که تصور می‌‌کرد حکم قصاصش به زودی اجرا شود، در کمال ناباوری با بخشش اولیای دم مواجه شد.
پدر و مادر سروش که از اعدام وی چشم‌پوشی کرده بودند، اظهار داشتند فقط برای رضای خدا، از قصاص قاتل پسرشان گذشت کرده و برگه آزادی امیر را امضا کردند. با این بخشش، امیر که حدود 9 سال در زندان با هراس مرگ دست و پنجه نرم می‌‌کرد، به زودی از زندان آزاد خواهد شد و زندگی جدیدی را آغاز خواهد کرد.
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ایران زمین
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و نود و نه
 - شماره هشت هزار و نهصد و نود و نه - ۲۴ فروردین ۱۴۰۵