همدستی خواهر و برادر برای دستبرد به خانه عمو
گروه حوادث: مرضیه همایونی/ مهندس میانسال وقتی از سفر برگشت و با سرقت عتیقههایش روبهرو شد، تصور نمیکرد راز این سرقت میلیاردی در سینه دختر و پسر آشنا باشد.
به گزارش «ایران»، چندی قبل مرد میانسالی هنگام بازگشت از مسافرت چند روزه به محض ورود به خانهاش با صحنه عجیبی مواجه شد؛ تمام وسایل باارزش خانه و عتیقههایی که در این سالها جمعآوری کرده بود، به همراه مقداری دلار و سکه به سرقت رفته بود. او بلافاصله با پلیس تماس گرفت و گزارش سرقت را اعلام کرد، وقتی تیم تحقیق وارد عمل شدند، بازرسیهای اولیه نشان میداد درِ خانه با کلید باز شده است. کارآگاهان پلیس در بازبینی دوربینهای مداربسته، دو مرد را مشاهده کردند که صورتهایشان را با ماسک پوشانده بودند و از خانه خارج شدند.
سرنخی از سارقان
دوربینها همچنین نشان میداد سارقان با پای پیاده از محل متواری شدهاند. زمانی که دوربینهای دیگر مسیر فرار سارقان مورد بازبینی قرار گرفت، مشخص شد آنها چند خیابان آن طرفتر سوار بر یک خودروی عبوری شده و از محل فرار کردهاند. با به دست آمدن این سرنخ، بلافاصله شماره پلاک خودروی عبوری استعلام شد و کارآگاهان موفق شدند راننده خودرو را شناسایی کنند. در تحقیقات، مرد جوان مدعی شد روز حادثه سرنشینان سیاهپوش را حوالی خیابانی در مرکز تهران پیاده کرده است. در ادامه، کارآگاهان به بازبینی دوربینها پرداخته و موفق شدند رد سارقان را در خیابانی همان حوالی به دست آورند، اما معمایی که پیش روی مأموران قرار گرفته بود، این بود که سارقان ساکن کدام خانه هستند.
گوشیهای مدل بالا
همزمان کارآگاهان در شاخه دیگری به بررسیهای خود ادامه داده و از آنجا که سارقان با کلید وارد خانه شده بودند، این احتمال مطرح شد که با مالباخته آشنا باشند، بنابراین به تحقیق درباره اطرافیان شاکی پرداختند. در ادامه، کارآگاهان پی بردند برادرزادههای مهندس میانسال که یک خواهر و برادر جوان هستند، با اینکه وضع مالی خوبی نداشتهاند اما بهتازگی هر دو گوشی آیفون 17 خریداری کردهاند. همین موضوع این احتمال را برای تیم تحقیق مطرح کرد که خواهر و برادر در این ماجرا نقش دارند.
در ادامه با به دست آوردن آدرس محل سکونت دو مظنون، مشخص شد آنها در همان خیابانی که رد سارقان نقابدار زده شده بود، زندگی میکنند.
بدین ترتیب برای تیم پلیس محرز شد این خواهر و برادر در سرقت از خانه عمویشان نقش دارند و پس از هماهنگیهای قضایی با بازپرس دادسرای ویژه سرقت، بازداشت شدند. گرچه آنها در تحقیقات اولیه منکر سرقت بودند اما زمانی که اشیای عتیقه در خانهشان کشف شد، به سرقت از خانه عمویشان اعتراف کردند. با اعتراف آنها، متهمان در اختیار پلیس قرار گرفته و تحقیقات از آنها ادامه دارد.
وسوسه شدیم
پریسا و پدرام، سناریوی سرقت از خانه عمویشان را اجرا کردند و تصورش را نمیکردند که فقط چند روز پس از اجرای سرقت دستگیر شوند. پریسا در رابطه با انگیزهاش گفت:«همه ماجرا از میهمانی خانه عمویم شروع شد. عمویم در میهمانی تعریف کرد که مدتهاست در کار خرید زیرخاکی است و در این سالها تمام پساندازش را صرف خرید عتیقه کرده است. او گفت با گذشت زمان، قیمت عتیقهها افزایش یافته و اگر بخواهد آنها را بفروشد، پول خوبی گیرش میآید. صحبتهای عمویم ما را به فکر سرقت انداخت.»
نقشه سرقت را چطور اجرا کردید؟
همان شب با کمک برادرم کلید خانهاش را سرقت کردیم و از رویش ساختیم، بعد منتظر فرصت مناسب بودیم که فهمیدیم عمویم قصد مسافرت دارد. شب حادثه به آنجا رفتیم و عتیقهها را به همراه مقداری دلار و سکه طلا داخل کولهپشتیمان ریختیم و سرقت را انجام دادیم.
فکرش را میکردید دستگیر شوید؟
شب حادثه من هم لباس مردانه پوشیدم تا به نظر برسد سرقت از سوی دو مرد صورت گرفته است. ما حتی با وسیله شخصیمان برای سرقت نرفتیم تا ردمان زده نشود. ما هیچ ردی از خودمان بهجا نگذاشته بودیم و نمیدانیم چطور دستگیر شدیم.

