وقتی جنگ تحمیلی، خواب و امید کودکان را می‌دزدد

زخم‌های نامرئی ماندگار

مرجان قندی
گروه اجتماعی


بیش از یک ماه از جنگ تحمیلی دشمن علیه ایران می گذرد. در این دوران کودکان بیشتر از بقیه با صدای انفجارها حس ترس‌ و اضطراب را تجربه کرده اند. اضطرابی که تأثیر مستقیم روی برخی الگوی رفتاری بسیاری از آنها گذاشته است. به گفته روانشناسان این حس اضطراب و ترس آرام‌آرام به سلامت روان، عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی آن‌ها نفوذ می‌کند و آینده‌ آن‌ها را در سایه‌ افسردگی و انزوا قرار می‌دهد.
زهرا قجری،روانشناس کودک و نوجوان و پژوهشگر حوزه سلامت روان با اشاره به پیامدهای بلندمدت این بحران و چگونگی شکستن این چرخه‌ خطرناک می‌گوید: «جنگ و ناامنی، تأثیر زیادی روی عملکرد زندگی کودکان و نوجوان از جمله خواب، ارتباطات، هیجان و ... می‌گذارد. از این رو توجه به ویژگی‌های فردی کودکان مانند شرایط خلق و خو و فیزیولوژیکی خیلی اهمیت دارد.»
قجری می‌گوید: «هرچقدر یک مساله‌ای غیرقابل پیش‌بینی و غیرقابل کنترل باشد، میزان ترس از آن موضوع بیشتر می‌شود؛ بنابراین ترس از جنگ به دلیل داشتن این دو فاکتور، به همان اندازه بیشتر می‌شود. هرچقدر میزان ترس کودکان بیشتر باشد و والدین و کودک قادر به تنظیم هیجانات منفی خود نباشند، نمود بیرونی و رفتاری آن‌ها را در این شرایط بیشتر می‌توانیم ببینیم؛ مانند نمود در خواب و مشکلات رفتاری و تغذیه‌ای.»
 او با تأکید به اینکه خواب یک چرخه دارد که در دو مرحله اتفاق می‌افتد، می‌گوید:«اگر کودک به دلایل بیرونی و درونی دچار ترس و ناامنی باشد، سیکل و مراحل کامل خواب اتفاق نمی‌افتد و کودک نمی‌تواند خواب عمیق را تجربه کند. خواب عمیق تأثیر بسیار زیادی در روند رشد کودک، بهبود خلق و خو و افزایش انرژی در طول روز دارد.»
قجری می‌گوید:«وقتی فرایند خواب به خوبی طی نشود، شاهد اثرات مستقیم آن در کیفیت خواب کودک، بیدار شدن‌های مکرر و مشکل در به خواب رفتن هستیم. این وضعیت چرخه معیوبی ایجاد می‌کند که انرژی روزانه کودک را به شدت کاهش می‌دهد.»

 نقش تخیل کودکان در کابوس‌ها
او توضیح می‌دهد: «بچه‌ها به دلیل قدرت تخیل و تصور بالایی که دارند، می‌توانند اتفاقات روز را در شب، قبل از خواب با خود مرور کنند و همان‌طور که می‌خواهند سناریو بسازند. وقتی این تصاویر با هیجانات منفی ادغام می‌شود، در طول خواب منجر به دیدن کابوس‌های ترسناک می‌شود.»
این روان شناس با اشاره به موضوع کودکان جنگ‌زده و مشکلات خواب آن‌ها می‌گوید:«کودکانی که جنگ را تجربه کرده‌اند، اغلب قادر به خوابیدن تنها نیستند چون احساس ناامنی عمیقاً سیستم عصبی آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این شرایط، حضور والد یا مراقب به عنوان یک منبع امنیت فیزیکی و روانی، سیستم هشدار بدن کودک را آرام می‌کند و اجازه می‌دهد به حالت آرامش لازم برای خواب وارد شود.»
او با اشاره به گسترش این ترس به ساعات روز توضیح می‌دهد:«مشکلات خواب فقط مربوط به شب نیست. در طول روز هم صداهای غیرعادی، اخبار یا حتی تغییرات در محیط می‌توانند خاطرات ترس را زنده  و حالت هوشیاری مداوم را ایجاد کنند که انرژی روانی کودک را تخلیه می‌کند و مانع احساس آرامش حتی در روز می‌شود.»
قجری با اشاره به اهمیت ارضای نیاز حس ترس توضیح می دهد:«ترس یکی از اصلی‌ترین نیازهای کودکان است و ارضای درست آن در گرو ارتباط امن با والد یا مراقب اصلی اوست. هرچه کیفیت این ارتباط امن‌تر باشد، کودک بهتر می‌تواند ترس خود را تنظیم، احساس امنیت درونی ایجاد کند و به تدریج توانایی خوابیدن مستقل را بازیابد.»
قجری در خصوص نقش والدین در مدیریت هیجان ترس کودکان تأکید می‌کند: «والدین باید توانایی کنترل، مقابله و همدلی با هیجان ترس را داشته باشند. این مهارت به کودک امکان می‌دهد پس از تجربه ترس، هیجان امنیت را هم تجربه کند. در واقع هر اندازه جهان بیرون ناامن و ترسناک باشد، جهان درون کودک امنیت دارد و او می‌تواند تنها نباشد.»
او می گوید:«وقتی کودک در هر لحظه از روز و شب به این باور دست یابد که جهان درون او امن است و والد امنی دارد که به موقع و کافی حضور می‌یابد تا او را از ترس‌هایش نجات دهد، همین ذهنیت در کاهش هیجان منفی ترس مؤثر خواهد بود و نقش آرام‌کننده ایفا می‌کند.»
قجری با هشدار می گوید:«اگر کودک قادر به تجربه این احساس امنیت درونی نباشد، پیوسته با احساسات ناامنی زندگی خواهد کرد، توانایی آرام‌شدن را از دست خواهد داد و بخشی از ذهن او همواره در وضعیت جنگ‌وگریز باقی خواهد ماند؛ این حالت موجب گوش‌به‌زنگی و خلق پایین می‌شود و مشکلات در شب هنگام خواب و در طول روز نمود پیدا می‌کنند.«
قجری در خصوص رابطه میان شدت تجربه جنگی و مشکلات خواب کودکان توضیح می دهد:«به‌طور طبیعی، هرچه درصد تروما و آسیب‌های باقی‌مانده از جنگ بیشتر باشد، میزان ترس در کودک و نمود آن در خواب هم شدیدتر خواهد بود.»
او بر اهمیت روش‌های مقابله تأکید می‌کند و می گوید:»نکته‌ کلیدی، انتخاب راه‌های صحیح کنترل و مواجهه با اثرات آسیب است. هدف ما این است که بتوانیم ردپای آسیب را به‌تدریج و با صبر از کودک دور کنیم، نه اینکه  یک‌باره و باتندروی این کار را انجام دهیم.»
قجری هشدار می‌دهد:«اصرار بیش‌ازحد و سریع در دور کردن کودک از هیجان منفی، نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه اضطراب را تشدید خواهد کرد.»
این روان شناس کودک در خصوص بهترین رویکردهای روانشناختی برای کودکان جنگ‌زده می‌گوید:«در شرایط فعلی، شاید نتوان از راهکارها و تکنیک‌های روانشناختی مشخص و تفکیک‌شده‌ای که در شرایط ثابت و پایدار کارایی دارند، به‌طور کامل استفاده کرد. این روش‌ها زمانی بسیار مؤثر هستند که شرایط محیطی ثابت باشد.»
او به چالش های والدین در این باره اشاره می‌کند و می گوید:«باید به یاد داشته باشیم که والدین هم در شرایط سختی به سر می‌برند و ممکن است توانایی کافی برای اجرای دقیق این راهکارها نداشته باشند. در چنین حالتی، تلاش برای اجرای تکنیک‌های پیچیده ممکن است نه‌تنها کمکی نکند، بلکه باعث آسیب بیشتر به کودک شود.»
قجری راهکار جایگزین را این‌گونه توصیف می‌کند:«بهترین روش، استفاده از توانمندی‌های قبلی خود والدین و خلق‌وخوی کودک است. با تکیه بر این ظرفیت‌های درونی و گذشته، می‌توان هیجانات منفی را به‌صورت طبیعی و بدون فشار تکنیک‌های خارجی کاهش داد.»
او با اشاره به روتین‌های شبانه برای کاهش اضطراب خواب کودکان می‌گوید:«یکی از مؤثرترین راهکارها، تدوین یک روتین مشخص و پایبندی به آن است که خانواده یا والد اصلی باید حداقل یک ساعت قبل از خواب با مشارکت خود کودک اجرا کنند.»
او بر مشارکت کودک در این فرآیند تأکید می‌کند و می گوید:«در این ساعت، حتماً از کودک بخواهید که بگوید دوست دارد چه کارهایی انجام بدهد. این کارها می‌تواند شامل پوشیدن لباس خواب، مسواک زدن، کم‌کردن نور چراغ‌ها، بغل کردن، نوازش، بوسیدن یا خواندن داستان باشد.»
قجری درباره هدف انجام این روتین روزانه می گوید:«در این زمان نباید از فعالیت‌هایی استفاده کرد که هیجان کودک را بالا می‌برند. هدف اصلی، کاهش تدریجی هیجان، افت انرژی و آماده‌سازی مغز و بدن برای خواب است تا مغز به آرامی به حالت پایین بیاید.»
او حتی بر محتوای داستان‌ها تأکید می‌کند و می گوید:«خواندن داستان‌هایی که مضامین شجاعت، امیدواری، حمایت و محبت خانواده را در خود دارند، در این روتین بسیار توصیه می‌شود.»

 

برش

 نقش والدین و مراقبان کودک در دوران جنگ
قجری درخصوص نقش والدین و مراقبان در دوران جنگ می‌گوید:«مهم‌ترین اصل، تنظیم هیجان خود والد است. کودک از چهره، صدا و حالت بدن والدش حجم اضطراب و ترس او را درک و مانند یک آینه عمل می‌کند. حتی اگر والد در مورد ترس حرف نزند، کودک آنچه را می‌بیند درونی کرده و خود هم تجربه‌کننده همان ترس می‌شود. بنابراین، بهتر است قبل از اجرای هر راهکاری برای کودک، والد تا حد امکان خود را آرام نگه دارد تا آینه‌ای واقعی و امن باشد، نه تصنعی و به‌ظاهر آرام.»
او به دیگر توصیه‌های عملی پیش از خواب کودک اشاره می‌کند و می گوید:«قبل از خواب، رعایت یک روتین آرام‌بخش ضروری است. اگر کودک سن کمی دارد و می‌خواهد کنار شما بخوابد، اجازه بدهید این کار را انجام بدهد. در شرایط فعلی، اولویت کنترل تهدید بیرونی است، نه جدا کردن خواب کودک که می‌تواند یک تهدید درونی ایجاد کند.»
قجری بر فعالیت روزانه تأکید می کند و می گوید:«در طول روز، هرچه کودکان فعالیت فیزیکی و فکری  داشته باشند که خسته شوند در طول شب راحت تر می خوابند، خوب است والدین در روز ۲ تا نیم ساعت وقت خالی کنند و بازی های دونفره و ارتباطی باهم انجام بدهند،گاهی انیمیشن و داستان های مربوط به افزایش شجاعت و کاهش ترس و ... پخش شود وفضای خانه از استرس های حاشیه ای مثل چک کردن اخبار و بلند خواندن برای شخص دیگری خالی شود. دعواهای والدین هم خود یکی از عوامل ناامنی کودک است که بهتر است این روزها به دلیل شرایط جنگی کمتر کودک متوجه این ماجرا شود و یا اگر دعوا شد در مقابل کودک صحبت و آشتی کنند.»
قجری درباره اینکه در چه مرحله‌ای والدین باید به دنبال کمک حرفه‌ای از روانشناس یا مشاور باشند،می گوید: «وقتی هیچ‌یک از این کارهایی که به ٱنها اشاره شد، انجام داده شد و به جای بهبود، در بازه‌ زمانی مشخص مشکلات خواب کودک بیشتر شد، کابوس‌های بیشتری دید، در روز خیلی بی‌انرژی بود و اشتیاقی برای بازی و کارهای شخصی اش نداشت، بهتر است که از کمک تخصصی روانشناس استفاده شود.»
او می گوید:«وقتی کودکی در جنگ، ترس و بی‌خوابی را تجربه می‌کند، این تجربه مثل یک زخم عمیق روی روحش می‌نشیند. اضطراب نهفته، خواب را می‌دزدد و بی‌خوابی هم دوباره اضطراب را تشدید می‌کند. این چرخه‌ معیوب باعث می‌شود کودک افسرده، منزوی و خسته شود و دیگر اشتیاقی برای بازی، دوستی یا درس خواندن نداشته باشد. این مشکلات اگر درمان نشوند، می‌توانند تا بزرگسالی روی اعتماد به نفس، روابط اجتماعی و موفقیت‌های تحصیلی او سایه بیندازند.»
قجری می گوید:«زخم‌های روانی جنگ نامرئی‌اند، اما اثرات شان ماندگار است. با آگاهی، صبر و اقدام به‌موقع، می‌توان این زخم‌ها را التیام بخشید و آینده‌ای روشن‌تر را برای کودکان رقم زد.»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ایران زمین
  • زیست‌بوم-اندیشه
  • حوادث
  • گزارش- خودرو
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • فرهنگی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و نود و پنج
 - شماره هشت هزار و نهصد و نود و پنج - ۱۹ فروردین ۱۴۰۵