راه حل دفاع از «زیرساختهای ملی»
محمد محسن فایضی
کارشناس مسائل فلسطین
کاتص وزیر جنگ اسرائیل در کلیپی ضبط شده که بلافاصله پس از حملات جنگندههای امریکایی-اسرائیلی به تأسیسات پتروشیمی و پالایشگاهی در نقاط مختلف از جمله پارس جنوبی و شیراز منتشر شد، تأکید کرد: «نیروهای اسرائیل به طور قاطعانه به بزرگترین کارخانه پتروشیمی ایران حمله کردند. این تأسیسات کلیدی حدود 50 درصد از تولید پتروشیمی ایران را تشکیل میدهد. این حمله پس از حمله به دومین تأسیسات بزرگ ایران در هفته گذشته صورت گرفت. این ضربهای چند میلیارد دلاری به اقتصاد ایران است. نتانیاهو و من به نیروهای ارتش اسرائیل دستور دادهایم که حملات شدید خود را به زیرساختهای ملی ایران ادامه دهند.»
اکنون صهیونیستها و ترامپ خیلی شفافتر و عیانتر هدفشان از جنگ را نه تغییر رژیم بلکه یک ایران ضعیف و بلعیده شده بیان میکنند. دیروز ترامپ در سخنانی در پاسخ به سؤال خبرنگاری که از او پرسیده بود آیا نگران است مردم ایران، کشوری با جمعیت ۹۳ میلیون نفر، در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهای غیرنظامی آسیب ببینند، گفت: «نه، آنها میخواهند ما این کار را انجام دهیم!» پاسخی که البته نشان دهنده وقاحت ترامپ است، اما نتیجه سوء استفاده دشمن از شکسته شدن قبح دخالت خارجی به واسطه کنشگری برخی در داخل و خارج ایران است که بزرگترین خیانت به وطن بود.
اما اکنون سؤال اصلی این است که در مقابل چنین اتفاقات و حملاتی چه بازدارندگیای باید ساخت؟ بخشی از پاسخ و کنش ما تاکنون ساخت بازداندگی در پازل چشم در مقابل چشم بوده است. حملات مختلف ایران به تأسیسات آمریکایی اسرائیلی در منطقه، پایگاههای آمریکا، مراکز راهبردی اسرئیل و... مثالهایی از این اقدامات شجاعانه و مشروع ایران در 37 روز گذشته است.
اما دشمن با تصعید تنش به صورت پله پله، حالا جنگ را به سطح زیرساختها رسانده است. ضمن آنکه در این مرحله در برخی حوزهها اجرای سیاست چشم در مقابل چشم گاهی چندان تأثیرگذار نیست. به طور مقال حمله به زیرساختهای پتروشیمی و نفتی که از مهمترین و بنیان اقتصاد ملی ایران است، مقابله به مثل عینی ندارد. اقتصاد اسرائیل بیش از 70 درصد آن غیرصنعتی و به اصطلاح خدماتی است. لذا حمله به پالایشگاه حیفا که چه در این جنگ و چه جنگ 12 روزه بارها مورد حمله و آسیب هم قرار گرفته است، نمیتواند بازداندگی در مقابل حمله به پارس جنوبی باشد.
جان میرشایمر، نظریهپرداز مشهور آمریکایی در روابط بینالملل پیشنهاد متفاوتی برای کنترل ترامپ دارد. او میگوید: «خب، من فکر میکنم تنها شرایطی که تحت آن واشنگتن یا ترامپ عقبنشینی خواهند کرد، این است که به نظر برسد اقتصاد جهانی در حال سقوط از لبه پرتگاه است. یعنی فشار و درد اقتصادی آنقدر عظیم شود که عقبنشینی برای ترامپ به یک ضرورت تبدیل گردد. من معتقدم در چنین شرایطی، دیگر فرقی نمیکند که نتانیاهو چه میگوید. اما اگر از منظر اقتصاد جهانی در لبه پرتگاه نباشیم، آن وقت فکر میکنم عقبنشینی برای پرزیدنت ترامپ بسیار دشوار خواهد بود؛ چرا که اسرائیلیها با این حرکت مخالفت خواهند کرد. با این حال، به محض اینکه روشن شود ما بر لبه پرتگاه ایستادهایم، فکر میکنم پرزیدنت ترامپ صرفاً آنچه را که لازم است انجام خواهد داد و تصور نمیکنم بیبی (نتانیاهو) سد راه او شود.»
مرشایمر صحه بزرگی بر کنش کنونی ایران در کشاندن نبرد به جنگ منطقه و کنترل تنگه هرمز برای فشار به اقتصاد جهانی است. معادلات تنگه هرمز باید به عنوان تضمین عدم جسارت و حمله دوباره به ایران با معادلات نوینی در واقعیت ساخته و تداوم یابد.
ایران اکنون در وضعیت پیچیده و سرنوشتسازی قرار گرفته است. باید درک کرد که شرایط برای تصمیمسازان بسیار پیچیده و حساس است و نباید در دام دو قطبیسازیهای آتشبس یا جنگ افتاد و در شرایط و وضعیت ویژه باید به تصمیمسازانی که تاکنون عاشورایی و با عزت جنگیدهاند و ایستادهاند برای هر تصمیم ادامه نبرد یا پایان جنگ اعتماد کرد.

