نگاهی به هژمونی جدید انرژی در گذرگاهی که جهان به آن چشم دوخته است

اهرم ژئوپلتیک ایران، محور بندهای آتش‌بس

همه‌چیز به‌ظاهر آرام شده است و واژه «بازگشایی» گذرگاه طلایی خلیج فارس در تیتر اخبار تکرار می‌شود. اما اگر کمی دقیق‌تر به آنچه در این گذرگاه باریک و حیاتی می‌گذرد نگاه کنیم، تصویر کاملاً متفاوتی شکل می‌گیرد که به جای بازگشت به گذشته، بیانگر  ورود به یک نظم جدید در این منطقه است.
آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، صرفاً باز شدن یک مسیر دریایی نیست. کشتی‌ها عبور می‌کنند، اما نه در فضایی کاملاً آزاد بلکه در شرایطی که نوعی نظارت و مدیریت بیشتر از قبل بر این رفت‌وآمدها حاکم است. به بیان دیگر، تنگه هرمز که قبلاً به صورت مسیر آزاد بین‌المللی تصور می‌شد، به فضایی تبدیل شده که قواعد آن دیگر صرفاً توسط قوانین کلاسیک دریانوردی تعیین نمی‌شود.
اهمیت این تغییر زمانی روشن‌‌تر می‌شود که بدانیم حدود یک‌پنجم انرژی جهان از همین نقطه عبور می‌کند. به همین دلیل، هر اختلال کوتاه می‌تواند بلافاصله بازار جهانی را دچار شوک کند. در جریان تجاوز نظامی به ایران  نیز همین اتفاق افتاد و قیمت‌ انرژی جهش پیدا کرد، مسیرهای جایگزین زیر سؤال رفت و بار دیگر مشخص شد که تنگه هرمز فقط یک مسیر جغرافیایی نیست، بلکه یکی از حساس‌ترین گره‌های اقتصاد جهانی است.
اما آنچه این بار وضعیت را متفاوت کرده، نحوه بازگشت جریان انرژی است. بر اساس تحلیل‌ وال استریت ژورنال، عبور کشتی‌ها دیگر به معنای بازگشت به شرایط قبل از بحران نیست. صحبت از مدلی است که در آن، عبور و مرور می‌تواند مشروط، انتخابی و حتی در آینده همراه با سازوکارهای جدیدی مانند دریافت عوارض باشد. این یعنی بازگشایی با نوعی مدیریت که می‌تواند هر لحظه تغییر کند.
در همین حال، ارزیابی‌های منتشرشده توسط رویترز نشان می‌دهد که این وضعیت جدید موقتی تلقی نمی‌شود. بر اساس این گزارش‌ها، کنترل تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلتیکی در منطقه تبدیل شده، اهرمی که به‌سادگی کنار گذاشته نخواهد شد. حتی در برخی تحلیل‌ها تأکید شده که استفاده از این ابزار، در عمل می‌تواند تأثیری فوری‌تر و ملموس‌تر از بسیاری از ابزارهای سنتی قدرت داشته باشد.
پیش از وقوع جنگ، موقعیت ایران در تنگه‌هرمز عمدتاً در چهارچوب «بازدارندگی» تعریف می‌شد. ایران همواره با اتکا به موقعیت ژئوپلتیکی و توانمندی‌های نظامی خود، این پیام را منتقل کرده بود که در صورت لزوم، قادر به کنترل یا حتی انسداد این مسیر راهبردی است. با این حال، در عمل، عبور و مرور کشتی‌های حامل انرژی در چهارچوبی نسبتاً باثبات ادامه داشت و نقش ایران بیشتر در سطح یک قدرت بالقوه و بازدارنده ارزیابی می‌شد.
اما جنگ اخیر، این معادله را به‌ صورت بنیادین تغییر داد. در جریان این تحولات، ایران توانست قابلیت‌های خود را در سطح عملیاتی به نمایش بگذارد و نشان دهد که کنترل تنگه هرمز نه صرفاً یک امکان نظری، بلکه یک واقعیت اجرایی است. این تحول، نقطه عطفی در درک جهانی از جایگاه ایران محسوب می‌شود، به‌گونه‌ای که کنترل این گذرگاه به یکی از مهم‌ترین ابزارهای اثرگذاری ژئوپلتیکی ایران تبدیل شده است. 
در همین راستا، «ایران» در گفت‌وگو با کارشناسان انرژی به الگوی جدید امنیت انرژی در خاورمیانه پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

تنگه هرمز، مهم‌ترین بند آتش‌بس است
مصطفی سعیدی، کارشناس انرژی در گفت‌و‌گو با «ایران» با اشاره به مفاد آتش‌بس اظهار کرد: «با توجه به اخبار و گزارش‌های منتشرشده در خبرگزاری‌های داخلی، ایران در مجموع 10 ‌بند را برای مذاکرات بعد از آتش‌بس مطرح کرده، اما مهم‌ترین آنها مربوط به تنگه هرمز، از جمله تأکید بر حاکمیت ایران بر این گذرگاه و امکان دریافت عوارض است.»
او افزود: «ممکن است آمریکا طی مذاکره نسبت به برخی از این بندها تعهدی نشان ندهد یا از اجرای آنها سر باز زند، اما بند مرتبط با تنگه هرمز اهمیت ویژه‌ای دارد که باید حتماً محقق شود.» سعیدی در ادامه تأکید کرد: «همچنین یکی دیگر از مهم‌ترین موضوعات، بازگشت خسارات ناشی از این جنگ است که باید با جدیت دنبال شود.»
وی درباره روند آغاز و پایان جنگ گفت: «طرف مقابل در ابتدای تجاوز خود بدون اطلاع قبلی اقدام کرد و مدعی بود که ظرف دو تا سه روز کار را تمام می‌کند. اما در پایان، خودشان جنگ را خاتمه دادند و حتی به انتشار توئیت عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، استناد کردند. در واقع، همان‌طور که خودشان آغاز کردند، پایان را با چهارچوبی که ما قرار دادیم رقم زدند.»
این کارشناس انرژی با اشاره به مطالبات ایران گفت: «ممکن است همه این 10 ‌بند محقق نشود، اما باید با رویکرد حداکثری وارد شد. بنابراین در این میان، مهم‌ترین بند همان موضوع تنگه هرمز است که پیش‌تر به آن اشاره شد.» 
همچنین سعیدی در تشریح ابعاد جنگ اخیر تأکید کرد: «مهم‌ترین عامل در این جنگ، نه حملات نظامی مستقیم دو طرف، بلکه قدرت ژئوپلتیک ایران و تسلط بر تنگه هرمز است. بنابراین فشار اصلی بر طرف مقابل از مسیر کنترل این گذرگاه حیاتی انرژی وارد شد، نه از طریق عملیات نظامی.»
سعیدی با اشاره به توان طرف مقابل در بازسازی تجهیزات و تأسیسات آسیب‌دیده، گفت: «آنها با وجود برخورداری از منابع مالی، می‌توانند خسارات ناشی از حملات پهپادی و موشکی را جبران کنند، اما افزایش قیمت نفت فشار قابل‌توجهی برای آنها ایجاد کرده است.»
وی همچنین به تناقض‌گویی در اظهارات دونالد ترامپ اشاره کرد و افزود: «رئیس‌جمهوری آمریکا در مقاطعی اعلام می‌کرد موضوع تنگه هرمز به او ارتباطی ندارد و هر کشوری می‌خواهد آن را باز کند، اما در ادامه از شرکای خود درخواست کمک کرد که پاسخی دریافت نکرد. در روزهای پایانی نیز تهدید کرد به هر قیمتی باید این تنگه باز شود. این نشان می‌دهد که این اهرم، به‌طور جدی طرف مقابل را تحت فشار قرار داده بود.» 
 
لزوم حفظ اهرم فشار تا توافق جامع
وی در ادامه بیان کرد: «نباید به‌ طور ناگهانی اجازه عبور به همه کشتی‌ها داده شود؛ برای مثال روزانه 10 کشتی باید اجازه عبور پیدا کنند، این وضعیت باید به ‌صورت محدود و کنترل‌شده باقی بماند و فشار روی طرف مقابل حفظ شود. قطعاً شرایط به قبل باز نخواهد گشت و مهم‌ترین ابزار ما در این میان، همین تنگه هرمز است.»
سعیدی افزود: «بنابراین هدف این است که وضعیت تنگه به حالت نرمال قبل باز نگردد تا زمانی که توافقنامه جامع یا تعهدنامه‌ای مشخص امضا شود. این فشار همچنان باید بر گرده تیم ترامپ و طرف مقابل باقی بماند. زیرا اگر همین امروز عبور همه کشتی‌ها آزاد شود، این اهرم حیاتی را از دست خواهیم داد.»
وی در ادامه هشدار داد: «پس اگر نفت آزاد و بدون محدودیت از این منطقه صادر شود، طرف مقابل ممکن است ظرف مدت کوتاهی از فرصت استفاده کرده و درگیری‌ها را ادامه دهد. بنابراین حفظ این فشار برای جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده طرف مقابل اهمیت کلیدی دارد.» 
 
وضعیت حقوقی و بین‌المللی 
تنگه هرمز
محسن قمصری، کارشناس نفت وگاز، درباره وضعیت کنونی تنگه هرمز گفت: «تنگه هرمز قبلاً و حتی در زمان جنگ  همواره تحت کنترل ایران بوده است. شاید اکنون ملاحظات بیشتری لحاظ شود، اما اصولاً وقتی در زمان جنگ کنترل آن در اختیار ایران بوده، اکنون نیز همین وضعیت برقرار است.»
وی در خصوص جنبه‌های حقوقی عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز توضیح داد: «این جنگ به دنیا ثابت کرد که تنگه هرمز جزو آب‌های بین‌المللی نیست. طبق قوانین بین‌المللی، ایران و عمان هر کدام تا ۱۲ مایل  دریایی از سواحل خود در تنگه هرمز را به‌عنوان آب‌های سرزمینی‌شان می‌دانند و از آنجا که فاصله بین جزیره لارک ایران و جزیره قوین (ام‌سلامه) عمان کمتر از ۲۴ مایل دریایی است، این دو محدوده ۱۲ مایلی ایران و عمان در تنگه به هم می‌رسند. یعنی در این بخش از تنگه هرمز، در عمل آب آزاد بین‌المللی وجود ندارد و کل این مسیر در محدوده آب‌های سرزمینی ایران و عمان قرار می‌گیرد و این ثابت می‌کند که آب‌های این تنگه بین‌المللی نیست و مشترک بین ایران و عمان است. بر این اساس، حق ایران خواهد بود که کشتی‌ها تنها طبق نظرات و ضوابط ایران از این مسیر عبور کنند و دیگر مثل گذشته آزاد نخواهند بود.»
 
الگوی جدید امنیت انرژی 
در خاورمیانه
قمصری افزود: «به نظر من یکی از دستاوردهای این جنگ این است که دیگر کسی نمی‌تواند بدون هیچ مانعی عبور کند. این الگوی جدید باعث شد امنیت انرژی در خاورمیانه تغییر کند.»
 او در ادامه گفت: «قاعدتاً این منطقه از ابتدا یک نقطه ژئوپلتیک بوده است. دلیل اینکه قدرت‌های سلطه‌گر به این منطقه نگاه داشته‌اند، همین اهمیت ژئوپلتیک آن است. قبلاً  به دلایلی ایران پیش از این اعمال حاکمیت را اعلام نمی‌کرد، اما در شرایط فعلی قصد دارد آن را اجرایی کند. بنابراین، این تنگه همچنان اهمیت ژئوپلتیک خود را حفظ کرده و در افکار عمومی بیشتر نمایان شده است.» 
پیش‌بینی وضعیت قیمت انرژی 
در میانه آتش‌بس
قمصری درباره بازگشت قیمت انرژی به سطح قبل از جنگ گفت: «به صورت قطعی نمی‌توان پیش‌بینی کرد، زیرا هنوز جنگ به طور کامل پایان نیافته و آتش‌بس فعلی موقت است. باید دید نتیجه مذاکرات دوهفته‌ای چه خواهد شد. اگر این مذاکرات به یک تعهدنامه یا معاهده بین‌المللی بین ایران و گروه‌های مقابل منجر شود، احتمال کاهش قیمت وجود دارد.»
وی همچنین توضیح داد: «قیمت کنونی انرژی نتیجه جنگ یا محاصره نیست، بلکه به دلیل شرایط بورس‌های جهان تلاش شده قیمت‌ها کنترل شود. در غیر این صورت، در شرایط جنگی قیمت‌ها باید بیش از این افزایش می‌یافت. حالا باید منتظر بود که مدیریت جهانی اقتصاد پس از جنگ چگونه عمل کند و روند بازار انرژی به چه شکل ادامه یابد.»

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و نود و شش
 - شماره هشت هزار و نهصد و نود و شش - ۲۰ فروردین ۱۴۰۵