ذخایر خونی ایام نوروز رکورد ۱۰ سال گذشته را شکست
صف طولانی برای اهدای زندگی
مرجان قندی
گروه گزارش
همه ساله در ایام تعطیلات نوروزی به دلیل کاهش آمار مراجعهکنندگان و افزایش مصدومین ناشی از حوادث ترافیکی، ذخایر خونی با افت قابل ملاحظهای همراه بود. اما امسال با وجود جنگ تحمیلی صهیونی-آمریکایی این موضوع با روندی متفاوت رقم خورد.
مدیرعامل سازمان انتقال خون ایران اعلام کرد که ذخایر خونی کشور در بازه ابتدای سال تا ۱۵ فروردین، با رشدی نزدیک به دو برابر، به رکوردی تاریخی در 10 سال گذشته رسید. دکتر احمد قرهباغیان این افزایش چشمگیر را نتیجه همبستگی و همراهی فوقالعاده مردم دانست؛ همراهی که علاوه بر پوشش نیاز بیماران، پیشبینیها درباره افت ذخایر را هم بهطور کامل تغییر داد.
این تجربه موفق، یادآور نقش حیاتی مردم در دورههای بحرانی است؛ نقشی که در زمان جنگها و بحرانهای مشابه، اهمیتی دوچندان پیدا میکند. حاج حسن 47 ساله و از کسبه بازار تهران و از اهداکنندگان با خنده میگوید: «گروه خونی من o منفی و مثل طلاست، وقتی خبر نیاز به این گروه خونی را شنیدم، گفتم باید سهم خودم را ادا کنم.»
او با بیان اینکه این خون صدقه من برای سلامتی همه مردم وطنم است، میگوید: «برای اهدای خون دو ساعت در صف منتظر ماندم تا نوبتم شود، به نظرم حتی در سختترین روزها، نور همدلی میتواند از دل مردم بتابد و قدرت بدهد.»
این اهداکننده میگوید: «ما صف میکشیم؛ نه برای کالای سهمیهای یا بنزین و... برای اهدای خون و یا فدا کردن جان برای حفظ وطن. من صف مردم برای اهدای خون را یکی از معدود صحنههای باشکوهی بود که در روزهای جنگ تحمیلی دیدم. وقتی میدیدم مردم با وجود همه حملات وحشیانه و مشکلات این روزها، داوطلبانه میآیند تا بخشی از وجود خودشان را هدیه بدهند، میفهمیدم که امید هنوز در دل مردم زنده است.»
او توضیح میدهد: «من تقریباً اول هر فصل یکبار خون اهدا میکنم اما با شرایط موجود سعی میکنم این فاصله زمانی را کم کنم.»
سهیل 34 ساله، مربی بدنسازی است. او هم از اهداکنندگان دائم است، میگوید: «10 سالی میشود که دائم اهدای خون را انجام میدهم.»
او با خنده میگوید: «نمیخواهم با این حرف پز بدهم، این سبک زندگیام است! ما سعی میکنیم مراکز اهدای خون را خالی نگذاریم تا دغدغهای در این زمینه به وجود نیاید.
این همدلی، کوچکترین کاری است که میتوانم در شرایط حال حاضر کشورم انجام بدهم.»
فاطمه، دانشجوی کامپیوتر است. او با بیان اینکه در تعطیلات نوروز و همزمان با جنگ تحمیلی برای دومین بار همراه خواهر دوقلویش برای اهدای خون رفته است، میگوید: «من اولین بار پاییز بود که در واحد سیار سازمان انتقال خون که به دانشگاه آمده بود، خون اهدا کردم. یک پیام در گروه دانشجویی من را به این کارترغیب کرد؛ «اهدای خون، اهدای زندگی.» فکر کردم، من که همه شرایط لازم برای اهدای خون را دارم پس چرا از انجام آن دریغ کنم. در تعطیلات نوروز برای دومین بار خون اهدا کردم. هر دو بار احساس عجیبی داشتم، مثل اینکه یک کار کوچک، اما مهم، انجام دادهام.»
بابایی، پزشک اورژانس و از اهداکنندگان و مروجان فعال برای اهدای خون است. او درباره اینکه چرا اینقدر از این کار حمایت میکند، میگوید: «من هر روز با مرگ و زندگی آدمها سر و کار دارم. زمان تزریق خون برای بیماران به این فکر میکنم که دوستی ناآشنا جان او را نجات داده است و این خیلی اتفاق زیبایی است.»
او میگوید: «خودم هر دو ماه حتماً خون اهدا میکنم نه برای افتخارآفرینی، نه برای شناخته شدن و... فقط برای اینکه بگویم من هم میخواهم یک بخشی از این زنجیره امید باشم.»
مردم در اوج روزهای سخت جنگ تحمیلی صهیونی-آمریکایی علیه ایران، با اهدای خون، عشق و امید را در جامعه جاری کردهاند. این همدلی قصه واقعی ایثار است؛ قصه مردمانی که نشان دادهاند حتی در اوج بحران، نوعدوستی، وطنپرستی و فداکاری فراموش نمیشود.

